چک سفیدامضاء برای حکومت مورداعتماد آمریکا در ایران

باشگاه خبرنگاران جوان - روزی که چاقوکشان و شبکهای از فواحش و اوباش شهرنو با تانکها و اسکناسهای سبز آمریکایی خیابانهای تهران را به آشوب کشیدند، سند بندگی یک ملت در تاریکخانههای سفارت آمریکا به امضا رسید. سناریویی که در آن ۷۳ سال قبل (۱۳۳۲ شمسی) تفنگها، زرهپوشها و حتی کرایه تاکسیهای کودتاچیان مستقیم از بودجه واشنگتن تأمین شد تا حکومت قانونی کشور به ضرب زور و ارعاب فروپاشد.
«احمقانه است اگر تصور کنیم مصدق را ایرانیها برانداختند؛ این عملیات از اول تا آخر یک یورش تمامعیار آمریکایی بود.» این اعتراف اندریو توالی، تحلیلگر و مفسر برجسته آمریکایی، خنجری است. واقعیتی که نشان میدهد چگونه دلارها، اسلحه و نقشههای شوم کاخ سفید در پیوندی ننگین با شاه فراری و اراذل و اوباش خیابانی، استقلال یک ملت را به توبره کشیدند و دیکتاتوری نظامی پهلوی را بر گرده مردم سوار کردند.
سناریوی سقوط نهضت ملی، نه در خیابانهای تهران که در تاریکخانههای سفارت آمریکا طراحی شد. محمدرضا پهلوی که عاجزانه چشم به امدادهای بیگانه دوخته بود، کاغذهای سفیدمهری را به مأموران سیاسی و امنیتی آمریکا سپرد تا نام هر مهره مطیعتری را بر آن بنویسند.
سرلشکر فضلالله زاهدی برگزیده شد و هیراد، منشی شاه، به دستور مستقیم سفارت آمریکا متن انتصاب را روی برگه سفید مهرشده نوشت. دکتر محمد مصدق بعدها در دادگاه نظامی پرده از این رسوایی برداشت و گفت: «آخرش که کلمات نمیرسید و گشاد گشاد نوشته شده بود تا به امضا برسد… من آن شب دستخط را نگاه کردم، دیدم اول صحه شده و بعد نوشته شده است.»
پس از فرار مفتضحانه شاه از کشور، ستاد عملیات کودتاچیان کاملاً به سفارت آمریکا منتقل شد؛ جایی که کرمیت روزولت، رئیس بخش خاورمیانه سازمان سیا، فرماندهی میدان را بر عهده گرفت. او اراذل و اوباشی را رهبری میکرد که با پولهای بادآورده دلار آمریکایی به خیابانها آمده بودند.
در عصر ۲۷ مرداد و صبح ۲۸ مرداد، شهرنو و خیابانهای لالهزار و نادری تهران به صحنه تاختوتاز چاقوکشان مزدوری تبدیل شد که تحت هدایت چهرههای ننگینی، چون شعبان بیمخ، محمود مسگر و رمضان یخی راه را برای خودروهای نظامی هموار میکردند.
دستههای مزدور و اوباش مجهز به چوب و چماق و افراد بیکارهای که با دریافت پول سوار کامیونها و اتوبوسها میشدند در خیابانهای تهران ادامه یافت و سپس فواحش و «خانم رئیس»ها که به نفع شاه شعار میدادند و عکس اعلیحضرت را در دست داشتند به میدان آمدند توام با این تظاهرات جمعی ازی از گروهبانها و رنجرهای ارتش که بعضی از آنها لباس مبدل و برخی لباس فرم به تن داشتند به منظور ارعاب مردم شلیکهای هوایی میکردند.
همین که تظاهر کنندگان به میدان بهارستان رسیدند به غارت ادارات، روزنامههای ضد درباری، کلوپها و سازمانهای طرفدار دکتر مصدق پرداختند.
در عین حال مغازه داران و بازاریان را وادار به تعطیلی کردند و رانندگان تاکسیها و اتوبوسهای شهری را مجبور ساختند که چراغهای اتومبیلهای خود را به رسم شادمانی روشن کنند و عکس شاه را پشت شیشه اتومبیل نصب کنند. اما با وجود غارت و تخریب و ایذاء مردم، فرمانداری نظامی که جهت ممانعت از تظاهرات ضد درباری روز ۲۷ مرداد ختم تظاهرات را اعلام داشته بود برای جلوگیری از اعمال ننگین چاقوکشان و اوباش اقدامات جدی به عمل نیاورد.
اسکناسهای ارسالی از سفارت به قدری فراوان بود که دلار آمریکا رسماً به پول رایج کودتاچیان در خیابانهای تهران بدل شد؛ تا جایی که حتی کرایه تاکسیها، اتوبوسها و اوباش سوار بر کامیونها نیز در مقابل چک شماره ۷۰۳۳۵۲ (به نام ادوارد گ. دونالد از بانک ملی) و اسکناسهای سبز آمریکایی پرداخت میشد!
