گلوگاه امارات چگونه تجارت ایران و چین را محدود میکند؟

باشگاه خبرنگاران جوان - نقش امارات در اقتصاد ایران طی سالهای تحریم روزبهروز پررنگتر شد. این پررنگی تصادفی نبود؛ هنگامی که کانالهای رسمی بسته میشوند، تجارت به سمت واسطهها حرکت میکند و امارات به دلیل نزدیکی جغرافیایی، زیرساخت مالی و تجاری نیرومند و سیاست عدم بررسی منشأ بسیاری از مبادلات، به هاب اصلی تجارت و تسویه بین المللی ایران بدل شد.
دور از ذهن نیست که خود آمریکا نیز این کانالیزهشدن را برنامه ریزی کرده باشد؛ چه از این مسیر نیز میتوانست نبض تجارت ایران را در دست داشته باشد و هر زمان که اراده کند، آن را فلج سازد. بدین ترتیب، ایران ریسک را از خود دور نکرد، بلکه آن را به واسطهای سپرد که خود زیر نظارت و فشار واشینگتن قرار دارد.
شرایط کنونی با گذشته تفاوت یافته است. پس از هفتم اکتبر، امارات مسیر خود را انتخاب کرده و تصمیم گرفته است با آمریکا و اسرائیل تمامقد همراهی کند. بنابراین، امارات را دیگر نمیتوان صرفاً یک «واسطه بیطرف» تلقی کرد؛ امارات بخشی از همان معماری است که ایران درصدد فاصلهگرفتن از آن است. شرایط ایجادشده میتواند نقطه آغاز بازطراحی نقشه تجارت خارجی ایران و کاهش وابستگی به هابهای تجاری منطقه باشد. از منظر تصمیمگیری سیاسی، زمان آن رسیده است که روال اقتصادی کشور به راه دیگری هدایت شود.
تجارت ایران در تله درهم؛ وقتی واسطه به گلوگاه تبدیل میشود
مسئله تنها «تأکید بر امارات» نیست؛ مسئله وابستگی به یک معماری مالی–تجاری تحت نفوذ آمریکا است: تسویه دلاری و درهمی؛ صرافیها و بانکهای کارگزار؛ صادرات مجدد و کالاهای واسطهای؛ بیمه، حملونقل و لجستیک؛ و در نهایت، ریسک تحریمهای ثانویه و فشار OFAC و FATF. اینها حلقههایی هستند که ایران را به زنجیرهای تحت رهبری آمریکا گره میزنند.
هنگامی که بخش بزرگی از تجارت ایران از کانال امارات و درهم میگذرد، ایران در واقع ریسک را از خود دور نمیکند، بلکه آن را از طریق واسطهای مدیریت میکند که خود زیر فشار و نظارت آمریکاست. این وضعیت به چین پیام راهبردی مشخصی مخابره میکند: اینکه ایران هنوز حاضر نیست هزینه ساخت کانال مستقیم و کمریسک را بپردازد و ترجیح میدهد در همان چارچوب آشنای تحت نفوذ آمریکا باقی بماند. طبیعی است که پکن نیز با دریافت این سیگنال، انگیزهای برای هزینهکردن و پذیرش ریسک بیشتر نداشته باشد.
فرصتهای معطلمانده؛ از توافق ۲۵ ساله با چین تا ظرفیتهای بریکس و شانگهای
بخشی از این وضعیت به عملکرد خود ایران بازمیگردد. قرارداد راهبردی ۲۵ ساله با چین در زمینه اقتصادی به اندازه کافی جدی گرفته نشد و عضویت در بریکس و سازمان همکاری شانگهای نیز بیشتر در سطح دیپلماسی باقی ماند و به برنامهای اقتصادی و عملیاتی تبدیل نشد.
در مقابل، بخش عمده انرژی دیپلماسی کشور صرف مذاکره و منازعه با آمریکا برای رفع تحریم شد؛ یعنی تمرکز بر همان بازیای که خود بخشی از مسئله است.
در این میان، شبکهای از افراد ذینفع و ذینفوذ، شامل برخی تراستیها، تجار و صرافیها، مایل نیستند سیر تجاری ایران تغییر کند. این مقاومت طبیعی است، زیرا هر تغییری در مسیر تجارت، منافع رانتی گروهی را به خطر میاندازد.
با این حال، منافع ملی حکم میکند که وابستگی ایران به امارات کاهش یابد و این بار تجاری میان قطر، ترکیه، عمان، عراق و چین تقسیم شود.
عبور از گلوگاه امارات؛ نقشه راه تجارت مستقیم با چین و تسویه یوانی
چین در این میان مزیت خاصی دارد، اینکه نظم مورد نظر آمریکا را نمیپذیرد و از این نظر با ایران اشتراک دارد. پکن در موارد بسیاری زیر بار فشارهای آمریکایی نرفته است، حتی در جایی که ممکن بوده از نظر اقتصادی به ضررش باشد؛ زیرا میداند کمک به هژمونی آمریکا در آینده به تضعیف خودش میانجامد؛ بنابراین چین تنها یک شریک تجاری نیست، بلکه بازیگری بازنگریطلب در نظم موجود است که با ایران در مخالفت با یکجانبهگرایی آمریکایی هممسیر است.
با این حال، این اشتراک نظر بهخودیخود به همکاری اقتصادی تبدیل نمیشود؛ برای ایجاد انگیزه در پکن، اقدام عملی و کاهش ریسک ضروری است.
در کوتاهمدت، لازم است راهکارها و کانالهای جایگزین شناسایی شود، سهم درهم کاهش یابد و مذاکره با بانکهای کوچک چینی برای تسویه یوانی آغاز گردد. در میانمدت، اهدافی نظیر تأسیس شرکتهای مشترک با طرف چینی، ایجاد منطقه آزاد مشترک و راهاندازی خطوط کشتیرانی مستقیم قابل پیگیری است. در بلندمدت نیز این اقدامات مقدمهای خواهد بود برای بازطراحی معماری مالی غیردلاری و تعریف نقشی جدی برای ایران در نهادهای مالی غیرغربی.
سیگنال واقعی به پکن، خروج از مدار مالی آمریکاست
وابستگی به ساختار مالی امریکایی ضربات سنگینی به کشور وارد کرده است. توسعه روابط راهبردی با چین، یکی از پیشنیازهای اصلی خود را در فاصلهگرفتن حداکثری از سازوکارهای تحت نظارت و رهبری آمریکا میبیند و امروز یکی از اصلیترین این سازوکارها، همان مسیر امارات است.
تا زمانی که تأکید بر امارات، تسویه در امارات و مبادله از طریق امارات ادامه یابد، این پیام راهبردی به پکن مخابره میشود که ایران هنوز علاقهای به خروج از ساختارهای آمریکایی ندارد؛ حتی اگر به قیمت کار با کشوری باشد که صد درصد با ایران مخاصمه دارد و آن را آزار میدهد.
سیگنال درست به چین با گفتار داده نمیشود، با عمل داده میشود. با کاهش وابستگی به کانالهای دلاری و درهمی، با ساختن کانال مستقیم و کمریسک و با جدیگرفتن قراردادهایی که سالها بر روی کاغذ ماندهاند.
منبع: فارس











