اداره سانسور؛ موفقترین بخش ارتش آمریکا

باشگاه خبرنگاران جوان - آمریکا و متحدانش برای فرار موشکهای ایران از لایههای پدافندی کسی را مجازات نمیکنند؛ اما برای کسانی که خط پدافند رسانهای و ادراکی را میشکنند، جز داغ و درفش و به خاک سیاه نشاندن زندگیشان، چیزی ندارند. در جنگ ۴۰ روزه، سلب تابعیت، اخراج از کشور و شهادت بر اثر شکنجه، تنها برای فیلمبرداری و انتشار تصاویر حملات ایران به پایگاههای آمریکا، نهایت تلاشهای دشمن برای چنگ و دندان نشان دادن به جوامع منطقه بود.
در این میان، یکی از رسانههایی که گزارشهایی در خصوص سانسور گسترده در منطقه داشت، بخش فارسی بیبیسی است. اشارههای متعدد خبرنگار این رسانه نسبت به سانسور شدید و همچنین روایت ضبط تجهیزات تصویربرداری آنها در خاک دولتهای عربی با وجود برخورداری از مجوز و ارائه آن، نشانهای مهم نسبت به عمق سانسور و شدت عمل در اجرای آن توسط دشمن است. در روزهای اخیر، بیبیسی برای چندمین نوبت، به سانسور شدید اشاره کرده آن هم در هفتمین ماه تداوم جنگ و درگیری میان ایران و دشمن. باید توجه داشت هرچند این گزارشها درباره سانسور صحیح هستند، اما اصل وجود سانسور امری محزر بوده و سرویس فارسی بیبیسی، میکوشد با بازتولید روایتهای مبتنی بر آن، دسترسی و نفوذ خود در جامعه ایرانی و طیفهای مختلفش را حفظ کند.
ریشه خشم دشمن از دوربین
دشمن چند مشکل با تصویربرداری از حملات ایران به مواضع خود دارد:
۱- آزادی انتشار تصاویر، کنترل اوضاع را از دست آنها خارج میکند. این برای حکومتهای عربی و قلدریمآبی صهیونیستها زیانبار است. جرئت یافتن مردم از تصویربرداری از پایگاههای نظامی مهم و یا فیلمبرداری شهروندان فلسطینیتبار رژیم صهیونیستی از اصابتها به مواضع رژیم، بهزعم این حکومتها میتواند مردم و ساکنان مخالف را نسبت به آنها شجاع کند.
۲- با نمایش اصابت، تخریب و رعب و وحشت باعث ادراک از قدرت ایران میشود. این قضیه که ایران با حملات به خاک ۸ دولت، این دولتها و آمریکا را به چالش کشیده، معنایی جز قدرت ایران به مخاطب القا نمیکند؛ هرچند دشمن بکوشد آن را تهاجمی و خشن بودن ایران نشان دهد؛ چه اینکه چنین کاری بسیار دشوار است، زیرا همه سیاست تهاجمی ترامپ را میدانند.
۳- به طور کلی، طرف حملهکننده نیاز به ارزیابی نتایج حملات خود در ابعاد مختلف دارد. این ارزیابی تنها منحصر به اصابت نیست بلکه مسائل مختلفی از جمله واکنش جامعه میزبان را هم در نظر میگیرد. بهزعم دشمن، انتشار تصاویر باعث میشود ایران فهم نسبی از نتایج حملات خود کسب کند.
۴- فیلمهای اولیه منتشرشده از حملات ایران به پایگاههای آمریکایی حکایت از ابراز خوشحالی مردم بهویژه در بحرین و اردن داشتند. این یک سرشکستگی برای آمریکا و دولتهای متحدش بود، زیرا عدم مشروعیت آنان را در جامعه نمایش میداد. در این میان جوامع منطقه، پس از انتشار تصاویر حملات، در شبکههای اجتماعی واکنشی منفی نشان داده و علت حملات و بروز ناامنی را وجود پایگاههای آمریکایی و استفاده از آنها علیه ایران معرفی میکردند.
۵- دولتهای منطقه تلاشی جدی برای حفظ تصویر خود بهعنوان مناطق امن سرمایهگذاری خارجی و گردشگری دارند. افشا شدن خسارتها و تحولات مناطق مورد اصابت، در طولانیمدت وجهه این دولتها را تخریب میکند.