اما این تنها اوباش و فواحش نبودند که حکومت قانونی کشور را سرنگون کردند، بلکه تمامی ماشین جنگی کودتا هدیه مستقیم کاخ سفید بود.
رئیس کمکهای نظامی آمریکا بعدها در گزارش رسمی خود به کنگره این کشور صریحاً اعتراف کرد: «وقتی که بحران شروع شد و اوضاع داشت رو به وخامت میرفت ما ضمن اقدامات دیگر فعالیت خود را تشدید نموده بسرعت ارتش ایران را برای اقدام فوری و جدی آماده نمودیم و با تحویل پتوه چکمه، لباس ژنراتورهای الکتریکی و کمکهای پزشکی شرایط مساعدی برای حمایت از شاه فراهم ساختیم…
در روز ۲۸ مرداد تفنگهایی که قیام کنندگان در دست داشتند، ارابههای جنگی که سوار بودند، زرهپوشهایی که در خیابانها به راه افتادند وسایل مخابراتی و ارتباطات رادیویی، همه و همه از ضد آمریکایی ایران ساقط شود. طریق کمکهای نظامی آمریکا تهیه شده بود و کلیه این اقدامات بدان جهت انجام گرفت که حکومت علاوه بر تجهیزات جنگی، سفارت آمریکا در تهران وجوه لازم جهت انجام کودتا را نیز در اختیار کودتاچیان قرار داد.»
حتی آنتونی ایدن، وزیر خارجه وقت انگلستان که کینهای دیرینه از ملی شدن صنعت نفت داشت، در خاطراتش لحظه دریافت خبر کودتا را با خرسندی اینگونه ثبت کرد: «خبر سقوط دکتر مصدق هنگامی به دست من رسید که به همراهی همسر و فرزندم جهت استراحت در جزایر یونان در مدیترانه در کشتی بودم و آن شب به خوشحالی وصول این خبر خواب راحتی داشتم…»
در آن سوی میدان، متأسفانه تزلزل، عدم قاطعیت و اعتماد بیجا به برخی فرماندهان خائن نظامی مانند نوذری و اشرفی، توان تصمیمگیری قاطع را از رهبران نهضت ملی سلب کرد. مصدق به رغم اصرار یارانش از پیام رادیویی و استمداد از مردم خودداری کرد.
در همان حال، حزب توده نیز با رفتار انفعالی، عدم تشخیص ماهیت کودتا و دستور حزبی ساعت ۲ بعدازظهر مبنی بر پاکسازی خانهها از اسناد، عملاً بدنه خود را فلج کرد و تماشاگر تسلط کودتاچیان شد. اعترافات دکتر یزدی، عضو هیئت اجراییه حزب توده، عمق این انفعال را نشان میدهد؛ جایی که او پس از کودتا در نامهای به شاه نوشت: «با توجه به خدمات گذشته اینجانب که مانع از اعمال ماجراجویانه عدهای از رهبران حزب توده شدم… استدعای بذل توجه و عواطف بیپایان شاهنشاه را دارم.»
اعترافات مطبوعات غربی در سالهای بعد، نقاب از چهره مدعیان حقوق بشر برداشت. روزنامه ساتردی ائوینینگ پست در سال ۱۹۵۴ نوشت: «یکی دیگر از موفقیتهای سیا کودتای نظامی سال ۱۹۵۳ ایران است که با آن نخستوزیر دیکتاتور پیر ساقط شد و محمدرضاشاه دوست آمریکا مجدداً به قدرت رسید.»
روزنامه نیویورک تایمز در سال ۱۹۶۱ اذعان کرد: «در ساقط کردن حکومت دکتر مصدق، سیا نقش اصلی را بازی کرد» و روزنامه آلمانی دی چایت در سال ۱۹۶۶ تأکید کرد: «سیا نه تنها نخستوزیر گواتمالا، بلکه نخستوزیر ایران مصدق را هم ساقط نمود.»
۲۸ مرداد تنها سرنگونی یک دولت نبود؛ بلکه نقطهای بود که در آن، آمریکا و پهلوی سند بندگی یک ملت را امضا کردند. پهلوی با تکیه بر اسلحه و دلارهای آمریکایی به قدرت بازگشت تا دیکتاتوری مطلقه و نظامی خود را بر گرده مردم تثبیت کند. بازخوانی این واقعه تاریخی یادآور این حقیقت تلخ است که اعتماد به قدرتهای مداخلهگر غربی و استبداد داخلی، حاصلی جز پایمال شدن غرور و استقلال ملی نخواهد داشت.
منبع: فارس
12301341
مهمترین اخبار وبگردی











