سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

9 اسفند اصلا قرار نبود سردار رضاییان در جمع مهمانان جلسه شورای عالی دفاع حضور داشته باشد اما وقتی ماموریت‌های پیش‌بینی‌نشده، مانع حضورفرمانده کل نیروی انتظامی و جانشینش در آن جلسه می‌شود، دقیقه90 قرعه به نام او یعنی معاون اطلاعات و امنیت فراجا می‌افتد که در نزدیک‌ترین محل به بیت رهبری، مهمان آن جلسه باشد؛جلسه‌ای که در ساعت 9 و 40دقیقه صبح با سر رسیدن بمب‌های قاتل آمریکایی، ناتمام ماند...

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

9 اسفند اصلا قرار نبود سردار رضاییان در جمع مهمانان جلسه شورای عالی دفاع حضور داشته باشد اما وقتی ماموریت‌های پیش‌بینی‌نشده، مانع حضورفرمانده کل نیروی انتظامی و جانشینش در آن جلسه می‌شود، دقیقه90 قرعه به نام او یعنی معاون اطلاعات و امنیت فراجا می‌افتد که در نزدیک‌ترین محل به بیت رهبری، مهمان آن جلسه باشد؛جلسه‌ای که در ساعت 9 و 40دقیقه صبح با سر رسیدن بمب‌های قاتل آمریکایی، ناتمام ماند...

گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ «طبق سفارش همیشگی رهبر شهید به تکریم خانواده شهدا، ما هم در مجموعه فراجا به دوستان توصیه می‌کردیم که به هر شهر و استانی که می‌روند، حتما به دیدار خانواده شهدا بروند. این نکته در جلسات با معاونان هم مکرر مطرح می‌شد. اینطور مواقع، آقای رضاییان می‌گفت: من، هر روز در خدمت خانواده شهدا هستم. اصلا روزی نیست که در خدمت خانواده شهید نباشم!... [برخی شاید تعجب می‌کردند اما] دوستانی که می‌دانستند همسر بزرگوار آقای رضاییان، خواهر شهید هستند، در مقابل مزاح و حاضرجوابی ایشان لبخند می‌زدند.»

این را سردار «حسین اشتری»، فرمانده سابق نیروی انتظامی در دیدار صمیمانه‌ای می‌گوید که این بار به یاد صاحب همین جمله شیرین برگزار شده؛ سرلشکر «غلامرضا رضاییان‌فرد» که حالا 7 ماه است نامش متبرک شده به پیشوند غرورآفرین «شهید». آن هم شهیدی که همراه با قافله‌ای راهی بهشت شد که قافله سالارش، رهبر شهید انقلاب بود.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

کاروان اعضای دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب که به تأسی از سیره آقای شهید ایران که در عمر شریف‌شان در بیش از هزار خانه شهید حضور پیدا کردند و در لبیک به پیام رهبر معظم انقلاب در شروع سال به مردم مبنی بر سرکشی از خانواده معظم شهدا، دیدار با خانواده‌های شهدای جنگ تحمیلی اخیر را سرلوحه کارهای خود قرار داده‌اند، این بار به مناسبت روز نیروی انتظامی به منزل شهید سرلشکر غلامرضا رضاییان‌فرد، معاون اطلاعات و امنیت فراجا رسید. حضور سردار اشتری با سابقه 3 دهه همکاری با شهید رضاییان، این دیدار را به محفلی باصفا با چاشنی مرور خاطرات شهید تبدیل کرد.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

مسافر دقیقه نودی پرواز 9 اسفند...

بعد از گذشت 7 ماه از داغ سنگین شهادت رهبری که جانفدای ملتش شد، حالا به مدد روایت‌ها و خاطراتی که به مرور رسانه‌ای می‌شود، آرام‌آرام غبار از نام و یاد سرداران و فرماندهانی که همزمان با امام‌شان رخت شهادت بر تن کردند، گرفته می‌شود. حالا هرچه بیشتر می‌شنویم و می‌خوانیم، بیشتر یقین‌مان می‌شود که نام هیچ‌کس به طور اتفاقی در فهرست آن قافله نورانی قرار نگرفته بود. خوب که نگاه کنیم شهادت همراه رهبر انقلاب، برای اغلب مسافران بهشتی 9 اسفند 1404، مزد یک عمر جهاد خالصانه بود. شاهدش سرلشکر غلامرضا رضاییان‌فرد، که در 45 سال از عمر 64 ساله‌اش، لباس سربازی را از تن بیرون نکرد.

