بعد از اعلام نتایج کنکور، زندگی ادامه دارد

باشگاه خبرنگاران جوان - وقتی نتیجه کنکور اعلام میشود، معمولاً اولین چیزی که دیده میشود یک عدد است؛ رتبهای که خوب است یا خوب نیست، رشتهای که قبول شدهایم یا نشدهایم و دانشگاهی که نامش در کارنامه آمده یا نیامده است. اما پشت همین عدد، سالها زندگی یک نوجوان قرار دارد؛ سالهایی که همیشه هم در شرایط عادی نگذشته است.
یک رتبه شاید روی صفحه گوشی فقط چند رقم باشد، اما رسیدن به همان چند رقم برای یک دانشآموز ساده نبوده است. پشت آن، ساعتهای زیادی درس خواندن، امتحان دادن، آزمونهای آزمایشی، اضطراب و نگرانی، خستگی و گاهی ناامیدی قرار دارد. روزهایی بوده که با حوصله درس خوانده و روزهایی که دلش نمیخواسته حتی کتابش را باز کند. گاهی نتیجه یک آزمون خوشحالش کرده و گاهی یک نمره یا رتبه پایین، تمام زحماتش را برای چند ساعت زیر سؤال برده است.
برای خیلی از این بچهها، کنکور فقط یک آزمون چند ساعته نیست؛ نتیجه چند سال تلاش است. چند سالی که در آن باید درس میخواندند، با فشار امتحانها کنار میآمدند، به انتخاب رشته و آیندهشان فکر میکردند و با انتظارات خانواده و اطرافیان روبهرو میشدند. به همین دلیل، وقتی کارنامه یک دانشآموز را میبینیم، شاید بهتر باشد کمی بیشتر از خود عدد را ببینیم. رتبه نمیگوید صاحب آن کارنامه شب قبل از آزمون چقدر اضطراب داشته، چند بار ناامید شده یا در چه شرایطی درس خوانده است.
پشت بعضی کارنامهها اما داستانهای دیگری هم وجود دارد؛ دانشآموزی که نتوانسته مثل قبل تمرکز کند، کسی که برنامهاش چند بار به هم ریخته، یا نوجوانی که در بخشی از سالهای تحصیل، ذهنش بیشتر از درس درگیر اتفاقهایی بوده که انتخاب خودش نبوده است.
همیشه ماجرا به تلاش دانشآموز برنمیگردد
گاهی نتیجه چیزی نیست که دانشآموز و خانوادهاش انتظار داشتهاند. در چنین شرایطی، سادهترین کار این است که بگوییم «حتماً به اندازه کافی درس نخوانده» یا «اگر بیشتر تلاش میکرد، نتیجه بهتری میگرفت». شاید در بعضی موارد چنین باشد، اما همیشه ماجرا به این سادگی نیست.
دانشآموز فقط با کتاب و تست و برنامه درسی زندگی نمیکند. شرایط خانه و مدرسه، اتفاقهای زندگی و حتی مسائلی که هیچ کنترلی روی آنها ندارد، میتوانند روی تمرکز و انگیزه او اثر بگذارند.
البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن تلاش یا مسئولیت دانشآموز نیست. در همین شرایط، دانشآموزانی بودند که توانستند برنامه خود را حفظ کنند و به نتیجههای خوبی برسند. اما همه آدمها در برابر یک شرایط، واکنش یکسانی ندارند. چیزی که برای یک دانشآموز قابل مدیریت است، ممکن است برای دیگری باعث افت تمرکز، بیانگیزگی یا عقب افتادن از درس شود. برای همین، شاید منصفانهتر باشد که یک رتبه را فقط نتیجه یک آزمون بدانیم، نه خلاصهای از تمام تواناییها و تلاشهای یک جوان. و اینجا یک سؤال مهمتر مطرح میشود: دانشآموزان امروز، در چه شرایطی درس خواندهاند؟
پاسخ به این سؤال ما را به سالهایی میرساند که بخش مهمی از دوران تحصیل این نسل را شکل داده است؛ سالهایی که مدرسه یکباره تعطیل شد، کلاس درس به گوشی و لپتاپ رفت و بعد از آن هم تعطیلیهای مکرر و شرایط غیرمنتظره، برنامه تحصیلی بسیاری از دانشآموزان را تحت تأثیر قرار داد.
نسلی که مدرسه را روی صفحه گوشی تجربه کرد
کرونا که آمد، خیلی از این دانشآموزان هنوز نوجوان بودند. یک روز مدرسه تعطیل شد و قرار شد کلاسها از خانه ادامه پیدا کند. نیمکت مدرسه جای خودش را به صفحه گوشی و لپتاپ داد. ارتباط با معلم و دوستان محدود شد و حتی سادهترین بخشهای زندگی مدرسه، مثل زنگ تفریح و گفتوگو با همکلاسیها، از زندگی روزمره بچهها حذف شد.
برای بعضیها این تغییر قابل مدیریت بود. برنامهشان را حفظ کردند، در خانه درس خواندند و خودشان را با شرایط جدید وفق دادند. اما برای بعضی دیگر، ماجرا به این سادگی نبود. نازنین یکی از داوطلبانی است که بخشی از سالهای تحصیلش را در همین شرایط گذرانده است. میگوید: «اول فکر میکردیم تعطیلی مدرسه چند روز است، ولی طولانی شد. خیلی وقتها اصلاً ذهنم با درس نبود. وقتی مدرسه و بچهها را نمیدیدیم، درس خواندن هم سختتر میشد.»
