نقشجهان تلخترین خاطراتش از انگلیسیها است

باشگاه خبرنگاران جوان - بعضی روزها را نمیشود فقط در تقویم جستوجو کرد؛ باید ردشان را در حافظه یک شهر پیدا کرد. اصفهان هم روزهایی را پشت سر گذاشته که جنگ جهانی اول، اگرچه کیلومترها دورتر از میدانهای اصلی نبرد جریان داشت، اما اثرش را به بازار، خانهها و سفره مردم رساند.
آن روزها ایران بیطرفی خود را در جنگ جهانی اول اعلام کرده بود، اما بیطرفی مانع دخالت قدرتهای خارجی نشد. روسها از شمال و انگلیسیها از جنوب و بخشهایی از مرکز ایران پیش آمدند و اصفهان نیز در میانه رقابت این دو قدرت قرار گرفت؛ رقابتی که برای مردم، بیش از آنکه معنای سیاسی داشته باشد، با ناامنی، کمبود ارزاق و دشواری زندگی معنا میشد.
وقتی جنگ به سفره مردم رسید
قحطی بزرگ ایران یکی از تلخترین پیامدهای سالهای جنگ جهانی اول بود؛ بحرانی که تنها نمیتوان آن را به خشکسالی یا کاهش تولید نسبت داد و بخش مهمی از آن به وضعیت راهها و حملونقل و حضور نیروهای خارجی در کشور بازمیگشت.
محمود فروزبخش، اصفهانپژوه و کارشناس تاریخ معاصر ایران در گفتوگو با خبرنگار فارس در اصفهان با اشاره به این دیدگاه که برخی تلاش میکردند توطئههای استعمار در ایران را صرفاً توهم بدانند، اظهار داشت: امروز این نگاه بیش از گذشته با واقعیتهای تاریخی قابلسنجش است؛ بهویژه آنکه جامعه ایران در ماههای اخیر بهصورت مستقیم آثار و تبعات دخالت قدرتهای خارجی را لمس کرده است و دیگر نمیتوان دشمنی و مداخله استعمارگران را صرفاً یک ادعای تاریخی دانست.
وی افزود: دخالتهای انگلستان در ایران را میتوان در دو قالب «استعمار کهن» و «استعمار نو» بررسی کرد. در دوره استعمار قدیم، یکی از مهمترین نمونهها به جنگ جهانی اول بازمیگردد؛ زمانی که ایران با وجود اعلام بیطرفی، عملاً از سوی نیروهای خارجی اشغال شد و بخشهایی از کشور، بهویژه در جنوب، در اختیار نیروهای انگلیسی قرار گرفت.
قحطی بزرگ؛ وقتی جنگ به سفره مردم رسید
این کارشناس تاریخ معاصر ادامه داد: پیامد این اشغال، در کنار حضور و مداخلات روسیه، بروز یک قحطی گسترده در ایران بود؛ قحطیای که با شیوع بیماریهای واگیردار همراه شد و شمار زیادی از مردم را به کام مرگ فرستاد. اصفهان نیز از این وضعیت در امان نماند و شرایط بهگونهای بود که امکان دفن بسیاری از جانباختگان وجود نداشت.
فروزبخش با اشاره به ابعاد اقتصادی و ارتباطی این قحطی گفت: مسئله فقط کمبود تولید مواد غذایی نبود، بلکه بخش مهمی از بحران به اختلال در شبکه مواصلاتی و حملونقل کشور بازمیگشت. برای نمونه، ممکن بود در نجفآباد مواد غذایی وجود داشته باشد، اما اصفهان با کمبود شدید مواجه شود. در شرایطی که راهها ناامن شده و امکانات حملونقل در خدمت نیروهای بیگانه قرار گرفته بود، بخشی از ارزاق نیز به نیروهای نظامی خارجی اختصاص مییافت.
وی تصریح کرد: عواملی مانند ضعف کشاورزی، خشکسالی و احتکار نیز در تشدید بحران نقش داشتند، اما نمیتوان نقش اشغالگران و سیاستهای نیروهای خارجی را در ایجاد و تشدید این وضعیت نادیده گرفت.
