دشمن چگونه روی دوقطبیهای داخلی سرمایهگذاری میکند؟

باشگاه خبرنگاران جوان - در شرایطی که حفظ انسجام اجتماعی به یکی از الزامات عبور از فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی تبدیل شده، تحلیلگران نسبت به بازتولید دوگانههای فرساینده در فضای داخلی هشدار میدهند و معتقدند این دوگانهسازیها زمینه را برای بهرهبرداری دشمن از شکافهای داخلی فراهم میکند.
در سالهای اخیر، ادبیات سیاسی و رسانهای کشور ما شاهد شکلگیری دوگانههایی از سوی برخی جریانات اصلاح طلب بوده که مسائل کشور را به انتخابی ظاهراً ساده میان دو گزینه تقلیل میدهند؛ دوگانههایی که از «جنگ یا مذاکره» تا «صلح طلب یا جنگطلب» امتداد یافتهاند. در نگاه تحلیلگران این روند، تبدیل اختلافنظرهای طبیعی به صفبندیهای فرساینده و هویتساز است؛ وضعیتی که میتواند ظرفیت تصمیمگیری کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام هفته دولت امسال، صراحتاً نسبت به «دوگانهسازیهای موهوم» هشدار دادند و از نمونههایی مانند «جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی» نام بردند. ایشان همچنین تأکید کردند که هر سخن یا اقدامی که به انسجام اجتماعی آسیب بزند، نباید در فضای کشور رواج پیدا کند.
این تأکید در امتداد توصیههای مکرر رهبر شهید انقلاب و امام راحل درباره حفظ وحدت قرار دارد. مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب، میگوید که حفظ انسجام و پرهیز از اختلافافکنی از توصیههای پرتکرار امامین انقلاب بوده و پس از جنگ ۱۲ روزه نیز تأکید بر حفظ انسجام ملی از توصیههای جدی رهبر شهید بوده است.
وقتی دوگانهها از اختلاف نظر عبور میکنند
در چنین چارچوبی، یک اختلاف سیاسی لزوماً مسئله نیست. جامعه طبیعی است که درباره سیاست خارجی، اقتصاد، نحوه مواجهه با دشمن یا شیوه اداره کشور دیدگاههای متفاوت داشته باشد. مسئله از جایی آغاز میشود که این اختلافها بهانهای برای تضعیف نظام و انسجام ملی و پیش بردن برخی اهداف جریانات میشود.
مهدی ترابیان کارشناس مسائل سیاسی در تحلیل شرایط موجود، دقیقاً بر همین نقطه دست میگذارد. او معتقد است در شرایطی که کشور با مجموعهای از فشارهای نظامی، اقتصادی و شناختی مواجه است، نباید اجازه داد اختلافات داخلی به ابزاری برای فرسایش سرمایه اجتماعی تبدیل شود.
ترابیان میگوید: «دشمن دارد اتحاد و وحدت را هدف میگیرد و ما باید آن را حفظ کنیم.»
از نگاه وی، پس از ناکامی فشار نظامی در شکستن انسجام جامعه، میدان تقابل میتواند به سمت مؤلفههایی برود که مستقیماً به اختلافات داخلی مربوط است. او در توضیح این وضعیت از تعبیر «پدافند انسجام و وحدت» استفاده میکند؛ یعنی همانگونه که کشور برای مقابله با تهدید نظامی نیازمند پدافند است، در عرصه شناختی نیز باید سازوکاری برای شناسایی و خنثیکردن دوگانههای فرساینده داشته باشد.
«موشک» تنها تهدید میدان نیست
یکی از تعابیر قابل توجه ترابیان، تشبیه دوگانهسازی به نوعی حمله شناختی است. او میگوید: «اگر پدافند جلوی موشک نظامی درست عمل نکند، حمله نظامی دشمن در جایی ضربه میزند... اینجا هم اگر پدافند انسجام و وحدت جلوی این دوگانهها درست عمل نکند، ضربه میخوریم.»
به تعبیر او، تفاوت در این است که خسارت یک حمله نظامی ممکن است در نقطهای مشخص قابل مشاهده باشد، اما یک دوگانه سیاسی میتواند جامعه را برای مدت طولانی درگیر خود کند.
از این منظر، فضای رسانهای نیز بخشی از میدان تصمیمسازی است. هر اظهار نظر مقام مسئول میتواند موضوعی برای بحث کارشناسی باشد؛ اما اگر همان اظهار نظر به چند روز نزاع سیاسی و رسانهای تبدیل شود، موضوع اصلی ممکن است در حاشیه قرار گیرد.
ترابیان در همین زمینه هشدار میدهد: «سر همه چیز با هم دعوا کنید؛ سر یک بند تفاهم، سر یک اظهارنظر مقام مسئول، پنج روز با هم دعوا کنید.»
