سرنوشت پایتخت ۸؛ از وعدهها تا سکوت معنادار

باشگاه خبرنگاران جوان - کافی است نام «پایتخت» دوباره بر صفحه تلویزیون یا در قاب شبکههای اجتماعی ظاهر شود تا موجی از خاطره، شوخی، دیالوگهای ماندگار و بحثهای خانوادگی جان بگیرد. هنوز فاصله زیادی از پخش فصل هفتم پایتخت نگرفتهایم؛ فصلی که خودش به اندازه کافی محل گفتوگو و گمانهزنی بود.
با این حال، بازپخش فصلهای ابتدایی از شبکه آیفیلم بار دیگر نوستالژی سالهای اوج را زنده کرد؛ همان روزهایی که خانواده نقی معمولی مهمان ثابت سفرههای افطار و شبنشینیهای نوروزی بودند ومردم با شخصیتهایش زندگی میکردند، میخندیدند، اشک میریختند و خاطره میساختند. این روزها اما سؤال تازهای در ذهن مخاطبان جان گرفته که آیا «پایتخت ۸» ساخته میشود؟ و اگر قرار باشد ساخته شود، ازکجا آغاز خواهد شد؟ ازدل یک بحران اجتماعی؟ از دل یک سفر دیگر؟ یا شاید از دل همان «جنگ ۱۲روزه»که نامش در یکی از گفتوگوها مطرح شد و بهسرعت به تیتر داغ رسانهها تبدیل شد؟
جرقهای در برج میلاد
صحبت از فصل هشتم، دقیقا از همان شبی جان گرفت که قسمت پایانی فصل هفتم در سالن برج میلاد روی پرده رفت؛ شبی که عوامل سریال، کنار مردم نشستند و واکنشها را از نزدیک دیدند. در آن فضا، میان تشویقها و درخواستهای مکرر برای ادامه داستان، سازندگان سریال از جمله سیروس مقدم پاسخهایی دادند که بیش از آنکه وعده قطعی باشد، شبیه چراغ سبزی محتاطانه بود: اگر شرایط فراهم شود، اگر سوژهای ناب پیدا شود، اگر حمایتها ادامه داشته باشد، چرا که نه؟ همین «اگر»ها کافی بود تا چرخ گمانهزنیها دوباره بچرخد. مدتی بعد، مهدی نقویان، رئیس مرکز سیمافیلم در گفتوگویی از تلاش برای آمادهسازی فیلمنامه فصل جدید در سال جاری خبر داد. تأکید او بر یک نکته بود: پایتخت برای ادامه مسیر، به طرحی قوی و فیلمنامهای منسجم نیاز دارد. به بیان دیگر، صرفِ محبوبیت برای ساخت فصل تازه کافی نیست؛ باید ایدهای درخور نام این برند ملی پیدا شود.
پایتخت؛ از سریال تا پدیده فرهنگی
کمتر مجموعهای در تلویزیون ایران توانسته به جایگاهی برسد که پایتخت رسیده است. این مجموعه از یک کمدی خانوادگی ساده فراتر رفت و به پدیدهای فرهنگی بدل شد؛ آینهای از بخشی از زیست ایرانی که در آن شوخی و جدیت، سنت و مدرنیته، بحران و امید در هم تنیدهاند. شخصیتهایی مثل نقی، هما، ارسطو و دیگران، فقط کاراکتر نبودند؛ به اعضای خانوادههای ایرانی شبیه شدند. همین جایگاه ویژه است که حساسیت درباره فصل هشتم را بالا برده. ادامه دادن چنین مجموعهای، نه فقط یک تصمیم تولیدی، که نوعی مسئولیت اجتماعی است. هر لغزش یا شتابزدگی میتواند به سرمایهای که طی سالها شکل گرفته، آسیب بزند.
«جنگ ۱۲ روزه»؛ سوژهای که تیتر شد
در یکی از گفتوگوهای تلویزیونی، سیروس مقدم در برنامه ققنوس که دکورش مقابل ساختمان شیشهای سوخته قرار داشت، جملهای گفت که بهسرعت دستبهدست شد: «حتی جنگ ۱۲ روزه هم میتواند سوژه خوبی برای فصل جدید باشد.» همین اشاره کوتاه کافی بود تا فضای مجازی پر شود از تیترهایی که «پایتخت ۸» را با «جنگ ۱۲ روزه» گره میزدند. برخی آن را جسورانه خواندند، برخی زودهنگام، و برخی صرفا یک احتمال در میان دهها احتمال دیگر اما واقعیت این است که پایتخت هیچ وقت به مسائل روز بیاعتنا نبوده؛ چه در بحرانهای اقتصادی، چه در اتفاقات اجتماعی و چه در موقعیتهای ملی، رگههایی از زمانه در تار و پود داستانش دیده شده است. با این حال، از یک اشاره تا تبدیل شدن به فیلمنامهای کامل، راهی طولانی در پیش است.
