از غزه تا تهران و کاراکاس؛ تله روانی ترامپ و نتانیاهو برای ملتها

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مینا عظیمی - روزنامه الاخبار در گزارشی از نقشه کثیف سلطهگران برای جهان پرده برداشته و اعلام کرد که آنچه امروز از هتک حرمت کامل نقشهها و مرزها شاهد هستیم، از بمباران و محاصره ایران گرفته تا پیشروی رژیم تروریستی اسرائیل در سوریه و قلدری بینالمللی علیه کشورهای دارای حاکمیت، همچنین ربودن تصمیمات سیاسی و به ربایش یک رئیسجمهور آنگونه که در ونزوئلا رخ داد، تنها از منظر برتری نظامی قابل تفسیر نیست.
الاخبار در ادامه نوشت: ما در برابر اجرای دقیق و هولناک پیچیدهترین نظریههای کنترل روانی و اجتماعی قرار داریم. قدرتهای سلطهگر به رهبری زوج ترامپ و نتانیاهو، در پی بازسازی روانشناسی جهانی هستند تا «تسلیم» را به عنوان تنها گزینه عقلانی بپذیرد و «مقاومت» را نوعی جنون یا خودکشی دستهجمعی جلوه دهند.
فیلِ به بندکشیده شده
ورودی اصلی برای درک این وضعیتِ فلجشدگی که منطقه و جهان را در بر گرفته، غوطهور شدن در نظریه روانشناختی موسوم به «درماندگی آموختهشده» است. این نظریه توضیح میدهد که چگونه یک فیل عظیمالجثه در برابر یک بند موهوم یا طنابی کوچک تسلیم میشود و با وجود توانایی، آن را پاره نمیکند؛ نه به این دلیل که قدرت جسمانی ندارد، بلکه، چون از طریق تجربههای مکرر شکست، «آموخته» و متقاعد شده است که تلاش بیهوده است و درد و رنج فارغ از هر کنشی، حتمی است.
این تاکتیک امروز با دقت تمام بر ملتها و از طریق سلسلهای از «شوکهای» حسابشده و متمرکز اعمال میشود. جنگها دیگر تنها با هدف نابودی اهداف نظامی نیستند، بلکه هدفشان گسستن پیوند ذهنی میان «عمل» و «نتیجه»، نابودی «قدرت تخیل پیروزی» و محو کردن «احساس امنیت» است.
اعتماد وجودی
الاخبار در ادامه افزود: شاید وقیحانهترین و هولناکترین الگوی اجرای این نظریه، آن چیزی است که اخیرا در غزه و لبنان شاهد بودیم. فرآیند «خرد کردن» زیرساختهای حماس و حزبالله صرفا یک اقدام نظامی نبود، بلکه اجرای دکترین «شوک و بهت» برای کاشتن بذر درماندگی بود.
این روزنامه اضافه کرد: رخنه تکنولوژیک در عملیات پیجرها که دستگاههای ارتباطی شخصی و ایمن را به بمبهای ساعتی در جیب هزاران نفر تبدیل کرد، با هدف ضربه زدن به «اعتماد وجودی» انجام شد؛ اعتمادی که فراتر از «احساس امنیت» عادی است و حداقلِ یقینی است که انسان برای ادامه زندگی بدون دچار شدن به جنون به آن نیاز دارد. آنها میخواستند شک را در همه چیز بکارند تا به جامعه حامی مقاومت بگویند: «هیچکجا امن نیست و ما حتی به اتاق خواب شما نفوذ میکنیم؛ پس پنهان شدن بی فایده است.»
اوج این سادیسم در استفاده از زور مفرط برای ترور سید حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزبالله بود. آنها به هدفگیری بسنده نکردند، بلکه از دهها تن مواد منفجره برای محو کردن کامل بلوکهای مسکونی استفاده کردند تا پیامی فراتر از شخصِ هدف ارسال کنند: «داغ زدن بر آگاهیِ» هر کسی که به رویارویی فکر میکند. پیام این بود که هزینه مقابله، نابودی مطلق خواهد بود و نمادهایی که گمان میکنید از شما محافظت میکنند، در یک خرد خواهند شد. این امر ذهن جمعی را به سمت تسلیم در برابر این ایده سوق میدهد که مقاومت غیرممکن است و «جهان به مکانی چنان ترسناک تبدیل شده که تنها راه زندگی در آن، تسلیم کامل در برابر کسی است که کلیدهای این وحشت را در دست دارد.»

