روزی که کوهها مثل پشم زدهشده پراکنده و نابود میشوند

قرآن از روزی خبر میدهد که کوههای استوار، همچون پشم زدهشده در هوا پراکنده میشوند و انسانها هراسان و سرگرداناند، روزی که جهان آشنای ما دگرگون میشود و سرنوشت انسانها بر اساس اعمالشان رقم میخورد.
گروه قرآن و فعالیتهای دینی خبرگزاری فارس؛ انسان در زندگی روزمره میتواند بسیاری از افکار، انگیزهها و نیتهای خود را از دیگران پنهان کند اما آیا این پنهانکاری در روز حساب نیز امکانپذیر است؟ دو آیه پایانی سوره عادیات، پاسخ روشنی به این پرسش میدهند و تصویری از روزی ارائه میکنند که در آن، نهتنها مردگان از قبرها بیرون آورده میشوند، بلکه آنچه در درون انسانها پنهان مانده نیز آشکار خواهد شد.
خداوند در آیه دهم سوره عادیات میفرماید که «وَحُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ» یعنی آنچه در سینههاست، آشکار و استخراج میشود. این تعبیر نشان میدهد که حسابرسی قیامت تنها به رفتارهای ظاهری محدود نیست بلکه حقیقت درونی انسان، نیتها و انگیزههایی که پشت اعمال او قرار داشتهاند نیز در آن روز روشن میشوند.
در ادامه، آیه یازدهم تأکید میکند که «إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ» پروردگارشان در آن روز بهخوبی از حال آنان آگاه است. بر اساس نگاه تفسیری علامه طباطبایی در المیزان، پایان سوره عادیات توجه انسان را از دلبستگیهای دنیوی به حقیقتی فراتر میبرد، هیچچیز از علم خداوند پنهان نیست و انسان در برابر پروردگاری قرار میگیرد که از ظاهر و باطن او آگاهی کامل دارد.
قیامت، حادثهای که همه معادلات را به هم میزند
سوره قارعه با نامی تکاندهنده آغاز میشود «الْقَارِعَةُ». این واژه به حادثهای کوبنده اشاره دارد رویدادی که با شدت و هراس خود، آرامش و نظم آشنای جهان را بر هم میزند.
خداوند برای نشان دادن عظمت این واقعه، سه بار ذهن مخاطب را متوجه آن میکند «الْقَارِعَةُ»، «مَا الْقَارِعَةُ» و «وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْقَارِعَةُ». این تکرار پرسشبرانگیز، تنها برای معرفی یک حادثه نیست بلکه عظمت و هولناکی آن را به رخ میکشد و نشان میدهد که تصور معمول انسان از حوادث جهان برای درک آن کافی نیست.
آیات چهارم و پنجم، تصویری از دگرگونیهای آن روز ارائه میکنند «یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ» روزی که مردم همچون پروانههای پراکنده در حرکت و آشفتگیاند. سپس میفرماید که «وَتَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ» کوهها نیز مانند پشم رنگین حلاجیشده خواهند شد.
این تصویرها از فروپاشی نظم آشنای دنیا حکایت دارند. کوههایی که انسان آنها را نماد استواری و پابرجایی میداند، در آن روز چنان دگرگون میشوند که دیگر نشانی از استحکام کنونی خود ندارند. اگر کوهها چنین سرنوشتی پیدا کنند، انسان چگونه میتواند به قدرت، ثروت و موقعیت دنیوی خود تکیه کند؟
در ترازوی قیامت، ارزش واقعی انسان مشخص میشود
پس از ترسیم صحنه قیامت، سوره قارعه به سرنوشت انسانها میپردازد، سرنوشتی که با دو تعبیر متفاوت بیان شده است «فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ» و «وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ».
گروه نخست کسانی هستند که میزان اعمالشان سنگین است و در نتیجه، «فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رَاضِیَةٍ» به زندگی رضایتبخش و خشنودکنندهای دست مییابند. در مقابل، کسانی که میزانشان سبک باشد، با سرنوشتی هولناک روبهرو میشوند «فَأُمُّهُ هَاوِیَةٌ».
