عوامل «سرآشپز» از فرمول متفاوت ارتباط با مخاطب تلویزیون گفتند

به عقیده سازندگان «سرآشپز» ترکیب تخصص، سرگرمی و ارتباط با دغدغههای روزمره مردم این برنامه را متفاوت کرده است؛ فرمولی که در کنار شخصیتهای شکلگرفته در طول برنامه و روابط طبیعی میان آنها، به هویت متفاوت این مجموعه تلویزیونی انجامیده است.
خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: مسابقه تلویزیونی «سرآشپز» به تهیهکنندگی پوریا ملک آبادی در قالب بیگ پروداکشن، مدتی است که روی آنتن شبکه سوم سیما است و توانسته نظر مخاطبان را به دست آورد.
با نگاهی به ساختار، مهمترین تفاوت برنامه را میتوان در طراحی فضای آن جست و جو کرد. «سرآشپز» رقابت را در آشپزخانههایی با فضا و حالوهوایی متفاوت دنبال میکند. فرمی که از آشپزخانه مدرن و مجهز تا آشپزخانه صنعتی و فضای سنتی را در بر میگیرد. به این شکل، فضاسازی استودیو تنها پسزمینه مسابقه نیست و بخشی از منطق و ظرفیت رقابت را شکل میدهد. علاوه بر آن کاراکترسازی از داوران و شرکتکنندگان نیز ابعادی دیگر از برنامه را آشکار میکند.
در این راستا گفتگویی داشتهایم با پوریا ملک آبادی (تهیهکننده)، پیمان طالبی (مجری)، رضا برکتی و ابوالفضل جعفری (داوران) که به شرح زیر است:
فارس: با در نظر گرفتن سایر مسابقات آشپزی تلویزیون، «سرآشپز» متفاوت از دیگر تولیدات به نظر میرسد. این تفاوت چگونه شکل گرفت و برنامه چه نسبتی با نسخه خارجی خود دارد؟
ملکآبادی: ما پس از یک فرایند هشتماهه به انتخاب داوران و مجری رسیدیم. در این مدت، رستورانهای مطرح را بررسی کردیم و تلاشمان این بود که بهترین افراد را انتخاب کنیم. اکنون که به پایان فصل چهارم رسیدهایم، به لطف خدا میبینم مردم چقدر برنامه را دوست دارند و انتخابهایی که در ابتدا انجام دادیم، تا چه اندازه درست بوده است. هر یک از افرادی که در برنامه حضور دارند، ویژگیهای خاص خودشان را دارند و این ویژگیها در طول زمان بیشتر و کاملتر شده است. به همین دلیل، احساس میکنم برنامه روندی رو به رشد دارد. معمولاً بعضی برنامهها پس از چند فصل با افت مواجه میشوند، اما این اتفاق برای «سرآشپز» نیفتاده است. حتی میتوانم بگویم برای چند فصل دیگر نیز ایدههایی در ذهن داریم. به نظرم، مدل شکلگیری برنامه تا حدودی شبیه مجموعهای مانند «پایتخت» است؛ یعنی میان افراد حاضر در برنامه، یک شیمی و ارتباط درست شکل گرفته و در کنار آن، سناریو و ساختار مشخصی وجود دارد. گوردون رمزی با حدود ۲۰ سال تجربه در برنامه «Next Level Chef» حضور داشت. من تجربه او در برنامهسازی و امکاناتی را که در اختیار داشت، بررسی کردم و تلاش کردم آن الگو را برای شرایط خودمان بومیسازی کنم. مخاطب میداند که با یک تولید بزرگ و حرفهای، با تعداد زیادی دوربین و امکانات گسترده، مواجه است؛ اما در نهایت میخواهد بداند حاج رضا برکتی چه میگوید یا پیمان طالبی چه شوخیهایی مطرح میکند.
