قدرت تمدنی در گرو تبدیل گفتمان انقلاب به یک الگوی جهانی است

معاون پژوهش حوزه های علمیه خواهران کشور با تأکید بر ظرفیت تمدنی گفتمان انقلاب اسلامی، گفت: قدرت تمدنی در گرو آن است که یک گفتمان از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی خود فراتر رود، با انسان معاصر در سطح جهانی ارتباط برقرار کند و در عرصه عمل نیز بتواند الگوی انسانی و اجتماعی قابل فهم و پذیرشی ارائه دهد.
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، حجتالاسلام والمسلمین بابایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفتوگویی، با اشاره به مبانی قرآنی و الهیاتی در اندیشه رهبر معظم انقلاب، گفت: در مواضع مهم سیاسی رهبر معظم انقلاب، کمتر موضوع مهمی را میتوان یافت که بدون پشتوانه قرآنی و دینی مطرح شده باشد و این نگاه نشان میدهد که آموزههای قرآن کریم میتواند علاوه بر کارکرد دینی، مبنایی برای تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی نیز قرار گیرد.
وی با بیان اینکه برای فهم جایگاه جامعه ایمانی و ظرفیتهای آن میتوان از آموزههای قرآن و همچنین تحلیلهای اجتماعی بهره گرفت، افزود: برخی مفاهیم قرآنی را میتوان به گونهای تفسیر و تبیین کرد که حتی افرادی که از آموزههای قرآنی آغاز نمیکنند نیز بتوانند درباره آنها گفتوگو کنند و نسبت میان ایمان، جامعه و قدرت تمدنی را مورد بررسی قرار دهند.
بزرگی یک جریان را میتوان از دشمنان و دوستان آن شناخت
حجتالاسلام والمسلمین بابایی با اشاره به دیدگاه شهید مطهری در کتاب «جاذبه و دافعه علی(ع)»، اظهار کرد: شهید مطهری برای سنجش شخصیتهایی مانند امیرالمؤمنین(ع) به دوستان و دشمنان آنان توجه میکند و بر این اساس، اگر شخصیتهای بزرگی در صف دوستان یا دشمنان یک فرد قرار داشته باشند، میتوان از این موضوع برای شناخت جایگاه او استفاده کرد.
معاون پژوهش حوزه های علمیه خواهران کشور ادامه داد: میتوان از همین الگو برای تحلیل جایگاه جمهوری اسلامی نیز استفاده کرد؛ به این معنا که اگر دشمنان یک جریان در سطح قدرتهای بزرگ جهانی قرار داشته باشند یا دوستان و همراهان آن بتوانند در تحولات و نظم جهانی اثرگذار باشند، این مسئله میتواند نشانهای از اهمیت و جایگاه آن جریان در عرصه بینالملل باشد.
وی افزود: در این چارچوب، باید نسبت کشورها و جریانهای مختلف با نظام سلطه و قدرتهای جهانی را نیز مورد توجه قرار داد و جایگاه واقعی آنها را در معادلات بینالمللی بررسی کرد.
پیچیدهتر شدن جهان میتواند حق و باطل را آشکارتر کند
حجت الاسلام والمسلمین بابایی با اشاره به مباحث فلسفه تاریخ و الهیات تاریخ، گفت: جهان در حال تحول و پیچیدهتر شدن است و هرچه تحولات اجتماعی و سیاسی پیچیدهتر میشود، از نگاه الهیاتی میتوان انتظار داشت که تمایز میان حق و باطل در برخی بزنگاهها آشکارتر شود.
وی افزود: در شرایطی که یک نزاع بزرگ در عرصه جهانی رخ میدهد، انسان برای تشخیص جبهه حق و باطل لزوماً نیازمند برخورداری از پیچیدهترین تحلیلهای نظری نیست، بلکه برخورداری از عقل سلیم و فطرت انسانی نیز میتواند در تشخیص برخی رفتارها و مواضع کمککننده باشد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: هنگامی که حقانیت یک گفتمان برای طیف گستردهای از انسانها قابل فهم شود، آن گفتمان دیگر صرفاً در محدوده یک جامعه یا جهان اسلام باقی نمیماند و میتواند در سطح جهانی مورد توجه قرار گیرد.
وی ادامه داد: از این منظر، قدرت جهانی را نباید صرفاً با شاخصهای اقتصادی یا نظامی تعریف کرد؛ بلکه تمدن نیز میتواند به عنوان یک معنای گسترده از قدرت مورد توجه قرار گیرد. نوع سلوک، نگاه به انسان و الگویی که یک جامعه ارائه میکند، زمانی میتواند در افق جهانی مطرح شود که برای انسان معاصر در نقاط مختلف جهان قابل فهم و ارتباط باشد.