استراتژی «مرد دیوانه»
این اقدامات میدانی به وضوح تحت چتر سیاسی «استراتژی مرد دیوانه» (Madman Theory) قرار میگیرند که سران سلطه با مهارت آن را پیش میبرند. رفتار سیاسی که به سوزاندن همهچیز، بمباران پایتختها و ربودن سران کشورها تهدید میکند، یک جسارت تصادفی، آنگونه که رسانهها تبلیغ میکنند، نیست؛ بلکه یک استراتژی بازدارندگی عقلانی بر پایه «ناعقلانیتِ» ظاهری است که بر اصل «پاسخ نامتقارن» بنا شده است. بر اساس این اصل، هر فعلِ مقاومتیِ کوچک با واکنشی هولناک، نامتناسب و ویرانگر روبهرو خواهد شد.
وقتی شهروند میبیند که حملات هوایی ضاحیه و حتی تهران را در مینوردد، لودرها چهره غزه را تغییر میدهند، روستاهای جنوب لبنان بمبگذاری و منفجر میشوند و جنایات با خونسردی و بدون واکنش نظام بینالملل رخ میدهد، این باور مرگبار در او نفوذ میکند که جهان به ضعیفان رحم نمیکند. اینجا، «مرد دیوانه» از مازاد قدرت و تهدید به آشوب فراگیر برای فلج کردن تفکر استراتژیک دشمن استفاده میکند تا او را از ترس فنا شدن، به پذیرش سازشهای ذلتبار وادار کند.
ساختنِ «رضایت»
این قدرت سخت، هرچقدر هم که بزرگ باشد، بدون ضلع خطرناکتر و مکمل خود یعنی «سلطه فرهنگی» و «تولید رضایت»، از دستیابی به «سلطه پایدار» ناتوان است. در اینجا باید بر آنچه «گرامشی» (از رهبران حزب کمونیست ایتالیا) و «چامسکی» (فیلسوف آمریکایی) مطرح کردهاند درنگ کرد؛ اینکه نظام جهانی تنها به اشغال زمین بسنده نمیکند، بلکه میکوشد ارزشها و جهانبینی خود را به «عقل سلیم» ملتهای مغلوب تبدیل کند.
الاخبار ادامه داد: ماشین رسانهای غرب و رسانههای عربی همسو، شبانهروز برای «تولید رضایت» تلاش میکنند. آنها واقعیت را فیلتر کرده و به سود منافع سلطهگران حاکم بازآفرینی میکنند. با جعل آگاهی و مهندسی خبیثانه زبان، نسلکشی در غزه و لبنان به «دفاع از خود»، محاصره گرسنگی به «تحریمهای هوشمند» و ترور سیاسی به «عدالت نهایی» تبدیل میشود؛ در حالی که قربانی، انسانیتزدایی شده و به «تلفات جانبی» تقلیل مییابد.
همذات پنداری با متجاوز
تراژدی زمانی به اوج میرسد که شکست از میدان نبرد از طریق مکانیسم دفاعی «همذات پنداری با متجاوز» به درون روان بشر منتقل میشود. در این وضعیت، قربانی تحت فشار ترس شدید و احساس ناتوانی در برابر ماشین نظامی و اقتصادی، ناخودآگاه به به پوشیدن پیراهن شخصیت جلاد و پذیرش ارزشهای او روی میآورد تا از اضطراب رها شود. همانگونه که «ابن خلدون» با ظرافت تشخیص داد: «مغلوب همواره شیفته تقلید از غالب است». امروزه شاهدیم که برخی نخبگان سیاسی و فرهنگی نه تنها سکوت نمیکنند، بلکه روایت دشمن را موبهمو میپذیرند، قربانی را بابت مرگش سرزنش میکنند و از ضربه خوردن مقاومت شادمانند.

این شکستخوردگانِ درونی، قلدری رژیم تروریستی اسرائیل و آمریکا را معیار برتری تمدنی و اخلاقی میبینند. آنها برای فرار از «ننگِ ضعف»، با پوشیدن «ماسکهای سفید» و تقلید از زبان و تفکر مستعمر، به کارگزاران رایگانی تبدیل میشوند که به نیابت از جلاد، خود و جوامعشان را شلاق میزنند.
شکستن بند موهوم
روزنامه الاخبار در پایان نوشت که خواندن صحنه از طریق این عدسیهای ترکیبی نشان میدهد که نبرد کنونی تنها نبرد بر سر مرزها و جغرافیا نیست، بلکه نبرد وجود، اراده و آگاهی است. اشغالگری در جولان، ضربه زدن به نمادهای مقاومت با آن وحشیگری مفرط و محاصره اقتصادی ملتها، همگی حلقههای یک زنجیر برای شکستن روح جمعی هستند. اما تاریخ درسی بزرگ به ما میدهد: «درماندگی آموختهشده» یک وضعیت روانی گذرا است که به محض درک موهوم بودن بندها، فرو میپاشد. امپراتوریهایی که با ترس و قلدری گسترش مییابند، بذر نابودی را در درون خود دارند و ملتهایی که از همذاتپنداری با جلاد سر باز میزنند، در برابر هر طغیانی استوار خواهند ماند.
منبع: الاخبار
12255286
مهمترین اخبار بینالملل











