کمترین شُکر براین "مردم مبعوثشده"

امروز، حضور حماسی و جهادی مردم در صحنه و کف خیابانها، از والاترین مواهب الهی به این مرزوبوم است؛ نعمتی سترگ که اقل شکر آن صیانت، پشتیبانی و تعظیم آن است و کمترین بیمهری یا کارشکنی در مسیر آن، مصداق آشکار «استعانت از نعمت بر معصیت» و کفران صریح فیض الهی است.
در هندسه معرفتی اسلام و مکتب اهلبیت عصمت و طهارت(ع)، شکرگزاری تنها به ادای الفاظی چون «الحمدلله» بر زبان منحصر نمیشود؛ بلکه قاعده بنیادین شکر، بهرهگیری از هر نعمت در مسیری است که صاحب نعمت مقدر فرموده است. مولای متقیان امیرالمؤمنین(ع) در قاعدهای زرین و درسآموز فرمودهاند:
«أَقَلُّ مَا یَلْزَمُکُمْ لِلَّهِ أَلَّا تَسْتَعِینُوا بِنِعْمَتِهِ عَلَی مَعَاصِیهِ» کمترین چیزی که از سوی پروردگار بر عهده شما واجب و لازم است، این است که با نعمتهای الهی بر معصیت و نافرمانی او یاری مجویید. (کلمات قصار نهج البلاغه حکمت۳۳۰)
این بیان نورانی، صرفاً ناظر به جوارح فردی نظیر چشم و گوش و زبان نیست؛ بلکه در منظومه حکمرانی دینی و حیات اجتماعی، به بزرگترین نعمتهای جمعی و امانات الهی در عصر انقلاب اسلامی تسری مییابد. امروز، حضور حماسی و جهادی مردم در صحنه و کف خیابانها، از والاترین مواهب الهی به این مرزوبوم است؛ نعمتی سترگ که اقل شکر آن صیانت، پشتیبانی و تعظیم آن است و کمترین بیمهری یا کارشکنی در مسیر آن، مصداق آشکار «استعانت از نعمت بر معصیت» و کفران صریح فیض الهی است.
۱. مردم مبعوثشده؛ نعمتی الهی در هنگامه نبرد تاریخی
نگاهی ژرف به تجمعات پرشکوه و نورانی کف خیابانها در حمایت از جبهه مقاومت و ابراز خشم علیه استکبار جهانی، حقیقت شگفتی را آشکار میسازد. بخش اعظم حاضرین در این آوردگاهها، طبقات زلال، مؤمن و مستضعف جامعهاند؛ تودههایی که با وجود تمام مضایق معیشتی، نهتنها از آرمانهای توحیدی خود عقب ننشستهاند، بلکه با بصیرتی بیبدیل، مبعوثشده و بیدار در میدان ایستادهاند.
فریادهای «اللهاکبر» این خیل مجاهد، فراتر از یک شعار سیاسی متعارف است؛ حقیقتا هر «الله اکبر» این مردم مجاهد بالاتر است از یک شب عبادت کنار حجر الاسود، حتی، هر ساعت ایستادن آنها در میدان و«الله اکبر»گفتنِ آنها بالاتر است از۷۰ سال عبادتی که شب هایش به نماز و روزهایش به روزه سپری شود؛ زیرا که هر بانگ تکبیر آنان، تازیانهای سنگین بر هیمنه جبهه شرک و صهیونیسم بینالملل و مرهمی بر جراحات پیکر امت اسلامی در لبنان، یمن و فلسطین است. در موازین معنوی، این جوشش جمعی و حضور مجاهدانه، گامی راهبردی در دفاع از حریم ولایت و نصرت مظلومان عالم به شمار میآید. چنین امتی که با قلبی آکنده از غیرت علوی و عشقی پولادین سینه سپر میکند، مصداق بارز سرمایه ملکوتی نظام اسلامی است. اقل شکر کارگزاران، خواص و همگان در قبال این پدیده نورانی، پشتیبانی همهجانبه، گشودن مسیر و تقویت حضور آنان است؛ چراکه نصرت این مردم، در حقیقت نصرت دین خداست: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم».
۲. پروژه تعطیلسازی تجمعات؛ مصداق بارز کفران نعمت و سد سبیلالله
در برابر این موج خروشان و الهی، حرکات مشکوک و زمزمههای خبیثانهای به چشم میخورد که هدف نهایی آن کمفروغ کردن، انفعال و در نهایت «تعطیل کردن تجمعات نورانی مردم در میادین» است. دردناکتر آنجاست که گاه این تحرکات، در پوششهای فریبنده، شبههافکنیهای سازمانی یا حتی نقابهای دلسوزانه صورت میگیرد.
