حفظ توان بازدارندگی در کنار گسترش دیپلماسی و استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی ضروری است

باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفیراد - علی بیگدلی، کارشناسی مسائل سیاسی و امور بینالملل در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان با اشاره به افزایش سطح بیاعتمادی میان ایران و آمریکا اظهار داشت: اختلافات و ابهامات میان دو کشور به مرحلهای عمیق و گسترده رسیده است، اما همین شرایط ضرورت حرکت به سمت راهحلهای دیپلماتیک را دوچندان میکند.
به اعتقاد وی، با وجود اختلافات موجود، هیچیک از دو طرف خواهان ورود به جنگی تازه نیستند و هر دو تمایل دارند مسائل خود را از طریق مذاکره حلوفصل کنند.
بیگدلی افزود: دونالد ترامپ در برخی سخنرانیهای خود اعلام کرده است که به دلیل قرار داشتن در دوره پایانی ریاستجمهوریاش، نگرانی چندانی درباره آینده سیاسی حزب جمهوریخواه ندارد؛ با این حال، تحولات سیاسی داخلی آمریکا و تلاشهای انتخاباتی او نشان میدهد که پیامدهای تصمیمات دولت واشنگتن همچنان برای وی اهمیت دارد.
کارشناسی مسائل سیاسی و امور بینالملل تصریح کرد: در چنین شرایطی، ایران نیز باید با در نظر گرفتن منافع بلندمدت خود، از فرصتهای موجود برای پیشبرد دیپلماسی استفاده کند. ادامه بنبست سیاسی نهتنها کمکی به حل اختلافات نمیکند، بلکه ممکن است هزینههای بیشتری را تحمیل کند؛ هزینههایی که با توجه به شرایط اقتصادی جامعه، ضرورت مدیریت تنشها را افزایش میدهد.
وی ادامه داد: در مناسبات دیپلماتیک، کشورها گاهی با افزایش فشار بر طرف مقابل تلاش میکنند موقعیت خود را در مذاکرات تقویت کنند. بنابراین، افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه را نباید لزوماً به معنای قطعی بودن جنگ دانست؛ با این حال، ادامه چنین وضعیتی میتواند خطر محاسبه اشتباه و گسترش درگیریها را افزایش دهد.
بیگدلی خاطرنشان کرد: راهکار منطقی آن است که دو طرف از فضای بنبست کنونی خارج شوند و با تعدیل انتظارات خود، زمینه را برای آغاز مذاکراتی عملی فراهم کنند. ایران باید ضمن حفظ ظرفیتهای بازدارندگی خود، مسیر دیپلماسی را گسترش دهد؛ زیرا بازدارندگی زمانی میتواند به نتایج سیاسی مؤثر منجر شود که امکان گفتوگو و توافق نیز وجود داشته باشد.
تنگه هرمز؛ ظرفیت راهبردی ایران در معادلات منطقهای
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه، با اشاره به اهمیت تنگه هرمز در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان گفت: پیشتر پیشنهاد کرده بودم که اختلافات ایران و آمریکا در دو مرحله بررسی شود؛ مرحله نخست به مسائل مرتبط با تنگه هرمز اختصاص یابد و پس از آن، موضوع هستهای در دستور کار قرار گیرد.
وی افزود: با این حال، تحولات اخیر نشان داده است که نمیتوان ظرفیتهای ژئوپلیتیکی تنگه هرمز را بهتنهایی و بدون توجه به سایر موضوعات، مبنای یک راهبرد مذاکراتی قرار داد. این گذرگاه همچنان از اهمیت راهبردی برخوردار است، اما نحوه بهرهگیری از این ظرفیت باید بهگونهای باشد که قدرت چانهزنی ایران در مذاکرات افزایش یابد.
بیگدلی اظهار داشت: آمریکا در مواضع خود تلاش کرده است موضوع تنگه هرمز را از دستور کار اصلی مذاکرات خارج کند و تمرکز را به پرونده هستهای معطوف سازد. از سوی دیگر، ایران نیز باید بتواند با حفظ جایگاه راهبردی خود، از ظرفیتهای موجود برای تأمین منافع ملی استفاده کند.
