گروگان وقت فرار در بشکه نفت افتاد

یکی از معلم‌های محبوبمان گذشته‌ای داشت که برای ما دانش‌آموزها باورکردنی نبود. زنی که هر روز سر کلاس می‌آمد و درس می‌داد، روزگاری در یکی از پرماجراترین اتفاق‌های تاریخ معاصر ایران حضور داشت. کافی بود دوروبرش جمع شویم و از آن روزها بپرسیم؛ آن‌وقت کلاس درس، جای خودش را به قصه‌هایی می‌داد که هیچ‌کدام شبیه درس‌های کتاب تاریخ نبودند.

گروگان وقت فرار در بشکه نفت افتاد

یکی از معلم‌های محبوبمان گذشته‌ای داشت که برای ما دانش‌آموزها باورکردنی نبود. زنی که هر روز سر کلاس می‌آمد و درس می‌داد، روزگاری در یکی از پرماجراترین اتفاق‌های تاریخ معاصر ایران حضور داشت. کافی بود دوروبرش جمع شویم و از آن روزها بپرسیم؛ آن‌وقت کلاس درس، جای خودش را به قصه‌هایی می‌داد که هیچ‌کدام شبیه درس‌های کتاب تاریخ نبودند.

گروه روایت خبرگزاری فارس- افروز مهدیان. هنوز پایم را درست‌وحسابی داخل کلاس نگذاشته بودم که صدای بچه‌ها بلند شد:

«خانم! روزمون مبارک!» یکی از بچه‌ها بلافاصله اضافه کرد: «خانم، چی کادو می‌دید بهمون؟»

خندیدم و گفتم: «حالا ببینیم اصلاً می‌دونید امروز چه روزیه و چرا روز دانش‌آموز شده؟»

چند جفت چشم نگاهم کردند. سکوت کلاس طولانی شد. یکی شانه بالا انداخت و دیگری به دوست کناری‌اش نگاه کرد. بالاخره یکی از زرنگ‌های کلاس که انگار نمی‌خواست بی‌جواب بماند، گفت: «فکر کنم یه اتفاقی قبلنا افتاده بوده، خانم!»

گفتم: «بله، یه اتفاقی افتاده بوده؛ اتفاق‌های مهمی هم افتاده. حالا امروز به جای اینکه بهتون هدیه بدم، می‌خوام یک قصه براتون تعریف کنم؛ قصه دانش‌آموزهایی که روزی مثل شما پشت نیمکت‌های مدرسه می‌نشستند، اما یک روز تاریخ مسیر زندگی‌شان را عوض کرد.»

برای شروع قصه، باید برمی‌گشتم به روزهایی که خودم دانش‌آموز بودم. آن روزها سیزده آبان فقط یک تاریخ در تقویم نبود. مدرسه ما حال‌وهوای دیگری داشت؛ برنامه داشتیم، نمایش اجرا می‌کردیم و معلم‌ها از اتفاق‌هایی می‌گفتند که شاید در کتاب‌های درسی، چند خط بیشتر از آن‌ها نصیبمان نمی‌شد.

گروگان وقت فرار در بشکه نفت افتاد

یکی از معلم‌های محبوبمان گذشته‌ای داشت که برای ما دانش‌آموزها باورکردنی نبود. زنی که هر روز سر کلاس می‌آمد و درس می‌داد، روزگاری در یکی از پرماجراترین اتفاق‌های تاریخ معاصر ایران حضور داشت. کافی بود دوروبرش جمع شویم و از آن روزها بپرسیم؛ آن‌وقت کلاس درس، جای خودش را به قصه‌هایی می‌داد که هیچ‌کدام شبیه درس‌های کتاب تاریخ نبودند.

از دانشجویان پیرو خط امام بود؛ از همان دانشجویانی که در سال ۱۳۵۸ سفارت آمریکا را تسخیر کرده بودند. از نگهبانی‌ها تعریف می‌کرد؛ از اینکه دانشجوها نوبتی مراقبت می‌کردند و گاهی نوبت نگهبانی نیمه‌شب به یکی از دخترها می‌رسید. می‌گفت اسلحه‌ای سنگین دستش می‌گرفته و در سکوت شب نگهبانی می‌داده. و ما چشمهایمان چهارتا می‌شد که چطور نمی‌ترسیده. از کارهای روزمره‌شان هم می‌گفت؛ اینکه دخترها و پسرها نوبتی ظرف می‌شستند، غذا می‌پختند و کارهای معمول زندگی را انجام می‌دادند. در روایت او، آن روزها فقط مجموعه‌ای از شعارها و تصمیم‌های بزرگ نبود؛ آدم‌هایی بودند که باید در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند و مسئولیت کارهای کوچک را هم به عهده می‌گرفتند.

