جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، ایرانی بود یا فرانسوی؟

سکوت سلطنتطلبان مقابل سخنان روبیو، واکنشهای منفی بسیاری علیه پهلوی به دنبال داشت. حالا این جریان تحت فشار افکار عمومی، با تکیه بر سالگرد جشنهای ۲۵۰۰ ساله میخواهد خود را طرفدار تمدن ایران نشان دهد؛ اما این مراسم بازتابی از فرهنگ ایرانی بود یا تشریفات غربی را نمایندگی میکرد؟
گروه فارس پلاس: پنجاهوپنجمین سالگرد برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله در تختجمشید، تقریباً با اظهارات توهینآمیز مارکو روبیو درباره تاریخ و تمدن ایران و خشایارشا هخامنشی مصادف شده است.
سخنرانی ۷ اکتبر روبیو در آتن که زیر سایه آکروپلیس انجام شد، موجی از واکنشها و بروز احساسات ایرانیان را به دنبال داشت.
بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی و تحلیلگران ایرانی مقیم خارج، از تمجید روبیو از یونان باستان و تمدن غرب و معرفی سربازان هخامنشی بهعنوان متجاوز و غارتگر، این برداشت را داشتند که دشمنی آمریکا و غرب با ایران، ریشهای تمدنی دارد و مسائلی مانند برنامه هستهای ایران، صرفاً بهانههای سیاسی هستند.
در واقع، تقابل میان دو تمدن ایران و غرب در سخنان روبیو برجسته بود. با این حال، رضا پهلوی و طرفدارانش و همچنین شبکههای فارسیزبان مانند ایران اینترنشنال، بیبیسی فارسی و صدای آمریکا، در روزهای گذشته، یا سکوت کردهاند یا کوشیدهاند این سخنرانی را توجیه کنند و کماهمیت جلوه دهند؛ بهطوری که به نظر میرسد این جریان قصد دارد ذهن مخاطب از موضوع تقابل تمدنی دور نگه دارد.
در مقابل، همراهی این شبکهها با جریان سلطنتطلب در توجیه مواضع روبیو، این پرسش را به وجود آورده که رضا پهلوی و طرفدارانش تا چه اندازه برای تاریخ و تمدن ایران اهمیت قائلاند.
در این میان، به نظر میرسد این جریان رسانهای، بهویژه ایندیپندنت فارسی که همواره بهعنوان ترویجگر پهلوی فعالیت کرده، فرا رسیدن سالروز جشنهای ۲۵۰۰ ساله را فرصتی دانستهاند تا این مراسم را نمونهای از تلاش حکومت پهلوی برای معرفی تاریخ و تمدن ایران به غرب جلوه دهند؛ ادعایی که دهههاست مطرح میشود، اما همچنان با یک نقد اساسی روبهروست که طرفداران این جریان پاسخی قانعکننده برای آن ارائه نکردهاند.
اما این روایت که جشنهای ۲۵۰۰ ساله در راستای یک تقابل تمدنی با غرب برگزار شده، یک اشکال اساسی دارد. در دهههای گذشته همواره این بحث مطرح بوده که تقریباً هیچچیزی در این جشن، ایرانی نبود؛ به همین دلیل است که جشنهای ۲۵۰۰ ساله بیشتر شبیه یک مراسم اروپایی بود تا ایرانی.
در این زمینه «ماروین زونیس» تحلیلگر بینالمللی و عضو هیئتعلمی دانشگاه شیکاگو، در کتاب «شکست شاهانه» مینویسد: «آشپزهای ماکزیم، شام باشکوهی از خرچنگ، طاووس بریانشده و شکمپر، شامپاین و شراب ناب و گرانقیمت فرانسوی تهیه کرده بودند.
فقط خاویاری که برای پرکردن تخم بلدرچین مورد استفاده قرار گرفت ایرانی بود... ایرانیان، کلیه حاضران در این بذل و بخشش شاه، اعم از همه شیوخ، امیران و پادشاهان را تقبیح کردند. آنها به ویژه از بابت کنار گذاشتن هر چیز ایرانی و استفاده از کالاها و کارگران اروپایی به خشم آمده بودند». (شکست شاهانه، ماروین زونیس، صفحه ۶۸.)