باید با صراحت و شجاعت تبیین کرد که تحدید و تعطیلِ این میادین حماسه، مصداق قطعی «معصیت به واسطه نعمت» است. خداوند متعال ظرفیت عظیم مردمی، انسجام ایمانی و شور حسینی را به عنوان نعمتی عظیم و بی سابقه برای ریشهکنی استکبار و نصرت مظلوم به این ملت عنایت فرموده است؛ حال چگونه عدهای به خود جرئت میدهند این هدیه الهی را پس بزنند و تجمعاتی را که تکیهگاه روحی امت اسلام در منطقه و جهان است، متوقف سازند؟! قرآن کریم سرانجام چنین جریانهایی را به روشنی انذار داده است:
«الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًا» (همان کسانی که راه خدا را میبندند و آن را منحرف میطلبند).
توقف این تجمعات، خالی کردن خاکریز مقاومت در برابر چشمان حریص دشمن است و جز خوشخدمتی به جبهه باطل، نام دیگری بر آن نمیتوان نهاد.
۳. التقای منافقین داخلی با محور غربی، عبری و مرتجعین عرب
انگیزه کسانی که در داخل، پروژه خاموشسازی فریادهای ملت را دنبال میکنند، اتفاقی یا ناشی از کجفهمی صرف نیست. آرایش قوای امروز جهان بهوضوح نشان میدهد که جبهه باطل با تمام توان به میدان آمده است: رژیم سفاک صهیونیستی، هیئت حاکمه جنایتکار آمریکا، ناتو، ارتجاع خائن عرب و پسماندهای منافقین خارجنشین، در یک صف واحد زیر بیرق کفر و نفاق خیمه زدهاند.
در چنین صحنه شفافی، کسانی که در داخل با خیال تعطیلی تجمعات مردمی، تضعیف روحیه حماسی جامعه و ترویج یأس در پی شکستن پیوند وثیق مردم با ارکان اقتدار کشور (سپاه، ارتش، بسیج و ولایت) هستند، عملاً در جبهه دشمن بازی میکنند. این جریانهای نفاقپیشه و قلبهای مریض، خواسته یا ناخواسته، کارگزار میدانی همان محوری شدهاند که دستش به خون امام شهید و شهدای ایران عزیز و شهدای مقاومت آلوده است. خیانت این جریان، ضربه زدن به اقتدار ملی از پشت سر و محروم کردن انقلاب از تکیهگاه اصلیاش، یعنی جوشش حضور خیابانی پابرهنگان و مستضعفان است.
۴. عبور از «ظلمات وهم»؛ دیدن پیروزی قطعی در پرتو شکر
منشأ حرکت جریانهای معطلکننده، غرق شدن در «ظلمات وهم» و ناتوانی در ادراک نصرتهای الهی است. آنانی که مرعوب تشر ابرقدرتهای پوشالی میشوند و اقتدار بیسابقه ملت ایران و جبهه مقاومت را انکار میکنند، چشم بصیرت خویش را بر تجلیات غیبی بستهاند. ملت قهرمان ایران به برکت تمسک به ولایت امیرالمؤمنین(ع) از ذلت قرون گذشته و استبداد دستنشاندگان پهلوی و قاجار رهیده و امروز به نقطهای از عزت رسیده است که مستکبران عالم را در انفعال و سردرگمی فرو برده است.
شهادتطلبی و ایستادگی که در مکتب شهیدانی چون سپهبد حاج قاسم سلیمانی متبلور شد، سرمایهای نیست که بتوان آن را با محاسبات کوتهبینانه مادی یا تهدیدات دشمن به مسلخ برد. امروز هر اقدام در جهت خنثیسازی تحرکات خیابانی و ایجاد تردید در صفوف به همپیوسته مؤمنان، گناهی نابخشودنی در محضر عدل الهی است.
سخن پایانی
«اقل شکر بر این مردم مبعوثشده»، درک و پشتیبانی از موقعیت خطیر تاریخی، پاسداشت زحمات مخلصانه آنان و گسترش بسترهای تجلی انتقام خواهیِ انقلابیشان، در معابر و میدانهاست. خط قرمز روشن جریان انقلاب، حفظ این جوشش الهی، وحدتِ همه ارکان نظام حولِ امام سید مجتبی حسینی خامنه ای و ممانعت قاطع از توطئه تعطیلسازی تجمعات است. مسئولان بصیر و امت حزبالله نباید اجازه دهند دستهای آلوده نفاق داخلی که با رژیم صهیونیستی، آمریکا و منافقین پیوند پنهان و آشکار دارند، میدانهای نورانی شهرها را به سردخانههای بیتفاوتی مبدل سازند. تداوم این خروش و شکرگزاری عملی بر این نعمت بیمانند، بشارتدهنده فتح نهایی و پایان عمر نحس استکبار جهانی خواهد بود.











