عطر گل یاس

یاس کبود پرپر شد اما کوچههای مدینه همچنان عطر خوشبوی گل یاس را به همراه داشت. گلی که وجودش، چکامه آفرینش است و از دامان مطهرش، گوهرهای نابی برای هدایت بشریت پا به عرصه وجود گذاشت.
خبرگزاری فارس، شیراز: باصلابت و قاطع با مردم گفتگو کرد، طوری که همه حیرتزده شدند. گویی پیامبر اکرم(ص) با همان قاطعیت تام به دنیا بازگشته و امت خود را خطاب میدهد و مثل روز حجهالوداع از جانشینی علی(ع) میگوید.
دردی بیگانه روی قلبش سنگینی میکرد و حکایت تلخ غصبِ خلافت را با خود به دوش میکشید. از آن روزی که به مسجدالنبی رفت و خطبه فدکیه را خواند تا مردم را آگاه کند، مدتی میگذشت.
و باز هم بانوی دو عالم به منبر رفته بود تا در پوششِ غصب فدک، از حق ولایت همسرش دفاع کند و ردای جانشینی پیامبر را فقط شایسته او بداند.
نمیتوانست چنین اجحاف بزرگی را در حق امام علی(ع) ببیند و سکوت کند. باید میرفت و در مقابل شائبه و تحریف میایستاد و در این کارزار نابرابر علی(ع) و فاطمه(س) اگر چه به ظاهر پیروز میدان نشدند اما حق خواهی آنها به اندازه وسعت یک تاریخ، هوادار یافت.
اما این روزها بانو درد داشت، باز هم تاوان لحظه فشرده شدن بین در و دیوار. باز هم حکایت مسمار. از آن روزی که به خانه امیرالمومنین حمله کردند و حضرت فاطمه را مضروب ساختند، چند روزی میگذشت.
حسنین به دیدار مادر آمدند و او دستهایشان را در دست فشرد. موی دو دخترش را هم شانه کرد و آنها را به اتاقی دیگر فرستاد.
و پس از آن با خادمهاش فضه گفتگو کرد اما حرفهایش وصیتگونه بود و بوی وداع داشت. سفارش فرزندانش را کرد و از توجه به جایگاه امیر مومنان گفت.
پیش از این هم با امام علی از وصیت خود سخن گفته بود. از اینکه او را شبانه غسل و کفن دهد و دور از چشم اغیار تدفین کند: گمنام و بینشان. نمیخواست کسانی که روح و جسم او خراشیدند و به پیشوای قلب او ظلم کردند، در مراسم تشییع شرکت کنند.
لبهای بانو به کبودی میزد و رنگ رخسارش زرد بود. دیگر طراوت گذشته را نداشت. نشاطِ آن روزها که شوق زندگی در وجودش موج میزد و این شوق را به همسر و فرزندانش هم منتقل میکرد.
اصلا بعد از رحلت رسول خدا، دیگر فاطمه(س) آن بانوی همیشگی نبود. انگار به همراه جسم و جان پدر، روح فاطمه هم پر کشیده بود و بیتالاحزان شاهد هر روز این درد بود.
حالا که از برخورد در به پهلویش، جراحت ظلم و جفا را هم به تن میکشید، حال جسمش هم مثل روحیهاش پژمرده شده بود.
و حالا دیگر مدینه ماتمسرا شده بود.
یاس کبود پرپر شد اما کوچههای مدینه همچنان عطر خوشبوی گل یاس را به همراه داشت. گلی که وجودش، چکامه آفرینش است و از دامان مطهرش، گوهرهای نابی برای هدایت بشریت پا به عرصه وجود گذاشت.
قرنها است ذکر یا فاطمه همراه و همراز شیعیان است. یکی در مسیر جنگ و جهاد، سربند یا فاطمه(س) میبندد، دیگری حدیث کساء میخواند و بانوی عالمین را در جمع عزیزانش تحتالکساء تصور میکند.
یکی مادر سادات را قسم میدهد برای دردهایی که گفتنی نیست... برای شفای بیمار، برای گرههایی که یک زندگی را زیر و رو میکنند و روضه مادر سادات، قرنها است که شفابخش دلهای دردمند و گرفتار است.
#مادر_سادات
#فاطمیه
#شهادت_حضرت_فاطمه
#خطبه_فدکیه











