جنگی که قرار بود به ایران برسد، کجا متوقف شد؟

باشگاه خبرنگاران جوان- در روزگاری نه چندان دور، خاورمیانه یکی از تاریکترین دورانهای خود را سپری میکرد. روزهایی که خبرهای هولناک از همسایگی ایران به گوش میرسید و هر لحظه این بیم وجود داشت که موج ویرانگر تروریسم به پشت مرزهای کشور برسد. ظهور جریانهای تکفیری، به ویژه گروه تروریستی داعش، تنها یک تهدید نظامی ساده نبود؛ بلکه زلزلهای ژئوپلیتیک با ابعاد وحشتناک انسانی بود که مستقیماً عقاید، هویت و موجودیت ملتهای منطقه و به خصوص مذهب تشیع را هدف قرار داده بود. برای درک بهتر عظمت کاری که مدافعان حرم انجام دادند، باید به حافظه تاریخی خود رجوع کنیم و صحنههایی را به یاد آوریم که شاید امروز به دلیل گذشت زمان، کمی از ذهنها فاصله گرفته باشد.
فیلمهای تبلیغاتی با کیفیت بالا که داعش از جنایات خود پخش میکرد، سر بریدنهای دستهجمعی در سواحل لیبی، سوزاندن خلبان اردنی در قفس، غارت موزه موصل، تخریب آثار باستانی تدمر و فروش زنان ایزدی در بازارهای نینوا، تنها بخشی از کابوسی بود که در چند ده کیلومتری مرزهای غربی ایران جریان داشت. در آن سالها، سوال بزرگی در میان افکار عمومی مطرح بود که چرا جوانان ایرانی باید در سرزمینهای غریب مانند سوریه و عراق بجنگند. پاسخ به این سوال را میتوان در نقشه خیالی که داعش برای خلافت خود ترسیم کرده بود پیدا کرد؛ نقشهای که در آن ایران، به عنوان قلب قلمروی موسوم به «خراسان»، هدف نهایی این گروه تروریستی تعریف شده بود.
جنگ در سوریه و عراق برای مدافعان حرم، جنگ در خاک بیگانه نبود؛ بلکه دفاع پیشدستانه از خانه و خانواده در برابر وحشیترین تروریسم قرن بیست و یکم بود. شخصیتهای بزرگی مانند سردار قاسم سلیمانی با درک درست از این بحران، فرماندهی میدانی را به دست گرفتند که توانست محاسبات قدرتهای جهانی را برهم بزند. در زمانی که دمشق در آستانه سقوط کامل بود و کاخ ریاستجمهوری سوریه در تیررس خمپارههای تروریستها قرار داشت، حضور مستشاری ایران و مجاهدت نیروهای مدافع حرم از ملیتهای مختلف شامل فاطمیون، زینبیون، حیدریون و حزبالله لبنان، ورق را برگرداند. این اتحاد بینظیر نشان داد که دفاع از حرمهای مطهر اهلبیت (علیهمالسلام) در سوریه و عراق، پیوندی عمیق با دفاع از حریم امنیت ملی ایران دارد.
اگر امروز در شهرهای ایران، مردم بدون دغدغه انفجارهای انتحاری به خرید میروند، جوانان در محیطهای اجتماعی حضور مییابند، مسابقات ورزشی با حضور هزاران تماشاگر برگزار میشود و چرخ اقتصاد و آموزش میچرخد، همه اینها به خاطر آن است که در روزگار بحران، کسانی بودند که از راحتی خود گذشتند. برای ملموستر شدن این موضوع میتوان به رویدادهای سالهای اخیر اشاره کرد. حضور چند ده میلیونی مردم در پیادهروی اربعین که سالانه با آرامش کامل برگزار میشود، نمونهای واضح از این امنیت است. مسیری که روزی تحت تسلط تکفیریها و کمینهای انتحاری بود، امروز به بزرگترین تجمع صلحآمیز جهان تبدیل شده است. این مسیر ایمن را خون کسانی ساخت که در جاده بغداد به سامرا و در صحراهای الانبار ایستادگی کردند.
