قصه خاک، آتش و دستهای یک سفالگر

در کارگاه سفالگری هادیلام، چرخ همچنان میچرخد، گل همچنان در دست هنرمند شکل میگیرد و کوره همچنان آخرین مرحله تولد یک اثر سفالی را رقم میزند.
به گزارش خبرگزاری فارس از شهرضا، صدای چرخ سفالگری در گوشهای از کارگاه میپیچد. تکههای گل رس در دست استاد جان میگیرند و کمکم از شکل یک توده ساده خاک، به کوزه، مجسمه یا ظرفی با فرمی متفاوت تبدیل میشوند. بوی خاک و سفال پختهشده در فضای کارگاه نشسته و گوشه و کنار آن پر است از ساختههایی که هر کدام بخشی از تاریخ و هنر سفالگری شهرضا را روایت میکنند.
اینجا کارگاه سفال «هادیلام» است؛ سفالگری که میگوید از چهار سالگی، در کنار پدرش با گل و سفال آشنا شده و حالا حدود ۵۵ سال است که این حرفه را ادامه میدهد؛ حرفهای که برای او تنها یک شغل نیست، بلکه بخشی از زندگی و هویت اوست.
هادیلام درباره آغاز این مسیر میگوید: «از چهار سالگی در کنار پدرم که به سفالگری مشغول بود، کار سفال را یاد گرفتم و تا به امروز هنوز ادامه دارد. حدود ۵۵ سال است که در این کار مشغول هستیم.»
مجسمههایی که از ذهن میآیند
در میان ساختههای این سفالگر، مجسمههایی با فرمهای متفاوت و چهرههایی خاص دیده میشود؛ آثاری که به گفته خودش از روی نمونه یا الگوی مشخصی ساخته نشدهاند.
هادیلام درباره شکلگیری این مجسمهها توضیح میدهد: «طرح مجسمهها را از جایی اقتباس نکردم. ناخودآگاه به ذهنم میرسد و در حین انجام کار به ذهنم میرسد که مثلاً قسمتی از مجسمه را انحنا بدهم. این مجسمهها امضای من است و جای دیگری به این سبک نیست.»
او میگوید بعضی از مجسمههایی که ساخته آنقدر برایش ارزشمند هستند که حتی دلش نمیآید آنها را بفروشد.
این استاد سفالگر میگوید: «دو تا از مجسمههایی که ساختم، زمانی که در خانه نشسته بودم تصویرشان آمد توی ذهنم. فردایش آمدم و آنها را ساختم.»
از شهرضا تا تهران و شیراز
بخشی از ساختههای این هنرمند راهی شهرهای دیگر میشود. او میگوید بیشتر خریداران آثارش از تهران هستند و پس از آن، شیرازیها نیز علاقه زیادی به این آثار دارند.
سفارشهای تهران بیشتر شامل سفالهای بدون لعاب است؛ آثاری که خریداران گاهی خودشان روی آنها پتینهکاری انجام میدهند.
ساخت جامهای مارلیک و تکوک نیز در میان دستسازههای این سفالگر دیده میشود؛ آثاری که در کنار کوزهها، مجسمهها و دیگر ظروف سفالی، بخشی از تنوع کارهای او را شکل دادهاند.
خاک شهرضا؛ ماده اولیه یک هنر قدیمی
در کارگاه، همه چیز از خاک شروع میشود؛ خاکی که به گفته هادیلام، از منطقه خود شهرضا تهیه میشود و ویژگی مهم آن، چسبندگی بالاست.
او درباره خاک مورد استفاده در کارگاه میگوید: «خاک رس منطقه خودمان مخصوص شهرضاست و چسبندگی خیلی خوبی دارد. خاک همدان هم پاک و خوب است و زیر لعاب قشنگ درمیآید، اما خاک رس شهرضا به دلیل چسبندگی خوبی که دارد، این امکان را میدهد که چیزهای خاصی با آن درست کنیم که بسیار هم بادوام است.»
هادیلام تفاوت سفال شهرضا با مراکز شناختهشدهای مانند میبد و لالجین همدان را نیز در شیوه تولید میداند. به گفته او، در آن شهرها کارگاههای سفالگری متعددی فعالیت دارند و در کنار کارهای دستی، کارهای قالبی و سرامیکی نیز انجام میشود، اما در شهرضا همچنان کار با گل رس جایگاه ویژهای دارد.
لعابهایی با رنگ و بوی گذشته
در گوشهای از کارگاه، سفالها پس از عبور از مرحله پخت، آماده لعاب خوردن میشوند. لعابهایی که به گفته هادیلام همچنان به شیوه سنتی تهیه میشوند.
او میگوید برای ایجاد رنگ سبز از اکسید مس و برای رنگ قهوهای از اکسید آهن استفاده میشود.
روش تهیه لعاب نیز در گذشته بسیار متفاوت از امروز بوده است. هادیلام توضیح میدهد که در گذشته شیشه را خرد میکردند، با سنگ آسیاب میکردند و سپس اکسیدهایی مانند مس به آن اضافه میکردند تا رنگ مورد نظر به دست آید.
امروز اما دستگاهی به نام «بالور» این کار را انجام میدهد؛ دستگاهی غلتکی که در آن شیشه، سنگ سیلیس و اکسید قرار میگیرد و پس از حدود 7 تا 8 ساعت چرخش، مواد به حالت مایع درمیآیند.
لعاب مورد استفاده در این کارگاه نیز به شیوه غوطهوری روی ظروف قرار میگیرد؛ ظرف داخل لعاب فرو برده میشود و پس از بیرون آمدن، آماده مرحله بعدی است.
دو بار رفتوآمد به کوره
شیوه کار هادیلام تلفیقی از چرخ و دست است. بدنه اصلی کار با چرخ سفالگری شکل میگیرد و سپس قطعات، جزئیات و صورت مجسمهها با دست ساخته و به بدنه اضافه میشوند.
بعد از شکلگیری، اثر نخستین بار وارد کوره میشود و پس از پخت، به یک سفال آماده تبدیل میشود. سپس لعاب روی آن قرار میگیرد و اثر بار دیگر به کوره میرود.
اما هادیلام ترجیح میدهد آثارش بیش از اندازه نو و براق به نظر نرسند.
میگوید: «سعی میکنیم روی این بدنهها لعاب شیک نخورد. هرچه بافتش قدیمی باشد و کهنهکار شود، بهتر است.»
شاید همین علاقه به حفظ ظاهر و بافت قدیمی است که باعث شده آثار این کارگاه حالوهوایی متفاوت داشته باشند؛ انگار بخشی از آنها از گذشته آمدهاند و هنوز رد دست سازنده رویشان باقی مانده است.
چراغهایی که خاطره روشن میکنند
در میان ساختههای کارگاه، چراغهای پیسوز قدیمی نیز به چشم میخورند؛ چراغهایی که زمانی بخشی از زندگی روزمره مردم بودند و امروز بیشتر از آنکه وسیلهای برای روشنایی باشند، یادگاری از سبک زندگی گذشتهاند.
هادیلام یکی از این چراغهای پیسوز را نشان میدهد و درباره شیوه استفاده از آن توضیح میدهد: «روغن چراغ داخل این چراغها میریختند و در آن فیتیلهای قرار میدادند و در طاقچه میگذاشتند. همزمان یک آینه هم پشت چراغ بوده که نور را منعکس میکرده است.»
در فضای کارگاه، این اشیای قدیمی در کنار ساختههای جدید قرار گرفتهاند؛ ترکیبی از گذشته و حال که شاید بیش از هر چیز نشان میدهد سفال برای این هنرمند فقط ساختن یک ظرف یا مجسمه نیست، بلکه راهی برای زنده نگه داشتن بخشی از گذشته است.
کوزهای برای آب، با حساب و کتاب
کوزههای کارگاه نیز فرم و ویژگیهای خاص خود را دارند. به گفته هادیلام، کیفیت خاک و نحوه پخت، نقش مهمی در کیفیت کوزه دارد.
«گل کوزه باید خوب باشد و خوب پخته شود که سفید شود. اگر قرمز شد، آب توی آن داغ میشود و اگر زیاد هم آتش بخورد، سبز میشود.»
او درباره ساخت کوزه آب نیز نکات فنی خاصی را توضیح میدهد. به گفته او، قسمت بالای کوزه باید نازک و پایه آن ضخیمتر باشد تا وقتی باد به بدنه کوزه میخورد، آب سریعتر خنک شود. اگر قسمت پایین بیش از حد نازک باشد، فشار آب باعث خروج سریع آب از کوزه میشود.
حتی فرم خمرههای قدیمی نیز بیدلیل نبوده است. هادیلام با اشاره به خطوط زنجیرمانندی که روی شکم برخی خمرهها دیده میشده، میگوید این قسمتها نقش ضربهگیر داشتهاند تا اگر خمره به زمین یا دیوار برخورد کرد، احتمال شکستن بدنه کمتر شود.
سه یا چهار کارگاه برای حفظ یک سنت
اما پشت این همه رنگ، خاک و خاطره، نگرانیهایی هم وجود دارد. هادیلام از نبود حمایت کافی از سفالگران شهرضا گلایه دارد و میگوید تعداد کارگاههایی که همچنان به شکل سنتی کار میکنند، بسیار کم شده است.
او میگوید: «سه تا چهار کارگاه است و بقیه کارگاهها قلیان میسازند. حالا ما سعی میکنیم این بافت را نگه داریم.»
به اعتقاد او، سفال بخشی از سنت و تمدن شهرضاست و نباید اجازه داد این هنر از بین برود.
او میگوید: «حیف است. سفال سنت و تمدن ماست، بهخصوص همین مجسمهها؛ تمدن ما همینها بوده است.»
هنری که هنوز نفس میکشد
در کارگاه سفالگری هادیلام، چرخ همچنان میچرخد، گل همچنان در دست هنرمند شکل میگیرد و کوره همچنان آخرین مرحله تولد یک اثر سفالی را رقم میزند.
او سالهاست با خاک شهرضا کار میکند؛ خاکی که برایش فقط ماده اولیه نیست، بلکه بخشی از هویت کارش است. از ساخت کوزه و پیسوز گرفته تا جامهای مارلیک، تکوک و مجسمههایی که طرحشان در ذهنش شکل میگیرد و بعد روی گل جان میگیرد.
شیوه کارش تلفیقی از چرخ و دست است، اما حاصل کار چیزی فراتر از ترکیب این دو شیوه است؛ ردپای تجربه ۵۵ سالهای که در هر قطعه سفال باقی مانده است.
در روزگاری که بسیاری از کارگاهها به سمت تولیدات سریعتر و قالبی رفتهاند، هادیلام تلاش میکند با همان خاک رس شهرضا، همان لعابهای سنتی و همان دستهایی که از کودکی با گل آشنا شدهاند، این هنر را زنده نگه دارد؛ هنری که به باور او اگر از میان برود، بخشی از حافظه و تمدن شهرضا نیز با آن خاموش خواهد شد.
بهمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافهبازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
#سفال #شهر_ملی_سفال #سفالگری #خاک_رس #مجسمه