سفر؛ رگ حیاتی پایتخت
یکی از ویژگیهای ثابت این مجموعه، سفر است. پایتخت با سفر شکل گرفته و در سفر بالیده است؛ از تهران تا قشم، از مشهد تا لوکیشنهای خارج از کشور مانند ترکیه و سوریه. هر سفر، فرصتی برای خلق موقعیتهای تازه و آزمودن روابط میان شخصیتها بوده است. سفر سیروس مقدم به استان گلستان هم به شایعات دامن زد؛ برخی گمان کردند گرگان میتواند یکی از لوکیشنهای فصل هشتم باشد اما الهام غفوری، تهیهکننده مجموعه در واکنش به این گمانهزنیها تأکید کرد که پایتخت محدود به جغرافیای خاصی نیست. هر نقطهای از ایران که از نظر بصری جذاب و از نظر تولیدی مهیا باشد، میتواند میزبان این خانواده دوستداشتنی شود.
یک سکوت معنادار
در میان این اظهارنظرها، جملهای از سیروس مقدم بیش از همه توجهها را جلب کرد: او اعلام کرد که در حال حاضر از اقدام جدی تلویزیون برای آغاز تولید فصل هشتم بیاطلاع است و ارتباطش با عوامل و سازمان صداوسیما برای تولید جدید تقریبا قطع شده است. این جمله، برای بسیاری نگرانکننده بود. آیا این به معنای توقف پروژه است؟ یا صرفا فاصلهای موقت در میانه مشغلهها؟ پیگیریهای خبرنگار جامجم نشان میدهد ماجرا بیش از آنکه به اختلاف یا تصمیمی قطعی مربوط باشد، به مشغولیتهای متعدد عوامل برمیگردد. محسن تنابنده این روزها درگیر پروژه تازهای است و گفته میشود در اثری به کارگردانی شهرام شاهحسینی حضور دارد. خود سیروس مقدم نیز از پروژهای با عنوان «میانه سر» سخن گفته؛ کاری با حالوهوای ماورایی که نگارش آن را علیرضا افخمی در مراحل پایانی پیش میبرد.وقتی هر یک از چهرههای اصلی درگیر پروژهای مستقل هستند، طبیعی است که هماهنگی برای آغاز یک مجموعه سنگین و پرهزینه مانند پایتخت، زمانبر باشد. بهویژه آنکه توقع مخاطب از این برند، استانداردی بالاتر از یک سریال معمولی است. نگاهی به فصلهای گذشته سریال پایتخت هم نشان میدهد که میان برخی فصلها وقفهای دو یا سه ساله وجود داشته است.
پروژهای که به کسی تعلق ندارد
شاید مهمترین جملهای که درباره آینده این مجموعه گفته شد، همین باشد: «پایتخت یک پروژه ملی است و به هیچکس تعلق ندارد.» نه فقط به کارگردان، نه فقط به بازیگران و نه حتی به مدیران. این مجموعه در طول سالها به سرمایهای جمعی بدل شده است؛ سرمایهای که اقشار مختلف با سلیقهها و باورهای گوناگون با آن ارتباط برقرار کردهاند. همین جایگاه است که هم سازندگان و هم مدیران رسانه را محتاط میکند. تلویزیون در سالهای اخیر نشان داده به برندهای موفق خود بیاعتنا نیست. حضور چهرههایی چون سعید آقاخانی با مجموعه «اسباب زحمت» در کنداکتور رمضانی یا برنامهریزی برای آثار تازه از مهران مدیری، نشانهای از همین رویکرد است: تمرکز بر نامهایی که پیشتر امتحان خود را پس دادهاند. در چنین فضایی، بعید به نظر میرسد پایتخت بهسادگی به بایگانی سپرده شود. اکنون همهچیز در مرحله فکر و گفتوگوست. نه قراردادی امضا شده، نه پیشتولیدی آغاز شده و نه حتی طرحی نهایی روی میز است اما در پس این سکوت، اشتیاقی جدی هم وجود دارد؛ اشتیاقی از سوی مخاطبانی که هنوز دیالوگهای قدیمی را از برهستندوباشنیدن نام پایتخت، لبخندی ناخودآگاه بر لبشان مینشیند. شاید همین اشتیاق، بزرگترین سرمایه برای ساخت فصل هشتم باشد. تا آن روز، پایتخت همچنان در خاطره جمعی ایرانیان نفس میکشد؛ مجموعهای که هر بار با یک سیگنال کوچک، دوباره به صدر گفتوگوها برمیگردد. آتشی زیر خاکستر که کافی است نسیمی از امید به آن بخورد تا دوباره شعله بکشد.
منبع: جام جم
12261813
مهمترین اخبار وبگردی