*(روایت سردار رادان از علت غیبتش در جلسه شورای عالی دفاع در 9 اسفند 1404)

نقل است که آن روز سخت و سنگین اسفند ماهی، اصلا قرار نبوده قهرمان داستان ما در جمع مهمانان جلسه شورای عالی دفاع حضور داشته باشد. اما وقتی ماموریت‌ها و جلسات پیش‌بینی‌نشده، مانع حضورفرمانده کل نیروی انتظامی و جانشین ایشان در آن جلسه می‌شود، دقیقه 90 قرعه به نام معاون اطلاعات و امنیت فراجا یعنی همین سرلشکر غلامرضا رضاییان خودمان می‌افتد که در نزدیک‌ترین محل به بیت رهبری، مهمان آن جلسه خاص باشد؛ جلسه‌ای که در ساعت 9 و 40 دقیقه صبح با سر رسیدن بمب‌های قاتل آمریکایی، ناتمام ماند...

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

از جان این پژو 405 چه می‌خواهی؟!

حالا همه حاضران در این دیدار، مشتاقند از چرایی این سرنوشت شیرین‌تر از عسل بداند؛ از اینکه مرد این خانه، چه کرده بود که ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم دادند تا او را به کاروان شهدای خاص 9 اسفند برسانند. و چه کسی بهتر از همرزم قدیمی برای رمزگشایی از این عاقبت بخیری؟ اینطور است که سردار اشتری بی‌مقدمه می‌رود سر اصل مطلب و می‌گوید: «آشنایی من با شهید رضاییان از حدود ۳۰ سال پیش در سپاه شروع شد و بعد در نیروی انتظامی ادامه پیدا کرد. غیر از 3، 4 سال اخیر که بنده از فراجا به ستاد کل رفتم، جاهایی که مأموریت می‌گرفتم، از ایشان خواهش می‌کردم، ایشان هم همراهی می‌کرد و ما از وجودش استفاده می‌کردیم. بنابراین سال‌ها با شهید رضاییان، ارتباط مستقیم کاری داشتیم.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

سردار رضاییان چند ویژگی خاص داشت. اولین اینکه واقعاً پاسدار تراز انقلاب اسلامی بود. با چه مشخصه‌هایی؟ ولایت‌مدار بود. عشق به آقای شهید در وجودش برجسته بود. معتقد بود هر فرمانی که آقا به ما دادند که باید انجام بدهیم. علاوه‌بر‌این، هر چه هم فکر می‌کنیم که این نظر آقاست، باید انجام بدهیم. پرتلاشی، دومین مشخصه‌اش بود. گاهی اوقات مأموریت‌هایی که به ایشان واگذار می‌شد، از نظر خود من نمی‌توانست زود به نتیجه برسد. اما سردار رضاییان آنقدر پیگیر بود و تلاش می‌کرد که کار را به نتیجه می‌رساند.

طوری بود که اطرافیانش از پرتلاشی او خسته می‌شدند. حتی جسمش هم نمی‌توانست با انگیزه و همتش همراهی کند و یک وقت می‌دیدی که شب بعد از ساعت‌ها تلاش و دوندگی، به خاطر ضعف بدنی بی‌اختیار خوابش می‌برد. البته فقط تلاش صرف برایش مهم نبود بلکه اهل فکر و برنامه‌ریزی در کارها بود. یعنی هروقت مأموریتی به ایشان واگذار می‌شد، با یک برنامه‌ریزی دقیق، کار را به سرانجام می‌رساند.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

از ساده‌زیستی سردار رضاییان هم، مصداق‌های زیادی در ذهن دوستان و همرزمانش به یادگار مانده. برای مثال، یک پژوی ۴۰۵ داشت که سال‌ها با همان تردد می‌کرد. خب در جایگاه و مسئولیتی که ایشان داشت، می‌توانست از خودروی خدمت استفاده کند اما ماشین شخصی‌اش را ترجیح می‌داد. یک بار که در جاده با هم همسفر بودیم، به ماشینش اشاره کردم و گفتم: این خیلی عمر کرده ها. در جوابم گفت: نه. همین برای من کفایت می‌کنه... نه‌تنها خودش دلبسته دنیا نبود، بلکه این ساده‌زیستی را به کارش هم تسری داده بود. یعنی کارهای بزرگ را با کمترین هزینه انجام می‌داد.»

