چطور خانه را به میدان جنگ تکالیف تبدیل نکنیم؟

باشگاه خبرنگاران جوان - هنوز چند روزی تا باز شدن مدرسهها مانده است و فعلاً خبری از دفترهای تکلیف و مشقهای مدرسه نیست؛ اما بعضی خانهها همین حالا هم تمرین کوچک این روزها را تجربه میکنند؛ مثلاً وقتی مادر از کودک میخواهد برای رفتن به کلاس زبان آماده شود و کودک ترجیح میدهد بازیاش را ادامه دهد.
«الان میام»، جملهای که یک بار گفته میشود، بعد دوباره و دوباره تکرار میشود و سرانجام کار به همان گفتوگوی آشنای والد و فرزند میرسد؛ «چند بار باید بگم پاشو آماده شو؟»، «فقط پنج دقیقه دیگه!» و مادر که از همین حالا به روزهای مدرسه فکر میکند، با خودش میگوید:ای وای، وقتی مدرسه باز شود و تکالیف هم اضافه شود، قرار است هر روز همین ماجرا را داشته باشیم؟
این نگرانی برای بسیاری از والدین آشناست؛ چون تجربه سالهای قبل هنوز در ذهنشان مانده است؛ عصرهایی که مدادهای تراشیده و کتابهای باز روی میز، به جای اینکه نشانه یک ساعت آرام یادگیری باشند، گاهی شروع یک کشمکش خانوادگی میشوند.
صدای مادری که از آن طرف خانه بلند میشود: «چند بار بگم بشین درست رو بخون؟ تا تکالیفت تموم نشه حق نداری دست به تلویزیون یا گوشی بزنی! اگر نمرهت بد بشه معلومه اصلاً تلاش نکردی...»
حالا سؤال اینجاست؛ آیا راه جلوگیری از تکرار این صحنهها، فشار بیشتر بر کودک است یا باید از همین روزهای قبل از بازگشایی مدارس، شکل رابطه والد و فرزند با درس و مسوولیتهایش تغییر کند؟
اگر نمیخواهید سناریوی تکراری فشار، تهدید، لجبازی کودک و در نهایت احساس گناه دوطرفه در سال تحصیلی پیش رو تکرار شود، از همین روزهای باقیمانده تا بازگشایی مدارس وقت آن است که فرمول تعامل خود با فرزندتان را بر سر درس و تکالیف بازطراحی کنید.
وقتی فشار بیشتر، نتیجه معکوس میدهد
یکی از چالشهای والدین در مواجهه با بیمیلی یا مقاومت کودک، افزایش فشار برای وادار کردن او به درس خواندن است؛ در حالی که تکرار دستور، تهدید و کنترل دائمی میتواند رابطه کودک با درس و تکلیف را دشوارتر کند.
وقتی درس خواندن برای کودک با اجبار، مشاجره و تنش همراه شود، ممکن است به جای تمرکز بر یادگیری، بخش زیادی از انرژی او صرف مقاومت در برابر خواسته والد شود. از سوی دیگر، اگر والد همیشه بالای سر کودک باشد، زمان شروع تکالیف را تعیین کند و مرحلهبهمرحله بر انجام آن نظارت داشته باشد، فرصت کمتری برای تجربه استقلال و مسوولیتپذیری باقی میماند.
وقتی والد تمام وقت ناظر و مبصر تکالیف میشود، کودک ممکن است این پیام پنهان را دریافت کند که «درس خواندن مسوولیت پدر و مادرم است، نه من!» و در نتیجه تا زمانی که زوری بالای سرش نباشد، دست به قلم نبرد.
برای شکستن این چرخه، باید روانشناسی انگیزه در کودکان را شناخت و چارچوب جدیدی طراحی کرد.
