روشنفکرها «اسلام» را از مشروطه سانسور کردند!

درحالیکه در میدان بهارستان با خرج ۲۰ هزار تومانی و هزاران شیشه شربت و لیمونات جشن راه انداخته بودند و فریاد «زنده باد مشروطه» سر میدادند، چند کیلومتر آنطرفتر در شاهعبدالعظیم سندی دست به دست میشد که خواب روشنفکران را آشفته کرد. لایحهای افشاگرانه از شیخ فضلالله نوری که دست روی سانسور واژه «اسلامی» از دستخط شاه گذاشت و توطئه وارد کردن قوانین پارلمان پاریس به جای احکام دینی را رسوا کرد.
خبرگزاری فارس_گروه تاریخ: «لفظ «اسلامی» را از منشور مشروطیت دزدیدند و گم کردند! » این جملات ۶ مرداد ۱۲۸۶ شمسی (۱۱۹ سال قبل) از سوی شیخ فضلالله نوری و بستنشینان شاهعبدالعظیم گفته شد.
ماجرا از این قرار بود که وقتی مظفرالدینشاه اولین دستخط مشروطه را صادر کرد، عبارت «مجلس شورای ملی اسلامی» در متن فرمان صریحاً ذکر شده بود؛ اما روشنفکران متجدد هنگام تنظیم نهایی منشور و افتتاح مجلس، کلمه «اسلامی» را سانسور و حذف کردند.
شیخ فضلالله با دست گذاشتن روی همین سند محرمانه افشا کرد که چطور جریان متجدد در حال تغییر مسیر عدلیهخواهی مردم ایران و جایگزینی آن با نسخهبرداری مستقیم از پارلمانهای اروپایی است.
در همان مرداد ۱۲۸۶ شمسی، از دوم مرداد جشن آغاز شد و تا دو روز دو شب ادامه داشت. تهران صحنه یک جشن بزرگ و پرزرقوبرق بود. در بهارستان، مجلس شورای ملی به نمایندگی آقا میرزا محسن و با همراهی کمیسیونی از ۴۰ انجمن مدنی، مراسم نخستین سالگرد صدور فرمان مشروطه را برگزار کردند.
محوطه روبهروی مجلس، از زمین تا سردرها، با چراغ و پارچه و تزئینات مختلف پوشیده شده بود؛ آنقدر که در گزارشهای آن زمان، جلوخان مجلس را به «فتوگراف بهشت برین» تشبیه کردند.
حدود ۷۰ طاقنصرت در این محوطه برپا شده بود؛ سازههایی که روی آنها را با قالیچههای گرانبها، چراغ، لالههای بلورین و نوشتههای مختلف آراسته بودند. هر صنف و انجمن طاق مخصوص خودش را داشت و اقلیتهای دینی هم طاقهای جداگانهای برپا کرده بودند. به این ترتیب، محوطه مجلس بیشتر شبیه خیابانی پر از طاقهای رنگارنگ و چراغانی شده بود که هرکدام نشانی از گروهی خاص داشت.
آذربایجانیها دو طاق بزرگ برپا کرده بودند و کتیبهها، چراغها و لالههای سرخ، آنها را از میان دیگر طاقها متمایز میکرد. ارامنه نیز با سخنرانی بارون هاروتون ماسئسیان در مراسم حضور داشتند و تجار یهودی و زردشتی هم هرکدام طاقی جداگانه آراسته بودند.
جشن فقط به اطراف مجلس محدود نمیشد.
شاهزادگان و رجال سرشناس، از جمله ظلالسلطنه، ممتازالسلطنه و مشیرالدوله، جلوی خانههای خود را تا چند هزار قدم چراغانی کرده بودند. برای برگزاری این مراسم بیش از ۲۰ هزار تومان هزینه شد؛ رقمی بسیار سنگین برای آن روز که گفته شده با بودجه یک ولایت برابری میکرد. در طول مراسم، هزاران شیشه شربت و لیموناد میان مردم پخش میشد و آتشبازیهای تازه و پرسروصدا نزدیک دو ساعت آسمان تهران را روشن میکرد.
