قیصر امینپور نپذیرفت که دوستانش به او کلیه دهند

حسن احمدی، نویسنده و همکار سالهای دور قیصر امینپور در حوزه هنری، از شبهای شعرخوانی، نشستهای طولانی با شاعران جوان و خصلتهای کمتر گفتهشده این شاعر میگوید.
گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: «بعد از مرحوم حسینی، ما دلمان به امینپور خوش بود که متأسفانه رفت.» این جمله را رهبر شهید انقلاب در دیدار شاعران در ۲۵ شهریور ۱۳۸۷ گفتند؛ جملهای که از جایگاه قیصر امینپور در شعر انقلاب حکایت دارد.
اما برای کسانی که سالها در کنارش زندگی و کار کردهاند، قیصر فقط شاعری با آثار ماندگار نیست؛ رفیقی است که شبهای شعرخوانی، گفتوگوهای طولانی و توجهش به آدمها هنوز در خاطرشان مانده است.
حسن احمدی، نویسنده و از همکاران قدیمی قیصر امینپور در حوزه هنری و مجله سروش، از روزهایی میگوید که جمعی از شاعران جوان انقلاب ساعتها کنار هم مینشستند؛ گاهی شعر میخواندند، گاهی درباره ادبیات بحث میکردند و گاهی هم قصه و تجربههایشان را با هم در میان میگذاشتند.
احمدی از سالهای ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ با قیصر همراه بوده است؛ دورهای که حوزه هنری به یکی از محلهای اصلی گردهمایی شاعران و هنرمندان جوان انقلاب تبدیل شده بود. قیصر در کنار سیدحسن حسینی از چهرههای اثرگذار واحد شعر حوزه هنری بود؛ جمعی که شاعرانی چون سلمان هراتی نیز به آن رفتوآمد داشتند و در آن، شعر و ادبیات موضوع اصلی بسیاری از نشستها بود.
احمدی حالوهوای آن روزها را اینطور توصیف میکند: «وقتی در حوزه هنری بودیم، همه در بخش ادبیات جمع میشدیم. خدا سیدحسن حسینی و قیصر هم بودند و سلمان هراتی هم به جمع ما میآمد. دور هم مینشستیم و اغلب تا ساعت ۱۱ یا ۱۲ شب کنار هم بودیم. شعر میخواندیم، قصه میخواندیم یا درباره موضوعات مختلف ادبی صحبت میکردیم.
این نشستها برای آن جمع جوان فقط جلسههای کاری نبود؛ بخشی از زندگی روزمرهشان بود. سالهایی که در کنار هم شعر مینوشتند، آثار یکدیگر را میخواندند و درباره ادبیات یاد میگرفتند. قیصر در همین فضا فعالیت ادبیاش را ادامه داد و در کنار حضور در حوزه هنری، مسئولیت صفحه شعر هفتهنامه سروش را نیز بر عهده گرفت.
قیصر؛ از صفحه شعر تا داستاننویسی
احمدی در مجله هفتگی سروش مسئول صفحه داستان بود و از همین مسیر، با وجه دیگری از تواناییهای قیصر آشنا شد؛ وجهی که شاید کمتر از شعرهایش درباره آن صحبت شده است.
او میگوید: «من در آن دوره، علاوه بر کار در سروش نوجوان، مسئول صفحه داستان مجله سروش بزرگسال بودم. برای مجموعههای داستانی که منتشر میکردیم، از قیصر هم داستان میگرفتم. او جدا از شعر، در داستاننویسی هم تبحر داشت و داستانهای خوبی مینوشت.»
قیصر که نخستین مجموعه شعرش، «در کوچه آفتاب»، را در سال ۱۳۶۳ منتشر کرد، بهتدریج به یکی از چهرههای شناختهشده شعر پس از انقلاب تبدیل شد. زبان ساده و روان، نگاه تازه به اتفاقات زندگی و توانایی بیان مفاهیم عمیق با واژههای آشنا، از ویژگیهایی بود که شعر او را برای مخاطبان مختلف خواندنی میکرد. با این حال، خاطرات احمدی نشان میدهد که فعالیت ادبی قیصر تنها به سرودن شعر و انتشار کتاب محدود نبود؛ او برای آموزش و همراهی با علاقهمندان جوان نیز وقت میگذاشت.
یک ساعت برای شعر یک جوان
احمدی از حوصله قیصر در برخورد با نوجوانان و جوانانی یاد میکند که به دفتر «سروش نوجوان» میآمدند. به گفته او، این دیدارها گاهی ساعتها طول میکشید و قیصر با آرامش درباره شعر و عناصر آن توضیح میداد.
احمدی میگوید: «بچههایی که به دیدن قیصر در سروش نوجوان میآمدند، چند ساعت پای صحبتش مینشستند. به نظرم او بهاندازه چند واحد درسی درباره شعر، وزن، عروض و قافیه به آنها آموزش میداد. با آرامش با بچهها صحبت میکرد و آنجا برایشان واقعاً مثل دانشگاه بود.»
