تله محیطزیستی سیا و موساد برای شکار امنیت کشور

همهچیز میتواند با یک پروژه ظاهراً بیخطر محیطزیستی شروع شود؛ از پایش یک تالاب و حیاتوحش تا بررسی منابع آب و فرسایش خاک، اما پشت جمعآوری همین دادههای بهظاهر ساده، ممکن است مسیری برای شناسایی نقاط حساس و تکمیل نقشهای از آسیبپذیریهای کشور شکل بگیرد.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| صبح زود، چند نفر کنار یک تالاب ایستادهاند؛ دوربینها روشن است و یکی از اعضای گروه، مختصات نقاط مختلف را روی نقشه ثبت میکند. مأموریت روی کاغذ ساده است: پایش وضعیت تالاب و ثبت تغییرات زیستمحیطی.
اما اگر این اطلاعات کنار هم قرار بگیرند، آیا هنوز فقط یک گزارش محیطزیستی هستند؟
مسئله از جایی جدی میشود که یک پروژه محیطزیستی، بهجای تمرکز بر دادههای مورد نیاز برای حفاظت از طبیعت، به سمت جمعآوری جزئیات دقیق مکانی حرکت کند؛ از مختصات و مسیرهای دسترسی گرفته تا تصاویر هوایی و لایههای GIS؛ دادههایی که در کنار هم میتوانند تصویری دقیق از یک منطقه و آسیبپذیریهای آن ارائه دهند.
فرض کنید یک مؤسسه یا سمن، طرحی برای پایش یک زیستبوم ارائه میکند. درخواستهای اولیه کاملاً طبیعی به نظر میرسند؛ شناسایی زیستگاهها، ثبت منابع آب، بررسی پوشش گیاهی یا تعیین مسیرهای گردشگری.
اما پروژه هرچه جلوتر میرود، دامنه اطلاعات درخواستی نیز گستردهتر میشود؛ مختصات دقیق نقاط، تصاویر هوایی، مسیرهای دسترسی و عوارض زمین در یک بانک اطلاعاتی جمع میشوند.
اگر منطقه مورد مطالعه در مجاورت تأسیسات حیاتی، خطوط انتقال انرژی، مسیرهای مواصلاتی یا دیگر زیرساختهای حساس قرار داشته باشد، کنار هم قرار گرفتن همین دادههای ظاهراً پراکنده میتواند تصویری فراتر از یک گزارش محیطزیستی تولید کند.
خطر دقیقاً همینجاست؛ نه در یک عکس از طبیعت، بلکه در کنار هم قرار گرفتن دادههایی که هر کدام بهتنهایی بیاهمیت به نظر میرسند.
نقطه قوت این تله، الزاماً پیچیدگی فنی آن نیست؛ بلکه بهرهبرداری از سازوکارهای شناختی و اعتماد اجتماعی است. ذهن انسان فقط یک درخواست را ارزیابی نمیکند؛ نیت پشت آن درخواست نیز بر قضاوت او اثر میگذارد.
وقتی یک پروژه با عنوانهایی مانند «نجات طبیعت»، «حفاظت از حیاتوحش»، «آب» یا «پایداری» معرفی میشود، ممکن است از ابتدا بیخطر و خیرخواهانه به نظر برسد. این پوشش مثبت میتواند حساسیت اولیه افراد را کاهش دهد و پرسش درباره چرایی جمعآوری اطلاعات و مقصد آن را به حاشیه ببرد.
در مهندسی اجتماعی، از همین اعتماد استفاده میشود؛ نه لزوماً با ایجاد ترس، بلکه با تحریک حس مفید بودن، مسؤولیت اجتماعی و مشارکت در یک هدف مثبت. فرد ممکن است به دلیل ماهیت علمی و داوطلبانه فعالیت، پرسش درباره چرایی ثبت برخی دادهها را دخالت در یک کار خیر تصور کند؛ در حالی که مسئله اصلی، نه اصل فعالیت محیطزیستی، بلکه ضرورت، دامنه و مقصد دادههای جمعآوریشده است.
مهدی افراشته، پژوهشگر روانشناسی شناختی و تحلیلگر رفتاری، میگوید: «در چنین تلههایی، مهاجم مستقیماً حس مسؤولیت اجتماعی و عشق به طبیعت را هدف میگیرد. فرد تصور میکند در حال خدمت به محیطزیست است و این تصور میتواند حساسیت او نسبت به چرایی و دامنه جمعآوری اطلاعات را کاهش دهد.»
وی میافزاید: «خطر زمانی بیشتر میشود که دادههای پراکنده توسط نیروهای مختلف جمعآوری و در یک مجموعه واحد تجمیع شوند؛ زیرا ممکن است ارزش اطلاعاتی مجموعه نهایی بسیار بیشتر از ارزش تکتک دادهها باشد.»
