چرا خدا مستقیم با ما حرف نمیزند؟

منکران برای پذیرش حقیقت، از خداوند میخواهند که مستقیماً با آنان سخن بگوید یا نشانهای تازه برایشان بفرستد، درخواستی که قرآن در آیه ۱۱۸ سوره بقره به آن اشاره میکند و میگوید امتهای پیشین نیز چنین بهانههایی مطرح کرده بودند.
گروه قرآن و فعالیتهای دینی خبرگزاری فارس، آیات ۱۱۳ تا ۱۱۹ سوره بقره، پرده از اختلافات و ادعاهای انحصارطلبانه یهودیان و مسیحیان برمیدارد، اختلافاتی که هر گروه، دیگری را از حق و هدایت بیبهره میدانست. این آیات ضمن نقد چنین داوریهایی، به مسئله بازداشتن مردم از مساجد، ادعای نادرست درباره خداوند، مالکیت مطلق خدا بر مشرق و مغرب و مسئولیت پیامبر در برابر منکران میپردازد.
در نگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، محور اصلی این آیات، رد ادعاهای بیدلیل یهودیان و تأکید بر حاکمیت مطلق خداوند و حقیقت هدایت الهی است.
وقتی یهودیان و مسیحیان هم را از بهشت محروم میکنند
آیه ۱۱۳ با اشاره به اختلاف یهودیان و مسیحیان، از ادعای متقابل آنان پرده برمیدارد «وَقَالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصَارَیٰ عَلَیٰ شَیْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَیٰ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلَیٰ شَیْءٍ» یهودیان گفتند مسیحیان بر چیزی نیستند و مسیحیان نیز همین ادعا را درباره یهودیان مطرح کردند.
این آیه نشان میدهد که هر گروه، دیگری را فاقد اعتبار دینی میدانست درحالیکه هر دو گروه کتاب آسمانی را میخواندند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این رفتار را در چارچوب تعصب و اختلافات دینی بررسی میکند، تعصبی که بهجای جستوجوی حقیقت، به نفی دیگری میانجامد.
ادامه آیه، همین سخنان را به ادعاهای کسانی تشبیه میکند که از حقیقت آگاهی ندارند «کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ». این تعبیر، نقدی جدی بر کسانی است که بدون شناخت و دلیل، درباره حقانیت دیگران داوری میکنند. آیه سپس از داوری نهایی خداوند در روز قیامت خبر میدهد روزی که اختلافات و ادعاهای گروهها با حکم الهی تعیین تکلیف خواهد شد.
تخریب مسجد، پیامد دشمنی با یاد خدا
آیه ۱۱۴ به یکی از جلوههای آشکار دشمن با عبادت و معنویت مسلمانان میپردازد «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَیٰ فِی خَرَابِهَا».
پرسش آیه، شدت ستم کسانی را برجسته میکند که مردم را از یاد خدا در مساجد بازمیدارند و برای ویرانی آنها تلاش میکنند. در اینجا، ستم فقط به تخریب فیزیکی ساختمان مسجد محدود نیست، جلوگیری از عبادت و محرومکردن مردم از امکان ارتباط با خدا نیز در کانون نکوهش آیه قرار دارد.
آیه در ادامه میگوید چنین افرادی نباید جز با ترس وارد این مکانها شوند و برای آنان در دنیا خواری و در آخرت عذابی بزرگ خواهد بود. این هشدار نشان میدهد که مسجد و امکان عبادت، جایگاهی فراتر از یک بنای معمولی دارد و تعرض به آن، تعرض به حق بندگی و پرستش خداوند است.
خدا را نمیتوان در مرزهای یک گروه محصور کرد
آیه ۱۱۵، پاسخی روشن به نگاههای محدودکننده یهود و نصاری درباره خداوند و عبادت او ارائه میکند «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ».