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

زیرساخت‌هایی که باقیات الصالحات شد

سردار اشتری که خوب یادش است که رفیق خستگی‌ناپذیرش چطور با خوش‌فکری و آینده‌نگری، بستر را برای خدمت باکیفیت در حوزه‌های مختلف مسئولیت نیروی انتظامی به مردم فراهم کرده بود، مکثی می‌کند و در ادامه می‌گوید: «شهید رضاییان دغدغه داشت که کار مردم را خوب راه بیندازد. زیرمجموعه‌های حوزه مسئولیت ایشان در سازمان اطلاعات فراجا، نهادهایی مثل پلیس گذرنامه، پلیس اتباع و مهاجرت، پلیس اماکن و چند مورد دیگر بود و در همه اینها بسیار حساس بود که کار مردم خوب راه بیفتد. تاکید داشت زیرساخت‌هایی ایجاد کنیم که از طریق آن بتوانیم کار مردم را تسهیل کنیم.

یعنی یک وقت است یک نفر می‌گوید من می‌خواهم کار مردم را راه بیندازم. و خودش تنهایی مثلاً تمام وقتش را می‌گذارد برای خدمت به مردم. این هم خوب و ارزشمند است. ولی ایشان این‌گونه نبود. کاری می‌کرد که همه بتوانند خدمت برسانند. کاری می‌کرد که بشود خدمات رساندن به مردم را تسهیل کرد.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

سرداری که اربعین برایش دو ماه زودتر شروع می‌شد!

یکی از مهم‌ترین جلوه‌های خدمت‌رسانی شهید رضاییان به مردم، در ایام اربعین بروز و ظهور پیدا می‌کرد. ایشان اولین کسی بود که خدمات ویژه نیروی انتظامی در اربعین در نقاط مرزی را پایه‌گذاری کرد. در ایام اربعین، نیروهای زیادی را به مرزهایی که ما با کشور عراق داریم، می‌برد که بتوانیم تسهیلات خوبی برای زائرین داشته باشیم. یعنی از مبدأ تا مقصد را زیر نظر گرفت؛ مسیرها، پلیس راه، راهنمایی و رانندگی، بحث‌های امنیتی و... ما در ایام اربعین، بیش از سه میلیون زائر داریم که به عتبات مشرف می‌شوند. رفت و برگشت اینها یعنی حدود هفت میلیون نفر تردد در یک زمان کوتاه. یعنی یک کار بسیار پرحجم. و مسئولیت مدیریت این شرایط بر عهده آقای رضائیان بود. ایشان هم با علاقه فراوان، این کار را انجام می‌داد.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

قبل از محرم به عراق می‌رفت و آنجا در جلسه با وزیر کشور، پلیس و مرزبانی عراق، هماهنگی‌های لازم را برای تسهیل زائران اربعین انجام می‌داد. خدا رحمت کند شهید ابومهدی المهندس را. هر وقت می‌آمد ایران، با ایشان جلسه داشت. هر کاری هم که درباره زائران عتبات پیش می‌آمد، می‌گفت به آقای رضاییان بگویید با من تماس بگیرد. هر مشکلی در مرز باشد، حل می‌کنیم. خلاصه سردار با شروع حرکت زائران، به مرز می‌رفت و شخصاً نظارت می‌کرد تا کار زائران راه بیفتد. تا دلتان بخواهد هم، موارد خاص در خدمت‌رسانی‌های ایشان به زائران وجود داشت.

*(قدردانی زائران اربعین از سردار رضائیان در یکی از سال‌ها)

زائر امام حسین(ع) نباید دست خالی برگردد...

وقتی شهید رضاییان دید بعضی زائران به دلیل ناقص بودن مدارک، پشت مرز می‌مانند، یک گروه را در مرز مستقر کرد تا همان‌جا کارهای صدور گذرنامه را برای زائران انجام دهند. یعنی ترتیبی داده بود که گذرنامه‌ای که در حالت عادی صدورش چند روز طول می‌کشید، فوری در مرز صادر شود. اگر هم کار بعضی‌ها از این طریق راه نمی‌افتاد، با برگه زیارتی یا کارت زیارتی راهی‌شان می‌کرد تا از کاروان کربلایی‌ها جا نمانند. تمام دغدغه آقای رضاییان این بود که هیچ زائری، ناامید و دست خالی از مرز برنگردد.»

