پدرانی که از «بودن» جا ماندند

باشگاه خبرنگاران جوان - صدای کلید در قفل میپیچد و خستگی یک روز کاریِ سنگین، همراه با بابا وارد خانه میشود. مهدی با شوق به سمت پدر میدود تا کاردستی جدیدش را نشان دهد، اما پدر، خسته از دغدغههای اقتصادی و فکر اجارهخانه و مخارج ماه بعد، دست نوازشی سرسری بر سرش میکشد و میگوید: «برو بابا جان، بگذار یک لحظه خستگی درکنم.»
مهدی آرام عقب مینشیند. خانه گرم است، سفره پهن است و همه چیز فراهم؛ اما در آن لحظه، جای خالی یک چیز بیشتر از همیشه به چشم میآید؛ حضور کامل پدر.
این روایت، قصه یک خانه خاص نیست؛ تصویری است از خانوادههایی که در آن پدر، ساعتهای طولانی بیرون از خانه برای تأمین هزینههای زندگی تلاش میکند و وقتی به خانه میرسد، خستگی و دغدغههای مالی اجازه نمیدهد آنطور که باید کنار فرزندش باشد. اینجاست که یک سؤال مهم شکل میگیرد؛ آیا نانآوری میتواند جای حضور عاطفی پدر را بگیرد؟
نانآوری؛ وظیفهای که نباید جایگزین «حضور» شود
در شرایط پیچیده اقتصادی امروز، طبیعی است که بخش قابل توجهی از انرژی و زمان پدران صرف تأمین نیازهای معیشتی خانواده شود. اجارهخانه، هزینههای زندگی، تحصیل فرزندان و نگرانی از آینده، ذهن پدر را حتی زمانی که در خانه است، درگیر میکند.
پدری که تمام روز برای فراهم کردن زندگی بهتر تلاش کرده، ممکن است تصور کند همین تلاش، بزرگترین شکل دوست داشتن فرزند است؛ اما کودک همیشه این معادله را به همین شکل نمیبیند.کودک ممکن است نداند پدر برای خرید اسباببازی، لباس یا پرداخت شهریه چند ساعت کار کرده است، اما بهخوبی به یاد میسپارد وقتی باذوق چیزی را برای پدر تعریف کرد، پدر به او نگاه کرد یا نه؛ وقتی ترسید، کسی کنارش نشست یا نه و وقتی خواست بازی کند، پدر چند دقیقه از گوشی و دغدغههایش فاصله گرفت.
کودکان بیش از آنکه مدل خودرو یا برند لباسهایشان را به یاد بیاورند، حس امنیت، نگاههای بی عجله و شنیدهشدن احساساتشان را با خود به سالهای بعد زندگی میبرند.
پدر؛ بیشتر از یک «عابر بانک»
وقتی نقش پدر تنها به تأمین هزینههای زندگی محدود شود، رابطه عاطفی میان پدر و فرزند ممکن است آرامآرام تحتالشعاع قرار گیرد. پدر نباید برای کودک تنها همان کسی باشد که هزینههای خانه را میپردازد، نیازهایش را تأمین میکند یا در مواقع لازم دستور میدهد.
کودک به پدری نیاز دارد که او را ببیند، صدایش را بشنود، موفقیتهای کوچک او را جدی بگیرد و حتی برای چند دقیقه، دنیای خودش را کنار بگذارد و وارد دنیای کودک شود. البته این به معنای نادیده گرفتن مسؤولیت اقتصادی پدر نیست. اتفاقاً نانآوری، بخش مهمی از مسؤولیت پدری است؛ مسئله از جایی آغاز میشود که «فراهم کردن» آنقدر پررنگ شود که «بودن» را از میدان خارج کند.
پدری که برای آینده فرزندش کار میکند، اگر امروز فرصت شنیدن حرفهای او را از دست بدهد، ممکن است سالها بعد با کودکی روبهرو شود که امکانات زیادی داشته، اما خاطرات مشترک کمی با پدرش دارد.
رابطه امن با پدر، بخشی از امنیت روانی کودک است
زهرا خسروی، روانشناس و مشاور خانواده، با تأکید بر نقش پدر در رشد روانی فرزندان گفت: پدر برای کودک تنها نماد نظم و قدرت نیست، بلکه میتواند یکی از مهمترین تکیهگاههای عاطفی او در ارتباط با دنیای بیرون باشد. زمانی که پدر گوشی تلفن همراه را کنار میگذارد، با حوصله به صحبتهای کودک گوش میدهد و احساسات او را بدون قضاوت میپذیرد، کودک این پیام را دریافت میکند که دیده و پذیرفته شده است.کیفیت رابطه میان والد و کودک، بهویژه زمانی که همراه با توجه، پذیرش و پاسخگویی عاطفی باشد، میتواند در شکلگیری احساس امنیت و اعتماد کودک نقش مهمی داشته باشد.
