گره میانجیگری کجاست؟

باشگاه خبرنگاران جوان - روز سهشنبه تهران برای پنجمین بار میزبان ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان بود. سفرهای مکرر این مقام ارشد کشور همسایه و دوست، در راستای تلاشهای اسلامآباد برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن و خروج از بنبست فعلی است.
تهران برای آنکه تلاشهای اسلامآباد را صادقانه ببیند، دلایل متعددی دارد. ایران و پاکستان علاوه بر اشتراکات فراوان ملی، مذهبی و فرهنگی، در زمینه سیاسی نیز منافع مشترک کمی ندارند. تهران اولین کشوری بود که استقلال پاکستان را به رسمیت شناخت و پاکستان نیز بهخوبی میداند خوی تجاوزگرانه رژیم صهیونیستی به مرزهای ایران محدود نیست و نخواهد ماند. مرز مشترک طولانی دو کشور، فرصتها و تهدیدات مشترکی را در بر دارد.
همه اینها باعث میشود تهران نگاهی مثبت به اسلامآباد و تلاشهای دیپلماتیک آن داشته باشد. تفاهمنامه اسلامآباد یکی از نمودهای این نگاه مثبت بود. این نگاه مثبت فقط منحصر به پاکستان نیست. عمان کشور دیگری است که نقشی طولانی و درخشان در میانجیگری میان ایران و آمریکا دارد. اما نتیجه آن برای مسقط عجیب و قابل تأمل بود. ترامپ این کشور را به بمباران تهدید کرد و نهتنها عمانیها، بلکه همه ناظران را دچار بهت و حیرت کرد.
وضعیت امروز ناشی از سیاستها یا، اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، توهمات دولت آمریکاست. دولتی که علیرغم انعطاف گسترده ایران در مذاکرات پیش از جنگ ۱۲روزه، درست در میانه مذاکرات، با همراهی نیروی نیابتی خود در منطقه به ایران حمله کرد و دست به جنایت زد. چند ماه بعد نیز باز دوباره همین حماقت و جنایت را، این بار در مقیاسی فراتر، تکرار کرد و در اقدامی بیسابقه در تاریخ معاصر دنیا، رهبر ایران را ترور کرد. خیال میکردند ظرف چند روز کار ایران تمام میشود و به رؤیای دیرینه خود دست مییابند، اما ملت ایران چنان ایستاد که دنیا را به حیرت واداشت و تمام محاسبات دشمن را به هم ریخت. تا جایی که امروز تحلیلگران مطرح دنیا معتقدند این جنگ بسیاری از موضوعات راهبردی و کلان دنیا را تغییر داده است.
تلاشهای میانجیگران اگرچه قابل تقدیر است، اما درباره اثربخشی آنها تردیدهای جدی و عمیقی وجود دارد؛ چرا که اساساً آمریکا به دنبال توافق نیست. ترامپ و نتانیاهوی جنایتکار هنوز هم خیال میکنند میتوانند این ملت را به زانو درآورند و در خیالات خام خود سیر میکنند و از بیان آشکار اوهام خود، حتی پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل نیز ابایی ندارند.
امروز ترامپ در باتلاقی خودساخته و عمیق گرفتار شده است. به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا به دنبال یک دستاورد، حتی موقت، برای عبور آسان و پیروزمندانه از انتخابات پیش رو است، اما چه او این انتخابات را ببازد یا ببرد، بعید است که اثری بنیادین بر راهبردش نسبت به درگیری با ایران بگذارد.
ترامپ علناً و کاملاً از نتانیاهو در انتخابات رژیم صهیونیستی حمایت کرده است و نتانیاهو نیز بهصراحت اعلام کرده هدف او نابودی ایران است. نخستوزیر این رژیم روز دوشنبه با ترامپ تلفنی گفتوگو کرد و به گفته خودش، در آن نسبت به لزوم دستیابی به این هدف تأکید کرد. در چنین شرایطی جای شک و تردیدی نسبت به نیات واقعی این زوج جانی درباره ایران وجود ندارد و همین موضوع هرگونه میانجیگری و پیشنهادی را بهشدت تضعیف میکند.
مقامات ارشد ایرانی ـ رئیسجمهور، رئیس مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی ـ در دیدار با ژنرال منیر، مواضع اصولی و درستی را بیان کردند: «نمیشود روزبهروز بر شدت تحریمها و فشارها افزود و مسیرها و راهها را به روی کشور ما بست، بعد ادعای گفتوگو و مذاکره داشت. این چه نوع گفتوگویی است؟»، «ملت ما امروز به آمریکا اعتماد ندارد و معتقد است اگر مذاکره کنیم، دوباره به ما حمله خواهند کرد»، «مدام در رسانهها تبلیغ میکنند که میخواهند به کشور ما حمله کنند تا مردم ما را بترسانند، در حالی که ملت ما از شهادت هراسی ندارد. شما بهعنوان برادران مسلمان ما باید به آنها بفهمانید که با مسلمانان اینگونه برخورد نمیکنند»، «حتی ذرهای از مواد هستهای غنیشده از ایران خارج نخواهد شد» و «تهدیدها و تحرکات نظامی نمیتوانند تصمیمات راهبردی جمهوری اسلامی را تغییر دهند».
ایران بارها و شاید بیش از آنچه لازم بوده، از خود انعطاف نشان داده است. میانجیها وقتی موفق میشوند که بتوانند به آمریکا بفهمانند تا وقتی دست از خیالات خام خود برندارد، نهتنها دستاوردی نخواهد داشت، بلکه هزینههای بیشتری به خود و کل دنیا تحمیل کرده و بیش از این در باتلاق فرو خواهد رفت. کار آسانی نیست، اما چاره دیگری هم نیست.
منبع: روزنامه اینترنتی صدای ایران











