لوپ بینهایت؛ معمای مذاکره با دشمن پیمانشکن

باشگاه خبرنگاران جوان - صحبت از مذاکره با امریکا نه خیانت که یک خطای محاسباتی بر اساس تجربهی تاریخیِ الجزایر، برجام، جنگِ ۱۲ روزه و رمضان است که نشان داده جز اتلافِ وقت و گرفتار شدن در لوپِ جنگ–مذاکره–آتشبس، دستاوردی ندارد. پرسش این است: چرا باید بار دیگر پای میزِ دشمنی نشست که همه بر پیمانشکنیِ او گواهی میدهند؟
در روزگاری که ملتهای جهان از ظلم و بیداد آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار به ستوه آمدهاند، سخن از «مذاکره» با همان دشمنِ پیمانشکن، برای برخی تداعیکنندهی عقبنشینی از اصول انقلاب است. اما حقیقت این است که مذاکرهی جاری در کشور، نه خیانت محض است و نه نشانهی دستشستن از مقاومت بلکه خطای تحلیلی است. مسئله فراتر از این حرفهاست: اصلِ مذاکره با آمریکا، یک خطایِ محاسباتیِ تاریخی است که کشور را در لوپِ بینهایتِ «جنگ–مذاکره–آتشبس» گرفتار میکند و جز اتلافِ وقت و انرژیِ ملی، دستاوردی برای ملتِ ایران نداشته است. قرآن، نهجالبلاغه، سیرهی عملیِ امام خمینی(ره) و رهبرِ شهید، همگی بر یک حقیقت تأکید دارند: مذاکره با دشمنِ پیمانشکن، نه تنها بیفایده، که مایهی ذلت و اتلافِ فرصتهای تاریخی است.
قرآن و قانونِ پیمانشکنی؛ عبرتی از سورهی توبه
قرآن کریم، پیش از هر منبعِ دیگری، به مؤمنان هشدار داده است که با کسانی که عهدِ خود را شکستهاند، چگونه رفتار کنند. در سوره توبه، آیه ۱۳، خداوند با عتابی حماسی میفرماید: «أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَتَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ». این آیه، پیمانشکنی، عزیمت بر اخراج پیامبر(ص) و آغازگریِ جنگ را سه علامتِ قطعی برای «عدمِ صلاحیتِ مذاکره» معرفی میکند. آمریکا، با خروج از برجام، نقضِ عهد در مذاکراتِ پیش از جنگِ ۱۲ روزه، و ترورِ رهبرِ شهیدِ انقلاب، هر سه نشانه را داشته است. در آیهی ۱۲ همین سوره، خداوند میفرماید: «وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ». این آیه، نسخهی نهایی را میپیچد: هرگاه دشمن عهدشکنی کرد و به دین شما طعنه زد، با پیشوایانِ کفر بجنگید. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان، این «جنگ با ائمهی کفر» را به معنای «مقابلهی همهجانبه با سرانِ استکبار» تفسیر میکند. بنابراین، مذاکره با آمریکا، نه تنها برخلافِ نصِّ قرآن است، که مصداقِ «تخشی از دشمن» (ترس از دشمن) است که قرآن آن را سرزنش کرده است.
نهجالبلاغه و عبرتِ تاریخ؛ پیمانشکنیِ همیشگیِ دشمن
امیرالمؤمنین علی(ع) در نهجالبلاغه، در نامهی ۵۳ به مالک اشتر، از پیمانشکنیِ دشمنان سخن میگویند و تأکید میکنند که هرگاه دشمن به تو نزدیک شد و اظهارِ صلح کرد، بدان که در کمینِ فریب توست. این نگاهِ علوی، به خوبی در تجربهی تاریخیِ مذاکراتِ ایران و آمریکا قابلِ تطبیق است. آمریکا در الجزایر، پس از آزادیِ گروگانها، اموالِ ایران را بلوکه کرد. در برجام، با خروجِ یکجانبه، تحریمها را تشدید نمود. و در مذاکراتِ پیش از جنگِ ۱۲ روزه، با نقضِ عهد، زمینهی جنگِ رمضان را فراهم آورد و در خود مذاکرات پیش از جنگ رمضان مجدد پیمان شکنی کرد. اینها، همه، نشانههای بارزِ همان «پیمانشکنیِ تاریخی» است که امام علی(ع) از آن برحذر داشتهاند. ایشان در خطبهی ۲۷ (شقشقیه)، از کسانی سخن میگویند که «عهدها را میشکنند و پیمانها را نقض میکنند» و این، دقیقاً همان رفتاری است که آمریکا در طولِ ۴۷ سالِ اخیر با ملتِ ایران داشته است.