برای من نکته مهم این است که در این پروژه، کسی به دنبال دیدهشدن شخصی نیست. ما آمدهایم حال مردم خوب باشد و مخاطب از تماشای برنامه لذت ببرد. ما یک قالب را اقتباس کردهایم، اما مسئله فقط اقتباس نیست. فارغ از اینکه تهیهکننده و کارگردان برنامه هستم، معتقدم اجرای چنین اقتباسی به این سادگی نیست؛ زیرا فرایند ساخت، جزئیات بسیار زیادی دارد. برای طراحی و اجرای سازه، تیم جداگانهای داشتیم و در بخش طراحی و اجرای دکور نیز گروه دیگری فعالیت میکرد. در مجموع، چهار تیم بهصورت همزمان کار میکردند تا نتیجه به این شکل برسد. وقتی نسخه خارجی را با برنامه خودمان مقایسه کردم، متوجه شدم در مدل دوربینگذاری و چیدمان، نقاط قوت قابلتوجهی داریم. علاوه بر این، قالبی که ایجاد کردهایم، ظرفیت زیادی دارد. میتوانیم در همین ساختار به سراغ غذای نذری، غذاهای هندی، مناسبتهای مختلف و موضوعات متنوع دیگر برویم. این ظرفیت با حضور افراد درست شکل گرفته است. در کنار همه تلاشهایی که برای ساخت برنامه انجام شده، معتقدم لطف خدا نیز به این مجموعه برکت داده است.
فارس: به نظر میرسد یکی از نقاط قوت «سرآشپز»، شخصیتهایی است که در طول برنامه از مجری، داوران و شرکتکنندگان شکل گرفتهاند. آیا از ابتدا برای این شخصیتها فکر و سناریوی مشخصی وجود داشته است؟
طالبی: یکی از دلایل موفقیت «سرآشپز»، دستکم از نگاه مخاطبان و کسانی که برنامه را بهصورت تخصصی دنبال میکنند، این است که ما یک مسابقه تخصصی آشپزی را با ژانر اجتماعی ترکیب کردهایم. اگر به برنامههای تخصصی دیگر نگاه کنید، میبینید آن دسته از برنامهها که با موضوعات اجتماعی، ورزشی یا اقتصادی پیوند خوردهاند، معمولاً در میان مردم مخاطبان بیشتری پیدا میکنند. «سرآشپز» نیز با وجود اینکه یک مسابقه تخصصی آشپزی است، تلاش کرده این ظرفیت را به کار بگیرد. در یک مسابقه کاملاً تخصصی، ممکن است داور فقط درباره کیفیت پخت غذا اظهارنظر کند؛ برای مثال، گوردون رمزی درباره استیکی که بیش از اندازه سوخته است، نکتهای میگوید و همان جمله بهطور طبیعی موقعیت طنز ایجاد میکند. اما ما علاوه بر این بخش تخصصی، به جنبه اجتماعی ماجرا هم توجه کردهایم.
اجتماعیبودن برنامه به این معنا نیست که رقابت را جدی نمیگیریم. ما یک مسابقه واقعی را ضبط و پخش میکنیم، اما در کنار آن، از موقعیتهای مختلف برای ارتباط با مردم و پرداختن به موضوعات اجتماعی استفاده میکنیم. برای نمونه، وقتی قرار است مرغ پخته شود، ممکن است با ورود یک مرغ یا خروس و شکلگیری یک موقعیت طنز، به روستاها و روستاییان کشورمان سلام کنیم. حاج رضا برکتی از این فرصت برای ارتباط با روستاییان و طرح موضوعات مرتبط با زندگی آنها استفاده میکند. آقای جعفری نیز ممکن است از بحث مرغ و روستا به پیشینه غذاهای تهیهشده با مرغ در کشورهای مختلف برسد. بنابراین، نگاه ما به مسابقه خطی و مستقیم نیست که صرفاً زرشکپلو با مرغ درست کنیم، غذاها را با یکدیگر مقایسه کنیم، برنده را مشخص کنیم و برنامه را به پایان برسانیم. ما واقعاً تلاش کردهایم یک برنامه اجتماعی با محوریت آشپزی بسازیم.