گروگان وقت فرار در بشکه نفت افتاد

یک بار ماجرای فرار یکی از گروگان‌ها را تعریف کرد. می‌گفت مردی قصد داشته از دیوار بالا برود و فرار کند، از قضا آن شب نوبت نگهبانی همین معلم محبوب ما بوده. توی سرما داشته طول و عرض دیوار را می رفته و همه جا را با دقت می‌پاییده که یکهو صدایی از پشت دیوار سفارت می‌شنود. چندبار صدایش را به «ایست» بلند می‌کند و هم قطارانش را خبر می‌دهد تا بیایند کمک. آن طرف دیوار بشکه بزرگی از نفت بوده که گروگان بخت برگشته درست می‌افتد داخلش و فرار به همان‌جا ختم می‌شود. ما با شنیدن این قسمت، هم خنده‌مان‌گرفت و هم با چشم‌های گرد شده منتظر ادامه قصه بودیم. معلم گفت با کمک دانشجوها از بشکه نفت بیرون کشیدیمش و یکراست فرستادیمش حمام. بعد از آن هم دیگر هیچ کس به فکر فرار نیفتاد.

از کاغذهای ریزریز شده هم می‌گفت؛ از ساعت‌ها نشستن و کنار هم گذاشتن تکه‌های اسناد که در سفارت خرد شده بودند. دانشجوها تلاش کرده بودند کاغذها را دوباره به هم وصل کنند و از میان آن تکه‌های پراکنده، اسنادی را بازسازی کنند که بعدها با عنوان اسناد لانه جاسوسی منتشر شد. معلممان از اهمیت این اسناد و درباره دخالت‌های آمریکا در ایران حرف می‌زد.

گروگان وقت فرار در بشکه نفت افتاد

حالا که به آن خاطره‌ها فکر می‌کنم، بیشتر از هر چیز، تصویر همان معلم در ذهنم مانده است؛ معلمی که تاریخ را نه از پشت صفحات کتاب، بلکه از دل تجربه خودش برایمان روایت می‌کرد.

سیزده آبان اما فقط به ماجرای سفارت آمریکا مربوط نمی‌شود. این روز چند نقطه مهم در تاریخ معاصر ایران را به هم پیوند می‌دهد. در سیزده آبان ۱۳۴۳، امام خمینی پس از اعتراض به قانون کاپیتولاسیون به ترکیه تبعید شد؛ قانونی که برای مستشاران نظامی آمریکا در ایران نوعی مصونیت قضایی در نظر می‌گرفت. اعتراض به چنین امتیازی، در واقع اعتراض به خدشه‌دار شدن استقلال و شأن یک ملت بود.

از کلاسی که همیشه غرق در هیاهو و جنب و جوش بود هیپ صدایی نمیآمد. از این که بچه ها اینجور تشنه شنیدن از تاریخ کشورشان بودند ذوق زده شدم. ادامه دادم چهارده سال بعد، در سیزده آبان ۱۳۵۷، دانش‌آموزان و گروهی از مردم در محوطه دانشگاه تهران و اطراف آن در اعتراض به حکومت پهلوی تجمع کردند. نیروهای نظامی به سوی تجمع‌کنندگان آتش ریختند و تعدادی از دانش‌آموزان و مردم کشته شدند. از همین رو این روز به نام روز دانش‌آموز در تقویم ماندگار شد. یک سال بعد، در سیزده آبان ۱۳۵۸، گروهی از دانشجویان پیرو خط امام سفارت آمریکا را اشغال کردند؛ اتفاقی که به یکی از نمادهای اعتراض به مداخله آمریکا در ایران تبدیل شد.

گروگان وقت فرار در بشکه نفت افتاد

آن روزها ما در مدرسه برای سیزده آبان نمایش هم اجرا می‌کردیم. هنوز یکی از تصویرهای آن نمایش را به خاطر دارم: دو نفر کلاه‌هایی بر سر داشتند که روی یکی پرچم آمریکا و روی دیگری پرچم شوروی نقش بسته بود. من هم کلاهی با پرچم ایران روی سرم گذاشته بودم. آن دو می‌خواستند به زور وارد خانه من شوند، برایم تعیین تکلیف کنند و هر طور که می‌خواهند رفتار کنند. من مقاومت می‌کردم و دست اخر آن‌ها را از خانه بیرون ‌کردم.

نمایش ساده‌ای بود، با کلاه‌هایی مقوایی و دیالوگ‌هایی روزمره که چند بار تمرین کرده بودیم. اما تصویر خانه‌ای که صاحب داشت و قرار نبود دیگران به جای صاحبش برای آن تصمیم بگیرند، در ذهنم ماند. بعدها فهمیدم پشت آن نمایش کودکانه، مفهومی جدی‌تر قرار داشت: استقلال، یعنی حق تصمیم‌گرفتن درباره سرنوشت خود.

به بچه‌ها نگاه می‌کنم. هنوز منتظرند بدانند بالاخره کادوی روز دانش‌آموزشان چه می‌شود. به آن‌ها می‌گویم: «شاید بهترین هدیه امروز این باشه که بدونید قبل از شما دانش‌آموزهایی بودن که فقط تماشاگر اتفاق‌های زمانه‌شون نموندن. حالا نوبت شماست که ببینید در زمانه خودتون چه کاری از دستتون برمیاد.»