بنابراین حتی در یک پروژه کاملاً مشروع نیز باید پرسید هر داده دقیقاً چرا جمعآوری میشود، چه اندازه از جزئیات برای هدف پروژه ضروری است و در نهایت چه کسانی به آن دسترسی خواهند داشت.
در این سناریو، مهاجم الزاماً به دنبال یک «راز بزرگ» نیست؛ کافی است اطلاعات کوچک و پراکنده از مسیرهای قانونی و با کمک افرادی جمع شود که تصور میکنند در یک پروژه علمی یا محیطزیستی مشارکت دارند.
ورود با طرح جذاب و بودجه حمایتی
پروژهای با عنوان حفاظت از حیاتوحش، احیای منابع آب، مقابله با فرسایش خاک یا توسعه گردشگری پایدار تعریف میشود.
جذب کارشناسان و داوطلبان بومی
پژوهشگران، کارشناسان و نیروهای محلی به دلیل شناخت منطقه و اعتماد اجتماعی وارد پروژه میشوند.
تصویربرداری و لایهبرداری دقیق مکانی
مختصات، مسیرهای دسترسی، عوارض طبیعی، تصاویر هوایی و دادههای GIS به بهانه پایش محیطی ثبت میشود.
جمعآوری دادههای با تفکیکپذیری بالا
تجهیزات پیشرفته تصویربرداری و مکانیابی میتواند اطلاعاتی بسیار دقیقتر از نیاز معمول یک مطالعه عمومی محیطزیستی تولید کند.
تجمیع و انتقال دادهها
دادههای پراکنده در یک بانک اطلاعاتی یا سامانه مشترک کنار هم قرار میگیرند و در صورت نبود نظارت کافی، ممکن است خارج از کنترل تولیدکنندگان محلی قرار گیرند.
به این ترتیب، آنچه برای پژوهشگر یک فایل GIS است، برای یک تحلیلگر اطلاعاتی میتواند بخشی از یک پازل بزرگتر باشد.
یک نفر مختصات یک منبع آب را ثبت میکند، فرد دیگری مسیر دسترسی را مشخص میکند، گروهی تصاویر هوایی میگیرد و تیم دیگری اطلاعات توپوگرافی را وارد سامانه میکند.
هیچکدام از این دادهها بهتنهایی الزاماً اطلاعات محرمانهای نیستند؛ اما وقتی روی یکدیگر قرار میگیرند، تصویر دقیقتری از جغرافیای منطقه شکل میگیرد.
تهدید از «داده منفرد» به «ترکیب دادهها» منتقل میشود.
برای جلوگیری از سوءاستفاده از پروژههای علمی و محیطزیستی، رعایت چند اصل ضروری است:
بررسی هویت و منابع مالی سمنها
پیش از همکاری، سابقه، تأمینکنندگان مالی، مأموریت پروژه و ذینفعان آن بررسی شود.
شفافسازی مالکیت و مقصد دادهها
از ابتدا مشخص باشد دادهها کجا ذخیره میشوند، چه کسانی به نسخه خام دسترسی دارند و استفاده بعدی از اطلاعات چگونه خواهد بود.
کنترل تصویربرداری و نقشهبرداری دقیق
استفاده از پهپاد، تجهیزات دقیق مکانیابی و تصویربرداری هوایی باید مطابق مجوزهای مربوط و در محدوده مشخص انجام شود.
تفکیک دادههای محیطزیستی از اطلاعات حساس
دادههایی که برای مطالعه طبیعت ضروری نیستند نباید صرفاً به دلیل امکان فنی جمعآوری، وارد پروژه شوند.
توقف در برابر درخواستهای نامتعارف
هر درخواست اطلاعاتی که با هدف اصلی پروژه تناسب ندارد یا سطحی از جزئیات را مطالبه میکند که ضرورت آن روشن نیست، باید یک علامت هشدار تلقی شود.
نفوذ اطلاعاتی همیشه با ورود یک جاسوس یا حمله به یک سامانه اتفاق نمیافتد؛ گاهی از یک پروژه علمی، یک دوربین، یک پهپاد یا یک فرم پژوهشی آغاز میشود.
محیطزیست و پژوهش دشمن امنیت نیستند؛ اما هرجا دادههای دقیق مکانی جمع میشود، باید پرسید: این اطلاعات دقیقاً برای چه کاری لازم است و در نهایت به دست چه کسی خواهد رسید؟
#محیط_زیست
#امنیت_ملی
#مهندسی_اجتماعی
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
https://farsnews.ir/f_zolfaghari/1791260054998154795
https://farsnews.ir/f_zolfaghari/1791174389356946562
https://farsnews.ir/f_zolfaghari/1791087348318714307











