«امتیازهای کوتاهمدت را با دستاوردهای بلندمدت اشتباه نگیرید!»

«عبدالله گل»، رئیسجمهور پیشین ترکیه (طی سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴) در مقالهای در نشریه «پراجکت سیندنیکیت» (Project Syndicate) که معمولا سیاستمداران جهان در آن مطالبی مینویسند، نوشت: «تهاجم یکجانبه آمریکا و اسرائیل به ایران فاقد مشروعیت بینالمللی بود و همانطور که انتظار میرفت، سراسر منطقه را بیثبات کرد. اما رهبران ایران، هر اندازه هم که پیگیری سرسختانه راهبردی حداکثری را موجه بدانند، باید مراقب باشند امتیازهای کوتاهمدت را با دستاوردهای بلندمدت اشتباه نگیرند.»
«عبدالله گل»: آمریکا و اسرائیل روز ۲۸ فوریه با حمله به نقاط مختلف ایران و ترور آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، جهان را شوکه کردند. تلفات غیرنظامیان به سرعت افزایش یافت؛ از جمله ۱۵۰ غیرنظامی که بیشترشان کودک بودند و در پی اصابت موشکهای آمریکایی به یک دبستان کشته شدند. ایران نیز در پاسخ اسرائیل و پایگاههای آمریکا در سراسر منطقه را هدف قرار داد و تردد دریایی در تنگه هرمز را بهشدت محدود کرد. این تهاجم یکجانبه به ایران مشروعیت بینالمللی نداشت و سراسر خاورمیانه را بیثبات کرد. کشورهای عربی به دلیل میزبانی از پایگاههای آمریکایی، هدف حملات تلافیجویانه ایران قرار گرفتند و کشورهای سراسر جهان نیز با جهش قیمت انرژی، هزینههای اقتصادی سنگینی متحمل شدند. اعتبار کشورهای خلیج فارس به عنوان مقصدهایی امن نیز آسیب دید.
سپس روز هفتم آوریل، نیویورکتایمز گزارشی مفصل منتشر کرد که نشان میداد «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر اسرائیل، چگونه «دونالد ترامپ»، رئیسجمهوری آمریکا را به حمله به ایران متقاعد کرده است؛ تصمیمی که اکنون باید از دو زاویه بررسی شود.
نخست، این ماجرا نشان میدهد آمریکا تا چه اندازه آسان میتواند به جنگ کشیده شود. بیتردید یک ابرقدرت مجهز به سلاح هستهای باید برای تصمیمگیری درباره جنگ و صلح سازوکارهایی بسیار مستحکم داشته باشد.
دوم، به نظر میرسد پیروزی آمریکا در ونزوئلا، اعتمادبهنفس بیش از حدی ایجاد کرد که به حمله به ایران انجامید. دولت ترامپ تصور میکرد با استفاده از قدرت نظامی، هیچ مانعی جلودارش نیست. اما اوضاع در ایران بسیار پیچیدهتر و دشوارتر از آب درآمد. زمانی که آمریکاییها دریافتند تنها شباهت این دو کشور ذخایر نفتی آنهاست، دیگر دیر شده بود.
تصویر آمریکایی که در درگیری با ایران گرفتار شده، به شدت به اعتبار این کشور لطمه میزند. پیشتر رقبای آمریکا، قدرتهای بزرگی چون چین و روسیه بودند، اما اکنون ایران نیز به این جمع اضافه شده است.
در این میان کشورهای خلیج فارس نیز از اقدامات آمریکا آسیب دیدهاند. اعتماد آنها به واشنگتن پیشتر در سال ۲۰۱۹ لطمه خورده بود؛ زمانی که آمریکا پس از حمله به تاسیسات نفتی عربستان، نتوانست نقش خود را به عنوان ضامن امنیت ایفا کند. اکنون تجهیزات و نیروهای آمریکایی مستقر در کشورهای خلیج فارس، به جای آنکه امنیتآفرین باشند به عاملی برای آسیبپذیری تبدیل شدهاند. آمریکا دیگر شریک امنیتی قابلاعتمادی تلقی نمیشود.
کشورهای خلیج فارس بیتردید به دنبال تنوعبخشی به شرکای خود خواهند رفت؛ هم در حوزه دفاعی و هم در زمینههایی مانند تجارت. این روند برتری آمریکا در منطقه را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد. احتمالا چین بیشترین بهره را خواهد برد، به ویژه با توجه به نقشی که در سال ۲۰۲۳ در تسهیل نزدیکی ایران و عربستان ایفا کرد. ایران، با وجود تمام خسارتهایش ثابت کرد که میتواند به حملات آمریکا و اسرائیل پاسخ دهد و در برابر آنها مقاومت کند. آشوب داخلی و تغییر حکومتی که بسیاری در غرب انتظارش را داشتند رخ نداد. در عوض ایران از خود دفاع کرد و مردمش در برابر مهاجم خارجی متحد شدند. با این حال، ایران باید با احتیاط گام بردارد. نباید امتیازهای کوتاهمدت را با پیروزیهای بلندمدت اشتباه بگیرد. غرور ناشی از ایستادگی در برابر دشمنان قدرتمندتر ممکن است رهبران ایران را به پیگیری رویکردی حداکثری در طرح مطالباتشان سوق دهد. اما چنین رویکردی نتیجه معکوس خواهد داشت.