یکی از بچه‌ها می‌پرسد: «خانم، پس کادو چی شد؟»

می‌خندم و می‌گویم: «قصه‌اش را که گفتم؛ کادوی اصلی را خودتان باید برای آینده‌تان بسازید.»

گروگان وقت فرار در بشکه نفت افتاد

به نیمکت‌ها نگاه می‌کنم. همان نیمکت‌هایی که هر روز بچه‌ها پشتشان می‌نشینند، گاهی حوصله‌شان سر می‌رود، گاهی از امتحان اضطراب می‌گیرند و گاهی برای زنگ تفریح لحظه‌شماری می‌کنند. شاید از نگاه آن‌ها تاریخ چیزی دور و تمام‌شده باشد؛ اما من فکر می‌کنم تاریخ همیشه در فاصله میان همین نیمکت‌ها و زندگی بیرون از مدرسه ادامه دارد. روزی دانش‌آموزانی از این نیمکت‌ها برخاستند و در برابر اتفاق‌های زمانه خود ایستادند. امروز هم این نیمکت‌ها سهمی از آینده دارند؛ آینده‌ای که قرار است دانش‌آموزانش آن را با آگاهی، انتخاب و مسئولیت‌پذیری خود بسازند.

گروگان وقت فرار در بشکه نفت افتاد

آگهینرم‌افزار تما‌سگو
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار گوناگون

گوناگون
«خبرگزاری فارس» سفرای جدید ایران در قرقیزستان، نیوزیلند، ژاپن، بورکینافاسو و قبرس با حضور در دفتر رئیس‌جمهور، با دکتر مسعود پزشکیان دیدار کردند و در این مراسم معارفه شدند.
گوناگون
«خبرگزاری فارس» سفیران جدید کشورمان در مراسم بدرقه با حضور دکتر پزشکیان، ظرفیت‌ها و فرصت‌های همکاری با کشورهای محل مأموریت خود را تشریح کردند.
گوناگون
«خبرگزاری فارس» رئیس‌جمهور در این دیدارها بر اهمیت گفت‌وگو و همکاری میان کشورها برای تقویت صلح و ثبات تأکید کرد. سفرای جدید نیز در آغاز مأموریت خود در ایران، از آمادگی‌شان برای تقویت مناسبات و گسترش همکاری‌های دوجانبه گفتند.
گوناگون
«خبرگزاری فارس» جمعی از زائران و مجاوران بارگاه منور رضوی با حضور در حرم مطهر امام رضا(ع)، در مراسم خونخواهی رهبر شهید انقلاب اسلامی، بر ادامه راه ایشان و ایستادگی در برابر دشمنان تاکید کردند. عکس: حدیث فقیری #رهبر_شهید #جنگ
گوناگون
«خبرگزاری فارس» یکی از معلم‌های محبوبمان گذشته‌ای داشت که برای ما دانش‌آموزها باورکردنی نبود. زنی که هر روز سر کلاس می‌آمد و درس می‌داد، روزگاری در یکی از پرماجراترین اتفاق‌های تاریخ معاصر ایران حضور داشت. کافی بود دوروبرش جمع شویم و از آن روزها بپرسیم؛ آن...
گوناگون
«خبرگزاری فارس» کوثر/ نشست هم‌اندیشی مدیر حوزه علمیه خواهران خراسان و معاون پژوهش حوزه‌های علمیه خواهران قم با محوریت گسترش تعاملات علمی، اتصال سامانه‌های پژوهشی و تدوین تفاهم‌نامه مشترک برگزار شد.
گوناگون
«خبرگزاری فارس» باران پاییزی در دوازدهمین روز آبان‌ماه بر بهارستان می‌بارید و فضای اطراف مجلس را حال‌وهوایی پاییزی بخشیده بود؛ اما صحن علنی مجلس نیز روزی پرحاشیه را پشت سر گذاشت. از تاخیر در آغاز جلسه و اختلال در سامانه رأی‌گیری، تا کارت زرد به وزیر آموزش‌...
گوناگون
«خبرگزاری فارس» دکتر مسعود پزشکیان در مراسم دریافت استوارنامه سفیر جدید سوئیس در جمهوری اسلامی ایران، بر استفاده از ظرفیت‌های موجود برای توسعه مناسبات و همکاری‌های دو کشور تأکید کرد.
گوناگون
«خبرگزاری فارس» دکتر مسعود پزشکیان در مراسم دریافت استوارنامه سفیر جدید جمهوری قبرس در ایران، با اشاره به پیشینه تاریخی مناسبات دو کشور، بر ضرورت توسعه روابط دوجانبه متناسب با ظرفیت‌های موجود تأکید کرد.
گوناگون
«خبرگزاری فارس» دکتر مسعود پزشکیان در دیدار با رئیس و جمعی از اعضای جامعه بسیج زنان، با تأکید بر نقش بانوان در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی، گفت که دولت از حضور و شکوفایی استعدادهای زنان در حوزه‌های مختلف حمایت می‌کند.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

تبلیغات متنی (ویژه)
تبلیغات متنی

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است