سگها را کشتند که رضاخان بدخواب نشود

باشگاه خبرنگاران جوان - بر اساس آمار و پژوهشهای مورخان غربی، سلطنت ۱۶ساله رضاخان هزینهای به سنگینی ۲۴ هزار قربانی بر گرده ملت ایران گذاشت. از سرکوب خونین ایلات و نابودی صنعت دامداری کشور گرفته تا تعطیلی اماکن مقدس زیر آتش مسلسل، اسناد به جای مانده در آرشیوهای بینالمللی اثبات میکند ساختاری که غرب به عنوان «نوسازی» توصیف میکرد، چیزی جز سرکوب برای حفظ منافع بیگانه نبود.
دستور مستقیم رضاشاه برای شلیک مسلسل به زائران حرم مطهر، تیر خلاص به نوزادان در گهواره و مسابقه شرطبندی روی دویدن مردان سر بریده؛ اینها برشهایی افشاشده از جنایاتی است که رسانههای غربی امروزه با سانسور شدید، سعی دارند آن را «عصر طلایی مدرنیزاسیون ایران» جا بزنند.
در شرایطی که دستگاههای تبلیغاتی غرب دوباره پروژه تطهیر دیکتاتوری پهلوی را فعال کردهاند، بازخوانی اسناد دیپلماتیک و تاریخی آمریکا و اروپا، پرده از حقیقتی هولناک برمیدارد: حکومتی که دیوارهای بنیادینش نه بر توسعه ملی، بلکه بر سرکوب و وابستگی کامل به بیگانگان استوار شده بود.
محمدقلی مجد مدرس مرکز خاورمیانه دانشگاه پنسیلوانیا، در کتاب «رضاشاه» گوشههایی از فضای ترس و وحشت را که توسط رضاشاه ایجاد شده بود شرح میدهد. او مینویسد که رضاشاه هزاران نفر را حبس کرده و صدها نفر را کشته بود و بعضیها را با دستهای خودش به قتل رسانده بود. در نتیجه این حکومت وحشت، بر دل مردم ترس افتاده بود به کسی نمیشد اعتماد کرد و احدی جرئت اعتراض یا انتقاد نداشت…
وحشت افکنیهای شاه روان مردم محجوب و زودرنج ایران را آشفته کرده و تعادل روحیشان را بر هم زده بود؛ علاوه بر این او چنان روحیه خشونتآمیزی از خود نشان میداد که تأثیرات شومی در دامن زدن به خلق و خوی ناپایدار مردم از هم گسیختگی کشور و نابهسامانی و ضعف حکومت گذاشت».
وقتی سخن از قساوت پهلوی اول به میان میآید، اعترافات مورخان و دیپلماتهای برجسته غربی جای هیچ تردیدی باقی نمیگذارد.
ویلیام داگلاس، قاضی دادگاه عالی ایالات متحده، در کتاب سرزمین شگفتانگیز و مردمی مهربان و دوستداشتنی، مینویسد که چگونه نیروهای نظامی پس از ورود به چادرها، هفتتیر خود را روی سر نوزادان در گهواره میگذاشتند و مغزشان را متلاشی میکردند.
داگلاس از زبان یک شاهد عینی مینویسد فرمانده ارتش، مسابقه شرطبندی عجیبی به راه انداخته بود: «سرهنگ طاوه آهنی را روی آتش سرخ کرد. با شمشیر سر جوانان لر را میبریدند و بلافاصله طاوه سرخشده را روی گردن بریده میچسباندند تا جلوی خونریزی را بگیرند و شرط میبستند که بدن بیسر چند گام میتواند بدود!
این خشونت وحشیانه با تحقیر باورهای دینی مردم همراه بود؛ تا جایی که همان سرهنگ، زنان عشایر را مجبور میکرد شیر خود را برای نوشیدن سگهای اصیلش بدوشند. اما جنایت فقط به کوهها و طوایف محدود نماند؛ آرتور چستر میلسپو، مستشار آمریکایی دارایی ایران، در کتاب آمریکاییها در ایران، حکمرانی پهلوی را یک «حکومت وحشت» تمامعیار میخواند.
او مینویسد: «ترور کردن جزئی از طبیعت رضاشاه بود… او هزاران نفر را حبس کرده و صدها نفر را به قتل رسانده بود که برخی را با دستهای خودش کشته بود. در نتیجه این وحشتافکنی، ترس بر دل مردم افتاده بود، به کسی نمیشد اعتماد کرد و احدی جرئت اعتراض نداشت.» میلسپو حتی اشاره میکند که چگونه رجال برجسته کشور با مسمومیت یا تزریق آمپول هوا در زندانها خاموش شدند.