از سردار اشتری بپرسید، شهادت می‌دهد که لطف و دغدغه‌مندی همرزم شهیدش منحصر به هموطنان ایرانی نبود: «در یک مقطع که اتباع مشکل پیدا کرده بودند و نمی‌توانستند ایام اربعین به کربلا بروند، شهید رضاییان برای رفع مشکل یک طرح ارائه داد. بر اساس همان طرح و با هماهنگی وزارت خارجه و وزارت کشور، توانستیم برای آن دسته از اتباع که کارت داشتند، گذرنامه صادر کنیم. به‌این‌ترتیب، بسیاری از اتباع توفیق پیدا کردند به عتبات مشرف شوند.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

این خادم کوچولوی حسرت به دل را برای من پیدا کنید

از این دست کارها در کارنامه شهید رضاییان، فراوان است. یک بار فیلمی را به ایشان نشان داده بودند که پسربچه بی‌بضاعتی را نشان می‌داد که یک ظرف خرمای محقرانه در دست گرفته بود و این طرف مرز در خوزستان از زائران اربعین پذیرایی می‌کرد. پسرک نذر کرده بود برود کربلا اما می‌گفت: نه پول دارم، نه گذرنامه. سردار تا فیلم را دید، وسط آنهمه کار و مشغله، یک نفر را مامور کرد که هرطور شده، آن پسربچه را پیدا کنند. بالاخره بعد از 2، 3 روز پرس‌و‌جو، پسرک را که بی‌سرپرست هم بود، در اطراف سوسنگرد و دشت آزادگان پیدا کردند. سردار هم، او را به آرزویش رساند. گذرنامه‌اش را درست کرد. برای هزینه سفرش هم، بانی پیدا کرد و فرستادش کربلا...

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

به ترکش‌ها بگویید برای اربعین به من مرخصی بدهند!

معروف بود که سردار رضاییان از صبح زود تا شب و تا وقتی که به قول خودش باتری‌اش تمام می‌شود، مشغول رتق و فتق کارهای زائران است. پرکاری‌اش البته محدود به ایام اربعین نبود. اما بالاخره یک چیز توانست او را برای مدتی به استراحت اجباری بفرستد: «یک وقت خبردار شدیم که ترکشی که از زمان جنگ در سر ایشان بود، حرکت کرده و کارش به بیمارستان کشیده. نتیجه آزمایشات می‌گفت اگر جا‌به‌جایی ترکش بیشتر شود، ممکن است به مغز و نخاع آسیب برساند.

وقتی برای عیادت ایشان به بیمارستان رفته بودم، همسر محترمشان را آنجا دیدم. حاج خانم گفتند: لطفا شما کاری بکنید که آقای رضاییان از خودش بیشتر مراقبت کند، کارش را سبک‌تر کند. من عرض کردم ما هرچه به ایشان اصرار می‌کنیم که شما جراحات دوران جنگ را دارید، یک مقدار ملاحظه خودتان را بکنید، توجه نمی‌کند...

*(مراسم بزرگداشت سردار شهید غلامرضا رضاییان، خادم بزرگ اربعین و معاون اطلاعات فراجا از سوی نماینده ولی فقیه در خوزستان)

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

خلاصه تصمیم گرفتیم کار ایشان را عوض کنیم. اینطور بود که از ریاست پلیس اطلاعات آن زمان، به بازرسی کل ناجا منتقلش کردیم که نهاد حساسی بود و باید یک فرد امین را در آنجا می‌گذاشتیم. موضوع تغییر فضای کار را که مطرح کردم،شهید رضاییان در جواب گفت: هرجا که شما بگویید، می‌روم ولی این اجازه را به من بدهید که ایام اربعین برای خدمت به زائران به مرز بروم. گفتم: باشه، حالا تا اربعین، فرصت زیاد است. گذشت و نزدیک اربعین، آمد پیش من و گفت: شما قول داده بودید من اربعین بروم مرز. گفتم: صبر کنید هفته آینده با هم می‌رویم. گفت: باشه، هرچه شما بگویید.

اما خوب بلد بود چطور کار خودش را پیش ببرد. نیم ساعت بعد برگشت و گفت: اجازه می‌دهید من زودتر بروم و یک سری کارها را انجام بدهم؟ بالاخره قبول کردم و ایشان به مرز رفت و با اینکه آن سال مسئولیت مستقیمی نداشت، با آن شرایط جسمی‌اش حدود 20 روز آنجا ماند و به زائران خدمت کرد. واقعا افتخارش این بود که خادم زائران اباعبدالله الحسین(ع) است. آخرش هم خود آقا امام حسین(ع) مزدش را داد و اینطور با عزت، افتخار شهادت را پیدا کرد.»