او برای نشان دادن این روحیه، خاطره دیدار پسر یکی از دوستانشان را تعریف میکند؛ جوانی که شعر میگفت و دوست داشت قیصر را از نزدیک ببیند، اما برای درخواست این دیدار خجالت میکشید. پدر این جوان، از دوستان حوزه هنری و فعال در زمینه مجسمهسازی بود. سرانجام احمدی واسطه دیدار شد و موضوع را با قیصر در میان گذاشت.
به گفته احمدی، قیصر با خوشحالی از این پیشنهاد استقبال کرد. روز دیدار، جوان شعرش را خواند و قیصر نزدیک به یک ساعت درباره آن با او صحبت کرد؛ راهنماییاش کرد و تشویقش کرد که نوشتن را ادامه دهد.
این خاطره برای احمدی تنها یک نمونه از رفتار قیصر نیست؛ نشانهای از توجه او به کسانی است که در آغاز راه بودند. او بهجای اینکه شعر یک جوان را بشنود و به چند جمله کوتاه بسنده کند، برای گفتوگو و راهنمایی او وقت میگذاشت.
درد آدمها را فراموش نمیکرد
آنچه احمدی از قیصر به یاد دارد، تنها به شعر و ادبیات مربوط نیست. او از مهربانی، خونسردی و توجه قیصر به گرفتاریهای دیگران میگوید؛ اینکه اگر کسی از مشکلی حرف میزد، قیصر آن را به خاطر میسپرد و حتی چند هفته بعد دوباره پیگیر میشد.
احمدی میگوید: «وقتی بچهها به دیدن قیصر میآمدند و پای صحبتش مینشستند، میشد فهمید که بعضی از آنها مشکلاتی دارند و از نظر مالی هم در مضیقهاند. قیصر خیلی ناراحت میشد و پیگیری میکرد تا اگر میتواند، کاری برایشان انجام دهد.»
او از عادتی یاد میکند که برایش ماندگار شده است: «گاهی یک ماه بعد از اینکه کسی مشکلی را با او در میان گذاشته بود، از من میپرسید: حسن، فکر میکنی مشکل آن فرد حل شده است؟ میتوانیم دوباره کاری برایش انجام دهیم؟»
به گفته احمدی، قیصر وقتی نمیتوانست به کسی کمک کند، ناراحتی او را با خودش نگه میداشت. همین روحیه در روزهای بیماریاش هم دیده میشد. زمانی که مشکل کلیهاش جدی شده بود، افراد زیادی برای اهدای کلیه اعلام آمادگی میکردند، اما او پیشنهاد دوستانش را نمیپذیرفت.
احمدی میگوید: «افراد زیادی تماس میگرفتند و میگفتند قیصر را راضی کنم تا کلیهشان را به او اهدا کنند، اما او نمیپذیرفت. میگفت فقط در صورتی به این موضوع فکر میکند که اهداکننده کسی باشد که او را نمیشناسد. پیشنهاد دوستانش را قبول نمیکرد.»
خاطره تلخ تصادف
همه خاطرات احمدی از قیصر شیرین نیست. یکی از تلخترین آنها به روزهای عید برمیگردد؛ زمانی که داوود غفارزادهگان، نویسنده حوزه ادبیات کودک و نوجوان، با او تماس گرفت و خبر تصادف قیصر را داد.
احمدی آن لحظه را اینطور به یاد میآورد: «عید بود و در خانه نشسته بودم که تلفنم زنگ خورد. داوود غفارزادهگان پشت خط بود و خبر داد که قیصر در مسیر تصادف کرده، حالش مساعد نیست و او را به بیمارستان منتقل کردهاند. وقتی این خبر را شنیدم، انگار دنیا روی سرم خراب شد.»
پس از تصادف، قیصر با مشکلات جسمی روبهرو بود.
سفرهایی که بعد از کرونا قطع شدند
دوستی احمدی با قیصر و خانوادهاش پس از درگذشت او نیز ادامه داشت. احمدی و جمعی از دوستانشان هر سال برای سالگرد قیصر به دزفول میرفتند؛ سفری که با قطار آغاز میشد و با حضور در مراسم سالگرد پایان مییافت.
این سفرها پس از شیوع کرونا متوقف شد و با درگذشت پدر قیصر در دو سال پیش، رفتوآمدها کمتر هم شد. احمدی میگوید امسال نیز نتوانستند برنامهای برای سالگرد ترتیب دهند و بهدلیل کاهش ارتباطش با بعضی از دوستان قدیمی سروش، از برنامههای احتمالی دیگران خبر ندارد.
قیصر امینپور هشتم آبان ۱۳۸۶ درگذشت. او از شاعران پیشتاز انقلاب بود که با آثاری چون «در کوچه آفتاب» و «تنفس صبح» جایگاهی ماندگار در شعر معاصر پیدا کرد. در سال ۱۳۸۲ به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و در شعرهایش، در کنار پرداختن به جنگ و مقاومت، از امید، صلح و تجربههای انسانی نیز گفت.
رهبر شهید انقلاب در پیام تسلیت درگذشت او، قیصر را «شاعری خلاق و برجسته» خواندند و نوشتند که او و دوستانش از «نخستین رویشهای زیبا و مبارک انقلاب در عرصه شعر» بودند.
#قیصر_امین_پور
#شعر
#شاعر
#ادبیات
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.











