کلانتری: عقبنشینی بدون دریافت امتیاز، زیادهخواهی دشمن را بیشتر میکند

کارشناس مسائل راهبردی با اشاره به پیام ۱۳ آبان رهبر انقلاب گفت: عقبنشینی بدون دریافت امتیاز متقابل، دشمن را به تشدید مطالبات تشویق میکند؛ ایران باید در برابر راهبرد فرسایشی آمریکا، تابآوری سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی خود را تقویت کند.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ۱۳ آبان، روز دانشآموز و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، دو محور مهم درباره مواجهه ایران با آمریکا داشت؛ هشدار نسبت به پیامدهای گرایش تسلیمآمیز در برابر دشمن و تبیین جایگاه مدیریت ایران بر تنگه هرمز در مقابله با تجاوز و زیادهخواهی آمریکا.
رهبر انقلاب در محور نخست، امید بستن به تغییر رفتار آمریکا از طریق امتیازدهی را خطا دانستند و تأکید کردند که گرایش تسلیمآمیز، علاوه بر به خطر انداختن دستاوردهای حاصل از خون شهدا و فداکاری مردم، دشمن را به افزایش مطالبات و تکرار جنگ و تجاوز تشویق میکند.
در محور دوم، ایشان اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز و از بین بردن پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه را، افزون بر واکنش به تجاوز آمریکا در جنگ تحمیلی سوم، «جهادی ابتدایی علیه استکبار در ابعادی منطقهای» توصیف کردند و هشدار دادند که در صورت تکرار تعدیات، این اقدام «ابعاد بسیار وسیعتری به خود خواهد گرفت».
نسبت میان ایستادگی و افزایش قدرت چانهزنی، نقش تنگه هرمز در بازدارندگی ایران و چگونگی تبدیل ظرفیتهای دفاعی و ژئوپلیتیکی کشور به امنیت پایدار، موضوع گفتوگوی تفصیلی فارس با فتحالله کلانتری، کارشناس مسائل راهبردی است که در ادامه میخوانید.
دو محور یک پیام؛ ایستادگی و تقویت بازدارندگی
فارس: دو محور پیام رهبر انقلاب، یعنی هشدار درباره گرایش تسلیمآمیز و تأکید بر مدیریت ایران بر تنگه هرمز، چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
کلانتری: این اظهارنظر را نباید صرفاً یک موضعگیری سیاسی یا یک تهدید نظامی معمولی تلقی کرد. این سخنان حاوی پیام مهمی درباره تغییر احتمالی دکترین امنیتی ایران، جایگاه تنگه هرمز در معادلات قدرت منطقهای و نحوه مواجهه ایران با آمریکا و متحدانش است.
بررسی این دو محور در کنار یکدیگر حامل این پیام است که نوع بازدارندگی ایران باید از بازدارندگی صرف نظامی به بازدارندگی ژئوپلیتیکی تغییر یابد. پیام اصلی این است که ایران میخواهد موقعیت جغرافیایی خود را به یک ابزار پایدار قدرت سیاسی، اقتصادی و امنیتی تبدیل کند.
به عبارت دیگر، بازدارندگی ایران صرفاً بر توان موشکی و دفاعی متکی نیست؛ بلکه بر اهمیت راهبردی موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی کشور نیز تکیه میکند.
چرخه «ضربه، فشار و مذاکره»؛ سازوکار فرسایش ایران
فارس: چرا کمترین گرایش تسلیمآمیز میتواند دشمن را جریتر کند؟ این هشدار را در چارچوب راهبرد آمریکا چگونه تحلیل میکنید؟
کلانتری: در جنگ تحمیلی سوم، آمریکا ایران را در چرخه و دور باطل سهلایه «ضربه، فشار و مذاکره» گرفتار کرده است. به همین دلیل، کوچکترین انعطاف و نرمش در مقابل ترامپ، او را جریتر و گستاختر میکند.
