آخرین نفسهای اژدها در قرن ۱۹و۲۰؛ از شورش تایپینگ تا انقلاب چین

چین در قرن نوزدهم، با وجود اینکه میدید از نظر نظامی و فناوری از کشورهای غربی عقب افتاده، نتوانست مانند ژاپن دست به اصلاحات اساسی بزند.
عبدالرضا هادیزاده نائینی- کارشناس گروه اندیشه: ژاپن در دوره اصلاحات میجی توانست خود را بهسرعت نوسازی کند و به یک قدرت مدرن تبدیل شود. اما چین با وجود تلاشهای متعدد، همچنان درگیر مشکلات داخلی و فشارهای خارجی باقی ماند. اما چرا اصلاحات نظامی و سیاسی در چین یکی پس از دیگری شکست خوردند؟ برای فهم این موضوع باید به دو مشکل بزرگ آن دوره توجه کنیم: شورشهای گسترده داخلی و ناتوانی حکومت در اصلاح ساختار سیاسی و اداری خود.
قیام تایپینگ؛ جنگ داخلی که چین را به مرز فروپاشی رساند
چند سال بیشتر از جنگ اول تریاک نگذشته بود که چین با یک بحران بزرگ دیگر روبهرو شد اما این بار از داخل کشور. در سال ۱۸۵۱، مردی به نام «هونگ شئوچوان» شورشی را آغاز کرد که بعدها به یکی از خونینترین جنگهای داخلی تاریخ تبدیل شد. او با برداشتی خاص از آموزههای مسیحیت و ترکیب آن با شعارهای برابریخواهانه، جنبشی به راه انداخت که خیلی زود گسترش پیدا کرد و بخش بزرگی از جنوب و مرکز چین را به تصرف خود درآورد. شورش بیش از یک دهه ادامه یافت و تخمین زده میشود بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر در جریان آن جان باختند.
حکومت چینگ برای مقابله با شورشیان مجبور شد از فرماندهان محلی کمک بگیرد. اما این پیروزی هزینه سنگینی داشت. حکومت مرکزی برای شکست شورشیان، قدرت نظامی زیادی به فرماندهان و نیروهای محلی واگذار کرده بود. در نتیجه، بعد از پایان شورش، دیگر کنترل کامل ارتش و استانها مانند گذشته در دست پکن نبود. قدرت فرماندهان محلی افزایشیافته بود و حکومت مرکزی ضعیفتر از قبل شده بود. بهاینترتیب، چین درحالیکه با تهدید قدرتهای خارجی روبهرو بود، از درون نیز انسجام خود را از دست میداد.
چرا اصلاحات چین شکست خورد؟
پس از این بحرانها، گروهی از مقامها و اندیشمندان چینی به این نتیجه رسیدند که کشور بدون استفاده از دانش و فناوری نمیتواند در برابر قدرتهای خارجی مقاومت کند. به همین دلیل، جنبشی برای تقویت داخلی پکن شکل گرفت. ایده اصلی این جنبش بر این مبنا بود که چین باید فرهنگ و نظام فکری خود را حفظ کند، اما برای تقویت ارتش و اقتصادش از فناوری جدید استفاده کند. در عمل، کارخانههای اسلحهسازی و کشتیسازی ساخته شدند، تجهیزات نظامی جدید خریداری شد و خطوط تلگراف توسعه پیدا کردند. اما اصلاحات بیشتر به خرید تجهیزات و ایجاد کارخانه محدود مانده بود و تغییرات عمیقی در ساختار سیاسی و اداری کشور اتفاق نیافتاد.
شکست چین از ژاپن در جنگ ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۵ این ضعف را آشکار کرد. ژاپن که چند دهه قبل اصلاحات گستردهای را آغاز کرده بود، توانسته بود ارتش، نظام آموزشی و ساختار حکومتی خود را تغییر دهد. اما چین هنوز با بسیاری از مشکلات قدیمی دستوپنجه نرم میکرد.
مشتزنها علیه نفوذ غربی
در آغاز قرن بیستم، نارضایتی مردم چین از نفوذ خارجیها روزبهروز بیشتر میشد. حضور مبلغان مذهبی، مستشاران خارجی و گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی قدرتهای غربی، بخش بزرگی از جامعه را خشمگین کرده بود.
در چنین فضایی، در سال ۱۹۰۰ نهضتی شکل گرفت که به «شورش مشتزنها یا قیام بوکسورها» معروف شد. گروههایی که با نفوذ خارجیها مخالف بودند، به مراکز و سفارتخانههای خارجی حمله کردند. این اتفاق بهانهای برای مداخله نظامی قدرتهای خارجی شد. ائتلافی متشکل از هشت کشور، از جمله بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه، آمریکا و ژاپن، به چین حمله کرد و پکن را به تصرف خود درآورد. پس از شکست چین، حکومت مجبور شد قرارداد جدیدی را بپذیرد که بر اساس آن، غرامت مالی سنگینی به قدرتهای خارجی پرداخت میکرد. این توافق به نام «پروتکل بوکسر» شناخته میشود. این اتفاق بار دیگر نشان داد که حکومت چینگ حتی در دفاع از پایتخت خود نیز با مشکلات جدی روبهرو است. اعتماد مردم به حکومت بیشتر از گذشته کاهش یافت و مخالفت با نظام امپراتوری گسترش پیدا کرد.
سرانجام در ۱۰ اکتبر ۱۹۱۱، یک شورش نظامی در شهر ووچانگ آغاز شد. این اتفاق به انقلاب شینهای انجامید و در نهایت، نظام امپراتوری چین پس از بیش از دو هزار سال به پایان رسید و در ژانویه ۱۹۱۲، جمهوری چین اعلام موجودیت کرد.
تأثیرات تحولات تاریخی بر تفکر چینی
اتفاقات قرن نوزدهم هنوز هم در نوع نگاه رهبران چین به امنیت، توسعه و روابط خارجی تأثیر دارند. دو درس مهم از آن دوره را میتوان در سیاست امروز پکن مشاهده کرد.
اول آنکه نوسازی فقط خرید فناوری و تجهیزات نیست. به همین دلیل، رهبران چین امروز نوسازی را موضوعی گسترده میدانند که اقتصاد، فناوری، ارتش، آموزش و ساختار حکمرانی را در بر میگیرد.
دوم اینکه ضعف داخلی میتواند فشار خارجی را خطرناکتر کند. چین در قرن نوزدهم همزمان با حملات خارجی و شورشهای داخلی روبهرو بود. این تجربه در حافظه تاریخی حکومت چین باقی مانده است. از نگاه پکن، حفظ ثبات داخلی و جلوگیری از تفرقه، بخشی از امنیت ملی است و نمیتوان آن را از قدرت اقتصادی و نظامی کشور جدا کرد.
به همین دلیل اکنون در چین امروز سقوط امپراتوری چینگ با تأکید بر دخالت قدرتهای خارجی، ضعف حکومت قدیم و ضرورت ظهور یک نظام سیاسی جدید توضیح داده میشود.
«بهمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافهبازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.»
#قرن_تحقیر
#تاریخ_چین
#امپراتوری_چین
#قیام_تایپینگ
#شورش_مشت_زن_ها
#سیاست_چین
#حزب_کمونیست_چین
#تاریخ_سیاسی