انگیزه کودک با اجبار پایدار نمیماند
سهیلا هاشمی روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با فارس درباره ریشه برخی رفتارهای مقاومتی کودکان میگوید: «انگیزه پایدار هرگز فقط از بیرون و با زور یا جایزه شکل نمیگیرد. انگیزه درونی محصول سه مؤلفه اصلی است: احساس توانمندی، داشتن حق انتخاب و تجربه مسوولیت.»
وی ادامه میدهد: «وقتی والد همهچیز را کنترل میکند و حتی زمان شروع تکالیف را بهصورت دستوری تعیین میکند، حس کنترل و استقلال را از کودک میگیرد. کودک در این شرایط احساس درماندگی میکند و ممکن است مقاومت و کش دادن زمان درس خواندن را به عنوان راهی برای اعلام وجود نشان دهد.»
هاشمی تأکید میکند: «نقش والد، تبدیل شدن از یک پلیس و ناظر دائمی به یک همراه و تسهیلگر است.»
۴ راه برای کم کردن مشاجرههای درسی
برای اینکه کودک در سال تحصیلی جدید بهتدریج مسوولیت تکالیف خود را بر عهده بگیرد، والدین میتوانند چند تغییر ساده را در برنامه روزانه خانواده ایجاد کنند.
۱. روتین عصرگاهی را پیش از شروع مدارس مشخص کنید: از همین روزهای باقیمانده تا آغاز مدارس، بهتر است با مشارکت کودک، برنامهای مشخص برای ساعات بعد از مدرسه تعیین شود؛ برای مثال، پس از بازگشت از مدرسه، زمانی برای استراحت و خوردن خوراکی در نظر گرفته شود و پس از آن زمان انجام تکالیف آغاز شود.
وقتی زمان و مکان انجام تکالیف از قبل مشخص باشد، نیاز به مذاکره و تذکرهای مداوم کمتر میشود و کودک بهتدریج با یک برنامه ثابت پیش میرود.
این برنامه البته به معنای پر کردن تمام ساعات کودک با فعالیت نیست. همانطور که در روزهای قبل از مدرسه، کودک ممکن است برای کلاس زبان، ورزش یا فعالیت دیگری برنامه داشته باشد، در سال تحصیلی هم باید میان درس، استراحت، بازی و فعالیتهای مورد علاقه او تعادل ایجاد شود.
۲. به کودک حق انتخابهای محدود بدهید: به جای دستور مستقیم، میتوان انتخابهای کوچک، اما مشخصی در اختیار کودک قرار داد؛ برای مثال از او پرسید: «میخواهی اول تکلیف ریاضی را بنویسی یا فارسی؟» یا «ترجیح میدهی الان شروع کنی یا ۱۰ دقیقه دیگر؟»
در این شیوه، اصل انجام تکلیف همچنان پابرجاست، اما کودک در انتخاب نحوه شروع آن نقش دارد و میتواند احساس استقلال بیشتری داشته باشد.
انتخاب محدود به این معنا نیست که کودک بتواند اصل مسوولیت را کنار بگذارد؛ والد همچنان چارچوب را تعیین میکند، اما درون این چارچوب به کودک فرصت تصمیمگیری میدهد.
۳. تلاش را ببینید، نه فقط نمره را: اگر تمام توجه والد به نمره و نتیجه نهایی باشد، ممکن است کودک موفقیت را فقط در گرفتن نمره بالا ببیند و از اشتباه کردن یا شکست خوردن بترسد.
به جای اینکه فقط گفته شود «آفرین که ۲۰ گرفتی»، میتوان تلاش کودک را مورد توجه قرار داد: «دیدم این مسئله ریاضی برات سخت بود، اما جا نزدی و چند بار تمرین کردی.»
این نوع بازخورد، توجه کودک را از نتیجه صرف به فرایند یادگیری و استمرار در تلاش معطوف میکند.
در واقع، قرار نیست والد نمره و عملکرد تحصیلی کودک را نادیده بگیرد؛ مسئله این است که ارزش کودک و تلاش او فقط با یک عدد روی کارنامه سنجیده نشود.
