(اول آمریکا) دروغ بود

معاون رئیسجمهور آمریکا با تأکید بر ضرورت پایان دادن به جنگهای فرامرزی، تمرکز بر بحرانهای اقتصادی و بازنگری در روابط واشنگتن با رژیم صهیونیستی، از شکافهای عمیق در اردوگاه جمهوریخواهان پرده برداشت؛ شکافهایی که در پی افزایش هزینههای سیاستهای خارجی و نارضایتی رأیدهندگان از حمایتهای بیقیدوشرط آمریکا از اسرائیل تشدید شده است.
در تحولات بیسابقه و خیرهکنندهای که گستره سیاسی ایالات متحده را در بر گرفته است، انتشار توییت افشاگرانه و صریح «جیدی ونس»، معاون دونالد ترامپ، زلزلهای سهمگین در اردوگاه جمهوریخواهان به پا کرد. اعتراف آشکار و بیپردهی فرد دوم دولت آمریکا به عوامل ریشهای شکست جمهوریخواهان یعنی ضرورت پایان دادن به جنگها، تمرکز بر بحران معیشت و تورم، بازگرداندن آمریکا به محور اولویتهای داخلی، و از همه مهمتر، لزوم بازنگری بنیادین در روابط راهبردی با رژیم صهیونیستی پرده از شکافی عمیق، مرگبار و جبرانناپذیر در دل تشکیلات سنتی و افراطی واشنگتن برمیدارد.
این اعتراف تاریخی، فراتر از یک اختلافنظر درونحزبی ساده، گواهی روشن بر این حقیقت است که سیاستهای ماجراجویانه، جنگطلبانه و همسویی کورکورانه با لابیهای خارجی، حزب جمهوریخواه را به لبه پرتگاه نابودی کشانده و تودههای مردم آمریکا را در برابر الیت حاکم قرار داده است.
ریشههای این بحران ساختاری و انشقاق خونین درون حزب جمهوریخواه را باید در بنبستهای مرگباری جستجو کرد که سیاستهای کاخ سفید در تقابل با قدرتهای مستقل منطقه، بهویژه جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت، برای آمریکا به ارمغان آورده است. طی سالهای اخیر، جریان حاکم بر واشنگتن با پمپاژ میلیاردها دلار از منابع مالی عمومی و دلارهای مالیاتدهندگان آمریکایی به تنشهای نظامی فرامرزی، حمایت بیقیدوشرط از صهیونیستها و جنگافروزی در غرب آسیا، اقتصاد کشور خود را به زانو درآورد. با این حال، مقاومت مقتدرانه، هوشمندانه و بازدارندهی ایران و متحدانش در منطقه، تمام سناریوهای پنتاگون را با شکست خفتبار مواجه ساخت.
امروز صدای اعتراض شخصیتی چون جیدی ونس بلند شده که دیگر نمیتواند واقعیتهای عینی میدان را کتمان کند؛ او بهخوبی میداند که استمرار این روند، چیزی جز فروپاشی کامل اجتماعی و سیاسی ایالات متحده به همراه نخواهد داشت.
توییت افشاگرانه معاون ترامپ، تیر خلاص به رویای هژمونی جهانی آمریکا و سیاستهای سنتی این حزب است. وقتی فردی در بالاترین ردههای حاکمیتی آمریکا صراحتاً خواستار پایان دادن به جنگها و تجدیدنظر در رابطه با اسرائیل میشود، یعنی هزینههای گزاف این پیوند نامیمون بر سفرههای مردم آمریکا، دیگر قابل هضم نیست. تورم سرسامآور، گرانی سوخت، سقوط قدرت خرید و بحرانهای لاینحل اقتصادی در داخل خاک آمریکا، دستپخت همان سیاستمدارانی است که ثروت ملی این کشور را فدای منافع نامشروع رژیمهای اشغالگر و کارتلهای تسلیحاتی کردهاند.
اعتراف ونس، اعتراف به شکست عریان است؛ اعتراف به اینکه استراتژیهای تهاجمی واشنگتن در برابر ایران و مقاومت، نه تنها هیچ دستاوردی نداشته، بلکه ترکشهای مهلک آن به درون پیکر حزب جمهوریخواه اصابت کرده و آن را از درون تهی ساخته است.