مدرسهها که باز شدند، قرار بود همه چیز به روال عادی برگردد، اما تعطیلیهای ناشی از آلودگی هوا و سرمای شدید و در مقاطعی شرایط ناشی از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی و مجازی شدن دوباره کلاسها، برنامه تحصیلی برخی دانشآموزان را تحت تأثیر قرار داد. هر کدام از این اتفاقها شاید به تنهایی چندان بزرگ به نظر نرسد، اما وقتی در کنار هم قرار میگیرند، میتوانند نظم چند سال تحصیل یک دانشآموز را تغییر دهند.
همه دانشآموزان یکسان آسیب ندیدند
البته نمیتوان همه نتایج ضعیف را به شرایط نسبت داد. دانشآموزان زیادی در همین سالها توانستند خودشان را با شرایط وفق دهند، منظم درس بخوانند و نتیجه خوبی هم بگیرند. اما واکنش همه به شرایط یکسان نیست. یک دانشآموز ممکن است بتواند در خانه ساعتها درس بخواند و دیگری بدون فضای مدرسه و ارتباط با دوستان و معلم، انگیزه و تمرکزش را از دست بدهد. برای همین، اگر نتیجه یک دانشآموز مطابق انتظار نشده است، شاید بهتر باشد قبل از قضاوت درباره میزان تلاش او، شرایطی را هم که در آن درس خوانده، ببینیم. البته این نگاه قرار نیست مسئولیت دانشآموز را نادیده بگیرد؛ فقط یادآوری میکند که موفقیت و شکست همیشه حاصل یک عامل نیست.
وقتی یک رتبه، فشار خانواده را هم با خودش میآورد
نتیجه کنکور فقط برای خود داوطلب اعلام نمیشود. خانواده هم منتظر همان چند عدد است. تلفنها شروع میشود، فامیل سؤال میکنند، مقایسهها شکل میگیرد و گاهی یک کارنامه به موضوع اصلی چند روز خانه تبدیل میشود. مادر یکی از داوطلبان میگوید: «خودم اولش از نتیجه ناراحت شدم، ولی بیشتر از رتبه، نگران خودش بودم. میترسید فکر کند همه زحمتهایی که کشیده از بین رفته است.»
او میگوید چیزی که برای یک دانشآموز تحت فشار سختتر است، مقایسه شدن با دیگران است: «یکی میگوید فلانی پزشکی قبول شده، یکی میپرسد رتبهاش چند شده. شاید برای بقیه عادی باشد، ولی برای بچهای که نتیجه خوبی نگرفته، خیلی سنگین است.»
شاید در چنین شرایطی، اولین چیزی که یک جوان نیاز دارد، نه مقایسه و سرزنش، بلکه کمی فرصت برای آرام شدن باشد.
سوگ برای رویاهای از دست رفته
برای دانشآموزی که چند سال با یک هدف زندگی کرده، دیدن نتیجهای متفاوت از انتظار آسان نیست. ممکن است احساس کند تمام ساعتهایی که درس خوانده، تمام صبحهایی که زود بیدار شده و تمام روزهایی که از تفریحش زده، بینتیجه مانده است. اما بعد از چند روز، معمولاً یک سؤال دیگر مطرح میشود: حالا چه کار کنم؟ یکی تصمیم میگیرد دوباره کنکور بدهد. دیگری رشته دیگری انتخاب میکند و بعضیها هم به این فکر میکنند که مسیر متفاوتی را امتحان کنند.
محمد یکی از داوطلبانی است که تصمیم گرفته سال بعد دوباره تلاش کند، او میگوید: «چند روز اول خیلی ناراحت بودم. بعد با خودم گفتم هنوز میتوانم تصمیم بگیرم که چه کار کنم.»
شاید همین فاصله میان اعلام نتیجه تا تصمیم بعدی، یکی از مهمترین روزهای زندگی یک داوطلب باشد؛ روزهایی که باید یاد بگیرد یک نتیجه را بپذیرد، اما خودش را با آن تعریف نکند.
کنکور تمام میشود، زندگی نه
کنکور مهم است. برای خیلی از خانوادهها و دانشآموزان، نتیجه آن میتواند مسیر تحصیلی آینده را تغییر دهد. اما هیچ آزمونی نمیتواند همه تواناییهای یک انسان را اندازه بگیرد. ممکن است کسی رتبه خوبی به دست نیاورد، اما در یک مهارت یا شغل موفق شود. ممکن است فردی وارد رشتهای شود که انتخاب اولش نبوده، اما بعدها همان مسیر را دوست داشته باشد. ممکن است کسی یک سال دیگر تلاش کند و نتیجه متفاوتی بگیرد. مهم این است که یک کارنامه به حکم نهایی درباره زندگی یک جوان تبدیل نشود.
این نسل، سالهای تحصیلش را در شرایطی گذرانده که برای بسیاری از آنها ساده و عادی نبوده است؛ از کرونا و آموزش مجازی گرفته تا تعطیلیهای مکرر و شرایطی که در مقاطعی دوباره کلاس درس را به خانه برد.
بعضی توانستند خودشان را با این شرایط وفق دهند و بعضی بیشتر آسیب دیدند. بعضی نتیجهای بهتر از انتظار گرفتند و بعضی نه. اما همه آنها یک چیز مشترک دارند: هنوز اول راه هستند.
شاید وقتی کارنامه یک جوان را میبینیم، بد نباشد به جای اینکه فقط رتبه را ببینیم، کمی هم به آدمی نگاه کنیم که پشت آن عدد ایستاده است؛ به سالهایی که گذرانده، شرایطی که تجربه کرده و آیندهای که هنوز پیش روی اوست.
کنکور یک آزمون است و رتبه یک عدد؛ اما هیچکدام قرار نیست تمام داستان زندگی یک انسان را تعریف کنند.
منبع: ایرنا











