شما هم یکبار روی این تردمیل دویدهاید
چیزهایی وجود دارند که برای بهدستآوردنشان روزشماری میکنیم ولی بعد از مدتی دیگر خوشحالمان نمیکنند.

باشگاه خبرنگاران جوان - همه چیز از یک روز پنجشنبه ابری شروع شد. بعد از مدرسه، پولهای نو و تاخورده، عیدیهای عید و کارت هدیه را از ته کشوی کمدش بیرون ریخت و روی فرش شمرد. سه ماه تمام از خیر خرید ساندویچهای بوفه گذشته بود و حتی پولتوجیبیهای هفتگیاش را دستنخورده نگه داشته بود. هدفش مشخص بود. یک هندزفری بیسیم مشکی با سریهای سیلیکونی؛ همان مدلی که پشت ویترین مغازه سر کوچه برق میزد.
با خودش حساب کرده بود: «اگر این هندزفری رو داشته باشم، کل مسیر مدرسه تا خانه بهشت میشود. دیگر صدای سروصدای ماشینها را نمیشنوم، توی اتوبوس به پادکستهای موردعلاقهام گوش میدهم.»جمعه عصر بالاخره به مراد دلش رسید و هندزفری را خرید. وقتی پلاستیک براق روی جعبه را پاره کرد، بوی نوی دستگاه به مشامش خورد. آهنگ موردعلاقهاش را پخش کرد؛ کیفیت صدا بینظیر بود و بیس آهنگ در گوشش میکوبید.
شب با همان حس پیروزی سرش را روی بالشت گذاشت و فکر کرد زندگی از فردا رنگ دیگری دارد.دوشنبهای که کمکم شادی رنگ باختروز اول، هندزفری را مثل یک شیء مقدس روی میز میگذاشت و گردوغبارش را با آستین پاک میکرد. روز دوم هم عالی گذشت. اما فقط دو سه هفته بعد، یک دوشنبه معمولی در مسیر برگشت از مدرسه، علی متوجه اتفاق عجیبی شد. هندزفری همان بود، کیفیت صدا هم ذرهای افت نکرده بود؛ ولی آن ذوق آتشین روز اول کاملاً غیبش زده بود. دیگر گوشدادن به موسیقی هیجان خاصی نداشت. هندزفری عادی شده بود که بدون دقت پرت میشد گوشه کولهپشتی، کنار کتابهای مدرسه علی با خودش فکر کرد: «چرا حالم مثل قبل خوب نیست؟ نکته خراب این کجاست؟ شاید باید مدلبالاتری بخرم؟»
راز تردمیل مغز چیست؟
موضوع را در زنگتفریح با معلمشان در میان گذاشت؛ فکر میکرد فقط خودش است که اینقدر زود از همه چیز خسته میشود. آقای حسینی لبخندی زد، گچ را روی تخته کشید و گفت: مغز تو خراب نشده؛ دقیقاً دارد طبق الگویش کار میکند. معلم روی تخته شکل یک تردمیل را کشید و ماجرای دانشمندانی به نام بریکمن و کمبل را تعریف کرد. آنها سالها پیش آزمایشی انجام داده بودند و فهمیدند مغز انسان یک ترمز خودکار به نام «انطباق لذتجویانه» (Hedonic Adaptation) دارد. فرقی نمیکند یک میلیارد تومان پول باشد یا یک هندزفری ساده؛ مغز بعد از هر قله هیجان و ترشح هورمون دوپامین، بعد از چند روز سنسورهایش را ریست میکند و دوباره به نقطه اول برمیگرداند.
آقای حسینی گفت: اگر مغز این کار را نکند، همان جا توی اوج شادی قفل میکند و دیگر انگیزهای برای یادگیری، حرکت و غذاخوردن نخواهی داشت. تو روی یک تردمیل میدوی؛ هرچقدر هم تند بروی، سر جای اولت هستی.
پادزهر ماجرا چیست؟
با ناامیدی پرسید: پس یعنی هیچوقت نمیشود شاد موند؟
معلم سرش را تکان داد: چرا، دانشمندان بعدی مثل سونیا لیوبومیرسکی راهش را پیدا کردند. آنها فهمیدند خریدن وسایل مادی خیلی زود طعمش را از دست میدهد، اما چند کار هست که سرعت این انطباق را کند میکند.
۱. تنوع: اگر صبح تا شب هندزفری توی گوشت باشد، زودتر بیحس میشوی.
۲. تجربههای مشترک: لذت یک بازی گروهی با رفقا خیلی دیرتر از یک وسیله نو فراموش میشود.
۳. مکث و توجه: روزی یکبار قبل از این که دکمه پلی را بزنی، چند ثانیه به یادت بیاور چقدر برای داشتنش زحمت کشیدی؛ به این میگویند چشیدن واقعی لذت.
فرمول طلایی رهایی
معلم ماژیک را برداشت و آیه ۲۳ سوره حدید را نوشت: «لِّکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَیٰ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ» (تا هرگز بر آنچه از دست میدهید غصه نخورید، و به آنچه به دست میآورید سرمست و مغرور نشوید.) خداوند در قرآن میفرماید این دنیا و داشتههایش طوری طراحی شدهاند که نباید تمام شادی و زندگیات را روی داشتن یک شیء ببندی، چون زودگذر است و از طرفی اگر چیزی را از دست دادی هم دنیا تمام نشده، چون مغز و روحت دوباره به تعادل برمیگردند.
منبع: فارس