مسئلهای که این کارشناس مسائل سیاسی مطرح میکند، صرفاً درباره یک جریان سیاسی خاص نیست؛ هر جریان یا رسانهای که اختلاف نظر را به منازعه هویتی و دو قطبی دائمی تبدیل کند، میتواند در چنین چرخهای قرار گیرد.
ترابیان برای توضیح این مسئله، به نمونههایی از رقابتهای سیاسی و شکلگیری صفبندی حول شخصیتها اشاره میکند. از نظر او، گاهی اصل موضوع فراموش میشود و اختلاف بر سر افراد جای مسئله اصلی را میگیرد.
این وضعیت زمانی خطرناکتر میشود که هر مسئله ملی، پیش از آنکه بر اساس منافع کشور تحلیل شود، با عینک یک رقابت سیاسی داخلی دیده شود.
در این حالت، حتی نیروهایی که دغدغه مشترکی درباره کشور دارند، ممکن است در مقابل یکدیگر قرار گیرند. نتیجه، نه الزاماً تغییر در سیاست دشمن، بلکه کاهش ظرفیت داخلی برای تصمیمگیری است.
در واقع، «دوگانهسازی» را نباید با «اختلاف نظر» یکی دانست. اختلاف نظر میتواند بخشی از فرایند تصمیمگیری باشد؛ دوگانهسازی زمانی شکل مسئلهساز پیدا میکند که فضای سیاسی را به دو جبهه تقلیل دهد و امکان دیدن گزینههای میانی، ترکیبی و متناسب با شرایط را از بین ببرد.
مسئلهای پیچیدهتر از یک انتخاب دوگزینهای
یکی از برجستهترین نمونههایی که در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب نیز به آن اشاره شده، دوگانه «جنگ یا مذاکره» است.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که قرار دادن جنگ و مذاکره در دو سوی یک انتخاب مطلق، میتواند قدرت تصمیمگیری کشور را محدود کند. آنها میگویند: «گاهی کشور نیاز دارد از جنگ استفاده کند و گاهی از مذاکره. یعنی جایی جنگ کارکرد دارد و جایی مذاکره.»
منطق این سخن آن است که ابزارهای سیاست خارجی الزاماً جایگزین یکدیگر نیستند. یک کشور میتواند در شرایطی به ابزار نظامی، در شرایطی به دیپلماسی و در شرایطی به ترکیبی از ابزارهای اقتصادی، سیاسی، دفاعی و دیپلماتیک نیاز داشته باشد.
حتی در میان مقامات کشور نیز اخیراً این نگاه مطرح شده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در شهریور امسال گفته بود که دوگانه جنگ یا مذاکره واقعی نیست و باید متناسب با شرایط، از جنگ و مذاکره استفاده کرد.
همچنین مهدی ترقی در اظهاراتی جداگانه بر این نکته تأکید کرده که مذاکره و میدان نباید به عنوان دو مسیر جدا از یکدیگر دیده شوند.
بنابراین مسئله اصلی، انتخاب ایدئولوژیک میان «جنگ» و «مذاکره» نیست؛ مسئله، تشخیص زمان، هدف، هزینه، فایده و پشتوانه هر ابزار در یک شرایط مشخص است.
وقتی «معیشت یا مذاکره» جای «حل مسئله معیشت» را میگیرد
دوگانه دیگری که بارها مطرح شده، دوگانه «معیشت و مذاکره» است. در این چارچوب، ممکن است چنین تصویری ساخته شود که تنها یک مسیر برای حل مشکلات اقتصادی وجود دارد و آن مسیر، مذاکره است؛ یا برعکس، چنین تلقی شود که هرگونه مذاکره با مسائل معیشتی در تضاد است.
هر دو تصویر، مسئله اقتصاد را بیش از اندازه ساده میکنند. معیشت مردم به مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی وابسته است؛ تولید، سرمایهگذاری، تورم، بهرهوری، تجارت خارجی، تحریم، سیاست ارزی، بودجه، روابط خارجی و کیفیت حکمرانی اقتصادی.
مهدی ترابیان در همین زمینه میگوید: «این دوگانهها ــ دوگانه جنگ و مذاکره، معیشت و مذاکره، دوگانه اشخاص با هم ــ همه آسیبهایی است که ایجاد میشود تا شما تصمیم درست نگیرید.»
صرفنظر از اختلاف دیدگاهها درباره مصادیق، نکته قابل بررسی این است که هیچ سیاست خارجی را نمیتوان به تنهایی جایگزین سیاست اقتصادی دانست. مذاکره میتواند یکی از ابزارهای سیاست خارجی باشد، همانطور که توان دفاعی، روابط منطقهای، تجارت و سیاستهای داخلی اقتصادی نیز مؤلفههای دیگری هستند.
تصمیمگیری بدون اسارت در دوگانهها
شاید مهمترین بحث در این حوزه ضرورت حفظ «اختیار تصمیم» باشد. ترابیان در این باره می گوید که «باید اختیار داشته باشیم در هر لحظه متناسب با وضعیت و شرایط، درست تصمیم بگیریم.»
