چگونه بهتر از تکنولوژی تصمیم بگیرید؟

باشگاه خبرنگاران جوان - این روزها بیشتر مدیران ترجیح میدهند پاسخ بسیاری از سوالاتی که در ذهنشان شکل میگیرد را از هوش مصنوعی بپرسند و پس از دریافت پاسخهای قانعکننده از آن، اقدام به تصمیمگیری کنند. اما افراط در این زمینه و وابستگی بیش از حد تصمیمگیران شرکتها به هوش مصنوعی معقول نیست و میتواند پیامدهای منفی و زیانباری به دنبال داشته باشد. یکی از مهمترین پیامدهای منفی اتکای بیش از حد مدیران به هوش مصنوعی این است که تداوم این وضعیت، موجودیت و نقشآفرینی مدیران در سازمان را زیر سوال میبرد و زمینهساز جایگزین شدن مدیران با هوش مصنوعی خواهد بود.
هوش مصنوعی همه چیز نیست
هوش مصنوعی میتواند در بسیاری از زمینهها به مدیران کمک کند و عصای دست آنها باشد و آنها را از شر انجام بسیاری از کارهای زمانبر و یکنواخت مدیریتی خلاص کند. از این طریق، هوش مصنوعی باعث صرفهجویی در وقت و انرژی آنها میشود. اما تجربه نشان داده که هوش مصنوعی همه چیز نیست و قرار نیست بهجای مدیران همه کارها را انجام دهد و همه تصمیمها را بگیرد. در واقع هوش مصنوعی این قابلیت را دارد تا با متمرکز شدن بر جزئیات و بررسی آنچه که اتفاق افتاده بتواند علل و ریشههای بروز مشکل را شناسایی کرده و به مدیران اعلام کند. اما این خود مدیران هستند که باید با در نظر گرفتن تمام جوانب و سبکوسنگین کردن شرایط، تصمیم نهایی را بگیرند.
در این مرحله آنها باید سوالات دقیق و هدفمندی را مطرح کنند؛ از جمله: چه دلایلی وجود دارند که ثابت میکنند راهحل پیشنهادی میتواند و باید در موقعیت کنونی موثر و کارآمد باشد؟ مشتریان ما چه واکنشی در قبال این تصمیم نشان خواهند داد؟ چه کسانی با تغییری که قرار است اتفاق بیفتد مخالفت خواهند کرد؟ علامتهای هشدار که نشاندهنده عدم پیشرفت کارها به شکل تعیینشده هستند کداماند؟ واکنش کارکنان در برابر تغییراتی که رخ خواهند داد چه خواهد بود؟
مدیران میتوانند این سوالات را از هوش مصنوعی بپرسند و پاسخهایی را نیز خیلی سریع و بدون نیاز به فکر کردن دریافت کنند. اما مشکل اینجاست که پاسخهای هوش مصنوعی به این پرسشها عمدتا کلی و مبهم خواهند بود و بدون در نظر گرفتن فاکتورهایی مانند رفتار و واکنش مشتریان یا کارکنان و یا چیزهایی که فراتر از آمار و داده هستند پیشنهاد میشوند. در واقع پرسشهای بالا از جنس پرسشهایی که هستند که پاسخ دادن به آنها نیازمند پیوند زدن تحلیل با واقعیتها بوده و به قضاوت و درایت مدیریتی نیاز دارد.
چرا نباید همه کارها را به هوش مصنوعی سپرد؟
اگرچه هوش مصنوعی این توانایی را دارد تا گزینههای متعددی را پیشنهاد دهد و حجم عظیمی از اطلاعات را خلاصه کند، اما باز هم یک انسان باید تصمیم نهایی را بگیرد. در گذشته، قبل از اتخاذ هر تصمیم مهمی در سازمانها و شرکتها، جلسات متعددی با شرکت تعداد قابل توجهی از دستاندرکاران و صاحبنظران برگزار میشد و هر ایده جدیدی که در این جلسات مطرح میشد، توسط حاضرین در جلسه چکشکاری میشد. در نهایت نتیجهگیریهای لازم انجام میشد. اما با ظهور هوش مصنوعی دیگر خبری از این جلسات نیست و لقمه حاضر و آماده در کوتاهترین زمان ممکن در دهان مدیران قرار میگیرد. پاسخها خیلی سریع و بدون نیاز به تفکر و سبکوسنگین کردن شرایط داده میشوند.
علاوه بر این، بسیاری از رهبران سازمان ترجیح میدهند غیر از دادهها و اطلاعاتی که در اختیارشان قرار گرفته، با توجه به ندای درون و غریزهشان تصمیم بگیرند و عمل کنند. اتفاقا همین غریزی عمل کردن و تصمیمگیری بر اساس واقعیتها و الهامات درونی است که در بعضی موارد چارهساز است و شرایط را دگرگون میسازد.
هوش مصنوعی، اما فقط بر اساس دادهها و تحلیلها عمل میکند و اگر هم پیشنهادهایی ارائه دهد که موثر و مفید باشند، فاقد روح و تمایز کافی هستند. در واقع هوش مصنوعی نمیتواند تغییرات و تعدیلهای لازم را در اخبار و تحلیلها و اطلاعات موجود بدهد و هر چیزی را همانطور که هست در نظر میگیرد، در حالی که هنر مدیران بزرگ این است که از تند و تیزی اخبار بد کاسته و از تاثیرگذاری زیانبار آن بر ذینفعان و بازارها بکاهند. آنها باید اطلاعات جدیدی را که به دست میآورند به بخشی از داستانهای جذابی تبدیل کنند که روایت آنها از مدتها قبل شروع شده و بسیاری از مخاطبان و مشتریان شرکتها را به سمت خود جذب کردهاند. این همان کاری است که از عهده هوش مصنوعی بر نمیآید.
تصمیمهای مدیریتی چگونه تغییر میکنند؟
چه بخواهیم و چه نخواهیم هوش مصنوعی در حال تغییر دادن قواعد بازی در دنیای مدیریت کسب و کار است. بر همین اساس هم هست که نقش اصلی رهبران در سازمان از گردآورنده اطلاعات به تفسیرکننده اطلاعات تغییر پیدا کرده است و بخشهایی از وظایف و کارکردهای رهبران سازمانی مانند الگویابی در دادهها و شناسایی مدلها و پردازش و تحلیل اطلاعات به هوش مصنوعی واگذار شده است. با این همه هنوز هم بعضی از نقشهای مدیریتی مانند برگزاری جلسات با کارکنان، اعتمادسازی بین کارکنان، افزایش اعتبار برند و جبران اشتباهات گذشته همچنان توسط انسانها انجام میشود.
اگر از سیستمهای برآمده از هوش مصنوعی برای پیشنهاد دادن و ایدهپردازی کمک گرفته شود، باز هم این عامل انسانی، یعنی مدیران هستند که باید این پیشنهادها و ایدهها را بومیسازی کرده و پس از ایجاد تغییرات لازم و سازگارسازی آنها با واقعیتهای موجود جهت اجرا ابلاغ کنند. در این میان، هوش مصنوعی میتواند و باید نقش مکمل و تقویتکننده فرآیند تصمیمگیری و ایدهپردازی در سازمانها را ایفا کند و عاملیت و ابتکار عمل همچنان باید در دست انسان باقی بماند.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد











