جای خالی ۹۰ شهید دانش آموز استان اصفهان در جشنواره کودک

سی و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان، امسال با یاد ۹۰ دانشآموز شهید اصفهانی در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان و کودکان شهید میناب رنگی متفاوت به خود گرفت.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، چراغهای سالن خاموش میشوند و پروانهها روی پرده به پرواز درمیآیند. بچهها سر جایشان مینشینند تا قصه تازهای را تماشا کنند. اما امسال، در سی و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، جای ۹۰ دانشآموز شهید اصفهان خالی است؛ کودکان و نوجوانانی که میتوانستند میان تماشاگران باشند و پرواز پروانهها را دنبال کنند.
روی پرده سینما، دنیا همیشه راهی برای ادامهدادن پیدا میکند. اگر قهرمان قصه زمین بخورد، کمی بعد دوباره بلند میشود؛ اگر راهی بسته شود، دریچهای تازه باز میشود و اگر پروانهای در میان باد گم شود، سرانجام بال میزند و به پرواز درمیآید. همین است که بچهها دوست دارند قصهها را تماشا کنند؛ چون در جهان آنها، هنوز میشود برای هر اتفاقی پایانی تازه پیدا کرد.
در سالن جشنواره، چشمها به پرده دوخته شدهاند. شاید کودکی از دیدن یک شخصیت خندهاش بگیرد، شاید دیگری خودش را جای قهرمان بگذارد و شاید کسی در دلش تصمیم بگیرد روزی فیلمی بسازد که بچههای دیگر با تماشایش بخندند. اینجا هر صندلی میتواند جای کودکی با یک دنیا خیال باشد؛ کودکی که هنوز نمیداند فردا چه چیزی در انتظارش است.
اما در میان صندلیهای این جشنواره، جای کودکان و نوجوانانی خالی است که دیگر فردایی برای تجربهکردن ندارند. از آغاز جنگ ۱۲روزه تاکنون، ۹۰ دانشآموز در استان اصفهان به شهادت رسیدند. نامشان را میتوان در یک عدد خلاصه کرد اما زندگی هیچکدامشان فقط یک عدد نبود.
شاید یکی از آن ۹۰ دانشآموز، هر سال منتظر جشنواره میماند. شاید از میان پوسترها دنبال نام فیلم موردعلاقهاش میگشت، کنار دوستانش روی صندلی مینشست و بعد از پایان نمایش، حتی در راه خانه درباره داستان حرف میزد.
شاید هم روزی از همین سالن بیرون میآمد و به خانوادهاش میگفت که میخواهد فیلمساز شود.
اینها را نمیدانیم. نمیدانیم کدامیک از آنها عاشق سینما بود، کدام قصهها را دوست داشت یا چه رؤیایی را برای سالهای بعد در ذهنش نگه داشته بود. اما هرکدام میتوانستند چیزی را دوست داشته باشند، چیزی را یاد بگیرند و روزی تصمیمی بگیرند که مسیر زندگیشان را تغییر دهد. حالا دیگر هیچکدام از آن انتخابها اتفاق نخواهد افتاد.
بچهها وقتی فیلمی را دوست دارند، گاهی شخصیتهایش را با خودشان به خانه میبرند. قهرمان داستان در بازیهایشان زنده میشود، دیالوگهایش را تکرار میکنند و برایش ماجراهای تازه میسازند. بعضی قصهها حتی سالها در ذهنشان میمانند. برای ۹۰ دانشآموز شهید اصفهان اما قصههایی که میتوانستند ببینند و بسازند، پشت همان فرداهایی ماندهاند که دیگر از راه نمیرسند.
در بین ۹۰ پروانه اصفهانی که هرگز به جشنواره نرسیدند، نام دیگری هم هست؛ کودکان شهید میناب.
۱۶۸ دانشآموز مدرسه شجره طیبه که در حمله به مدرسه میناب به شهادت رسیدند. کودکانی که میتوانستند پشت نیمکتهای کلاس بنشینند، دفترهایشان را ورق بزنند و برای زنگ بعدی نقشه بکشند. شاید یکی از آنها نقاشی میکشید، دیگری قصه مینوشت و یکی هم فقط دلش میخواست زودتر زنگ مدرسه بخورد تا با دوستانش بازی کند.
حالا نام دانشآموزان شهید اصفهان و میناب، در کنار هم از کودکانی میگوید که فرصت بزرگشدن را از دست دادند. نه میتوان رؤیاهایشان را بهجای خودشان تعریف کرد و نه میتوان دانست هرکدام در آینده چه علاقهای را دنبال میکرد.
فقط میتوان به فرداهایی فکر کرد که قرار بود از راه برسند؛ به روزهایی که میتوانستند پر از اتفاقهای کوچک و معمولی باشند، همان اتفاقهایی که شاید تا وقتی هستند، کسی به نبودنشان فکر نمیکند.
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، جایی برای همین فرداهاست؛ برای کودکانی که میآیند، فیلم میبینند و شاید در پایان نمایش، با ایدهای تازه از سالن بیرون میروند. یاد بچههای اصفهان و میناب، در میان این قصهها، ما را به بیرون از پرده میبرد؛ جایی که بعضی داستانها دیگر فرصتی برای ادامه پیدا نمیکنند.
از ۹۰ دانشآموز شهید اصفهان، از هرکدام زندگی جداگانهای باقی مانده است؛ خانوادهای که جای فرزندش را در خانه خالی میبیند، دوستی که دیگر همکلاسیاش را در مدرسه نمیبیند و معلمی که نام یکی از دانشآموزانش دیگر در فهرست کلاس شنیده نمیشود. برای شناختن این بچهها، آمار کافی نیست. باید از کسانی شنید که صدایشان را میشناختند و میتوانند از علاقهها، عادتها و خاطراتشان بگویند.
شاید در میان خاطرات، از دانشآموزی گفته شود که همیشه برای دوستانش قصه تعریف میکرد، از دیگری که دفترش را پر از نقاشی میکرد یا کودکی که برای آیندهاش برنامه داشت. این خاطرهها هنوز باید از زبان کسانی روایت شوند که آنها را میشناختند؛ تا پشت عدد ۹۰، چهره و زندگی هر کودک دوباره دیده شود.
فیلم به پایان میرسد. چراغها روشن میشوند و بچهها از سالن بیرون میروند. شاید در راه، درباره پایان قصه بحث کنند یا از شخصیت محبوبشان بگویند. شاید هم یکی از آنها تصمیم بگیرد وقتی به خانه رسید، داستانی شبیه همان فیلم بسازد. برای او، هنوز قصههای زیادی باقی مانده است.
روی پرده، پروانهها میتوانند دوباره بال بزنند و هر بار راهی تازه برای پرواز پیدا کنند. اما بیرون از دنیای خیال، برای ۹۰ دانشآموز شهید اصفهان و ۱۶۸ دانشآموز شهید میناب، دیگر قصه تازهای آغاز نمیشود. جای آنها در کلاس، در جمع دوستان و در میان تماشاگران جشنواره خالی مانده است.
شاید سالها بعد، کودکی که امروز روی یکی از صندلیهای جشنواره نشسته، فیلمی بسازد و پروانهای را به پرواز درآورد؛ پروانهای که راهش را از میان آسمان یک قصه پیدا میکند و شاید آن وقت، میان نور پرده و ردیف صندلیها، یاد کودکانی هم زنده شود که میتوانستند همینجا باشند؛ تماشاگرانی کوچک با رؤیاهایی که هنوز کسی فرصت نکرده بود پایانشان را ببیند.
بهمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافهبازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
#دانشآموزان_شهید #شهدای_میناب #جشنواره_فیلم_کودک #مقاومت