واژه «هاویه» به جایگاهی اشاره دارد که سرانجام انسان سبکعمل خواهد بود. قرآن برای تأکید بر هولناکی این سرنوشت، دوباره میپرسد «وَمَا أَدْرَاکَ مَا هِیَهْ» و بلافاصله پاسخ میدهد: «نَارٌ حَامِیَةٌ»؛ آتشی سوزان.
تقابل این دو گروه، معیاری اساسی برای ارزیابی زندگی به دست میدهد، جایگاه نهایی انسان را ظاهر زندگی، شهرت یا داراییهای او تعیین نمیکند، آنچه اهمیت دارد، ارزش حقیقی اعمال اوست. این آیات، انسان را به بازنگری در معیارهایی دعوت میکنند که بر اساس آنها موفقیت و شکست خود را میسنجد.
مسابقهای که تا گور ادامه پیدا میکند
سوره تکاثر، از منظری دیگر به همین مسئله میپردازد و یکی از گرفتاریهای انسان را معرفی میکند «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ» افزونطلبی شما را سرگرم و غافل کرد.
تکاثر به معنای فزونیجویی و رقابت بر سر بیشتر داشتن است، رقابتی که میتواند در مال، فرزند، موقعیت اجتماعی و دیگر مظاهر زندگی شکل بگیرد.
مشکل صرفاً برخورداری از امکانات بیشتر نیست، مسئله زمانی آغاز میشود که بیشتر داشتن، به هدف اصلی زندگی تبدیل شود و انسان را از مسئولیتها و سرنوشت نهاییاش غافل کند.
آیه دوم میفرماید که «حَتَّیٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ» تا آنجا که به دیدار گورها رفتید. این تعبیر، مرگ را پایان مسابقهای معرفی میکند که انسان تمام عمر خود را در آن گذرانده است. کسی که پیوسته میکوشد از دیگران ثروتمندتر یا صاحب موقعیت بیشتری باشد، سرانجام به جایی میرسد که دیگر امکان افزودن بر داراییهای دنیوی خود را ندارد.
سپس دو بار هشدار داده میشود «کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ». این تکرار بر جدیت هشدار تأکید میکند و از حقیقتی پرده برمیدارد که انسان ممکن است تا هنگام مرگ از درک آن غافل بماند.
از دانستن قیامت تا دیدن حقیقت
سوره تکاثر در ادامه میفرماید که «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ» اگر با یقین حقیقی میدانستید، چنین سرگرم افزونطلبی نمیشدید. سپس از دیدن جهنم سخن میگوید «لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ» و «ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ» حقیقتی که در دنیا میتوان به آن ایمان داشت، در قیامت به مشاهدهای انکارناپذیر تبدیل خواهد شد.
پایان این بخش نیز پرسشی مهم را پیش روی انسان قرار میدهد «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» در آن روز، قطعاً درباره نعمتها از شما سؤال خواهد شد.
بر اساس نگاه تفسیری المیزان، این آیه توجه انسان را به مسئولیت او در برابر نعمتهای الهی جلب میکند. برخورداری از نعمت، بهخودیخود نکوهیده نیست، بلکه انسان باید پاسخگوی چگونگی بهرهبرداری از آن باشد. نعمتهای مادی، سلامت، فرصت زندگی و دیگر امکانات، همگی میتوانند زمینه رشد و نیکی باشند یا در مسیر غفلت و خودخواهی قرار گیرند.
سه سوره این صفحه، در کنار یکدیگر، تصویری پیوسته از سرنوشت انسان ترسیم میکنند، رازهای درون آشکار میشوند، معیار واقعی ارزش انسان در ترازوی اعمال مشخص میشود و افزونطلبیهایی که عمر را به خود اختصاص دادهاند، جای خود را به حسابرسی میدهند.
پیش از آنکه فرصت انتخاب پایان یابد، باید از خود پرسید چه چیزی به زندگی ما ارزش میدهد و در برابر نعمتهایی که در اختیار داریم، چه پاسخی خواهیم داشت.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۶۰۰ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.
#قرآن
#سوره_عادیات
#سوره_قارعه
#سوره_تکاثر











