ضرورت مدیریتِ فضایِ مجازی در کانونِ خانواده

در عصرِ عصرِ حاضر، فناوریهایِ دیجیتال و شبکههایِ اجتماعی، اگرچه مرزهایِ جغرافیایی را از میان بردهاند، اما همزمان نوعِ جدیدی از «انزوایِ در عینِ حضور» را در ساختارِ خانواده پدید آوردهاند.
هادی نوروزی/سردبیر، پدیدهای که در روانشناسیِ رسانه، تحتِ عنوانِ «تداخلِ توجه»شناخته میشود، یکی از اصلیترینِ عواملِ فرسایشِ پیوندهایِ عاطفی در کانونِ خانواده است. یکی از جدیترینِ پیامدهایِ این وضعیت، بروزِ سندرمِ FOMO یا «ترس از دست دادن» است. این پدیده، فرد را در یک چرخهیِ مداوم از اضطراب قرار میدهد؛ اضطرابی که ریشه در مقایسهیِ مداومِ «واقعیتِ پرچالشِ زندگیِ شخصی» با «ویترینِ بینقص و فیلترشدهیِ دیگران» دارد. این مقایسهیِ ناعادلانه، نه تنها عزتنفسِ نوجوانان را هدف قرار میدهد، بلکه رضایتِ والدین را نیز از زندگیِ واقعیِ خود کاهش میدهد. در واقع، وقتی اعضایِ خانواده در حضورِ یکدیگر، غرق در دنیایِ مجازی هستند، آنها در حالِ تجربه کردنِ یک «حضورِ جسمیِ ناقص» هستند که میتواند منجر به احساسِ تنهاییِ عمیق در میانِ جمع شود.
از منظرِ روانشناختی، مدیریتِ فضایِ مجازی در خانواده نباید از دریچهیِ «ممنوعیت و کنترلگری» نگریسته شود؛ چرا که این رویکرد، تنها باعثِ ایجادِ شکافِ نسلی و پناه بردنِ بیشترِ فرزندان به فضایِ پنهانِ دیجیتال میگردد. رویکردِ کارآمد، گذار از «نظارتِ سختگیرانه» به سوی «همراهیِ آگاهانه» است. راهکارِ بنیادین، بازگشت به ارزشِ «توجهِ کامل» است. خانوادهها نیازمندِ ایجادِ «مناطقِ امنِ دیجیتال» هستند؛ زمانها و مکانهایی که در آن، تکنولوژی به حاشیه رانده شده و تعاملاتِ چهرهبهچهره، اولویتِ اصلی است.
هدف باید گذار از «لذتهایِ آنی و ارزانِ دیجیتال» (دوپامینِ سریع) به سوی «لذتهایِ عمیق و پایدارِ انسانی» باشد. مدیریتِ هوشمندانه، یعنی آموزشِ مهارتِ «تفکرِ انتقادی» به فرزندان تا بتوانند میانِ حقیقت و نمایش، تمایز قائل شوند و به جایِ ترس از دست دادنِ دنیایِ مجازی، از لذتِ حضور در دنیایِ واقعی بهرهمند شوند.











