حمایت از نخبگان با یک بسته ماژیک!

باشگاه خبرنگاران جوان - گاهی یک اتفاق کوچک، پرده از واقعیتی بزرگ برمیدارد؛ واقعیتی که شاید در میان انبوه شعارها، وعدهها و سخنرانیهای رسمی کمتر به چشم بیاید.
ماجرای اهدای یک بسته ماژیک به سینا رضایی، دانشآموز نخبه کلاس دهم و برنده رتبه نخست استانی جشنواره خوارزمی، آن هم پس از چند ماه، از همین دست اتفاقات است؛ اتفاقی که اگرچه در ظاهر ساده و حتی کماهمیت به نظر میرسد، اما در بطن خود پرسشی جدی درباره نگاه مسئولان به سرمایههای انسانی کشور مطرح میکند: آیا این است معنای حمایت از نخبگان؟
جایزه سینا رضایی، هیچ تناسبی با مبلغی که او برای ساخت دستگاه موردنظرش هزینه کرده و خودش میگوید ۱۲ میلیون تومان خرج داشته است، ندارد و حتی نمیتواند انگیزه و کمکی برای انجام پروژههای بعدی توسط او باشد.
این اولین بار نیست که چنین اتفاقی میافتد. یادمان نرفته که سه سال پیش، سارا عبدالملکی، نایب قهرمان پاراقایقرانی آسیا با انتشار ویدیویی اعلام کرده بود شورای شهر به او یک کتری و قوری هدیه داده است یا مسئولان آموزش و پرورش استان قم که در اقدامی تعجبآور، از امیرمهدی سعیدینوا، کشتیگیر نوجوان این استان که سال گذشته موفق به کسب مدال طلای مسابقات جهانی شده بود، با اهدای یک قابلمه تقدیر کردند!
سالهاست که مسئولان کشور در مناسبتهای مختلف از ضرورت حمایت از نخبگان، جلوگیری از مهاجرت استعدادها، تقویت بنیه علمی کشور و فراهم کردن زمینه شکوفایی جوانان سخن میگویند. در سخنرانیها، نخبگان سرمایههای اصلی کشور معرفی میشوند و آینده ایران به تواناییها و خلاقیتهای آنان گره میخورد، اما فاصله میان این شعارهای پرطمطراق و آنچه در عمل اتفاق میافتد، گاهی چنان زیاد است که حتی یک هدیه نمادین نیز میتواند به نشانهای از این شکاف تبدیل شود.
مسأله فقط قیمت یک بسته ماژیک نیست؛ هیچکس انتظار ندارد ارزش یک دستاورد علمی را با مبلغ یک جایزه یا ارزش مادی یک هدیه اندازهگیری کند. مسأله، نوع نگاه و میزان درک اهمیت موفقیتهای علمی است. وقتی جوانی با تلاش، استعداد و پشتکار خود در یک رویداد علمی معتبر به موفقیت میرسد، انتظار طبیعی آن است که این موفقیت با توجهی درخور، فرصتی برای رشد بیشتر و حمایتی عملی همراه شود.
نخبگان برای ادامه مسیر خود به تشویقهای تشریفاتی نیاز ندارند؛ آنها بیش از هر چیز به امکانات پژوهشی، حمایت مالی، فرصتهای شغلی شایسته، ارتباط با مراکز علمی و امکان تبدیل ایدههایشان به محصولات و دستاوردهای واقعی نیازمندند. یک استعداد درخشان زمانی میتواند به سرمایهای ملی تبدیل شود که کشور برای حفظ و پرورش او برنامه داشته باشد، نه این که او را در مراسمی تقدیر کند و سپس به فراموشی بسپارد.
تلختر آن که چنین برخوردهایی میتواند پیام ناخواستهای به سایر جوانان مستعد منتقل کند: این که حتی موفقیت و افتخارآفرینی نیز لزوما به معنای دیدهشدن و برخورداری از حمایت نیست. این پیام در شرایطی که کشورهای مختلف جهان برای جذب استعدادهای علمی رقابت میکنند، میتواند هزینهای بسیار سنگین برای آینده کشور داشته باشد.
اگرچه نمیتوان فقط با توجه به یک اتفاق، بدون اطلاع از تمام جزئیات آن، راجع به عملکرد همه نهادها و مسئولان قضاوت قطعی کرد، اما همین اتفاق، بهانهای مناسب برای طرح یک مطالبه عمومی است: حمایت از نخبگان نباید به مراسم تقدیر، لوح یادبود، عکس یادگاری و هدایای نمادین محدود شود. اگر واقعا باور داریم که آینده کشور با علم، دانش و خلاقیت ساخته میشود، باید این باور را در بودجهها، سیاستگذاریها و تصمیمهای اجرایی نشان دهیم.
منبع: روزنامه اطلاعات