استراتژی ترامپ در قبال ایران، استراتژی چهارسطحی فرساینده است؛ یعنی فرسایش سیاسی، فرسایش نظامی، فرسایش اجتماعی و فرسایش اقتصادی. ترامپ این استراتژی را بر اساس دور باطل سهلایه «ضربه، فشار و مذاکره» پیش میبرد و مجدداً چرخه ضربه را آغاز میکند.
در عرصه سیاسی، عقبنشینی بدون دریافت امتیاز متقابل ممکن است به تشدید مطالبات طرف مقابل منجر شود. مذاکره قابل قبول است، اما مذاکرهای که به واگذاری یکطرفه قدرت چانهزنی منجر شود، میتواند هزینههای امنیتی و سیاسی ایجاد کند.
چهار ستون تابآوری در برابر چهار سطح فرسایش
فارس: ایران برای مقابله با این راهبرد فرسایشی باید بر چه مؤلفههایی تکیه کند؟
کلانتری: اقدام ایران باید بر اساس استراتژی چهارستونه تابآوری باشد؛ تابآوری سیاسی، تابآوری نظامی، تابآوری اجتماعی و تابآوری اقتصادی.
این پیام در چهار عرصه قابل تحلیل است. در عرصه نظامی، کشوری که قدرت دفاع از خود را نداشته باشد، در معرض فشار بیشتر قرار میگیرد. در عرصه سیاسی، عقبنشینی بدون دریافت امتیاز متقابل ممکن است به تشدید مطالبات طرف مقابل منجر شود.
در عرصه دیپلماتیک، مذاکره نباید با تسلیم اشتباه گرفته شود؛ دیپلماسی میتواند ابزار حفظ استقلال و کاهش هزینههای تقابل باشد. در عرصه داخلی نیز قدرت ملی بدون اقتصاد کارآمد، رضایت اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام سیاسی پایدار نخواهد بود.
مقاومت باید به امنیت پایدار و رفاه اقتصادی تبدیل شود
فارس: معیار موفقیت این راهبرد چیست؟ آیا صرف عقبنشینی نکردن در برابر آمریکا برای سنجش موفقیت کافی است؟
کلانتری: مهمترین مسئلهای که در ارزیابی این راهبرد باید به آن توجه کرد، این است که قدرت واقعی یک کشور فقط در توانایی مقاومت در برابر فشار خارجی نیست؛ بلکه در توانایی تبدیل این مقاومت به امنیت پایدار، رفاه اقتصادی، استقلال سیاسی و موقعیت بهتر در نظام بینالملل است.
بنابراین، معیار سنجش موفقیت این دیدگاه نباید صرفاً میزان عقبنشینی یا عدم عقبنشینی در برابر آمریکا باشد؛ بلکه باید دید آیا این رویکرد در نهایت موجب کاهش تهدید علیه ایران و بهبود وضعیت زندگی مردم میشود یا خیر.
به بیان دیگر، نه تسلیم باید جایگزین عقلانیت شود و نه مقاومت جایگزین دیپلماسی. هنر راهبردی یک دولت آن است که بدون واگذاری منافع حیاتی خود، هزینه تقابل را مدیریت کند و قدرت خود را به دستاورد سیاسی و اقتصادی تبدیل سازد. این همان نقطهای است که میان شعار مقاومت و راهبرد موفق مقاومت تفاوت ایجاد میکند.
هزینه تسلیم بیشتر از ایستادگی است
فارس: در مقایسه هزینههای مقاومت و عقبنشینی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، چه نکتهای باید مورد توجه قرار گیرد؟
کلانتری: دشمن ما، آمریکا و رژیم منحوس و کودککش صهیونیستی به رهبری دو جلاد زمان، یعنی ترامپ و نتانیاهو هستند. ذات و هنر جلاد، سر بریدن است. هرکسی در مقابل جلاد سر خم کند، حتماً سرش بریده میشود؛ اما هرکسی در مقابل جلاد ایستادگی کند، شاید زخمی شود، ولی گردنش قطع نمیشود.