یکی از نمونههای بارز پیوند این حماسه با زندگی روزمره مردم، در آثار هنری و سینمایی منعکس شده است. فیلم سینمایی به وقت شام ساخته ابراهیم حاتمیکیا به خوبی توانست گوشهای از بیپناهی مردم منطقه و شقاوت باورنکردنی داعش را به تصویر بکشد. تماشای آن صحنهها بر پرده سینما به مخاطب ایرانی یادآوری کرد که فاصله میان آرامش خانه تا جهنم تکفیر، تنها به اندازه همت مردانی است که در فرودگاه تدمر سینه سپر کردند. همچنین مستندهای متعددی که از زندگی شهدایی مانند مصطفی صدرزاده یا مدافعان حرم جوان ساخته شده، نشان میدهد که این قهرمانان نه سربازان حرفهای تشنه جنگ، بلکه جوانانی عادی از دل محلات تهران، مشهد، اصفهان و دیگر شهرهای ایران بودند که دلبستگیهای خانوادگی، شغل و آینده خود را رها کردند تا امنیت کشور حفظ شود.
علاوه بر این، حملات پراکنده و مذبوحانهای که در سالهای گذشته به مجلس شورای اسلامی، حرم امام خمینی (ره) و حرم شاهچراغ (ع) در شیراز رخ داد، زنگ خطری جدی بود که نشان داد دشمنان چقدر مشتاق انتقال ناامنی به داخل خاک ایران هستند. آن حوادث تلخ با وجود ابعاد محدودی که داشت، برای چند روز جو روانی جامعه را ملتهب کرد. این اتفاقات به خوبی نشان داد که اگر مجاهدت مدافعان حرم در نطفه خفه کردن فتنه داعش در موصل و حلب نبود، هر روز باید شاهد چنین حوادث هولناکی در بازارها، مدارس و ایستگاههای متروی شهرهای خودمان میبودیم. در واقع، امنیت پایدار امروز ما نتیجه مستقیم انتقال خط مقدم دفاع از عمق خاک ایران به مرزهای استراتژیک منطقه است.
در تحلیلهای نظامی جهان نیز بر این نکته تأکید میشود که دکترین دفاع خارجی ایران توانست یکی از کارآمدترین روشها برای خنثیسازی تهدیدات نامتقارن باشد. نیروهای مدافع حرم با جانفشانی خود مانع از آن شدند که ایران درگیر یک جنگ فرسایشی داخلی یا مرزی شود. هزینههای مادی و معنوی که برای دفاع از حرم انجام شد، در مقایسه با ویرانیهای عظیمی که یک جنگ داخلی یا حمله تروریستی گسترده به زیرساختهای کشور وارد میکرد، بسیار ناچیز است. شهرهایی در سوریه و عراق که به طور کامل نابود شدند و بازسازی آنها دههها زمان میبرد، آیینهای عبرتآموز برای درک ارزش کار مدافعان حرم هستند.
امروز جامعه ایران با چالشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی روبهرو است و نقدهای زیادی در حوزههای گوناگون وجود دارد، اما امنیت همواره به عنوان زیربنای هر نوع توسعه و اصلاحات شناخته میشود. بدون وجود امنیت، هیچ فعالیتی اعم از سرمایهگذاری اقتصادی، فعالیتهای فرهنگی، آزادیهای اجتماعی و حتی اعتراضات مدنی امکانپذیر نیست. مدافعان حرم با فداکاری خود، این بستر حیاتی یعنی امنیت را برای کشور تضمین کردند تا جامعه بتواند در سایه آرامش به حل مشکلات خود بپردازد. آنها با نثار خون خود نشان دادند که عشق به وطن و دفاع از ارزشهای دینی، دو روی یک سکه هستند و در روز حادثه، این آمادگی برای فداکاری است که بقای یک ملت را تضمین میکند.
شهدایی مانند محسن حججی با آن صلابت بینظیر در لحظه اسارت، تصویر واقعی از قدرت روحی مدافعان حرم را به جهان مخابره کردند. آن نگاه نافذ و بدون ترس در برابر خنجر دژخیمان، نمادی از ایستادگی ملتی شد که حاضر نیست زیر بار ذلت و ناامنی برود. تأثیر فرهنگی این مجاهدتها تا سالها در ادبیات، هنر و تاریخ شفاهی کشور باقی خواهد ماند و به نسلهای آینده یاد خواهد داد که حفظ میهن و حریم اهلبیت (ع)، هزینهای سنگین، اما مقدس دارد که مردان بزرگ با کمال میل آن را پرداخت میکنند. در دنیای امروز که رسانههای بیگانه تلاش میکنند جای جلاد و شهید را عوض کنند و اهمیت این مجاهدتها را زیر سؤال ببرند، وظیفه رسانهها و نخبگان است که ابعاد واقعی این فداکاری تاریخی را بازگو کنند تا ارزش امنیت موجود بیش از پیش مشخص شود.
منبع: خبرآنلاین
12298706
مهمترین اخبار وبگردی











