سیاست تهدید از سوی ترامپ؛ بازی با آتش در خاورمیانه

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهسا حنیفه - در این میان، مسکو بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی نظم بینالمللی، نسبت به پیامدهای فاجعهبار این تهدیدها هشدار داده و تأکید کرده که هنوز فرصت برای دیپلماسی وجود دارد. اما آیا کاخ سفید آماده است که واقعیتهای میدانی را بپذیرد؟
دیپلماسی در برابر تهدید؛ آیا راهی برای مذاکره باقی مانده است؟
سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران همواره بر پایه فشار و تهدید بنا شده است. از زمان خروج آمریکا از برجام، واشنگتن تلاش کرده است از طریق تحریمهای اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک و تهدیدات نظامی، ایران را وادار به سازش کند. اما تجربه نشان داده که تهران، برخلاف تصور دولتمردان آمریکایی، نهتنها تسلیم فشارها نمیشود، بلکه با اتخاذ سیاستهای هوشمندانه، قدرت خود را در منطقه و عرصه بینالمللی افزایش داده است.
از سوی دیگر، اظهارات مقامات روسی نشاندهنده آن است که مسکو، بهعنوان یک بازیگر کلیدی در مناسبات جهانی، درک دقیقی از شرایط حساس منطقه دارد. روسیه بهخوبی میداند که ایران نهتنها یک قدرت منطقهای بلکه یک بازیگر تأثیرگذار در معادلات جهانی است. هشدارهای روسیه در مورد پیامدهای احتمالی حمله به تأسیسات هستهای ایران، نشان میدهد که حتی قدرتهای جهانی نیز نسبت به تبعات چنین اقدامی نگران هستند.
در همین راستا، چین و کشورهای اروپایی نیز بارها مخالفت خود را با سیاستهای خصمانه واشنگتن علیه تهران اعلام کردهاند. پکن، بهعنوان یک قدرت اقتصادی و سیاسی، نمیخواهد شاهد بیثباتی در منطقهای باشد که نقشی کلیدی در تأمین انرژی جهان دارد. اروپا نیز که همچنان از پیامدهای جنگهای اخیر در خاورمیانه، از جمله بحران پناهجویان، آسیب میبیند، بهخوبی میداند که هرگونه جنگ جدید، بحرانهای اقتصادی و امنیتی تازهای برای آن بهدنبال خواهد داشت.
با وجود تمام این مخالفتها، آمریکا همچنان بر سیاستهای شکستخورده خود پافشاری میکند. اما این پافشاری تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ آیا واشنگتن قادر خواهد بود بدون در نظر گرفتن واقعیتهای منطقهای، مسیر تقابل را ادامه دهد؟
ایران و محور مقاومت؛ عامل بازدارنده در برابر تهدیدات
یکی از مهمترین دلایلی که آمریکا را از اقدام نظامی مستقیم علیه ایران بازداشته، قدرت بازدارندگی ایران و محور مقاومت است. برخلاف برخی کشورهای منطقه که در برابر تهدیدهای غربی مسیر سازش را در پیش گرفتند، ایران توانسته با تکیه بر توان داخلی و اتحاد راهبردی با گروههای مقاومت منطقهای، معادلات قدرت را تغییر دهد.
شبکه همپیمانان ایران در منطقه، از یمن تا سوریه و لبنان، امروز نهتنها یک ائتلاف نظامی، بلکه یک قدرت راهبردی در معادلات امنیتی خاورمیانه است. این محور که با حمایت ایران تقویت شده، نشان داده که قادر است در برابر سیاستهای سلطهطلبانه آمریکا و متحدانش ایستادگی کند. این واقعیت، یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در برابر تهدیدات آمریکا است.
واشنگتن بهخوبی میداند که حمله به ایران، بهمعنای گشودن جبهههای جدید در منطقه خواهد بود. تجربه جنگهای گذشته، از عراق گرفته تا افغانستان، نشان داده است که آمریکا قادر به مدیریت جنگهای طولانیمدت و پرهزینه نیست. ورود به یک درگیری گسترده با محور مقاومت، میتواند واشنگتن را درگیر بحرانی کند که هزینههای آن بسیار بیشتر از منافع احتمالیاش خواهد بود.
اقتصاد جنگ؛ آیا آمریکا توان ورود به یک درگیری جدید را دارد؟
یکی از مهمترین عواملی که سیاستمداران آمریکایی را از ورود به یک درگیری جدید بازمیدارد، وضعیت اقتصادی این کشور است. اقتصاد آمریکا در سالهای اخیر، بهدلیل بحرانهای داخلی و افزایش هزینههای نظامی، تحت فشار شدیدی قرار گرفته است. هزینههای ناشی از جنگهای طولانیمدت در عراق و افغانستان، کسری بودجه بیسابقه و تورم فزاینده، همگی عواملی هستند که دست دولت آمریکا را برای ورود به یک جنگ جدید بستهاند.
از سوی دیگر، تحولات جهانی نیز به ضرر آمریکا رقم خورده است. ظهور قدرتهای جدید اقتصادی مانند چین، افزایش همکاریهای راهبردی میان کشورهای مخالف سیاستهای واشنگتن و افول نفوذ آمریکا در عرصه بینالمللی، همگی نشاندهنده آن است که کاخ سفید دیگر قادر نیست مانند گذشته، سیاستهای خود را بدون در نظر گرفتن واکنشهای جهانی پیش ببرد. در چنین شرایطی، ورود به یک درگیری نظامی جدید، نهتنها کمکی به بازسازی اعتبار آمریکا نخواهد کرد، بلکه باعث افزایش بحرانهای داخلی و بینالمللی این کشور خواهد شد.
واشنگتن در سالهای اخیر بارها تلاش کرده است که با استفاده از ابزار تهدید و فشار، ایران را مجبور به عقبنشینی کند، اما نتیجهای جز افزایش قدرت تهران نداشته است.
آیا آمریکا آماده پذیرش واقعیت است؟
تهدیدهای اخیر ترامپ علیه ایران، بیش از آنکه نشاندهنده یک استراتژی حسابشده باشد، بیانگر بحران سیاست خارجی آمریکا و ناتوانی این کشور در مواجهه با قدرتهای مستقل است. برخلاف گذشته که واشنگتن میتوانست با تهدید و فشار، کشورها را وادار به سازش کند، امروز ایران بهعنوان یک قدرت مستقل، توازن قوا را تغییر داده است.
ایران نشان داده است که در برابر فشارهای خارجی، نهتنها تضعیف نمیشود، بلکه مسیر اقتدار و پیشرفت را ادامه میدهد. در مقابل، آمریکا با بحرانهای داخلی و بینالمللی متعددی مواجه است و سیاستهای آن دیگر کارایی گذشته را ندارد.
در چنین شرایطی، واشنگتن اگر بخواهد همچنان بر سیاستهای تهدید و فشار تکیه کند، نتیجهای جز افزایش تنشها و شکست بیشتر نخواهد داشت. اکنون همه چیز به تصمیم سیاستمداران آمریکایی بستگی دارد: آیا آمادهاند که واقعیتهای جدید قدرت در منطقه را بپذیرند، یا همچنان در توهم برتری خود گرفتار خواهند ماند؟
12172752