پروژه پنهان برای ترور امید ایران

روزمان را با نشاط آغاز میکنیم، اما پس از دقایقی گشتوگذار در فضای مجازی، سایه سنگینی از خستگی و بیتفاوتی روی روانمان مینشیند. این فلجشدگی ذهنی خروجی یک پروژه پنهان روانشناختی است.
گروه زندگی:همه ما ذاتاً نیازمند آگاهی از محیط پیرامون خود هستیم و روزانه دقایقی را به مرور خبرها اختصاص میدهیم. با این حال، حتماً تجربه کردهاید که گاهی پس از خواندن خبرهای پشت سر هم در فضای مجازی، دچار یک غم پنهان و بیعملی آزاردهنده میشوید. این رخوت و کرختی درونی که ناخودآگاه باعث رها کردن تلاشهای روزمره میشود، یک مکانیزم طراحیشده است تا مخاطب ایرانی را به نقطه خطرناکی به نام «درماندگی آموختهشده» یا «سندروم تسلیم» بکشاند.
این گزارش، سومین بخش از مجموعه مهارتهای مقابله با جنگ هیبریدی آمریکا بر اساس فرمول اردوگاههای اسرای آمریکایی در جنگ کُره است.
(بخش دوم را از اینجا مشاهده کنید.)
برای فهم این فروپاشی درونی باید به روایتهای هولناک اسیران در جنگ آمریکا و کره بازگردیم. در آن اردوگاهها، شکنجهگران فهمیده بودند که برای ازبینبردن یک جنگاور، نیازی به شلاق و شکنجه جسمی نیست؛ بلکه باید موتور محرکه زندهماندن، یعنی «امید» را در او کشت. سیستم فیلتر نامهها و اخبار در اردوگاه بهشدت ظالمانه بود. نامههایی که حاوی اخبار بد، بیماری خانواده یا طلاق همسر بود به اسرا تحویل داده میشد، اما نامههای امیدبخش و محبتآمیز مصادره میشدند! در نتیجه اسیر حس میکرد توسط تمام جهان، ارتش و حتی خانوادهاش فراموش و طرد شده است و در میان اخبار گزینشی از ویرانی زندگی شخصیاش، به این باور میرسید که دنیا یک بنبست تاریک است و هیچچیز در کنترل او نیست؛ ناگهان در گوشهای کز میکرد، پتویی روی سرش میکشید، از غذاخوردن و تعامل با دیگران دست میکشید و طی چند روز یا چند هفته به دلیل افسردگی حاد و قطع امید کامل به زندگی، عملکرد اندامهای حیاتیاش مختل میشد و میمرد.
امروز ماشین رسانهای آمریکا و الگوریتمهای مجازی، دقیقاً نقش همان زندانبانهای کمونیست را برای مخاطب ایرانی بازی میکنند. آنها به شکلی برنامهریزی شدهاند که موفقیتها و دلخوشیهای ساده را سانسور کنند و روزانه سیلی از کاستیها و تاریکیها را بر روان خانواده ایرانی سرازیر کنند تا فرد بدون هیچ فشاری از بیرون، از درون احساس بنبست کند. رهبر معظم انقلاب همانند امام شهیدمان بهدقت پرده از این تاکتیک برمیدارند و میفرمایند که دشمن «از همهی ابزارها و شیوههای خود... از ناامیدسازی و مأیوس کردن» استفاده میکند تا ذهن و روح جامعه را به تصرف خود درآورد.
اولین سد دفاعی برای جلوگیری از تسلیمشدن ذهن، آگاهی از سوگیری الگوریتمها و در دستگرفتن کنترل ورودیهاست. تنظیم یک زمان مشخص و کوتاه در روز برای مرور اخبار و خودداری از پیمایشهای طولانیمدت، به مغز ما فرصت میدهد تا از زیر بار این فشار روانی خارج شود.
باید مراقب یک پیچیدگی نوین در فضای مجازی هم باشیم. گاهی برخی کانالها و رسانهها بهظاهر دلسوز و همفکر ما هستند، اما عامل و نفوذی دشمن هستند و یا در برخی از موارد کانالهای واقعاً دلسوز فریب بازی رسانهای دشمن را میخورند. این مراجع رسانهای با خارجشدن از مسیر اعتدال و تمرکز افراطی بر سیاهیها و نقدهای گزنده، عملاً پازل دشمن را در ناامید کردن جامعه تکمیل میکنند. مخاطب با پیگیری مداوم این فضاهای بهظاهر خودی، بهجای پیداکردن انگیزه برای اصلاح، آنقدر عصبی و منفعل میشود که قدرت تفکر خلاق و امید به بهبود شرایط از او سلب میگردد. تفکیک بین «نقد سازنده» و «سیاهنمایی فلجکننده»، مرز بقای روانی خانواده ماست.
پادزهر این ناامیدی، چشیدن طعم ارادههای کارساز در دنیای واقعی است. شبکههای مجازی میخواهند ما فراموش کنیم که در همین روزها، جوانان و نخبگان کشور در حال خلق چه شاهکارهایی هستند. رهبر معظم انقلاب بهروشنی برای عبور از این فضای مسموم، آدرس توانستنها را به ما میدهند؛ موفقیتهای غرورانگیزی مانند «تولید برق با توربینهای ایرانی در نیروگاهها، فنّاوری دانشبنیان در آبشیرینکنها، پرواز پهپادهای کشاورزی و تشخیص و درمان بیماریها با رادیوداروها و قهرمانیهای غرورآفرین ورزشی». تکیه بر این واقعیتهای بزرگ که عامدانه در فضای مجازی سانسور میشوند، سوخت امید را در دلهای ما زنده نگه میدارد.
انسان امیدوار خطرناکترین سلاح در برابر جبهه رسانهای بیگانه است. پروژه سندروم تسلیم مجازی، به دنبال فلج کردن ذهن و انزوای روحی انسانهاست؛ اما زمانی که با درک این جنگ شناختی، ارتباط خود را با جریان حقیقی زندگی و اخبار سازنده محکم میکنیم، خانواده ایرانی قدرت تفکر خلاقش را پس میگیرد و هیچ بنبست مجازی نمیتواند او را از ساختن دنیای حقیقی بازدارد.
مطالب مشابه را از صفحه زندگی خبرگزاری فارس دنبال کنید.
#ترور_امید_ایران
#ایران_قوی
#سواد_فضای_مجازی
#خانواده_ایرانی
#جنگ_شناختی
#مرگ_بر_آمریکا











