«تاپوهای گلی»، روایت یک میراث خاموش هزار ساله

باشگاه خبرنگاران جوان - روزگاری نهچندان دور، در گوشهای از صندوقخانهها و زیرزمینهای خانههای قدیمی، غولهایی از جنس گل و سفال سربرمیآوردند؛ موجوداتی خاموش، بیپشت و رو، اما با شکمی پرمایه از گندم و جو. نامشان «تاپو» بود و حکایتشان داستان هزارساله خودکفایی و دانش بومی این سرزمین است.
سیلوی اجدادی؛ ساده، اما هوشمندانه
تاپو در حقیقت سیلوی خانگی نیاکان ما بود. این سفالینه عظیمالجثه که گاه ارتفاعش به بیش از دو متر میرسید، با دستان پرتوان استادکاران قدیمی از گلِ نپخته و کاملاً ورزآمده ساخته میشد.
تاپو گلی
تاپوها در قدیم بهترین وسیله برای نگهداری مواد خوراکی و غذایی بهخصوص گندم و جو بود. تاپوها با گذشت زمان به سلاح کاربردی برای مبارزه با قحطی تبدیل شدند، اما بدقواره بودنشان هم مایه تولید اصطلاحاتی بود و به سبب شکل ظاهریشان در آن سالها به آدمهای بدقواره لقب «تاپو گِلی» میدادند! تاپوهای گلی یا به عبارتی سفالی تا قبل از وقوع قحطیهای مکرر در خانهها مورد استفاده قرار میگرفتند، اما در دوره ناصرالدینشاه تاپوهای عظیمالجثهای برای محافظت از گندم ساخته شدند.
علی اکبرخان دهخدا یک جایی در لغت نامه بی نظیرش، آنجا که نام «تاپو» به میان میآید، مینویسد: «اصفهانیها ظرفی را گویند که از گِل ساخته شده و در آن گندم و امثال آن کنند، خمرهای از گل نپخته...»
تاپوچی؛ مهد کودکی از جنس سفال
شهرضا که راویان محلی آن را از خاستگاههای اصلی این هنر میدانند، گونهای کوچکتر از تاپو را نیز در خود جای داده بود: «تاپوچی». این ظرف سفالینِ کوچکتر، برای نگهداری کودکان نوپا در آن ساخته میشد تا هم در امان باشند و هم مادر بتواند همزمان به کارهای خانه برسد.
تاپو و تاپوچی، عضو جداییناپذیر خانههای قدیم شهرضا بود
مصطفی جهانمردی، معلم بازنشسته و فعال فرهنگی شهرضا در این باره میگوید: تاپو و تاپوچی این دو کلمه یا به عبارتی دو وسیله عضو جداییناپذیر خانههای قدیم شهرضا بود که البته در سایر شهرهای کشور نیز از آن استفاده میکردند. تاپو در اصل یک سیلوی خانگی بود که گاهی ارتفاع بالای دو متر داشته است این مخزنها را با گل درون زیرزمینها و انباریها میساختند و سازه آن شبیه تنورهای گلی بوده است.
وی ادامه میدهد: از آنجاکه تنها خوراک ثابت مردم نان بود، در آن دوران با وجود جنگ و قحطی و ناامنیها خانوادهها بالاجبار خوراک موردنظرشان را در خانهها نگهداری میکردند؛ به گونهای که هم از شر حیوانات موذی و دشمنان در امان باشد و هم مقدار و نحوه مصرف را بتوانند تا رسیدن به فصل برداشت کنترل کنند.
جهانمردی میافزاید: برای خرابنشدن گندمها و غلات ذخیره شده در تاپوها به طور مرتب از سوراخ پایین آن بر میداشتند و از بالا روی غلات میریختنند تا جابهجایی صورت گیرد و غلات موردنظر فاسد و خراب نشود.
این فعال فرهنگی با اشاره به اینکه این تاپوها به نسبت وضع مالی خانوادهها و نوع استفادهای که میکردند اندازهشان متفاوت بود، گفت: تاپوهای کوچکی در آن روزگار بود که به آن تاپوچی میگفتند که از آن برای نگهداری نان استفاده میشد و به آن تاپو «نونی» میگفتند و نان خود را برای مدتی در آن نگاه میداشتند.
وی ادامه داد:، اما تاپوچیهای دیگری هم بود که نحوه استفادهاش برای نگهداری غلات و نان نبود بلکه آن روزگار مادرها موقع قالیبافی و کارهای روزمره در آن کودکان را میگذاشتند؛ کودک قرار گرفته در تاپوچی در آن محدوده کوچک گلی، گاهی میایستاد و گاهی مینشست و هیچ راهی برای فرار از وضعیت موجودش نداشت.
کودکان قدیم یا درون قنداق اسیر بودند و یا درون این تاپوچیها
جهانمردی تصریح میکند که کودک اجبار به تحمل آن موقعیت داشت تا بزرگترها به کار خودشان برسند. لااقل روروکهای امروزی کودکان قابلیت جابهجایی دارد و درست مثل زندگی امروزی که دائم در حال پویش و جابجاییست؛ کودک امروزی در روروکش در حال تکاپوست برعکس کودکان قدیم که یا درون قنداق اسیر بودند و یا درون این تاپوچیها روزهای زیادی از عمر را طی میکردند.
تاپوهای فراموش شده!
بقای بسیاری از ما مدیون تاپو است. تاپو امنیت غذایی پیشنیان ما را طی صدها سال تامین کرده بود. هنوز هم در برخی از محوطههای باستانی خمرههای (تاپوی کوچک و پخته) پر از غلات از زیر خاک کشف میشود. اما امروزه با تغییر سبک زندگی، انتقال استقلال و خودکفایی از خانواده به دولت، ورود لوازم و تجهیزات جدید و دگرگونی معماری روستایی و شهری، تاپو و بسیاری از دستاوردهای باستانی به فراموشی سپرده شدهاند.
خانههای روستایی پس از فوت پدر بزرگها و مادر بزرگها یکی پس از دیگری ویران میشوند و امتداد نشانهها و عناصر سبک زندگی خلاق، پویا، هوشمند و مفهومی گذشتگان ما قطع شده و با خاک یکسان میشود.
منبع : فارس
12258769
مهمترین اخبار وبگردی











