ضربه کاری ترامپ به دوستان قدیمی؛ واشنگتن هزینه گندهگویی دونالد را میپردازد

باشگاه خبرنگاران جوان - جیک سالیوان، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، با انتقاد از رویکردهای سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ، نسبت به پیامدهای بلندمدت سیاستهای یکجانبهگرایانه واشنگتن بر شبکه متحدان این کشور هشدار داده است. بر اساس جمعبندی مطرحشده از دیدگاههای سالیوان، سیاست خارجی دولت ترامپ تنها به افزایش هزینههای اقتصادی و نظامی آمریکا محدود نمیشود، بلکه میتواند ساختار اعتماد میان واشنگتن و متحدان سنتی آن را نیز با آسیبهای عمیق و دشوار برای ترمیم مواجه کند.
این هشدار در شرایطی مطرح میشود که جایگاه آمریکا در نظام بینالملل طی سالهای اخیر و به خصوص بعد از دو جنگ با جمهوری اسلامی ایران با چالشهای متعددی روبهرو شده و روابط واشنگتن با برخی متحدان سنتیاش نیز تحت تأثیر اختلافات سیاسی، اقتصادی و امنیتی قرار گرفته است. اینجا یک نگرانی اساسی وجود دارد؛ حتی اگر سیاستهای دولت ترامپ در آینده تغییر کند، بازسازی اعتماد از دسترفته میان آمریکا و شرکای آن به سادگی امکانپذیر نخواهد بود.

فرسایش ساختاری در نظام اتحادهای آمریکا
یکی از محورهای اصلی انتقاد مطرحشده از سوی سالیوان، تضعیف ساختار سنتی اتحادهای آمریکا است. ایالات متحده طی دهههای گذشته بخش مهمی از قدرت جهانی خود را از طریق ایجاد و حفظ شبکهای از متحدان در اروپا و آسیا به دست آورده است. ناتو، همکاریهای امنیتی در شرق آسیا و مجموعهای از پیمانها و مشارکتهای راهبردی، ستونهای اصلی این شبکه را تشکیل میدهند.
با این حال، رویکرد سیاستهای ترامپ، بر کاهش تعهدات سنتی آمریکا و تأکید بیشتر بر منافع مستقیم واشنگتن استوار است. چنین رویکردی میتواند این تصور را در میان متحدان ایجاد کند که تعهدات آمریکا نه یک اصل پایدار، بلکه موضوعی وابسته به شرایط سیاسی و محاسبات کوتاهمدت دولت مستقر در کاخ سفید است.
در همین چارچوب، یکی از هشدارهای اصلی سالیوان، فروپاشی ساختاری نظام اتحادهای آمریکا عنوان شده است؛ وضعیتی که در آن متحدان سنتی واشنگتن نسبت به آینده روابط خود با آمریکا دچار تردید شوند و به دنبال گزینههای مستقلتر برای تأمین امنیت و منافع اقتصادی خود باشند.

ناتو و تردید درباره آینده اتحادهای سنتی
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی برای دههها یکی از مهمترین ابزارهای قدرت آمریکا در اروپا بوده و واشنگتن نقش محوری در تأمین امنیت این ساختار ایفا کرده است.
اما افزایش فشارهای آمریکا بر کشورهای اروپایی برای پذیرش سهم بیشتر از هزینههای دفاعی، در کنار اختلافات سیاسی میان دو سوی آتلانتیک، میتواند روابط موجود را با چالش مواجه کند. از منظر منتقدان سیاست خارجی ترامپ، مسئله فقط میزان هزینهای نیست که متحدان اروپایی برای دفاع میپردازند؛ بلکه نحوه طرح این مطالبه و پیام سیاسی آن نیز اهمیت دارد.
اگر متحدان آمریکا به این نتیجه برسند که واشنگتن در شرایط بحرانی ممکن است از تعهدات خود عقبنشینی کند، انگیزه آنها برای اتکا به آمریکا کاهش خواهد یافت. نتیجه چنین وضعیتی میتواند حرکت تدریجی کشورهای اروپایی به سمت ایجاد ظرفیتهای دفاعی مستقلتر و کاهش وابستگی راهبردی به آمریکا باشد.

آسیا؛ نگرانی از کاهش اعتماد متحدان
بخش دیگری از هشدارها به متحدان آمریکا در آسیا مربوط میشود. در این منطقه، واشنگتن طی دهههای گذشته تلاش کرده است با تکیه بر روابط امنیتی با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و دیگر شرکای منطقهای، نفوذ خود را حفظ کند و در برابر قدرتهای رقیب موازنه ایجاد کند.
بیثبات شدن اعتماد به تعهدات آمریکا میتواند برای این راهبرد هزینهزا باشد. در شرایطی که رقابتهای ژئوپلیتیکی در آسیا شدت گرفته است، متحدان واشنگتن بیش از هر زمان دیگری به قابلیت پیشبینی سیاست خارجی آمریکا نیاز دارند.
اگر این کشورها نسبت به آینده حمایت آمریکا تردید پیدا کنند که با توجه به اتفاقات اخیر میتوان گفت تردید پیدا کردهاند، ممکن است به سمت سیاستهای مستقلتر حرکت کنند؛ از افزایش هزینههای دفاعی و توسعه توانمندیهای نظامی گرفته تا گسترش روابط اقتصادی و دیپلماتیک با دیگر قدرتهای جهانی.
در چنین شرایطی، مسئله تنها از دست رفتن یک یا چند توافق نیست، بلکه احتمال تغییر تدریجی معماری امنیتی منطقه مطرح میشود؛ تغییری که میتواند در بلندمدت موقعیت آمریکا را در آسیا تضعیف کند؛ دقیقا مثل اتفاقی که در این چند ماه دیدهایم.