وی تأکید کرد: با توجه به شرایط کنونی، شاید مناسبتر باشد که موضوع تنگه هرمز و پرونده هستهای در چارچوب یک بسته مذاکراتی جامع بررسی شوند. چنین رویکردی میتواند امکان دستیابی به توافقی متوازن را افزایش دهد و از فرسایشی شدن مذاکرات بر سر موضوعات جداگانه جلوگیری کند. ایران باید با مدیریت هوشمندانه ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود، زمینه دستیابی به توافقی تأمینکننده منافع ملی را فراهم کند.
ضرورت پیوند دادن امنیت انرژی به توافقی پایدار
بیگدلی با اشاره به نقش تنگه هرمز در تأمین امنیت انرژی جهان بیان کرد: روزانه حجم قابلتوجهی از نفت جهان از این گذرگاه عبور میکند و هرگونه اختلال در روند انتقال انرژی میتواند پیامدهای گستردهای برای بازارهای جهانی، کشورهای منطقه و اقتصاد بینالمللی داشته باشد.
وی افزود: افزایش قیمت نفت و اختلال در مسیرهای صادراتی انرژی نشان میدهد که امنیت تنگه هرمز صرفاً یک موضوع دوجانبه میان ایران و آمریکا نیست، بلکه با منافع اقتصادی شمار زیادی از کشورها ارتباط دارد.
این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: ایران از موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی مهمی برخوردار است و این موقعیت میتواند در مذاکرات مورد توجه قرار گیرد. با این حال، بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیت مستلزم آن است که میان حفظ منافع ملی ایران و جلوگیری از گسترش بحران در منطقه توازن برقرار شود.
تداوم بنبست، هزینههای اقتصادی و سیاسی را افزایش میدهد
بیگدلی در پاسخ به این پرسش که در صورت بینتیجه ماندن مذاکرات، چه چشماندازی پیش روی ایران قرار خواهد داشت، گفت: ادامه وضعیت فعلی میتواند فشارهای اقتصادی را افزایش دهد و فاصله میان انتظارات جامعه و توانایی دولت برای پاسخگویی به مطالبات عمومی را بیشتر کند.
وی افزود: از منظر علم سیاست، تشدید مشکلات اقتصادی و افزایش نارضایتیهای اجتماعی میتواند چالشهای داخلی را پیچیدهتر کند. به همین دلیل، ضروری است که تصمیمگیریها بهگونهای انجام شود که از تحمیل هزینههای بیشتر به جامعه جلوگیری شود.
کارشناسی مسائل سیاسی و امور بینالملل با اشاره به تحولات سیاسی آمریکا نیز اظهار داشت: تغییر شرایط سیاسی در این کشور میتواند بر رویکرد دولت واشنگتن در قبال ایران تأثیر بگذارد. از این رو، نمیتوان پیامدهای احتمالی تحولات داخلی آمریکا را نادیده گرفت و لازم است از فرصتهای موجود برای کاهش تنشها استفاده شود.
بیگدلی تصریح کرد: نگرانی اصلی، شکلگیری چرخهای از فشار، تقابل و درگیری است که خروج از آن دشوارتر خواهد شد. اگر درگیری نظامی تازهای آغاز شود، علاوه بر ایران، کشورهای منطقه نیز با پیامدهای امنیتی و اقتصادی آن مواجه خواهند شد؛ بنابراین، جلوگیری از جنگ باید به یکی از اولویتهای اصلی دیپلماسی منطقهای تبدیل شود.
کشورهای منطقه از گسترش درگیریها نگران هستند
این کارشناس مسائل بینالملل درباره نقش کشورهای منطقه در کاهش تنش میان تهران و واشنگتن گفت: بسیاری از کشورهای منطقه تمایلی به وقوع جنگی تازه ندارند؛ زیرا میدانند که گسترش درگیریها میتواند امنیت و ثبات اقتصادی آنها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.در صورت تشدید تنشها، کشورهای منطقه نیز ممکن است در معرض فشارهای امنیتی و اقتصادی بیشتری قرار گیرند. همین مسئله میتواند انگیزهای برای افزایش تلاشهای میانجیگرانه و انتقال پیامهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا باشد.
