کشف ۸۰۰۰ کامیون متعلق به برادر شاه در کرج

خاطرات نزدیکان محمدرضا پهلوی درباره برادرش غلامرضا، از پولپرستی و مالاندوزی افراطی وی حکایت دارند؛ حتی جالب است که بعداز انقلاب نیز، ۸ هزار دستگاه کامیون در فردیس کرج متعلق به غلامرضا کشف شده بود.
گروه فارس پلاس: پس از سقوط حکومت پهلوی، گزارشهایی درباره داراییها و فعالیتهای اقتصادی اعضای خاندان سلطنتی در مطبوعات منتشر شد.
یکی از این گزارشها به غلامرضا پهلوی، برادر محمدرضاشاه، مربوط بود؛ فردی که در حلقه نزدیکان شاه به پولپرستی عجیبی شهرت داشت.
روزنامه اطلاعات در اول اسفند ۱۳۵۷، از کشف ۸۰۰۰ دستگاه تریلر منتسب به غلامرضا پهلوی در شهرک فردیس کرج خبر داده بود.
در این گزارش آمده است: «پاسداران کمیته انقلاب اسلامی شهرک فردیس کرج، تعداد ۸۰۰۰ دستگاه تریلر واقع در خیابان اندیشه همین شهرک در شرکتی به نام فابابتون که متعلق به غلامرضا پهلوی یکی از سردمداران رژیم منفور بوده، کشف کردهاند و همچنین تعداد ۱۴ دستگاه ماشین جیپ استیشن و مینیبوس و مقدار قابل ملاحظهای دارو و تعدادی کپسول گاز که نیاز یک بیمارستان را تأمینمینماید، در یکی از خانههای این شهرک کشف شده است». (روزنامه اطلاعات، ۱ اسفند ۱۳۵۷.)
در کنار این گزارش، اظهارات برخی افراد درباره رفتارهای مالی غلامرضا پهلوی نیز قابل توجه است. شعبان جعفری، مشهور به شعبان بیمخ، درباره او میگوید: «غلامرضا همیشه دستش دراز بود و میخواست آدم را تیغ بزند. خیلی گدا و پولدوست بود؛ از آن آدمهایی بود که به قول معروف دهشاهی را توی هوا میزنند». (شاهپور غلامرضا پهلوی، احمد پیرانی، صفحه ۸۴.)
او در روایت دیگری نیز گفته است: «غلامرضا پهلوی در پولپرستی بهقدری حریص بود که یکبار وقتی آجودان او خجالت کشیده بود یک سکه ده ریالی را به او پس بدهد، غلامرضا سراغ سکه را میگیرد و آجودان خود را مؤاخذه میکند». (شاهپور غلامرضا پهلوی، احمد پیرانی، صص ۳۹ ـ ۴۰.)
مینو صمیمی، کارمند اسبق سفارت ایران در برن سوئیس و نویسنده کتاب «پشت پرده تخت طاووس» نیز درباره فعالیتهای اقتصادی او معتقد است: «او انسانی کمحرف و مرموز بود که در خفا به کارهای تجاری گسترده اشتغال داشت». (شاهپور غلامرضا پهلوی، احمد پیرانی، صفحه ۳۸.)
سلیمان بهبودی، از کارکنان بانفوذ دربار رضاشاه که بعدها در تشریفات دربار محمدرضاشاه نیز فعالیت داشت، روایت دیگری درباره رفتار غلامرضا پهلوی نقل کرده است: «یک بیماری غلامرضا که همه شاهد آن بودند، این بود که اگر در سر میز ناهار یا شام حضور مییافت، به غذای خودش دست نمیزد و معمولاً تَه ظرف دیگر میهمانان را میخورد». (شاهپور غلامرضا پهلوی، احمد پیرانی، صفحه ۱۲۰.)
در روایت دیگری، کتاب «شکوفایی دیکتاتوری» نوشته ژرار دو ویلیه فرانسوی، ماجرای درخواست غلامرضا پهلوی برای برقکشی باغ شخصیاش در رامسر با استفاده از بودجه شهرداری را نقل میکند؛ درخواستی که به گفته این کتاب، با وجود اعتراض شهردار درباره اختصاص بودجه به برقرسانی روستاها، اجرا شد.
در این روایت آمده است: «روزی شاپور غلامرضا، پسر رضاخان که در رامسر باغی داشته، شهردار را میخواهد و میگوید در صندوق شهرداری چقدر پول هست شهردار جواب میدهد فلان قدر. غلامرضا میگوید باغ مرا از این پول کابل کشی کنید. شهردار در جواب میگوید این پول مختصر، برای سیمکشی روستاهاست.
شاپور غلامرضا میگوید گور پدر روستائیان! فوراً باغ مرا کابلکشی کنید و پای هر چنار هم نورافکن بگذارید. شهردار ناچار میشود چنین کند؛ پس از اتمام کار، شاپور غلامرضا در باغ حاضر میشود و میبیند که کنتوری بر دیوار گذشته اند، میپرسد این دیگر چیست؟ شهردار میگوید کنتور برق است.
شاپور غلامرضا با عصبانیت میگوید این کثافت را بردارید، مگر پول برق را باید از من بگیرید؟ شهردار چنین میکند و شاپور غلامرضا بهعنوان انعام، یک و نیم پهلوی به او میدهد». (کتاب شکوفایی دیکتاتوری، نوشته ژرار دو ویلیه فرانسوی، ترجمه دکتر شمسالدین امیرعلایی، وزیر اقتصاد و وزیر دادگستری در زمان پهلوی، صفحه ۱۵۶.)
بهمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید. آخرین تحلیل تحولات روز را در فارسپلاس بخوانید.
#تاریخ
#پهلوی
#تاریخ_پهلوی
#غلامرضا_پهلوی
#انقلاب