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

وقتی گزارش سردارِ خادم الحسین(ع)، لبخند به لب آقای شهید نشاند

سردار رضاییان اما قبل از آن مزد شیرین آخر، نمره قبولی را از رهبرش هم گرفته بود. سردار اشتری در این باره می‌گوید: «یکی از این سال‌ها بعد از ایام اربعین، محضر آقای شهید شرفیاب شدیم. آنجا بعد از نماز، در فرصت کوتاهی که نصیبمان شد، جمع 10، 15 نفره‌ای از آقایان را که برای خدمت به زائران زحمت کشیده بودند، محضر آقای شهید معرفی کردم. آنجا آقای رضائیان در گزارش کوتاهی گفت: زائرانی بودند که مشکل گذرنامه داشتند. ما در مرز، حدود 200، 300 هزار گذرنامه و برگ خروج برای زائران آماده کردیم که بتوانند به زیارت عتبات بروند. البته داخل پرانتز بگویم که این آمار در سال‌های بعد، خیلی بیشتر شد.

آقا وقتی نکات شهید رضاییان را شنیدند، خیلی اظهار خوشحالی کردند از اینکه هم زائران توانستند به زیارت بروند و هم اعزام آنها به صورت قانونی انجام شد. یعنی هم قانون رعایت شده و هم اعزان زائران، تسهیل شده. خیلی آقا از این بابت خوشحال شدند. از شهید رضاییان و زحماتشان تشکر کردند و برای همه دوستان دعا کردند.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

البته آقای شهید همیشه عنایت خاصی به مجموعه نیروهای مسلح داشتند. هم هدایت می‌کردند، هم نظارت و هم پشتیبانی. و حمایت و هدایتشان همیشه باعث می‌شد که کارها به خوبی پیش برود. البته هر وقت گزارشی می‌دادیم خدمتشان، ایشان خیلی کامل‌تر از ما به کار واقف بودند. این اشراف رهبر شهید به حوزه نیروهای مسلح، خیلی برای ما قوت قلب بود و همیشه از نظرات کارشناسی ایشان استفاده می‌کردیم.»

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

این خانواده‌ها، شریک گمنامی شهیدشان هستند

«مهدی فضائلی»، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب که بعد از سردار اشتری رشته کلام را به دست می‌گیرد، از خانواده‌هایی می‌گوید که انگار «گمنامی» را از شهیدشان به ارث می‌برند: «امرا و سربازان اطلاعاتی و امنیتی، نیروهایی هستند که معمولاً جامعه چندان در جریان تلاش‌ها و خدمات آنها قرار نمی‌گیرد. به همین دلیل هم، عنوان سربازان گمنام امام زمان(عج) برای آنها انتخاب شده که عنوان بسیار بامُسَما و باشرافتی است. سردار رضاییان هم یکی از نیروهای قدیمی در این عرصه بودند و طبیعتاً این گمنامی را نزد عموم مردم داشتند.

اما این گمنامی فقط منحصر به خود این شهدا نیست و خانواده‌های این عزیزان هم بهره‌ای از این منزلتِ گمنامی دارند. و به عقیده من، این ویژگی کمک می‌کند به اینکه اخلاص آنها در کار متفاوت باشد با کسانی که در چشم هستند و توسط مردم دیده می‌شوند.»

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

اما شهید رضاییان و همراهان بهشتی‌اش، یک ویژگی دیگر هم داشتند که حالا تبدیل شده به حسرت خیلی‌ها. فضائلی در این باره می‌گوید: «باور و اعتقاد من این است که شهدایی که در آن روز 9 اسفند همراه حضرت آقا شهید شدند، یک برگزیدگی داشتند. آنها همراه و همسفر قافله‌سالار کاروان شهدا بودند و از این حیث به نظرم باید بگوییم این عزیزان، یک امتیاز و برتری دارند.

یکی از عزیزانی که آن روز در محل دفتر حضور داشت و مجروح شده بود، در اولین دیداری که بعد از آن حادثه با ایشان داشتم، با بغض و غم و اندوه می‌گفت: ما را از کاروان بیرون انداختند. یعنی حسرت می‌خورد که چرا در آن کاروان شهدایی که رهبری شهید قافله‌سالارشان بودند، انتخاب نشده بود. بر همین اساس، فکر می‌کنم عزیزانی که همزمان با امام شهید به شهادت رسیدند، حتما یک امتیاز و برگزیدگی داشتند. شهید رضاییان هم که با یک ظرافتی مقرر شده بود آنجا باشد، حتما انتخاب شده بود...»