پس هزینه سر خم کردن در مقابل جلاد زمان، یعنی ترامپ و نتانیاهو، بهمراتب بیشتر از مقاومت و ایستادگی است. راه نجات ایران، ایستادگی و مقاومت است. برای مقاومت و مقابله با دشمن، پوستاندازی و دگردیسی استراتژی دفاعی از حالت پیشگیرانه و واکنشی به پیشدستانه و فراکنشی، اوجب واجبات است.
بازدارندگی ژئوپلیتیکی؛ چندسطحی، چندوجهی و چندحوزهای
فارس: در محور دوم، از گذار به بازدارندگی ژئوپلیتیکی سخن گفتید. این نوع بازدارندگی چه تفاوتی با بازدارندگی صرف نظامی دارد؟
کلانتری: بازدارندگی نظامی، یکوجهی و یکسطحی است؛ اما بازدارندگی ژئوپلیتیکی، چندسطحی، چندوجهی و چندحوزهای است.
چندسطحی یعنی نوع و شکل آن در سطح راهبردی با سطح عملیاتی متفاوت است. چندوجهی یعنی ابعاد اقتصادی، سیاسی، نظامی، جغرافیایی، فرهنگی، شناختی و دیگر ابعاد را دربر میگیرد. چندحوزهای یعنی در تنگه هرمز، خلیج فارس، بابالمندب و دریای عمان و همچنین در زمین، هوا و فضا امتداد دارد.
پس پیام اول، تغییر نوع بازدارندگی از شکل نظامی به شکل ژئوپلیتیکی است. ایران از موقعیت ژئواستراتژیک تنگه هرمز برای تثبیت ترتیبات امنیتی جدید، افزایش قدرت چانهزنی و جلوگیری از حمله مجدد استفاده میکند.
هرمز، پیوند جغرافیا و اقتصاد با امنیت جهانی
فارس: چرا تنگه هرمز در این نوع بازدارندگی جایگاهی تعیینکننده دارد؟
کلانتری: تنگه هرمز صرفاً یک نقطه جغرافیایی و دریایی نیست؛ امروز تنگه هرمز مهمترین نقطه استراتژیک جهان و مرکز ثقل تجارت دریایی است که رابطه معنادار و مستقیمی با امنیت جهانی دریایی دارد. به همین دلیل، تنگه هرمز پایتخت ژئوپلیتیکی جهان است.
این تنگه یک دارایی استراتژیک است؛ بهطوریکه باعث ایجاد پل ارتباطی بین جغرافیا و اقتصاد با امنیت شده است. به عبارتی دیگر، تنگه هرمز پیوندی استراتژیک میان جغرافیا و اقتصاد با امنیت جهانی ایجاد کرده است.
هر کشوری کنترل تنگه هرمز را داشته باشد، حکمرانی دریایی جهانی را در اختیار دارد. کشوری که توان فرمانروایی و حکمرانی دریایی جهان را دارد، گرانیگاه و هارتلند قدرت جهانی است.
ائتلافهای دریایی نمیتوانند ایران را نادیده بگیرند
فارس: مدیریت تنگه هرمز چه اثری بر معماری امنیتی منطقه و ائتلافهای دریایی دارد؟
کلانتری: ستون اصلی معماری امنیتی منطقه و جهان، تنگه هرمز است. کنترل تنگه هرمز نقطه عطفی در بازمهندسی و دگردیسی ترتیبات امنیتی منطقه است.
اتحادها و ائتلافهای دریایی بدون حضور مالک تنگه هرمز، کاغذپارهای بیش نیستند؛ همانطور که کشورهای عضو ائتلاف مکه به دنبال رایزنی برای عضویت ایران در این ائتلاف هستند.
از اهرم فشار تا تعیینکنندگی در نظم امنیتی خلیج فارس
فارس: چگونه میتوان موقعیت راهبردی تنگه هرمز را به دستاوردی پایدار برای ایران تبدیل کرد؟
کلانتری: قدرت واقعی ایران صرفاً در توانایی ایجاد اختلال در تنگه هرمز نیست؛ بلکه در توانایی تبدیل موقعیت راهبردی این تنگه به یک نظم امنیتی پایدار است که در آن، امنیت ایران و کشورهای منطقه به یکدیگر وابسته باشد.