امامِ شهید و لوپِ جنگ–مذاکره–آتشبس؛ نگاهی انتقادی
امامِ شهیدِ انقلاب، با نگاهی عمیق به تاریخِ مبارزاتِ ایران، به نقدِ الگویِ مذاکره با آمریکا پرداختهاند. ایشان در پیامِ خود به ملتِ ایران، با اشاره به «ظلم و بیدادِ آمریکا و صهیونیستها»، تأکید کردند که «راهی جز جهاد و مقاومت، پیشرو نمانده است». اما نگاهِ ایشان به «مذاکره»، نگاهِ یک «رهبرِ استراتژیست» بود؛ نه یک «سیاستمدارِ روزمره». ایشان معتقد بودند که مذاکره، تنها زمانی مفید است که در راستایِ «تقویتِ مقاومت» باشد و دشمن را به پذیرشِ شرایطِ ایران وادارد، نه اینکه کشور را معطلِ یک بازیِ بینتیجه کند که در برابر امریکا عملا چنین چیزی ممکن نیست.
در همین راستا، امام مجتبی خامنه ایی (دامت ظله) در پاسخ به نامهی رزمندگان حزبالله، با استناد به آیهی «وَلْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً» (توبه/۱۲۳)، بر ضرورتِ «غلظت» و «شدت» در برابر دشمن تأکید کردند و جمهوری اسلامی را متعهد به «رفع کامل و بدون قید و شرطِ تجاوز» معرفی نمودند. این یعنی مذاکره، تنها زمانی معنا دارد که دشمن را در میدانِ نبرد به زانو درآورده باشیم و او ناچار به پذیرشِ شرایطِ ما باشد؛ نه اینکه با وعدههایِ پوچ، واردِ لوپِ جنگ–مذاکره–آتشبس شویم و سالها انرژیِ ملی را در این چرخهی باطل هدر دهیم.
بررسی از منظرِ نظریههایِ روابطبینالملل؛ بازیِ بینتیجه با دشمنِ پیمانشکن
در علوم سیاسیِ غرب نیز، مذاکره با دولتی که سابقهی پیمانشکنی دارد، یک «بازی با حاصِلِ صفر» تلقی میشود. در نظریهی «رئالیسمِ تهاجمی»، نظامِ بینالملل عرصهای آنارشیک است که در آن، تنها «قدرت» و «بازدارندگی» کارآمد است. جان مرشایمر، نظریهپردازِ برجستهی این مکتب، معتقد است که مذاکره با دولتی که به تعهداتِ خود پایبند نیست، نه تنها بیفایده، بلکه خطرناک است؛ چراکه طرفِ مقابل، از فرصتِ مذاکره برای «خریدنِ زمان» و «آمادهسازیِ حملاتِ بعدی» استفاده میکند. این، دقیقاً همان چیزی است که آمریکا در تاریخِ مذاکراتِ خود با ایران انجام داده است. در نظریهی «بازیهایِ تکراری» (Repeated Games) نیز، اعتماد تنها زمانی شکل میگیرد که طرفین به تعهداتِ خود پایبند باشند. آمریکا با نقضِ مکررِ عهدها، خود را به عنوان یک «بازیگرِ غیرقابلِ اعتماد» معرفی کرده است. بنابراین، مذاکره با آمریکا، نه یک انتخابِ عقلانی، که یک خطایِ راهبردیِ محض است که کشور را در یک لوپِ بینهایتِ جنگ–مذاکره–آتشبس گرفتار کرده و آن را از مسیرِ اصلیِ خود، یعنی تقویتِ جبههی مقاومت و آمادگی برای نبردِ نهایی، دور میسازد.
گرفتار شدن در تله خطای محاسباتی
صحبت از مذاکره با آمریکا نه صرفا خیانت است و نه قطعا پشت کردن به مقاومت؛ اما حافظهی تاریخیِ ایران از الجزایر تا برجام و جنگِ رمضان، ثابت کرده که این مسیر، جز اتلافِ وقت و گرفتار شدن در لوپِ جنگ–مذاکره–آتشبس، دستاوردی نداشته است. قرآن با آیهی «أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ» و نهجالبلاغه با تأکید بر عبرتگیری از تاریخِ پیمانشکنان، و نظریههایِ رئالیسمِ تهاجمی و بازیهایِ تکراری، همگی بر یک حقیقت گواهی میدهند: مذاکره با دشمنِ پیمانشکن، نه تنها بیفایده، که مایهی ذلت، اتلافِ فرصتهای تاریخی و گرفتار شدن در دامِ «لوپِ جنگ–مذاکره–آتشبس» است. راهِ برونرفت، خروج از این بازیِ بینتیجه و بازگشت به استراتژیِ «مقاومتِ هوشمندانه» است؛ نسخهای که قرآن، امام خمینی(ره) و رهبرِ شهیدِ انقلاب، آن را تجویز کردهاند: «ایستادگی و مبارزه، تنها راهِ بازپسگیریِ شرف و استقلال».
منبع: ابنا
12299325
مهمترین اخبار وبگردی