مشرق و مغرب در این آیه، نماد گسترهای از جهاناند که تمام آن به خداوند تعلق دارد. بنابراین، حاکمیت و مالکیت او به مکان خاصی محدود نمیشود. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیه را در پیوند با احاطه و مالکیت خداوند بر عالم بررسی میکند، حقیقتی که نشان میدهد خداوند در چارچوب مکان و جهت محصور نیست.
البته این آیه به معنای بیاهمیتبودن جهت قبله یا بینیازی از احکام عبادت نیست بلکه بر این حقیقت تأکید دارد که هیچ مکان و جهتی بیرون از قلمرو مالکیت و حضور علمی و قدرت الهی قرار ندارد. در نتیجه، نمیتوان خداوند را به یک قوم، سرزمین یا مکان خاص اختصاص داد.
ادعای داشتن فرزند برای خدا، سخنی بیدلیل
آیه ۱۱۶ با صراحت، یکی دیگر از باورهای نادرست یهودیان و مسیحیان درباره خداوند را رد میکند «وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ».
در برابر این ادعا، قرآن با عبارت «سُبْحَانَهُ» خداوند را از هرگونه نقص و ویژگی مخلوقات منزه میداند. سپس استدلال میکند که آنچه در آسمانها و زمین است، از آن اوست و همه در برابرش فرمان بردارند «بَلْ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ».
خداوند خالق و مالک همه موجودات است و هیچ موجودی در جایگاه فرزند یا شریک او قرار نمیگیرد. فرزند داشتن، در معنای متعارف خود، با محدودیتها و ویژگیهای مخلوقات ارتباط دارد درحالیکه خداوند از این ویژگیها منزه است.
آیه ۱۱۷ نیز این حقیقت را تکمیل میکند که «بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». خداوند پدیدآورنده آسمانها و زمین است و هرگاه اراده کند، میگوید «کُنْ فَیَکُونُ» باش، پس موجود میشود. آفرینش مستقل و بینیاز از الگو، نشانه قدرت مطلق اوست، قدرتی که برای تحقق ارادهاش به فرزند، شریک یا واسطهای نیاز ندارد.
چرا خداوند مستقیماً با ما سخن نمیگوید؟
آیه ۱۱۸ به درخواست گروهی از ناآگاهان اشاره میکند «لَوْلَا یُکَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِینَا آیَةٌ» چرا خدا با ما سخن نمیگوید یا نشانهای برای ما نمیآید؟ این سؤال در واقع بهانهای است، برای نپذیرفتن حق.
این درخواست، در ظاهر مطالبه دلیل است، اما قرآن آن را در کنار رفتار امتهای پیشین قرار میدهد که خواستههایی مشابه مطرح کرده بودند. پاسخ آیه روشن است «کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ» پیشینیان نیز سخنانی مانند آنان میگفتند.
قرآن سپس ریشه این رفتار را در شباهت دلها و نگرشها میبیند و یادآوری میکند که نشانههای الهی برای اهل یقین بهاندازه کافی روشن شده است. از منظر المیزان، مسئله صرفاً نبودن نشانه نیست، گاهی انسان بهجای پذیرش حقیقت، پیوسته خواستههای تازهای مطرح میکند و مسئولیت شناخت و پذیرش را به تأخیر میاندازد.
پیامبر مأمور هدایت است، نه پاسخگویی به هر انکار
آیه ۱۱۹ خطاب به پیامبر اسلام میگوید که «إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا» ما تو را بهحق، بشارتدهنده و هشداردهنده فرستادیم.
این آیه جایگاه رسالت پیامبر را روشن میکند، او مأمور است پیام الهی را ابلاغ کند، به مؤمنان بشارت دهد و منکران را هشدار دهد. ادامه آیه نیز مسئولیت هدایت اجباری را از دوش پیامبر برمیدارد، «وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِیمِ».
تلاوت این آیات را که در صفحه ۱۸ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.
#قرآن
#سوره_بقره
#یهود