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

من با یک «سرباز» زندگی کردم

نوبتی هم باشد، نوبت میزبان محترم این دیدار است که همسفر خوشبخت رهبر شهید را از زاویه نزدیک برایمان معرفی کند. و حاج خانم برای گفتن از شریک شهید زندگی‌اش، دست می‌گذارد روی ویژگی خاصی که افتخار تمام مجاهدان راه خداست: «بچه‌ها هر وقت می‌گفتند: بابا! شغل شما چیه؟ در جوابشان می‌گفت: سربازم. وقتی پسرم دبستانی بود، معلمش پرسیده بود: پدرت چه کاره است؟ طبق چیزی که از حاج آقا شنیده بود، گفته بود: بابای من، سربازه. معلم که تصور کرده بود بچه ما خیلی دارد حفاظت اطلاعاتی رفتار می‌کند و نمی‌خواهد شغل پدرش را بگوید، سؤالش را دوباره پرسیده بود و پسرم دوباره همان جواب را داده بود. معلم گفته بود: آخه سرباز که شغل نیست. پسرم گفته بود: چرا. بابای من گفته شغلش سربازه...

این، موضوعی است که هیچ‌وقت از ذهن من پاک نمی‌شود. می‌دانید، آشنایی و ازدواج ما در فاصله سال 60 تا 61 در دوران سربازی آقای رضاییان اتفاق افتاد. همیشه می‌گویم من با یک سرباز ازدواج کردم و همسرم تا 43 سال بعد یعنی تا نهم اسفند ۱۴۰۴ همچنان سرباز بود.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

هیچ‌وقت نمی‌گفت درجه‌ام فلان است یا ترفیع درجه گرفتم. ما هیچ‌وقت نفهمیدیم حاج آقا کی درجه گرفت چون وقتی سرهنگ شد یا آن روزهای آخر که سرتیپ تمام شده بود، هیچ تغییری در او ندیدیم. هیچ‌وقت این حس را نداشت که حتی نسبت به راننده‌اش، جایگاه بالاتری دارد. آنقدر با همکاران و دوستان و فامیل، با محبت و برادرانه رفتار می‌کرد که هیچ‌کس متوجه نمی‌شد چه درجه‌ای دارد یا موقعیت و جایگاه شغلی‌اش چقدر مهم است. زمان شهادتش، همان‌قدر متواضع و ساده و افتاده بود که زمان آشنایی‌مان دیده بودم. خدا را شکر می‌کنم که در کنار یک مرد بزرگ زندگی کردم و هنوز هم فکر می‌کنم سرباز وطن، بالاترین درجه‌ای است که همسرم داشت.»

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

بندگی خدا را کرد، خدا هم با «شهادت» با دلش راه آمد

«از من بپرسید، می‌گویم شهادت قطعاً حق آقای رضاییان بود و خدا را شکر می‌کنم که آخر کارش، همانطور شد که دوست داشت.» همسر شهید مکثی می‌کند و در ادامه می‌گوید: «خیلی می‌ترسید در رختخواب یا در بستر بیماری از دنیا برود. من می‌گفتم: حاج آقا! شما هر جوری که از دنیا برید، شهید هستید؛ چه در رختخواب باشه چه در بیمارستان. این اعتقاد قلبی من است که کسی که با تمام وجودش در راه خدا مجاهدت کرده، در رختخواب هم بمیرد، شهید است.

اما خدا را شکر می‌کنم که همانطور که او تمام عمرش اطاعت و بندگی خدا را کرد، به قول شیرازی‌ها «خدا هم به دلش راه آمد» و پایان کارش را شهادت قرار داد؛ آن هم با همان حالت و کیفیتی که خودش دوست داشت. هرچند ما خیلی دلتنگ هستیم ولی خوشحالم که او خوشحال و راضی است...»

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

این چای مگه آژان دیده؟!

صحبت‌های رسمی که تمام می‌شود، صدای استکان‌ها از آشپزخانه بلند می‌شود. یکی از اعضای دفتر نشر که سینی چای را دور می‌گردانَد، حاج خانم می‌گوید: «برادران اجازه ندادند من، پذیرایی کنم...» و همین جمله، مجوز مزاح با دستپخت تیم تدارکات را صادر می‌کند. سردار اشتری لبخندبرلب می‌گوید: «طرف ما -اصفهان- وقتی چای خیلی کمرنگ باشد، می‌گویند: این چای، پلیس دیده. حالا، این چای هم ما را دیده که اینطور رنگش پریده»...

فضای خانه که از خنده حضار پر می‌شود، یکی از آقایان، محجوبانه جلو می‌آید و می‌گوید: «چای رو من ریختم. هر ایرادی داره، پای منه.» آقای فضائلی هم، برای اینکه آب پاکی را روی دست چای‌ریز مجلس ریخته باشد، به شوخی می‌گوید: «این چای رو اگه در مجلس خواستگاری ریخته بودی، احتمالا نتیجه خوبی نداشت.» و دوباره خنده، میدان‌دار می‌شود...