حتی نمایندگان مجلس هم عصر جمعه ۳ مرداد ۱۲۸۶، با چترها و درفشهای رسمی راهی تکیه دولت شدند. آنها بر مزار مظفرالدینشاه گل پاشیدند و برای او، به عنوان «شاه مشروطه»، طلب آمرزش کردند.
اما در چند کیلومتری این هلهلهها، در صحن زاویه مقدسه شاهعبدالعظیم، شیخ فضلالله نوری به همراه جمعی از علما دست به افشاگری زدند. بستنشینان با انتشار لایحه مفصل ۱۸ جمادیالثانیه (۶ مرداد ۱۲۸۶) چاپ و توزیع میشد، ریز به ریز انحرافات را روی کاغذ آوردند.
آنها یادآور شدند که نهضت ابتدایی علما فقط برای محدود کردن ظلم حکام و تأسیس «مجلس شورای ملی اسلامی» بود، اما روشنفکران متجدد به محض اینکه مجلس پا گرفت، کتابهای قانون پارلمانهای اروپایی بهویژه فرانسه را زیر بغل زدند و آوردند وسط صحن مجلس. با این کار، راه برای نفوذ آدمهای بیقید، فرقه ضاله، آنارشیستها و سوسیالیستها هموار شد تا رسماً در تصمیمگیریهای کشور دست ببرند.
شیخ فضلالله نوری در این لایحه با دست گذاشتن روی جزئیات زیاد، از زیر پا گذاشته شدن شرع دلی خون داشت. او دست گذاشت روی اصل «آزادی مطلق مطبوعات» و خیلی صریح گفت: «اینکه قانونهای فرنگ مثل آزادی بیحدومرز قلم را ترجمه کنید و بگذارید وسط کشور اسلامی، با شریعت ما جور درنمیآید. چاپ کردن کتابهای گمراهکننده و فحاشی به علمای دین در روزنامهها شرعاً ممنوع است و نباید به اسم آزادی، دین مردم را تاراج کرد.»
همچنین در بخشی از این لایحه آمده بود: «از همان روزی که این مجلس باز شد، یک مشت آدم بیقید، لاابالی و بیمذهب از کسانی که قبلاً بابی بودند تا آنهایی که اصلاً دین و شریعت را قبول ندارند به حرکت افتادند و افتادند به جان هویت و اعتقادات مردم!
روزنامهها و شبنامهها پر شد از اهانت به علمای دین و زیر سؤال بردن احکام اسلام. خیلی راحت میگویند قانونی که ۱۳۰۰ سال پیش آمده را باید به اسم مقتضیات امروز تغییر داد؛ از آزاد کردن شراب و پهن کردن بساط فحشا گرفته تا تعطیل کردن مجالس روضهخوانی و هزینههای زیارت به بهانه ساخت کارخانه و راهسازی!»
همزمان با این لایحهها، تلگرافهایی هم از مراجع نجف مثل آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و ملا عبدالله مازندران (به تاریخ ۷ جمادیالأولی) دست به دست میشد.
مراجع نجف در ابتدا به خاطر اعتماد و حسن ظنی که به شیخ فضلالله داشتند با او همراهی میکردند، و بستنشینان هم از این موقعیت و پشتیبانی استفاده کردند تا خواستههای اصلی یعنی اضافه شدن کلمه «مشروعه» به مشروطه و اجباری شدن نظارت ۵ مجتهد طراز اول بر قوانین مجلس را تثبیت کنند و به ثمر برسانند.
بازخوانی این جزییات و اسناد تاریخی نشان میدهد که مشروطه تنها یک جابهجایی قدرت نبود، بلکه معرکهای بنیادین میان الگوی «عدالتخواهی بومی و دینی» با «تجددخواهی شتابزده و تقلیدی از غرب» بود؛ نبردی که نخستین گسلهای فکری و سیاسی ایران معاصر را شکل داد.
منابع:
۱.کتاب«تاریخ مشروطه ایران» از احمد کسروی
۲.کتاب«تاریخ بیداری ایرانیان» از ناظمالاسلام کرمانی
۳.کتاب«ایران در دوره سلطنت قاجار» از علیاصغر شمیم
پایان پیام/
#مجلس #قاجار #مشروطه #محمدعلی_شاه #تهران #تبریز #شیخ_فضلالله_نوری #جشن_مشروطه #بست_نشینی
بهمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.