فارس: به نظر میرسد شخصیت حاج رضا برکتی نیز بهتدریج در برنامه شکل گرفته است. آیا این شخصیت از ابتدا به همین شکل بوده یا در طول فصلها به وجود آمده است؟
برکتی: من پیش از «سرآشپز» تقریباً تجربهای از حضور در تلویزیون نداشتم. شاید یکی دو بار در برنامههایی حاضر شده بودم، اما حضور در چنین مسابقهای برایم تجربه تازهای بود. اگر بخواهید درباره پیشینه من بدانید، باید بگویم شخصیت و نوع صحبتکردنم در برنامه، چیزی نیست که از ابتدا برای تلویزیون ساخته باشم. من بیرون از برنامه هم همین آدم بودهام. سابقه فعالیتهای اجتماعی و حضور در بحثهای مذهبی و موضوعات مختلف را دارم. بنابراین، آنچه مخاطب در برنامه میبیند، تا حد زیادی به شخصیت واقعی من برمیگردد. البته طبیعی بود که در ابتدای کار هنوز خودمان را پیدا نکرده باشیم. ما تجربه حضور در چنین برنامهای را نداشتیم و بهتدریج با فضای آن آشنا شدیم. آقای جعفری و من هم باید زمان میگذاشتیم تا با شرایط برنامه هماهنگ شویم.
ماجرا از این قرار بود که آقای ملکآبادی پس از چند ماه پیگیری و تماس، از من خواست ابتدا به محل برنامه بروم و آن را ببینم و بعد درباره حضورم تصمیم بگیرم. در نهایت هم با این توضیح که برنامه روی آنتن است و باید برای پیشبردن آن کمک کنیم، پذیرفتم که وارد این کار شوم. در اواسط فصل اول بود که کمکم فضای برنامه برایمان جا افتاد. آنچه امروز در برنامه دیده میشود، نتیجه همین روند است. خیلی وقتها حتی ممکن است کارگردان هم از واکنش یا جملهای که در لحظه میگوییم، غافلگیر شود؛ چون بسیاری از این حرفها از قبل نوشته نشدهاند و از دل موقعیت بیرون میآیند. بخش زیادی از صحبتهای اجتماعی، سیاسی و مذهبی من نیز حرف دل خودم است. فکر میکنم نگاه مجموعه هم به این موضوعات نزدیک است و به همین دلیل، حرفها در برنامه به شکل طبیعی مطرح میشوند. از طرف دیگر، رابطه من و پیمان طالبی واقعاً دوستانه است. در این فصلها چیزهای زیادی از او یاد گرفتهام. ما بیرون از برنامه هم با یکدیگر شوخی میکنیم و میخندیم. اینطور نیست که فقط جلوی دوربین چنین رابطهای داشته باشیم.
گاهی من جملهای میگویم و پیمان آن را کاملتر و پختهتر میکند. شاید من با ادبیات بازاری و خودمانی صحبت کنم و او همان حرف را با بیان دیگری ادامه دهد. این هماهنگی به این دلیل شکل گرفته که ارتباطمان واقعی است و به یکدیگر نزدیک هستیم. همین ارتباط میان من، پیمان، آقای ملکآبادی و آقای جعفری وجود دارد. ما در موضوعاتی مانند وطندوستی، اهلبیت(ع)، امام حسین(ع) و دردهای مردم نیز دغدغههای مشترکی داریم. به همین دلیل، بسیاری از حرفهایی که در برنامه مطرح میشود، حاصل یک رابطه واقعی و باورهای مشترک است.
یکی از نکات مهم این است که ما حتی زمانی که درباره غذای اقتصادی صحبت میکنیم، از طرح دغدغههای مردم غافل نمیشویم. در برنامه درباره گرانی و مشکلات اقتصادی هم حرف زدهایم و بعضی انتقادها را صریح مطرح کردهایم. آموزش پخت غذای ارزان و اقتصادی، کار ماست. من بهعنوان یک آشپز با افتخار میگویم وظیفهام این است که به مردم آموزش بدهم چگونه غذای خوب و مقرونبهصرفه درست کنند؛ اما درستکردن اقتصاد مردم وظیفه مسئولان است. هر کسی باید مسئولیت خودش را انجام دهد. نباید تصور کنیم چون میتوانیم غذای ارزان درست کنیم، پس دیگر مسئلهای وجود ندارد و مردم باید از کنار مشکلات اقتصادی بگذرند. ما کار خودمان را انجام میدهیم و مسئولان هم باید وظایف خودشان را انجام دهند. به نظرم، یکی از دلایلی که برنامه به دل مردم نشسته، این است که افراد حاضر در آن، خودشان هستند. من ادعایی ندارم و خودم را خاک پای مردم ایران میدانم. ما مدت زیادی را صرف این برنامه میکنیم. حدود هفت یا هشت ماه است که هر روز با یکدیگر کار میکنیم و بخش زیادی از زندگیمان تحت تأثیر این پروژه قرار گرفته است.