در سطحی گستردهتر، جان فوران، استاد جامعهشناسی دانشگاه کالیفرنیا، در کتاب مقاومت شکننده مینویسد تنها در یک نمونه در آذر ۱۳۱۱، بیش از ۱۵۰ دهقان شورشی یکجا تیرباران شدند.
آمار تکان دهنده باریر حاکی از آن است که در سال ۱۲۷۹ شمسی دو میلیون و ۴۷۰ هزار نفر عشایر وجود داشته، اما تا سال ۱۳۱۱ شمسی این رقم به حدود یک میلیون عدد کاهش یافته است.
پیتر آوری، محقق برجسته دانشگاه کمبریج، نیز در کتاب ایران مدرن گواهی میدهد که اسکان اجباری ایلات توسط رضاشاه، صنعت دامداری کشور را در معرض انقراض قرار داد. تولید گوشت، چرم، محصولات لبنی و پوست همانند تأمین حیوانات برای حمل و نقل باید کاهش یافته باشد.
کریستین دلانوا، مورخ فرانسوی در کتاب ساواک، آمار قربانیان دوران سلطنت ۱۵ساله پهلوی اول را نزدیک به ۲۴ هزار نفر از میان ایلات، روشنفکران و مخالفان برآورد میکند و از زندان قصر یاد میکند که «درِ علیمالدوله» آن، مخصوص بیرون کشیدن اجساد قربانیانی بود که زیر شکنجه یا با تزریق آمپول هوای «پزشک احمدی» در اداره شهربانی (خیابان خیام) به قتل میرسیدند؛ همان روشی که شاعر آزادهخواهی، چون فرخی یزدی را دهاندوخته به کام مرگ فرستاد.
نقطه اوج این قساوت، بیحرمتی به مقدسترین اماکن ملت بود. محمدقلی مجد، مدرس مرکز خاورمیانه دانشگاه پنسیلوانیا، بر اساس اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا (از جمله گزارشهای هورنیبروک، وزیر مختار آمریکا)، وقایع تیر ۱۳۱۴ در مسجد گوهرشاد و حرم امام رضا (ع) را فاجعهبارترین سرکوب تاریخ معاصر ایران میداند.
او مینویسد: «به دستور مستقیم شاه، تظاهرکنندگان و زائرانی که در حرم پناه گرفته بودند زیر آتش تیربار قرار گرفتند. برآوردهای محافظهکارانه از کشته و زخمی شدن بیش از ۵۰۰ نفر و دستگیری ۲۰۰۰ نفر خبر میداد.» مجد تأکید میکند که مردم پس از این جنایت هولناک، سقوط رضاخان را پیشبینی کردند، اما او با پشتیبانی اربابان انگلیسیاش تا سالها از چنگال عدالت گریخت.
سیاست غارت اموال مردم و مصادره وسیع زمینها به طوری که رضاشاه به بزرگترین مالک زمین در آسیا تبدیل شد، ساختاری را پدید آورد که واشنگتن و لندن از آن به عنوان سنگر حفظ منافع استعماری خود بهره میبردند. لوئیس دریفوس، وزیر وقت آمریکا در تهران، پس از سقوط دیکتاتور در شهریور ۱۳۲۰، رژیم او را «حکومت طولانی وحشت و کشتار بدون محاکمه» نامید.
محمد قلی مجد، مدرس مرکز خاورمیانه دانشگاه پنسیلوانیا، در کتاب «رضاشاه و بریتانیا» مینویسد: (جان) گونتر سیاح آمریکایی فاش میکند که حتی سگها هم از قساوت اعلیحضرت بینصیب نمیماندند وقتی شاه در سفر است که البته بیوقفه در سفر است در هر روستا و قریهای که شب در آن منزل میکند سگها را میکشند، زیرا او خواب سبکی دارد و هر صدایی او را پریشان میکند.»
امروز، مرور این حجم از قساوت و شکنجه خونین پاسخی قاطع به پروژههای رسانهای غرب برای بازسازی چهره استعمار و پهلوی است. رژیمی که پروژههای نمایشیاش را روی خاکستر روستاهای سوخته، جنازه قربانیان گوهرشاد و سرنگهای آلوده به هوا بنا کرده بود، اثبات میکند که استبداد وابسته هرگز نمیتواند برای یک ملت، امنیت یا توسعه به همراه آورد.
منبع: فارس
12304429
مهمترین اخبار وبگردی