از اشغال مستقیم تا استعمار از پشت پرده.
اما داستان انگلستان در ایران به سالهای جنگ جهانی اول ختم نشد. پس از آنکه دوره اشغال مستقیم سپری شد، شیوه نفوذ انگلیس نیز تغییر کرد و شکل تازهای به خود گرفت.
فروزبخش با بیان اینکه انگلستان پس از روی کار آمدن پهلوی، شیوه مداخله خود را تغییر داد، بیان کرد: با روی کار آمدن رضاشاه، شکل استعمار انگلیس از حضور و اشغال مستقیم بهنوعی استعمار نو تغییر کرد. در ظاهر، حکومت پهلوی حکومتی مستقل و مقتدر بود، اما در تحلیل ساختار قدرت آن دوره، باید به نقش شبکههایی از نیروهای وابسته و جریانهای سیاسی و فکری مرتبط با انگلستان توجه کرد.
وی مهمترین مطالبه انگلستان در دوره رضاشاه را بهرهبرداری از منابع نفتی ایران دانست و افزود: رضاشاه در مقطعی قرارداد نفتی پیشین را بهصورت یکجانبه لغو کرد و تلاش کرد این اقدام را نشانه استقلال خود نشان دهد، اما در ادامه و تحتفشار انگلستان، قرارداد جدید نفتی به امضا رسید؛ قراردادی که سالها منافع نفتی ایران را تحتتأثیر قرار داد و مطابق با آن ایران را تا سال ۱۳۷۲ شمسی درگیر انگلستان میکرد، اما سرانجام با نهضت ملیشدن صنعت نفت کنار گذاشته شد.
نفت؛ نقطه تلاقی استعمار انگلیس و آمریکا
فروزبخش ادامه داد: پس از کودتای ۲۸ مرداد نیز با تشکیل کنسرسیوم نفتی، نفوذ خارجی بر صنعت نفت ایران ادامه پیدا کرد. در این ساختار، طرف انگلیسی سهم قابلتوجهی از کنسرسیوم را در اختیار داشت، درحالیکه سهم ایران از درآمد حاصل از فروش نفت بسیار محدود بود.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین اگر بخواهیم تاریخ مداخله انگلستان در ایران را بررسی کنیم، نباید فقط به اشغال نظامی و حضور نیروهای انگلیسی محدود شویم؛ این مداخله در دورههای مختلف، از اشغال مستقیم و تأثیرگذاری بر امنیت و معیشت مردم تا نفوذ سیاسی و اقتصادی و سلطه بر منابع نفتی ایران، شکلهای متفاوتی به خود گرفته است.
نقشجهان؛ شاهد خاموش یک تاریخ تلخ
آنچه امروز از آن روزها باقیمانده، فقط چند سند و روایت تاریخی نیست. اصفهان در آن سالها یکی از شهرهایی بود که فشار ناشی از ناامنی، اختلال در مسیرهای ارتباطی و کمبود ارزاق را تجربه کرد؛ شهری که میدان نقشجهان آن، در کنار همه شکوه تاریخیاش، بخشی از تلخترین روزهای مردم را نیز به چشم دیده است.
حالا سالها از آن روزها گذشته و نقشجهان دوباره پر از زندگی است؛ اما تاریخ در گوشههای همین شهر باقیمانده است. تاریخی که نشان میدهد استعمار همیشه با لشکر و پرچم وارد نمیشود؛ گاهی با قرارداد نفتی، گاهی با کنترل راهها و تجارت و گاهی از مسیر نفوذ سیاسی، اما نتیجه یک چیز است: مردمی که هزینه رقابت قدرتهای بزرگ را میپردازند.
اصفهان آن روزها را پشت سر گذاشته است، اما نقشجهان هنوز ایستاده؛ گویی شاهدی خاموش است برای روزی که جنگ قدرتهای خارجی، تا قلب شهر و سفره مردم رسید.
منبع: فارس
12303987
مهمترین اخبار وبگردی