خسروی با اشاره به یافتههای پژوهشی در این حوزه گفت: فرزندانی که از حضور فعال و عاطفی پدر بهرهمند هستند، در بزرگسالی از عزتنفس بالاتر، هوش هیجانی قویتر و تابآوری بیشتری در برابر بحرانهای زندگی برخوردارند. حضور پدر الزاماً به معنای ساعتها بازی یا اختصاص تمام وقت به کودک نیست؛ گاهی یک گفتوگوی کوتاه، اما باکیفیت، شنیدن یک دغدغه ساده یا همراهی در یک فعالیت روزمره، برای کودک معنای عاطفی زیادی دارد.
وقتی پدر در خانه است، اما ذهنش جای دیگری
شاید یکی از پیچیدهترین شکلهای غیبت پدر، زمانی باشد که پدر در خانه حضور دارد، اما ذهنش همچنان درگیر بیرون از خانه است. روی مبل نشسته، اما فکرش پیش جلسه فرداست؛ کنار سفره است، اما ذهنش حساب و کتاب اجارهخانه را مرور میکند؛ کنار فرزندش ایستاده، اما چشمش به صفحه تلفن همراه است. این همان وضعیتی است که در آن پدر از نظر فیزیکی در خانه است، اما کودک نمیتواند تمام توجه و حضور او را تجربه کند.
البته نمیتوان از پدر خستهای که تمام روز برای خانواده کار کرده، انتظار داشت با ورود به خانه ناگهان تمام مشکلاتش را فراموش کند. مسئله، حذف خستگی نیست؛ مسئله پیدا کردن راهی برای ساختن لحظههایی است که در آن، کودک احساس کند پدر واقعاً کنار اوست.
سه راهکار ساده برای حضور بیشتر پدر در زندگی کودک
پدر بودن به معنای تعطیل کردن کار و دغدغهها نیست؛ بلکه به معنای کیفیتبخشی به همان زمانهای کوتاهی است که در خانه سپری میشود.
۱۵ دقیقه طلایی بدون تلفن همراه: پس از ورود به خانه، حتی اگر فرصت محدودی وجود دارد، ۱۵ دقیقه تمام تمرکز و نگاه خود را بدون مداخله وسایل دیجیتال به گفتوگو و بازی با فرزند اختصاص دهید. این زمان کوتاه، اگر با حضور واقعی همراه باشد، میتواند برای کودک معنا پیدا کند.
شنیدن بدون ارائه راهکار سریع: وقتی کودک از ترس، ناراحتی یا حتی یک اتفاق ساده در مدرسه صحبت میکند، لازم نیست پدر بلافاصله راهحل ارائه دهد. گاهی کودک پیش از هر چیز میخواهد شنیده شود؛ نه اینکه برای احساسش جواب آماده دریافت کند.
ایجاد آیینهای ۲ نفره: یک پیادهروی کوتاه، خریدی ساده، بازی چنددقیقهای یا حتی خواندن قصه شبانه را میتوان به یک سنت ثابت میان پدر و فرزند تبدیل کرد. همین عادتهای ساده، خاطراتی میسازند که سالها بعد ارزششان بیشتر از آن چیزی خواهد بود که امروز تصور میکنیم.
کودک، پدرش را با «بودن» به یاد میآورد
پدر بودن فقط به این نیست که خانه خالی از نیازهای مادی باشد. خانه برای گرم ماندن به نان نیاز دارد، اما برای زیستن به عشق و امنیت. پدری که برای خانوادهاش تلاش میکند، بیتردید در حال انجام یکی از مهمترین مسؤولیتهای خود است؛ اما شاید در کنار آن، لازم باشد سهمی هم برای «بودن» کنار بگذارد؛ حتی اگر این سهم تنها چند دقیقه در روز باشد.
شاید سالها بعد، فرزند شما دقیقاً به یاد نیاورد چه وسایلی برایش خریدید، چند بار هزینه مدرسهاش را پرداخت کردید یا چه اسباببازیهایی برایش آوردید؛ اما احتمالاً به یاد خواهد داشت وقتی دلش لرزید، پدرش کجا ایستاده بود؛ کنار او یا پشت به او، غرق در خستگی و دغدغههای زندگی.
گاهی بزرگترین هدیهای که پدر میتواند به فرزندش بدهد، چیزی نیست که برای او فراهم میکند؛ حضوری است که برایش به جا میگذارد.
منبع: فارس
12302135
مهمترین اخبار وبگردی