با این حال، وقتی واکنش مردم را میبینیم و متوجه میشویم که برنامه حالشان را خوب میکند، خستگیمان کمتر میشود. مردم با برنامه ارتباط گرفتهاند، شوخیها را دوست دارند و از تماشای آن لذت میبرند. جالب اینجاست که گاهی تصور میشود برنامههای پرهزینه و سرگرمکننده نمیتوانند با اقشار کمبرخوردار جامعه ارتباط برقرار کنند؛ اما بازخوردهایی که دریافت کردهایم، نشان میدهد بسیاری از مخاطبان با وضعیت اقتصادی دشوار نیز از برنامه استقبال میکنند. این برای ما اهمیت زیادی دارد، چون میخواهیم برنامهای بسازیم که مردم با هر شرایطی بتوانند با آن ارتباط بگیرند.
فارس: چقدر برای حفظ شخصیت واقعی خودتان در برنامه تلاش میکنید؟
جعفری: مهمترین نکته این است که خودمان باشیم. گاهی به من پیشنهاد میشود که میتوانم در قالب یک آشپز بسیار سختگیر ظاهر شوم؛ کسی که به کوچکترین اشتباه شرکتکنندگان واکنش نشان میدهد. من هم میتوانم سختگیر باشم، اما ترجیح میدهم اجازه بدهند خودم باشم و سختگیریام را با مهربانی نشان بدهم. درباره لباس آشپزی هم همینطور بود. من از ابتدا دوست داشتم با لباس آشپزی در برنامه حاضر شوم، اما در دو فصل نخست، ملاحظات برنامهسازی باعث شد این اتفاق به شکل دیگری پیش برود. از فصلهای سوم و چهارم، با لباس آشپزی در برنامه حضور پیدا کردم و خودم هم از این وضعیت احساس بهتری دارم. من خودم را تا پایان عمر شاگرد دنیای آشپزی میدانم. اگر خیلی هنر کنم، میتوانم همیشه شاگرد باقی بمانم.
در کنار کار حرفهای، آموزشدادن هم برایم لذتبخش است. حدود ۱۰ سال است که در صفحه شخصیام و بسترهای مختلف، محتوای آموزشی منتشر میکنم. انتقال دانش به دیگران برایم ارزش زیادی دارد. اگر قسمتهای برنامه را دنبال کنید، میبینید گاهی پیمان طالبی به شوخی دستم را میگیرد و میگوید کار نکن و اجازه بده من بهجای تو بنشینم. این شوخیها به واقعیتی برمیگردد که در جریان ضبط وجود دارد؛ من واقعاً دوست دارم درباره آشپزی توضیح بدهم و دانستههایم را منتقل کنم. برای من، موفقیت برنامه فقط به سرگرمکنندهبودن آن محدود نمیشود. اگر مخاطب در کنار سرگرمی، نکتهای درباره آشپزی یاد بگیرد و متوجه شود که این حوزه چقدر گسترده است، به هدف مهمی رسیدهایم.
یکی از هدفهای ما این است که مخاطب متوجه شود آشپزی صرفاً پختن غذا نیست. آشپزی پیوندی میان صنعت، هنر، علم و شیمی است. ممکن است من ۲۰ سال آشپز بوده باشم، اما این به معنای آن نیست که همه چیز را میدانم یا دیگر چیزی برای یادگرفتن باقی نمانده است. دنیای آشپزی آنقدر گسترده است که همیشه میتوان از آن نکته تازهای یاد گرفت. برای مثال، مادرها و مادربزرگهای ما ممکن است بدون اینکه اصطلاحات علمی را بدانند، از واکنشهای مختلف در فرایند پخت استفاده کرده باشند. در آشپزی، تغییرات شیمیایی و واکنشهای ناشی از حرارت اهمیت زیادی دارند.