رهبران ایران باید از فرصت کنونی استفاده کنند و دستاوردهای خود را به ثمر برسانند.
او تاکید کرد: دو موضوع اصلی نیازمند بررسی دقیقتر است: ساختار سیاسی داخلی و رفاه مردم ایران و نظم گستردهتر منطقهای که فرصتهای فراوانی برای همکاری به سود همه طرفها فراهم میکند.
عبدالله گل: خطر حمله به ایران "جوک" نیست؛ حتی اگر به نظر برسد ایران میتواند این درگیری را برای مدتی بسیار طولانیتر ادامه دهد، رهبرانش باید هزینه این کار را در نظر بگیرند. مسئولیت اصلی هر دولتی، حفظ رفاه مردم کشورش است. در شرایطی که هم حکومت و هم مردم خسارتهای سنگینی متحمل میشوند، بالاترین اولویت باید کاهش تحریمها و بهبود شرایط زندگی ایرانیان باشد. افزون بر این، اهرم راهبردیای که ایران در تنگه هرمز به دست آورده، دائمی نیست. مسیرهای جایگزین در حال توسعهاند.
رهبران ایران باید آینده روابط با کشورهای خلیج فارس را نیز در نظر بگیرند. اسرائیل مدتهاست میکوشد عربستان را به همراهی با آمریکا در رویارویی با ایران سوق دهد، اما این کشور خردمندانه از چنین کاری خودداری کرده است. رهبران ایران باید این موضوع را به رسمیت بشناسند. آنها همچنین باید بپذیرند که اتکایشان به گروههای نیابتی منطقهای، نتیجه مطلوبی برایشان نداشته و صرفا کشورهای عربی را به سوی دشمنان ایران رانده است.
در زمانی که کشورهای خلیج فارس وابستگی خود به آمریکا را زیر سوال میبرند، ادامه اقدامات خصمانه علیه آنها، دستاوردهای راهبردی ایران را به خطر میاندازد و کشورهای عربی را به ترتیبات پیشین بازمیگرداند.
برای آنکه منطقه به تعادلی تازه برسد، ایران و عربستان باید روابطشان را عادی کنند. همین تحول به تنهایی گامی بزرگ به جلو خواهد بود، زیرا به دو کشور اجازه میدهد دیگر یکدیگر را تهدیدی دائمی نبینند.
همچنین، عادیسازی روابط میان کشورهای مسلمان منطقه میتواند زمینه پیشرفت در مسئله فلسطین را فراهم کند. ایران در این زمینه باید کارنامه خود را بررسی کند. آیا میتواند صادقانه بگوید رویکردش در قبال فلسطین مفید بوده است؟ در عمل، ادبیات ایران بهانهای به اسرائیل داده تا هر کاری میخواهد انجام دهد؛ آن هم با کمک نظامی نامحدود آمریکا.
ایران باید از موضع حداکثری فاصله بگیرد. میتواند به کاهش تحریمها و پایان محاصره دست یابد و در مسیر بازگشت به جامعه بینالمللی پیش برود، بدون آنکه ناچار به تسلیم شود. اما این فرصت رو به پایان است. پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر، دولت ترامپ برای رسیدن به توافق فوریت کمتری احساس خواهد کرد. حتی ممکن است به دنبال انتقام شکست احتمالی جمهوریخواهان در انتخابات برود.
اما همانطور که ایران باید پیش از تضعیف موقعیت چانهزنیاش سریع اقدام کند، دیگران نیز باید ترسها و برداشت این کشور از تهدیدها را در نظر بگیرند.
دههها دشمنی با ایران، مواضع آن را سختتر کرده است. چالش پیش روی همه طرفها این است که میان نگرانیهای حکومت و حق ایرانیان برای برخورداری از رفاه در صلح و امنیت، راهی برای سازگاری پیدا کنند.
#ایران#رهبر_شهید #ترکیه #اسرائیل
#آمریکا #ترامپ #نتانیاهو #جنگ
#مذاکره #تفاهم_نامه #صلح #رسانه
#تنگه_هرمز #خلیج_فارس #تحریم
#نشریه #سیاست #غرب_آسیا #نفت
#کشورهای_حاشیه_خلیج_فارس #انرژی