*(وقتی شهید سرلشکر غلامرضا رضاییان با امامزاده صالح(ع) همسایه شد)

حالا شبانه‌روز با دل سیر زیارت کن...

وسط خنده و مطایبه مهمانان، انگار نکته‌ای در ذهن سردار اشتری جرقه زده که استکان چای را روی میز می‌گذارد و می‌گوید: «روزی که برای اعلام خبر شهادت سردار رضاییان خدمت حاج خانم رسیدیم، ایشان که خودشان خواهر شهید هم هستند، هیچ‌گونه بی‌تابی نکردند و گفتند: من آنقدر که برای شهادت آقا ناراحت و پریشان هستم، برای شهادت همسرم ناراحت نیستم.

با توجه به اینکه شهید رضاییان، اهل شیراز بودند، پرسیدیم آیا تصمیم دارند پیکر مطهر شهید را برای تدفین به زادگاهش ببرند؟ حاج خانم گفتند: نه. با توجه به سکونت من و بچه‌ها در تهران، ترجیح می‌دهیم مزار شهید نزدیک خودمان باشد... حاج خانم هیچ درخواستی در این زمینه از ما نکردند اما بعد از خداحافظی، من و سردار صادقی که از دوستان قدیمی شهید رضاییان هم بود، رفتیم امامزاده صالح(ع) و موضوع را با حجت‌الاسلام بی‌آزار مطرح کردیم. حاج آقا گفت: متاسفانه هیچ جای خالی در صحن امامزاده نداریم. اما چند ثانیه بعد ادامه داد: فقط... فقط ما برای همسر یکی از شهدایی که در جنگ 12 روزه به صورت خانوادگی به شهادت رسیده بودند، با اینکه چیزی از پیکر مطهر این بانوی شهید پیدا نشد، یک مزار یادبود در نظر گرفتیم. الان، آن مزار، خالی است. اجازه بدهید اطلاع می‌دهم... موضوع را که تلفنی به حاج خانم اطلاع دادیم، خیلی استقبال کردند...»

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

سردار از خانه سراسر نوری که خداخواسته، نصیب رفیق شهیدش شده می‌گوید اما هنوز نمی‌داند پشت این اتفاق، چه رازی بوده. اینجاست که حاج خانم رضاییان با روایت زیبایش، از این راز پرده برمی‌دارد: «در 20 و چند سالی که ما در این شهرک ساکن هستیم، هیچ‌وقت با هم نتوانستیم به زیارت امامزاده صالح(ع) برویم. گهگاه که فرصت می‌شد و قصد زیارت می‌کردیم، تا نزدیک امامزاده می‌رفتیم اما هرچقدر حاج آقا می‌گشت، جای پارک پیدا نمی‌کرد. آخرش می‌گفت: شما برو زیارت کن. من همین اطراف دور می‌زنم تا شما برگردی. یعنی یک بار نشد این بنده خدا بتواند همراه من به زیارت بیاید.

وقتی با لطف و پیگیری سردار اشتری، پیکر حاج آقا در صحن حرم امامزاده صالح(ع) دفن شد، توی دلم گفتم: حالا دیگه همسایه آقا شدی. شبانه‌روز، هرچقدر دلت خواست، زیارت کن...»

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

شهدا این آقا را خوب می‌شناختند...

نوبت به اهدای هدایا و تبرکی‌های آقای شهید و رهبر معظم انقلاب به خانواده شهید که می‌رسد، سردار اشتری می‌گوید: «رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، کاملا با شهید رضاییان آشنا بودند، در جلسات مختلف ایشان را دیده بودند و نسبت به شهید لطف داشتند.» حاج خانم رضاییان هم، سری به تایید تکان می‌دهد و خاطره‌ای روایت می‌کند که می‌شود حسن ختام این دیدار: «ما هم چند بار، حضرت آقا را دیده بودیم. 2، 3 سال پیش که از مشهد برمی‌گشتیم، در فرودگاه ایشان را دیدیم و از شباهت بسیار زیادی که به آقای شهیدمان داشتند، حدس زدم باید حاج آقا مجتبی خامنه‌ای باشند.