این تحولات بنیادین بار دیگر اثبات میکند که قدرتهای استکباری و امپراتوریهای رو به زوال، پیش از آنکه ضربه نهایی را از بیرون دریافت کنند، زیر فشار وزن سنگین شکستهای راهبردی و تناقضهای درونی خود فرو میریزند. پایداری پولادین ملت ایران و اراده پولادین جبهه مقاومت در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن، معادلهای را رقم زد که ترامپ، معاونش و تمام تئوریپردازان کاخ سفید را به جان یکدیگر انداخته و آنها را وادار به اعتراف به عجز کرده است.
افشای این شکافها نشان میدهد که سیاست داخلی آمریکا بهشدت تحت تأثیر مقاومت ایران تغییر کرده و بازنده اصلی این میدان، جنگطلبان و کسانی هستند که همهچیز را فدای منافع رژیمهای بحرانآفرین کردند. امروز زودباوران داخلی نیز باید چشمهای خود را باز کنند و ببینند نظامی که حتی رهبران ارشد آن به شکست و نابودی به دست سیاستهای خود معترفند، دیگر تکیهگاه مطمئنی برای هیچ جریان وادادهای نخواهد بود؛ چرا که عزت، استقلال و اقتدار حقیقی، تنها ثمره ایستادگی در برابر مستکبران است.
دولت ترامپ با محاسبات اشتباه و تحت فشار لابیهای همسو با تلآویو، وارد یک تقابل پرهزینه، فرساینده و بینتیجه با جمهوری اسلامی ایران شد؛ جنگی که نه تنها نتوانست اراده پولادین ملت ایران را درهم بشکند، بلکه به اعتراف خود مقامات ارشد واشنگتن، اقتصاد آمریکا را به لبه پرتگاه فرستاده، هزینههای انرژی را منفجر کرده و کشور را درگیر بحرانهای داخلی ساخته است. ورود ارتش آمریکا به این کارزار بیعاقبت و پیروی کورکورانه از دستورکارهای دیکتهشدهی لابی صهیونیستی، چاه ویلی را برای حاکمان سفیدخانه کند که اکنون ابعاد فاجعهبار آن در صندوقهای رأی میاندورهای خود را نشان داده است.
اذعان جیدی ونس به اینکه بدنه رأیدهندگان آمریکایی خواستار تغییر فوری در روابط با اسرائیل و توقف جنگهای فرامرزی هستند، گواهی روشن بر این مدعاست که چنبره سنگین لابیهای قدرت و ثروت بر ارکان تصمیمگیری ایالات متحده، ترکهای عمیقی برداشته است. این جریان تلاش کرده بود با ترفندهای مختلف، افکار عمومی را منحرف کند، اما شکست مفتضحانه در انتخابات و شورش درونحزبی نشان داد که هزینه تبعیت از منویات صهیونیستها دیگر برای بدنه حزب جمهوریخواه قابل پرداخت نیست. امروز جنگطلبان و وابستگان به این لابیها در داخل آمریکا به منفورترین چهرههای سیاسی تبدیل شدهاند که حزب متبوع خود را به سوی نابودی و اضمحلال کامل سوق دادهاند.
این تحولات بنیادین بار دیگر اثبات میکند که قدرتهای استکباری و امپراتوریهای رو به زوال، پیش از آنکه ضربه نهایی را از بیرون دریافت کنند، زیر فشار وزن سنگین شکستهای راهبردی و تناقضهای درونی خود فرو میریزند. پایداری پولادین ملت ایران و اراده پولادین جبهه مقاومت در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن، معادلهای را رقم زد که ترامپ، معاونش و تمام تئوریپردازان کاخ سفید را به جان یکدیگر انداخته و آنها را وادار به اعتراف به عجز کرده است. افشای این شکافها نشان میدهد که سیاست داخلی آمریکا بهشدت تحت تأثیر مقاومت ایران تغییر کرده و بازنده اصلی این میدان، جنگطلبان و کسانی هستند که همهچیز را فدای منافع رژیمهای بحرانآفرین کردند.
امروز زودباوران داخلی نیز باید چشمهای خود را باز کنند و ببینند نظامی که حتی رهبران ارشد آن به شکست و نابودی به دست سیاستهای خود معترفند، دیگر تکیهگاه مطمئنی برای هیچ جریان وادادهای نخواهد بود؛ چرا که عزت، استقلال و اقتدار حقیقی، تنها ثمره ایستادگی در برابر مستکبران است.