۴. پشت بیانگیزگی را پیدا کنید: مقاومت کودک در برابر درس خواندن همیشه به معنای تنبلی یا بیانگیزگی نیست. گاهی کودک در فهم یک مبحث مشخص، مانند ریاضی یا درک مطلب، با مشکل مواجه است و همین دشواری باعث میشود از انجام تکلیف فاصله بگیرد.
گاهی نیز مشکلات بینایی، تمرکز یا دیگر عوامل میتوانند انجام تکالیف را برای کودک دشوار کنند. در چنین شرایطی، تکرار جملههایی مانند «بیشتر دقت کن» یا «بیشتر بخون» لزوماً مشکل را حل نمیکند.
اگر کودک در یک بخش مشخص از درس بهطور مداوم مشکل دارد، بهتر است والد پیش از برچسب زدن به او، علت این دشواری را بررسی کند. گفتوگو با معلم و در صورت نیاز استفاده از نظر مشاور میتواند به شناسایی علت مشکل کمک کند.
والد قرار نیست مبصر خانه باشد
یکی از سختترین بخشهای این مسیر برای والدین، عقب رفتن از نقش ناظر دائمی است. وقتی پدر یا مادر عادت کرده هر شب تکالیف کودک را کنترل کند، طبیعی است که سپردن تدریجی مسوولیت به خود کودک با نگرانی همراه باشد.
مادر یا پدری که میگوید «اگر من نگم، اصلاً درس نمیخونه»، در واقع با یک پرسش مهم روبهروست: آیا کودک فرصت پیدا کرده مسوولیت را تجربه کند یا همیشه کسی بوده که باید به او یادآوری کند؟
مسوولیتپذیری یکشبه ایجاد نمیشود. کودک ممکن است در ابتدا برنامه را فراموش کند، زمان بیشتری برای انجام تکلیف بخواهد یا حتی اشتباه کند. قرار نیست والد در اولین اشتباه دوباره همه مسوولیت را پس بگیرد؛ بلکه میتواند در کنار کودک بماند و کمک کند او پیامد انتخابهایش را ببیند و راه بهتری برای دفعه بعد پیدا کند.
قرار نیست والد به جای کودک درس بخواند
هدف از همراهی والدین در سال تحصیلی جدید این نیست که کودک همیشه با شور و اشتیاق پای کتاب بنشیند؛ هدف این است که بهتدریج یاد بگیرد درس خواندن و انجام تکالیف، مسوولیت خودش است و والدین میتوانند در این مسیر کمکش کنند، اما قرار نیست به جای او این مسیر را طی کنند.
والد میتواند چارچوب ایجاد کند، در صورت نیاز کمک بدهد و هنگام بروز مشکل کنار کودک باشد؛ اما هرچه کودک فرصت بیشتری برای انتخاب، تجربه و پذیرش مسوولیت داشته باشد، احتمال اینکه انجام وظایف مدرسه را به مسوولیتی شخصی تبدیل کند، بیشتر میشود.
در نهایت، قرار نیست با باز شدن مدرسهها، خانه هم به مدرسه دوم تبدیل شود؛ خانه باید همچنان جایی برای استراحت، بازی، گفتوگو و احساس امنیت کودک باقی بماند.
سال تحصیلی جدید میتواند فرصتی باشد برای اینکه به جای تکرار جمله «بشین درست رو بخون»، بخشی از مسوولیت را به خود کودک سپرد؛ نه با رها کردن او، بلکه با حمایت کردن بدون اینکه همه مسیر را به جای او طی کنیم.
شاید چند روز دیگر، وقتی زنگ مدرسه به صدا درآمد و دفترهای تکلیف دوباره روی میز خانه قرار گرفتند، مسئله فقط این نباشد که کودک چند صفحه مشق نوشته است؛ مهمتر این باشد که آیا کمکم یاد گرفته برای انجام مسوولیتش خودش قدم بردارد.
منبع: فارس
12308121
مهمترین اخبار وبگردی