بیگدلی خاطرنشان کرد: نمیتوان صرفاً بر اساس شرایط کنونی، از کشورهای منطقه انتظار داشت که همه مناسبات امنیتی خود، از جمله روابط نظامی با آمریکا، را بهسرعت تغییر دهند. چنین مسائلی پیچیدگیهای حقوقی و سیاسی خاص خود را دارد و باید در چارچوب واقعیتهای منطقهای بررسی شود.
وی ادامه داد: با این حال، کشورهای منطقه میتوانند با استفاده از ظرفیتهای سیاسی و دیپلماتیک خود، واشنگتن را به پرهیز از آغاز جنگی تازه ترغیب کنند. اگر این تلاشها به کاهش تنش و شکلگیری توافقی پایدار منجر شود، منافع مشترک کشورهای منطقه نیز بهتر تأمین خواهد شد. ایران نیز باید ضمن حفظ توان بازدارندگی خود، از ظرفیتهای دیپلماتیک منطقه برای جلوگیری از گسترش بحران بهره بگیرد؛ زیرا هرگونه درگیری تازه میتواند هزینههای سنگینی را بر اقتصاد کشور و زندگی مردم تحمیل کند.
اروپا لزوماً در مسیر تقابل نظامی آمریکا حرکت نمیکند
بیگدلی در ارزیابی احتمال همراهی کشورهای اروپایی با آمریکا در هرگونه اقدام نظامی علیه ایران اظهار داشت: روابط اروپا و دولت ترامپ با اختلافنظرهایی همراه بوده است و نمیتوان فرض کرد که کشورهای اروپایی در همه مسائل، بهویژه در موضوع ایران، رویکردی کاملاً یکسان با واشنگتن اتخاذ کنند.
وی افزود: همراهی سیاسی یا اظهارنظرهای دیپلماتیک اروپا با آمریکا لزوماً به معنای مشارکت مستقیم در یک درگیری نظامی نیست. از این رو، باید میان مواضع سیاسی کشورهای اروپایی و تصمیم آنها برای ورود عملی به جنگ تفاوت قائل شد.
کارشناسی مسائل سیاسی و امور بینالملل تصریح کرد: در شرایط کنونی، نمیتوان مشارکت نظامی اروپا در هرگونه تقابل احتمالی با ایران را قطعی دانست. همین مسئله نشان میدهد که معادلات بینالمللی پیچیدهتر از آن است که صرفاً بر اساس مواضع واشنگتن تحلیل شود.
اهداف آمریکا با تداوم فشار نظامی تضمین نمیشود
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان با تأکید بر اینکه فشار نظامی بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده دستیابی آمریکا به اهداف سیاسی خود باشد، گفت: واشنگتن ممکن است از طریق تحریمها و اقدامات نظامی هزینههایی را به ایران تحمیل کند، اما تحمیل هزینه با دستیابی به اهداف راهبردی تفاوت دارد.
وی افزود: آمریکا در سالهای گذشته نیز برای تغییر رفتار ایران از ابزارهای مختلف فشار استفاده کرده است، اما این سیاستها بهتنهایی نتوانستهاند همه اهداف مورد نظر واشنگتن را محقق کنند. از این رو، ادامه فشار نظامی نیز لزوماً به نتیجهای که آمریکا به دنبال آن است منجر نخواهد شد.
بیگدلی خاطرنشان کرد: ایران از ظرفیتهای سیاسی، جغرافیایی و منطقهای برخوردار است و هرگونه ارزیابی از موقعیت کشور باید با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل انجام شود. در مقابل، تداوم تقابل نظامی میتواند هزینههایی را به هر دو طرف تحمیل کند، بیآنکه چشمانداز روشنی برای حل اختلافات ایجاد شود.
وی تأکید کرد: راهبرد مناسب، حفظ توان بازدارندگی در کنار گسترش دیپلماسی و استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی کشور است. ایران میتواند با پیگیری مذاکراتی مبتنی بر منافع ملی، از تشدید بحران جلوگیری کند و زمینه را برای دستیابی به توافقی فراهم سازد که ضمن حفظ حقوق و منافع کشور، احتمال تکرار درگیریها را کاهش دهد.