به تفاوت کبابی که در تابه درست میشود با کبابی که روی آتش پخته میشود، توجه کنید. هر دو ممکن است از مواد اولیه مشابهی تهیه شوند، اما طعم و بافت متفاوتی پیدا میکنند. بخشی از این تفاوت به حرارت، نحوه پخت و واکنشهایی برمیگردد که در سطح غذا اتفاق میافتد. نکته اینجاست که بسیاری از این فرایندها از گذشته در آشپزی ما وجود داشتهاند، حتی اگر درباره ماهیت علمی آنها اطلاعات دقیقی نداشته باشیم. امروز میتوانیم این موضوعات را بهتر توضیح دهیم و به مخاطب نشان دهیم که پشت یک غذای ساده، مجموعهای از دانش و تجربه قرار دارد.
ما از یک قالب استفاده کردهایم، اما آن را با فرهنگ، روابط اجتماعی و دغدغههای مخاطب ایرانی پیوند زدهایم. به همین دلیل، برنامه صرفاً نسخهای از یک مسابقه خارجی نیست. یکی از نشانههای این ارتباط اجتماعی، حضور کودکان در برنامه و استقبال خانوادههاست. در روز فینال، مادرانی کودکان خود را به برنامه میآورند و میگویند به آنها قول دادهاند برای دیدن عوامل برنامه یا گرفتن عکس با آنها حاضر شوند. این موضوع برای ما بسیار ارزشمند است. بچهها را نمیتوان بهسادگی فریب داد؛ آنها بسیار باهوشاند و بهخوبی متوجه میشوند چه چیزی واقعی است و چه چیزی تصنعی. اگر کودکان با برنامه ارتباط برقرار کردهاند، به این معناست که توانستهایم بخشی از هدفمان را محقق کنیم. در نهایت، این موفقیت حاصل تلاش یک تیم بزرگ است. آنچه مخاطب روی آنتن میبیند، نتیجه کار افراد زیادی است که پشت صحنه فعالیت میکنند. ما تنها بخشی از این مجموعه هستیم و نمیتوان تمام نتیجه را به یک فرد نسبت داد.
فارس: یکی از پرسشها درباره چالشهای برنامه این است که آیا جذابیت آن بیشتر به جنبه بصری رقابت مربوط میشود یا به تخصص شرکتکنندگان و داوران؟
ملکآبادی: به نظرم، برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا درباره حرفهایبودن برنامه صحبت کنیم. من قصد ندارم برنامههای مشابه در تلویزیون، شبکههای دیگر یا پلتفرمها را با «سرآشپز» مقایسه کنم. همه کسانی که برای فرهنگ این کشور تلاش میکنند، شایسته احتراماند؛ اما برای ما، حرفهایبودن یک اصل بسیار مهم است. برای نمونه، حضور حاج رضا برکتی در برنامه فقط به دلیل توانایی او در آشپزی نیست. او یک کاسب و مدیر است که افراد زیادی در مجموعههایش فعالیت میکنند و بهصورت مستقیم برای حدود ۱۲۰ نفر اشتغال ایجاد کرده است. او دو شعبه رستوران دارد که با مشتریان زیادی سروکار دارند و از نزدیک با فضای بازار و سلیقه مردم آشناست. برکتی در حوزه غذای سنتی و غذاهای مرتبط با فرهنگ ایرانی تجربه دارد و از دل بازار آمده است. این ویژگیها اهمیت زیادی دارند؛ زیرا کسی که قرار است در یک برنامه درباره غذا و فرهنگ غذایی صحبت کند، باید تجربه واقعی داشته باشد، دیده باشد و با زندگی مردم آشنا باشد.
به اعتقاد من، ترکیب این تجربهها در کنار دانش تخصصی، یکی از ویژگیهای مهم برنامه است. فردی که با بازار و مشتری سروکار دارد، میتواند از زاویهای متفاوت درباره غذا صحبت کند و این نگاه در کنار تخصص آشپزی، به برنامه کمک میکند. در سوی دیگر، آقای جعفری از دانش و تجربه تخصصی آشپزی برخوردار است و سابقه فعالیت آموزشی دارد. وقتی در اتاق برنامه کنار هم مینشینیم، درباره کتابها و منابع آشپزی صحبت میکنیم، کتاب میخوانیم و تلاش میکنیم اطلاعاتمان را بهروز نگه داریم. این فضای تخصصی برای ما اهمیت زیادی دارد. گاهی کتابی را باز میکنیم و به دنبال این هستیم که از آن نکتهای استخراج کنیم یا موضوعی را به شکل درستتری برای مخاطب توضیح دهیم. بنابراین، برنامه تنها بر پایه شوخی و سرگرمی جلو نمیرود، بلکه بخش مهمی از آن به مطالعه و دانش اختصاص دارد.