سردار شهیدی که تا ۹ اسفند، «سرباز» بود

سوار اتوبوس فرودگاه شده بودیم و من با فاصله از جمع آقایان ایستاده بودم که یکدفعه دیدم همان آقای روحانی، از پشت سر، آقای رضاییان را در آغوش گرفتند و بعد هم خیلی با محبت و لبخند با او صحبت کردند. وقتی پیاده شدیم، از آقای رضاییان پرسیدم: حاج آقایی که اونطور با محبت شما رو بغل کردن، فرزند رهبر بودن؟ به نشانه تایید سر تکان داد و لبخند زد...

بابت این هدایای ارزشمند، متشکرم و از خدا می‌خواهم رهبر معظم انقلاب در سلامت باشند و به زودی چشم ما به جمال ایشان روشن شود.»

پایان پیام/

بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.

#شهید_سرلشکر_غلامرضا_رضاییان‌فرد

#معاون_اطلاعات_و_امنیت_فراجا

#شهادت_همراه_رهبر

#گذرنامه_اربعین

#سردار_حسین_اشتری

#دفتر_حفظ_و_نشر_آثار_رهبر_شهید_انقلاب

#اول_خانواده_شهدا

آگهینرم‌افزار تما‌سگو
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار اجتماعی

اجتماعی
«باشگاه خبرنگاران» رئیس مرکز اجرائیات پلیس راهور فراجا از شناسایی ۴ هزار مورد دستکاری و جعل پلاک خودرو از ابتدای سال ۱۴۰۵ خبر داد.
اجتماعی
«خبرگزاری فارس» 9 اسفند اصلا قرار نبود سردار رضاییان در جمع مهمانان جلسه شورای عالی دفاع حضور داشته باشد اما وقتی ماموریت‌های پیش‌بینی‌نشده، مانع حضورفرمانده کل نیروی انتظامی و جانشینش در آن جلسه می‌شود، دقیقه90 قرعه به نام او یعنی معاون اطلاعات و امنیت فر...
اجتماعی
«خبرگزاری فارس» رئیس مجتمع بیمارستانی امام خمینی، با اشاره به فشار هزینه‌های درمان سرطان گفت: هزینه رادیوتراپی یک بیمار در یکی از مراکز خصوصی به حدود یک میلیارد و ۴۰ میلیون تومان رسیده، رقمی که اهمیت حمایت از بیماران را دوچندان می‌کند.
اجتماعی
«باشگاه خبرنگاران» شهردار تهران، با تشریح جزئیات «طرح تورم صفر» اعلام کرد: با همراهی تولیدکنندگان متعهدی که داوطلبانه از قدرالسهم خود از تولید کاسته‌اند، بستری فراهم شده تا کالاها با قیمت‌های کنترل‌شده و عادلانه به دست شهروندان برسد.
اجتماعی
«باشگاه خبرنگاران» شهردار تهران اعلام کرد: با همراهی تولیدکنندگان متعهدی که داوطلبانه از قدرالسهم خود از تولید کاسته‌اند، بستری فراهم شده تا کالاها با قیمت‌های کنترل‌شده و عادلانه به دست شهروندان برسد.
اجتماعی
«خبرگزاری فارس» جشن و برنامه‌های فرهنگی می‌توانند بخشی از هفته کودک باشند، اما پشت همه این برنامه‌ها یک پرسش جدی‌تر وجود دارد: کودک ایرانی امروز به چه چیزی نیاز دارد و جامعه برای پاسخ به این نیازها چه می‌تواند انجام دهد؟
اجتماعی
«باشگاه خبرنگاران» پلیس راهور از بارش باران و ترافیک نیمه‌سنگین در محور‌های شمالی و منتهی به تهران خبر داد.
اجتماعی
«خبرگزاری فارس» رییس اداره فرهنگی، هنری، اردوها و فضاهای پرورشی آموزش و پرورش استان البرز از اجرای مجموعه‌ای از برنامه‌های فرهنگی، هنری و تبیینی در مدارس استان خبر داد و گفت: راویان دفاع مقدس به مدارس اعزام می شوند.
اجتماعی
«باشگاه خبرنگاران» استاندار تهران از برگزاری برنامه‌های متنوع در هفته فرهنگی تهران خبر داد.
اجتماعی
«خبرگزاری فارس» فنجان قهوه برای بسیاری از مردم بخشی از شروع روز یا فرصتی برای مکث میان ساعت‌های شلوغ زندگی است، اما برای کسانی که به کافئین حساس‌اند، خوابشان با قهوه به‌هم می‌ریزد یا می‌خواهند مصرف کافئین را کاهش دهند، «دکافئین» به گزینه‌ای متفاوت تبدیل شد...

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

تبلیغات متنی (ویژه)
صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است