تمدن زمانی شکل میگیرد که گفتمان یک جامعه جهانی شود
حجت الاسلام والمسلمین بابایی با اشاره به برخی تعاریف تمدن، اظهار کرد: یکی از برداشتها این است که تمدن با جهانی شدن یک الگو و گفتمان ارتباط دارد. هر اندازه یک جامعه بتواند در زبان، عملکرد و ارائه الگوی انسانی خود با انسانهایی در نقاط مختلف جهان ارتباط معنادار برقرار کند و به نیازهای انسان معاصر پاسخ دهد، به مرزهای تمدنی نزدیکتر میشود.
وی افزود: بنابراین باید این پرسش را مطرح کرد که آیا نخبگان، سیاستمداران و مسئولان ما تحولات اخیر را صرفاً در چارچوب یک درگیری سیاسی و نظامی میبینند یا آن را در افق شکلگیری یک قدرت و تمدن جدید نیز تحلیل میکنند.
معاون پژوهش حوزه های علمیه خواهران کشور ادامه داد: کسانی که با ادبیات و اندیشه رهبران انقلاب اسلامی انس داشتهاند و در این مسیر تربیت شدهاند، تحولات جهان را در چنین افقی دنبال میکنند؛ البته در جامعه جریانهای فکری متفاوتی نیز وجود دارد و برخی افراد ممکن است خاستگاه فکری و هویتی خود را از منابع و الگوهای فکری جهان مدرن بگیرند.
وی با اشاره به جریانهای فکری موجود در غرب، گفت: در این جریان نیز طیفهای مختلفی وجود دارد. برخی افراد ممکن است با صداقت به دنبال راه سعادت باشند و تصور کنند که میتوان این سعادت را در الگوهای زندگی آمریکایی پیدا کرد، اما تحولات و جنگهای اخیر ممکن است برخی از این افراد را نسبت به ادعاها و مبانی آن الگوها دچار بازنگری کند.
جنگ، میدان ارادههاست
حجت الاسلام والمسلمین بابایی در ادامه با اشاره به نسبت میان قدرت و احتمال شکست، گفت: ممکن است این پرسش مطرح شود که چگونه از یک سو از ظهور قدرت جدید و ظرفیت تمدنی سخن گفته میشود و از سوی دیگر احتمال شکست جبهه حق نیز مورد توجه قرار میگیرد.
وی افزود: پاسخ این مسئله را باید در مفهوم «جنگ ارادهها» جستوجو کرد. در بسیاری از مباحث نظری، درباره مفهوم اراده بحث شده است، اما در عرصه رهبری یک جبهه و مدیریت یک جریان اجتماعی، مسئله فعال شدن اراده ملتها و امت اسلامی اهمیت ویژهای پیدا میکند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اظهار کرد: امروز نیز میتوان مشاهده کرد که هرجا جامعه دچار انفعال میشود، آسیبپذیری افزایش مییابد و هرجا اراده و کنش فعال شکل میگیرد، امکان مقاومت و اثرگذاری بیشتر میشود.
وی با بیان اینکه تاریخ بشر و تاریخ تمدنها را نیز میتوان از منظر ارادههای فعال و منفعل بررسی کرد، گفت: ارادههای فعال میتوانند در ساختن تمدن و تغییر مسیر تحولات نقشآفرین باشند و در مقابل، ارادههای منفعل زمینه پذیرش شرایط تحمیلشده را فراهم میکنند.
جلوگیری از انفعال و تقویت اراده اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین بابایی با اشاره به نقش رهبری در شرایط پیچیده اجتماعی و بینالمللی، گفت: یکی از موضوعات مهم در این عرصه، توجه به وضعیت روانی جامعه و جلوگیری از شکلگیری ترس، ارعاب، غم و انفعال است.
وی ادامه داد: جامعه باید بتواند شرایط را درست تشخیص دهد و در عین توجه به واقعیتهای میدان، اراده خود را از دست ندهد. وعده پیروزی بدون توجه به احتمال آزمون و دشواری، تصویر کاملی از سنتهای الهی ارائه نمیکند؛ همانگونه که هشدار نسبت به احتمال شکست نیز نباید به انفعال و ناامیدی منجر شود.
معاون پژوهش حوزه های علمیه خواهران کشور خاطرنشان کرد: در آموزههای قرآن کریم هم سنت نصرت الهی وجود دارد و هم سنت آزمایش. بنابراین جامعه مؤمن باید هم به ظرفیتهای پیروزی و یاری الهی توجه داشته باشد و هم بداند که نتیجه نهایی به میزان ایمان، اراده، تشخیص درست و عملکرد انسانها وابسته است.
وی تأکید کرد: از این منظر، مسئله اصلی تنها برخورداری از امکانات و ظرفیتهای مادی نیست، بلکه فعال شدن ارادههای انسانی و اجتماعی و تبدیل یک گفتمان به کنش و عمل است؛ موضوعی که میتواند در شکلگیری قدرت اجتماعی و در نهایت ظرفیت تمدنی یک جامعه نقش تعیینکننده داشته باشد.
انتهای پیام/
#پژوهش
#حوزههایـعلمیهـخواهران