اگر این اتفاق بیفتد، ایران از یک بازیگر دارای اهرم فشار ژئوپلیتیکی به یکی از بازیگران اصلی تعیینکننده ترتیبات امنیتی خلیج فارس تبدیل خواهد شد.
پیام اصلی این است که ایران میخواهد موقعیت جغرافیایی خود را به یک ابزار پایدار قدرت سیاسی، اقتصادی و امنیتی تبدیل کند.
از «تهدید در برابر تهدید» به «اقدام قبل از تهدید»
فارس: تأکید اخیر رهبر انقلاب را از نظر جهتگیری راهبرد دفاعی نیروهای مسلح چگونه ارزیابی میکنید؟
کلانتری: استراتژی دفاعی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تا قبل از فرمان مقام معظم رهبری به فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، در چارچوب استراتژی «تهدید در برابر تهدید» یا «اقدام در مقابل اقدام»، بهصورت واکنشی و پیشگیرانه بود.
در این استراتژی، ابتکار عمل در دست دشمن بود و ما همیشه منتظر اقدام و تهدید دشمن بودیم. پس از تجاوز دشمن، در همان سطح پاسخ میدادیم. در این استراتژی، همیشه یک قدم از دشمن عقبتر بودیم و تازه پس از اقدام دشمن وارد چرخه باطل کنش و واکنش میشدیم.
پس از ابلاغ مقام معظم رهبری، استراتژی دفاعی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دچار دگردیسی و بازمهندسی شده و به استراتژی «اقدام قبل از تهدید دشمن»، بهصورت فراکنشی و پیشدستانه تبدیل شده است.
در این استراتژی، ابتکار عمل در دست خودی است و ما برای دشمن وضعیت ایجاد میکنیم. قبل از اینکه دشمن ما را تهدید کند، ما او را میزنیم و دشمن یک قدم از ما عقبتر است. استراتژی «تهدید در برابر تهدید» به استراتژی «اقدام قبل از تهدید» تبدیل شده است.
«جهاد ابتدایی»؛ فراتر از یک واکنش موقت
فارس: تعبیر «جهاد ابتدایی» درباره مدیریت ایران بر تنگه هرمز، از منظر راهبردی چه پیامی دارد؟
کلانتری: در ادبیات فقهی شیعه، جهاد ابتدایی از نظر مفهومی با جهاد دفاعی متفاوت است. جهاد دفاعی در پاسخ به تجاوز و برای دفع تهدید مطرح میشود؛ اما جهاد ابتدایی به اقدام فراتر از دفاع، در چارچوب مبانی و شرایط فقهی خاص اشاره دارد.
بنابراین، استفاده از این تعبیر در ارتباط با مدیریت تنگه هرمز، حامل یک پیام قابل توجه است. ایران نمیخواهد اقدام خود را صرفاً یک واکنش موقت و اضطراری به تجاوزات گذشته معرفی کند؛ بلکه میخواهد برای آن یک چارچوب اعتقادی و راهبردی مستقل تعریف کند.
پاسخ وسیعتر؛ حرکت به سوی بازدارندگی چندسطحی
فارس: هشدار درباره اینکه در صورت تکرار تجاوزات دشمن، واکنش ایران ابعاد بسیار وسیعتری خواهد داشت، چه معنایی برای بازدارندگی کشور دارد؟
کلانتری: عبارت «واکنش ایران ابعاد بسیار وسیعتری خواهد داشت» میتواند نشاندهنده تلاش برای انتقال از بازدارندگی متناسب به بازدارندگی چندسطحی باشد.
به عبارتی دیگر، پیام اصلی این است که ایران استراتژی دفاعی خود را از پیشگیرانه و واکنشی به پیشدستانه و فراکنشی تبدیل کرده است. برای مقاومت و مقابله با دشمن، این پوستاندازی و دگردیسی استراتژی دفاعی ضروری است.
پایان پیام/
#رهبر_انقلاب
#جنگ
#تنگه_هرمز
#ارتش
#سپاه
#دریا











