وقتی مال و فرزند بلای جان انسان میشوند

باشگاه خبرنگاران جوان - سوره تغابن در آیات پایانی خود، تصویری روشن از سرنوشت انسان، حقیقت ایمان، نقش اراده الهی، و مهمتر از همه شیوه مواجهه انسان با مال، فرزند و زندگی دنیوی ارائه میکند.
از نگاه علامه طباطبایی در «المیزان»، این آیات در واقع انسان را از یک اشتباه اساسی برحذر میدارند، اینکه دنیا را مقصد نهایی تصور کند و امکانات آن را معیار کامیابی بداند. قرآن در این بخش، هم از عاقبت تکذیبکنندگان سخن میگوید و هم به مؤمنان میآموزد چگونه در برابر سختیها، خانواده و دلبستگیهای دنیوی رفتار کنند.
تکذیب حقیقت، به جایی میرساند که راه بازگشت ندارد
آیات با بیان سرنوشت کسانی آغاز میشود که کفر ورزیدند و آیات الهی را تکذیب کردند. قرآن میفرماید که «وَالَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ خَالِدِینَ فِیهَا». مسئله تنها یک مخالفت زبانی با حقیقت نیست، بلکه تکذیب آیات الهی به معنای قرار گرفتن در مسیری است که انسان را از حقیقت جدا میکند.
در مقابل، قرآن تأکید میکند که مصیبتها و حوادث بدون اذن خداوند واقع نمیشوند، «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ». علامه طباطبایی این «اذن» را به معنای قرار گرفتن حوادث در نظام تکوینی و مشیت الهی میداند، بنابراین جهان، صحنهای بیقاعده و رهاشده نیست. انسان مؤمن با فهم این حقیقت، در برابر حوادث دچار فروپاشی نمیشود.
ایمان فقط باور نیست، آرامش برآمده از دل حادثه است
پس از بیان رابطه حوادث با اراده الهی، قرآن میفرماید که «وَمَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ». یعنی کسی که به خدا ایمان داشته باشد، خداوند قلب او را هدایت میکند. این تعبیر، نکته مهمی دارد، قرآن نمیگوید مؤمن از حادثه مصون میماند، بلکه میگوید ایمان، قلب انسان را در مواجهه با حادثه هدایت میکند.
هدایت قلب در اینجا نتیجه همان ایمان حقیقی است، انسانی که خدا را مالک و مدبر عالم میداند، مصیبت را پایان عالم تلقی نمیکند؛ بنابراین ایمان پیش از آنکه شرایط بیرونی را تغییر دهد، زاویه نگاه انسان به شرایط را تغییر میدهد.
اطاعت از خدا و پیامبر راه خروج از بنبست است
در ادامه، قرآن بر اطاعت تأکید میکند، «وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ» اطاعت از رسول خدا در حقیقت ادامه همان اطاعت الهی است، زیرا پیامبر انسانها را به سوی حق و مسیر الهی هدایت میکند.
در مقابل، اگر کسی از پذیرش حق سر باز زند، مسئولیت آن متوجه خود اوست «فَإِنَّمَا عَلَیٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ». پیامبر مأمور رساندن روشن پیام است، انتخاب مسیر پس از اتمام حجت بر عهده انسان خواهد بود.
دشمن همیشه بیرون از خانه نیست
یکی از مهمترین هشدارهای این بخش در آیه ۱۴ دیده میشود «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ».
این آیه نمیگوید همسر و فرزند ذاتاً دشمن انساناند. علامه طباطبایی نیز توجه میدهد که تعبیر «مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ» نشان میدهد سخن درباره بخشی از همسران و فرزندان است آنجا که دلبستگی خانوادگی انسان را از مسیر حق بازمیدارد.
خانواده میتواند بزرگترین عامل رشد انسان باشد، اما اگر محبت به خانواده موجب ترک وظیفه، تسلیم در برابر باطل یا فرار از مسئولیت الهی شود، همین محبت به مانعی در مسیر انسان تبدیل خواهد شد؛ بنابراین هشدار قرآن، متوجه «دلبستگیِ بیمهار» است، نه اصل خانواده.
مال و فرزند نعمتهایی که میتوانند به آزمون تبدیل شوند
قرآن سپس دامنه هشدار را گستردهتر میکند «إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ». مال و فرزند در ذات خود شر نیستند، بلکه «فتنه» و وسیله آزمایشاند.
انسان در برابر آنچه دوست دارد بیشتر مورد آزمایش قرار میگیرد. مال میتواند وسیله خدمت، آبادانی و خیر باشد و فرزند میتواند منشأ رشد و صلاح، اما هنگامی که این نعمتها هدف زندگی شوند، انسان ممکن است برای حفظ آنها از حق فاصله بگیرد.
از همین رو قرآن بلافاصله میفرماید که «وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ». یعنی در برابر چیزی که انسان برای خدا از آن میگذرد، پاداشی بزرگ نزد خداست.
بخشش، نقطه مقابل اسارت در برابر دنیا
در ادامه، قرآن فرمانی جامع صادر میکند «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنفِقُوا خَیْرًا لِّأَنفُسِکُمْ».
تقوا در این آیه با «مَا اسْتَطَعْتُمْ» همراه شده است یعنی انسان باید در حد توان خود مسیر تقوا را دنبال کند. سپس «انفاق» مطرح میشود. انفاق فقط انتقال مال نیست، شکستن سلطه
مال بر قلب انسان است. کسی که حاضر نیست از دارایی خود برای خدا و دیگران بگذرد، در واقع ممکن است به جای مالک بودن، تحت مالکیت مال خود قرار گرفته باشد.
رستگاری از جایی آغاز میشود که انسان از بخل خودش عبور کند
در پایان سوره، قرآن میفرماید که «وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». تعبیر «شُحّ» فراتر از بخل ساده است؛ نوعی حرص و آزمندی ریشهدار در نفس است که انسان را به حفظ افراطی داشتهها وادار میکند.
علامه طباطبایی در این آیات، مسئله را به یک مبارزه درونی پیوند میدهد، رستگاری زمانی حاصل میشود که انسان از اسارت نفس، مال و دلبستگیهایش رها شود. در نهایت نیز قرآن انسان را متوجه مقصد اصلی میکند، «وَمَن یَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَیٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ».
پایان سوره تغابن در حقیقت یک جمعبندی است، انسان برای عبور از آزمونهای دنیا نه به حذف مال و خانواده، بلکه به تنظیم نسبت خود با آنها نیاز دارد. مال باید وسیله باشد، نه معبود خانواده باید عامل رشد باشد، نه مانع حق و حادثه باید انسان را به خدا نزدیک کند، نه از او دور. کسی که در میان همه این آزمونها به خدا چنگ بزند، به تعبیر قرآن، به «صراط مستقیم» هدایت شده است.
منبع: فارس
12302683
مهمترین اخبار وبگردی











