قصه قوم ثمود و ناقه صالح؛ نمونهای از سرانجام طغیان

قوم ثمود با وجود دیدن نشانه روشن الهی، راه طغیان و سرکشی را انتخاب کردند، ماجرای ناقه صالح نشان میدهد چگونه تکذیب حقیقت و سرپیچی از فرمان خدا، سرانجام جامعهای قدرتمند را به نابودی کشاند.
گروه قرآن و فعالیتهای دینی خبرگزاری فارس: سوره شمس با مجموعهای کمنظیر از سوگندها آغاز میشود، خورشید، ماه، روز، شب، آسمان و زمین. «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا»، «وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا»، «وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا» و «وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا».
این سوگندهای پیدرپی، در نگاه علامه طباطبایی صرفاً توصیف مظاهر طبیعت نیست، بلکه مقدمهای برای توجه دادن انسان به حقیقتی در درون اوست، حقیقتی که سرنوشت انسان به آن وابسته است.
همه این سوگندها به یک حقیقت انسانی میرسد
پس از اشاره به آسمان و زمین، ناگهان سخن به انسان میرسد «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا». خداوند نفس انسان را آفریده و آن را سامان داده است، اما انسان موجودی رهاشده و بیخبر از مسیر درست نیست. در ادامه میفرماید که «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» یعنی راه فجور و تقوا را به او شناسانده است.
از نگاه المیزان، این آیات بر وجود یک شناخت و تشخیص درونی نسبت به خیر و شر دلالت دارد. انسان در برابر دو مسیر قرار گرفته و امکان حرکت در هر دو را دارد بنابراین مسئله اصلی، انتخاب و ساختن نفس است. آیه بعد نتیجه این انتخاب را با صراحت بیان میکند که «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا» رستگار کسی است که نفس خود را تزکیه کند. در مقابل، «وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا»؛ کسی که نفس خویش را آلوده و تباه کند، گرفتار خسران شده است.
رستگاری از بیرون آغاز نمیشود، از درون انسان شروع میشود
در این نگاه، تزکیه تنها به معنای ترک چند گناه نیست، بلکه نوعی رشد دادن نفس در مسیر صلاح و تقواست. انسان باید ظرفیتهای درونی خود را شکوفا کند و اجازه ندهد خواهشها و گناهان، حقیقت انسانی او را زیر لایهای از آلودگی پنهان کنند.
نکته مهم اینجاست که قرآن برای توضیح این حقیقت، بلافاصله سراغ یک نمونه تاریخی میرود، قوم ثمود. آنان با وجود مشاهده نشانه الهی، گرفتار طغیان شدند «کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا». سپس «أَشْقَاهَا» شقیترین فرد آنان، برای کشتن ناقه صالح اقدام کرد. پیامبر خدا هشدار داد که «نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْیَاهَا»، اما آنان تکذیب کردند و ناقه را پی کردند.
نتیجه، روشن و سنگین بود «فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا». قوم ثمود نمونه جامعهای است که مسیر طغیان را انتخاب کرد و سرانجام، نتیجه انتخاب خود را دید. در منطق سوره، نابودی ثمود تنها یک حادثه تاریخی نیست هشداری است درباره سرنوشت جامعهای که استعدادهای انسانی خود را به جای تزکیه، در مسیر سرکشی به کار میگیرد.
سوره لیل، آدمها شبیه هم زندگی نمیکنند
سوره لیل همین موضوع را از زاویهای دیگر ادامه میدهد. «وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَی»، «وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّی» و «وَمَا خَلَقَ الذَّکَرَ وَالْأُنْثَی» شب و روز متفاوتاند و انسانها نیز در مسیر زندگی یکسان عمل نمیکنند. تفاوت اصلی انسانها در انتخاب و جهت حرکت آنان است.
آیات بعد، دو مسیر را در برابر انسان قرار میدهد، یک مسیر بخشش، تقوا و تصدیق حقیقت و مسیری دیگر که بر بخل، بینیازیپنداری و تکذیب استوار است. کسی که «أَعْطَی وَاتَّقَی» و «صَدَّقَ بِالْحُسْنَی» باشد، خداوند راه آسانی را برای او فراهم میکند، اما کسی که بخل ورزد و خود را بینیاز بپندارد و حقیقت را تکذیب کند، مسیر دشوارتری در پیش خواهد داشت.
هر انتخابی، انسان را به مقصدی میرساند
در آیات ۱ تا ۱۴ سوره لیل، مسئله اصلی تفاوت انسانها در امکانات ظاهری نیست بلکه تفاوت در انتخاب و عملکرد آنان است. کسی که میبخشد، تقوا پیشه میکند و حقیقت را تصدیق میکند، در مسیر «یُسْرَی» قرار میگیرد و کسی که بخل و استکبار و تکذیب را انتخاب میکند، به سمت «عُسْرَی» میرود.
از این منظر، دو سوره شمس و لیل یک پیام مشترک را دنبال میکنند، انسان با سرمایهای پاک و آگاه آفریده شده، اما سرنوشت او از پیش به اجبار تعیین نشده است. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا» در سوره شمس، در سوره لیل به زبان دیگری تکرار میشود، انسان با انتخابهایش مسیر آینده خود را میسازد. رستگاری، محصول تزکیه، تقوا و عمل است و سقوط، نتیجه طغیان، بخل و دفن کردن حقیقتی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۵۹۵ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.
#قرآن
#سوره_شمس
#سوره_قمر