نکته جالب و البته سخت و طاقتفرسای موجود برای دولتهای بعد از ترامپ این است که حتی اگر دولت بعدی واشنگتن رویکرد متفاوتی در قبال متحدان اتخاذ کند، بازگرداندن اعتماد از دسترفته ممکن است بسیار دشوار باشد.
اعتماد در روابط بینالملل برخلاف یک توافق اقتصادی یا پیمان سیاسی، در کوتاهمدت قابل بازسازی نیست. متحدان برای تصمیمگیریهای راهبردی، سرمایهگذاریهای دفاعی و تنظیم سیاست خارجی خود به ارزیابی بلندمدت از رفتار آمریکا نیاز دارند؛ بنابراین اگر یک دولت این تصور را ایجاد کند که تعهدات واشنگتن میتواند با تغییر رئیسجمهور دستخوش تحول شود، دولتهای دیگر ممکن است برای سالها این احتمال را در محاسبات خود لحاظ کنند.
بر همین اساس، احتمال برخورد سرد میان رئیسجمهور بعدی آمریکا و متحدان سنتی، یکی دیگر از پیامدهایی است که در این روایت مورد توجه قرار گرفته است. به بیان دیگر، رئیسجمهور آینده ممکن است برای بازگرداندن روابط آمریکا با متحدان خود مجبور باشد هزینه سیاسی و اقتصادی قابل توجهی بپردازد؛ بدون آنکه تضمینی وجود داشته باشد که اعتماد گذشته به طور کامل بازگردد.
هزینههای هنگفت برای امنیت ملی آمریکا
در کنار مسئله اتحادها، افزایش هزینههای بحران و فشار اقتصادی بر امنیت ملی آمریکا است. سیاست خارجی فعال و مداخلهگرایانه، بهویژه هنگامی که با رویاروییهای نظامی یا بحرانهای طولانیمدت همراه شود، هزینههای قابل توجهی را بر بودجه دولت تحمیل میکند. یکی از پرسشهای اصلی درباره سیاست خارجی آمریکا این است که آیا ادامه بحرانها و افزایش هزینههای امنیتی، در نهایت توان اقتصادی و راهبردی واشنگتن را تقویت میکند یا برعکس، منابع این کشور را فرسوده خواهد کرد.

سیاست «اول آمریکا» و پیامدهای بینالمللی
رویکرد «اول آمریکا» که یکی از شعارهای محوری ترامپ است، بر اولویت دادن به منافع مستقیم ایالات متحده تأکید دارد. طرفداران این سیاست معتقدند آمریکا نباید بخش بزرگی از منابع خود را صرف تأمین امنیت یا منافع دیگر کشورها کند، در حالی که متحدان واشنگتن توانایی بیشتری برای مشارکت در هزینهها دارند.
هشدارهای مطرحشده درباره سیاستهای ترامپ را میتوان در چارچوب گستردهتر تغییر نظم جهانی نیز بررسی کرد. جهان امروز دیگر مانند دهههای گذشته تنها حول یک قدرت مسلط تعریف نمیشود و کشورهای مختلف در حال افزایش ظرفیتهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک خود هستند.
در چنین شرایطی، کاهش اعتماد به آمریکا میتواند فرصت بیشتری برای قدرتهای رقیب ایجاد کند. اگر متحدان واشنگتن به دنبال تنوعبخشی به روابط خود بروند، ممکن است همکاریهای جدیدی شکل بگیرد که در نهایت نفوذ سنتی آمریکا را کاهش دهد.
خسارتهای ناشی از سیاست خارجی را نمیتوان صرفاً با تغییر دولت جبران کرد. اگر متحدان آمریکا در اروپا و آسیا احساس کنند که تعهدات واشنگتن قابل اتکا نیست، بازگرداندن آنها به وضعیت گذشته نیازمند مذاکرات گسترده، امتیازات سیاسی و اقتصادی و ایجاد اطمینان درباره ثبات سیاست خارجی آمریکا خواهد بود.

از این منظر، آنچه به عنوان «ضربه ماندگار ترامپ به اتحادهای آمریکا» مطرح شده، بیش از آنکه به یک تصمیم یا یک بحران مشخص محدود باشد، به فرسایش تدریجی اعتماد اشاره دارد؛ فرایندی که ممکن است در کوتاهمدت کمتر دیده شود، اما در بلندمدت پیامدهای راهبردی گستردهای به همراه داشته باشد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، رئیسجمهور بعدی آمریکا ممکن است با جهانی مواجه شود که در آن متحدان سنتی واشنگتن بیش از گذشته به توانایی مستقل خود تکیه میکنند، روابط جدیدی با قدرتهای دیگر شکل گرفته و بازسازی جایگاه آمریکا بسیار پرهزینهتر از گذشته شده است.
در چنین سناریویی، مسئله اصلی برای واشنگتن تنها بازگشت به سیاستهای پیشین نخواهد بود؛ بلکه بازتعریف رابطه آمریکا با متحدان و بازسازی اعتماد ازدسترفته به یکی از مهمترین چالشهای سیاست خارجی این کشور تبدیل خواهد شد.