در بخش اجرا نیز پیمان طالبی تجربه طولانی در رادیو و تلویزیون دارد. کسی که در رادیو کار کرده، باید بتواند بدون اتکا به تصویر، تخیل مخاطب را درگیر کند و برای مدت طولانی ارتباط خود را با او حفظ کند. این تجربه در اجرای تلویزیونی هم اهمیت دارد. طالبی در لحظه واکنش نشان میدهد، با موقعیتها همراه میشود و میتواند در یک برداشت، اجرای مناسبی ارائه کند. این توانایی به برنامه کمک میکند که از حالت خشک و از پیش تعیینشده خارج شود و فضای زندهتری داشته باشد. از سوی دیگر، تمرکز عوامل برنامه نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از افراد حاضر در پروژه، با وجود پیشنهادهای کاری دیگر، بخش زیادی از وقت خود را به «سرآشپز» اختصاص میدهند. این تمرکز باعث شده انرژی تیم روی کیفیت همین برنامه متمرکز باشد.
فارس: این حساسیت در تولید، از مرحله طراحی تا ضبط و تدوین هم ادامه دارد؟
ملکآبادی: برای ما جزئیات اهمیت زیادی دارد. گروههای فنی از ساعتهای ابتدایی روز در محل حضور پیدا میکنند و کار را پیش میبرند. برای نمونه، در بخش سفرهآرایی، هر روز تیمی بهصورت تخصصی کار میکند تا چیدمان بالابر متناسب با برنامه آماده شود. مخاطب ممکن است در نگاه اول فقط یک بالابر آماده را ببیند، اما پشت آن ساعتها کار و هماهنگی وجود دارد. در مرحله تصویربرداری نیز به جزئیات توجه میکنیم. گاهی درباره یک فریم یا جمله مشخص میان اعضای تیم بحث میشود؛ اینکه چرا آن تصویر انتخاب شده یا چرا یک جمله در نسخه نهایی باقی مانده است. این حساسیت به این دلیل است که میخواهیم هر بخش از برنامه با هدف مشخصی در کنار بخشهای دیگر قرار بگیرد. ما تلاش میکنیم از هیچ جزئیاتی بهسادگی عبور نکنیم. البته تولید یک برنامه با این حجم از کار، فشار زیادی به عوامل وارد میکند، اما معتقدیم کیفیت نهایی به همین دقتها وابسته است.
فارس: با توجه به آنچه گفتید، آیا میتوان شخصیتهای حاضر در برنامه را مهمترین عامل ارتباط «سرآشپز» با مخاطب دانست؟
ملکآبادی: شخصیتها قطعاً اهمیت زیادی دارند، اما نباید فراموش کنیم که این شخصیتها در کنار یکدیگر و در یک ساختار حرفهای معنا پیدا میکنند. من فکر میکنم یکی از جذابترین ویژگیهای «سرآشپز» همین ارتباط میان آدمهای متفاوت است. از یک طرف، حاج رضا برکتی را داریم که با فضای بازار و دغدغههای مردم ارتباط نزدیکی دارد. از طرف دیگر، آقای جعفری با دانش و تجربه تخصصی آشپزی حضور دارد و پیمان طالبی نیز تجربه اجرا و توانایی ایجاد ارتباط با مخاطب را به برنامه اضافه میکند. این ترکیب باعث میشود هرکدام از افراد، بخشی از فضای برنامه را شکل دهند. ممکن است یک موقعیت با شوخی شروع شود، به بحث تخصصی درباره غذا برسد و در ادامه به موضوعی اجتماعی پیوند بخورد.
این میزگرد ادامه دارد.
#سرآشپز
#مسابقه
#سرگرمی
#رضا_برکتی
#پیمان_طالبی
#مخاطب
#تلویزیون
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.