این گزاره، نقطه اتصال میان بحث انسجام اجتماعی و بحث تصمیمگیری راهبردی است. جامعهای که تمام مسائل را در قالب چند دوگانه ثابت میبیند، به تدریج بخشی از توان تحلیل خود را از دست میدهد. در چنین فضایی، هرکس پیشاپیش در یکی از دو سوی یک مناقشه قرار گرفته و سپس رویدادها را بر اساس همان جایگاه تفسیر میکند.
اما سیاستگذاری در جهان واقعی معمولاً چنین ساده نیست. ممکن است یک کشور همزمان به تقویت توان دفاعی، مذاکره، اصلاح اقتصادی، مدیریت افکار عمومی و کاهش تنش اجتماعی نیاز داشته باشد.
ترابیان میگوید «دشمن دوگانهها را پررنگ میکند» و با ایجاد دوگانههایی مانند «جنگ و مذاکره» و «معیشت و مذاکره» و.. ، جامعه را درگیر صفبندیهای داخلی میکند. او تأکید دارد که دشمن دادههای فضای مجازی و نقاط اختلاف داخلی را رصد کرده و «روی آن سرمایهگذاری میکند».
به گفته ترابیان، منفعت این روند برای دشمن آنجاست که کشور درگیر دوگانهها شود و نتواند متناسب با شرایط تصمیم بگیرد. او میگوید: «ماندن در این دوگانهها، ماندن در برنامه دشمن است» و این دوگانهها باعث میشوند مسئولان دچار خطای محاسباتی شوند و «تصمیم درست» گرفته نشود.
سرمایهای که نباید در نزاعهای سیاسی فرسوده شود
دوقطبیسازیها مسلما به حضور مردم در میدان و جمعیتی که با انگیزه دفاع از کشور و انقلاب در صحنه حضور دارند آسیب میزند، ترابیان میگوید بخش قابل توجهی از حاضران در میدان را افرادی تشکیل میدهند که با انگیزه دفاع از انقلاب و کشور حضور دارند و حضور خود را نوعی تکلیف میدانند و نباید اجازه داد دوگانهسازیها و منازعات سیاسی به این انسجام آسیب بزند.
این نکته از این جهت مهم است که انسجام اجتماعی را نمیتوان صرفاً با شعار حفظ کرد. انسجام زمانی پایدار میماند که اختلافات سیاسی، رقابتهای جناحی و نقد عملکرد مسئولان، سرمایه مشترک جامعه را از بین نبرد.
در پیام تیرماه رهبر معظم انقلاب نیز همین تمایز بهروشنی مطرح شد: انتقاد از عملکرد مسئولان فینفسه میتواند امری مطلوب باشد، اما نباید به ظلم به بیگناه یا شکست وحدت و انسجام اجتماعی منجر شود.
عبور از دوگانهها به معنای حذف اختلاف نیست
یکی از سوءبرداشتهای احتمالی از بحث انسجام آن است که گویی برای حفظ وحدت باید اختلاف نظرها کنار گذاشته شود. شواهد موجود چنین معنایی را تأیید نمیکند.
آنچه در توصیههای اخیر رهبر انقلاب برجسته شده، پرهیز از تبدیل اختلاف به «تنازع و تفرقه» است، نه حذف نقد و تفاوت دیدگاه.
بنابراین میتوان هم منتقد بود و هم منسجم؛ میتوان درباره سیاست خارجی اختلاف داشت اما منافع ملی را قربانی اختلاف نکرد؛ میتوان عملکرد مسئولان را نقد کرد اما جامعه را در برابر یکدیگر قرار نداد. ترابیان در این باره تأکید میکند: کشور باید بتواند در هر مقطع، متناسب با واقعیتهای همان مقطع تصمیم بگیرد، نه اینکه تصمیمگیران و افکار عمومی از قبل در یکی از دو سوی یک دوقطبی گرفتار شده باشند.
در چنین نگاهی، مقابله با دوگانهسازی به معنای تعطیلکردن سیاست نیست؛ بلکه تلاشی برای بازگرداندن سیاست به سطح واقعی مسئله است.
هشدار رهبر معظم انقلاب درباره دوگانههای موهوم را میتوان در همین چارچوب خواند که اختلاف نظر اگر به گفتوگو و اصلاح تصمیم منجر شود، بخشی از پویایی جامعه است؛ اما اگر به تنازع و فرسایش انسجام اجتماعی تبدیل شود، میتواند هزینهای مستقل بر کشور تحمیل کند.
در نهایت، این تعبیر مهدی ترابیان میتواند خلاصه بحث باشد که «باید اختیار داشته باشیم در هر لحظه متناسب با وضعیت و شرایط، درست تصمیم بگیریم.» حفظ این اختیار، نیازمند جامعهای است که اختلاف را ببیند، اما اسیر دوگانههایی نشود که امکان دیدن واقعیت پیچیده را از آن میگیرد.
منبع: فارس
12309452
مهمترین اخبار وبگردی