همچنین، پروفسور «جیمز بیل» استاد روابط بینالملل کالج ویلیامزبورگ ویرجینیا، در کتاب «عقاب و شیر: تراژدی روابط ایران و آمریکا» مینویسد: «در این ضیافت رسمی برای پانصد مهمان، منوی غذایی شامل تخم بلدرچین پر شده با خاویار، موس خرچنگ، بره کبابی با قارچ ترافل (قارچی نادر در فرانسه) و طاووس کبابی پُر شده با فوی گراس (جگر غاز) بود.
«ماکس بلو» هتلدار معروف که بازنشست شده بود هم برای سرپرستی ۱۵۹ آشپز، نانوا و مستخدم که همگی ۱۰ روز قبلاز جشن از پاریس آمده بودند، خودش را به ایران رساند. ۲۵ هزار بطری مشروب، یک ماه قبل از مراسم از «ماکزیم» پاریس تهیه و به ایران وارد شده بود». (عقاب و شیر، جیمز بیل، صفحه ۱۸۴.)
گفتنی است که «سینتیا هلمز» پژوهشگر آمریکایی و همسر ریچارد هلمز رئیس اسبق سیا و سفیر آمریکا در ایران در پنج سال آخر رژیم پهلوی، در کتاب «خاطرات یک همسر سفیر در ایران» میآورد: «سال ۱۳۵۰، دو هزار و پانصد و دهمین سالگرد فتح بابِل به دست کوروش کبیر در ۱۲ اکتبر ۵۳۹ قبل از میلاد بود. شاه جشنهای دو هفتهای مشهور را در نزدیکی خرابههای تخت جمشید برگزار کرد.
صد و شصت هکتار زمین بیابانی زیر هفتاد چادر رفت که با هزینهای گزاف با کریستالهای فرانسوی، چینی، پردههای ابریشم سرخ و مخمل و چلچراغهای پر زرق و برق توسط ژانسن پاریس (شرکت مشهور فرانسوی) تزئین شده بود... دربار سلطنتی یونیفرمهای جدیدی داشت که توسط لانوین (طراح فرانسوی) طراحی شده بود و با نخ طلا به میزان تقریباً یک مایل دوخته شده بود.
سرآشپزهای ماکزیم یک شام بزرگ از موس خرچنگ، طاووس کباب پُر شده با فواس گراس، شربت شامپاین و شراب فرانسوی گرانقیمت آماده کردند. فقط خاویاری که برای پُر کردن تخم بلدرچین استفاده میشد ایرانی بود. بسیاری آن جشن را جشن شاه و خاندانش تلقی کردند تا بیشتر جشنی مربوط به ملت ایران باشد». (خاطرات یک همسر سفیر در ایران، سینتیا هلمز، صفحه ۶۹.)
در مجموع، جشنهای ۲۵۰۰ ساله بیش از آنکه بازتابی از تاریخ و فرهنگ ایرانی باشد، به نمایش تجملات درباری و الگوهای تشریفاتی غربی تبدیل شد. اگر هدف حکومت پهلوی، معرفی تمدن ایران به جهان بود، کنار گذاشتن ظرفیتهای فرهنگی و هنری داخلی و اتکای گسترده به کالاها، خدمات و تشریفات اروپایی، پرسشهای جدی درباره تحقق این هدف ایجاد میکند.
از این منظر، استناد به این جشنها بهعنوان نماد پاسداشت تمدن ایران، بدون پاسخگویی به تناقض میان ادعای ایرانگرایی و شیوه برگزاری مراسم، نمیتواند نقدهای تاریخی را برطرف کند. درواقع میتوان گفت که پاسداشت تمدن ایران، صرفاً با برگزاری مراسمی پُرهزینه به نام تاریخ ایران محقق نمیشود، بلکه به میزان توجه به هویت، فرهنگ و ظرفیتهای خود کشور وابسته است.
بهمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید. آخرین تحلیل تحولات روز را در فارسپلاس بخوانید.
#ایران
#تاریخ
#پهلوی
#تاریخ_پهلوی
#جشن_های_۲۵۰۰_ساله
#تخت_جمشید
#هخامنشیان
#تمدن_ایران
#تمدن_غرب
#جنگ_تمدنی
#روبیو
#مارکو_روبیو
#آمریکا
#مرگ_بر_آمریکا
#یونان