آمریکا کدام سربازان را جنازه حساب نمیکند؟
آمریکا در لشکرکشیهای خود از انواع مختلفی از سربازان استفاده میکند که باعث میشود ترکیب عجیبی شکل گیرد. آمریکا علاوه بر شهروندان خود، گروههای دیگری را هم در ارتش میپذیرد. یک عده، مربوط به مناطقی خارج از خاک آمریکا هستند که ساکنانش تبعه این کشور به حساب میآیند؛ اما شهروند آن نیستند. این گروه از برخی مزایا بهره میبرند؛ اما از تعدادی دیگر از مزیتها مانند حق رأی محروم هستند.
عدهای دیگر، افرادیاند که اقامت دائم آمریکا را از مسیری مانند گرینکارت دارند، اما تابعیت نگرفتهاند.
گروه بعدی، کسانیاند که خارجی بوده و قصد دارند با خدمت نظامی، بتوانند از قوانین موجود برای کسب تابعیت بهره ببرند. طبق آمارها از پایان جنگ جهانی اول تا به امروز حدود ۸۱۸ هزار تبعه خارجی از طریق خدمت نظامی تابعیت آمریکا گرفتهاند. از سال ۲۰۰۱، تا سال ۲۰۲۴، تعداد این افراد ۱۴۸ هزار نفر بوده است. هماکنون، ۵۰ هزار خارجی در ارتش خدمت میکنند. این عدد بزرگ بوده، اما نسبت به تعداد کل نفرات ارتش کوچک به نظر میرسد باید چند نکته را مدنظر قرار داد. به این افراد کارهای خطرناک بیشتری داده میشود. ازسویدیگر، این افراد پس از چند سال خدمت نظامی تابعیت میگیرند که نشان میدهد اگر این افراد محاسبه شوند، تعداد کل خارجیها احتمالاً به ۱۵ درصد ارتش برسد.
علاوه بر این موارد که شامل نظامیان ارتش آمریکا هستند، واشنگتن از طریق شرکتهای امنیتی، اتباع آمریکای لاتین را برای امور نظامی جذب میکند. این شرکتها تجمعی از قوای مزدور بهویژه کلمبیایی را در بحرین و کویت برای حمله نظامی ایجاد کرده بودند که با حملات، نزدیک به ۲۰۰ نفر کشته شدند. این افراد توسط شرکتهای امنیتی جذب میشوند که نهتنها شهروند آمریکا نیستند بلکه به دلیل عدم عضویت در ارتش، نمیتوانند با استناد به خدمت نظامی تابعیت این کشور را به دست آورند. اگر شما مزدوران شرکتهای امنیتی آمریکایی، خارجیهای عضو ارتش آمریکا و ساکنان مناطق تحت کنترل این کشور را بکشید، این آمار بهراحتی سانسور شده و جزء تلفات اعلام نمیشوند. دراینخصوص ارتش آمریکا بههیچعنوان این افراد را گردن نمیگیرد؛ بهویژه که حاوی اتهام استفاده از مزدوران است.
طعم اصیل سانسور در دیکتاتوریهای قرن بیستویکمی
دولتهای عربی، ذاتاً سختگیری زیادی بر جوامع خود دارند. اگر در غرب آسیا، ایران و ترکیه دارای دموکراسیاند، در پاکستان با وجود کودتاهای متعدد و دخالت در سیاست، رأیگیری صحیح برقرار است در دولتهای عربی و بهویژه در حاشیه جنوبی خلیجفارس، همه چیز بالعکس است. صفی از کشورهای مختلف و حتی موجودیتهای نامشروع انتخابات برگزار کرده و تحتتأثیر آرای شهروندان خود هستند، اما در کشورهای عربی خبری از این رخداد نیست. بدترین وضعیت نیز مربوط به حاشیه جنوبی خلیجفارس است. مجالس در این دولتها و در سوریه، حتی شامل آرای نمایشی نیست و به طور کامل انتصابی هستند. در عربستان و سوریه جولانی که از سعودیها الگوبرداری کرده، حاکم و رئیس کشور همزمان نخستوزیری و ریاست کابینه را هم برعهده دارد. این دولتها در طول جنگ، سانسور بسیار شدیدی اعمال کردند بهگونهای که در مقاطعی از جنگ فرانس ۲۴ گزارش کرد بیش از یک هزار نفر در خاک دولتهای عربی به اتهام ضبط یا انتشار تصاویر حملات ایران دستگیر شدهاند. برخلاف رژیم صهیونیستی، در کشورهای عربی مانند بحرین و یا اردن، مردم از اصابت موشکها به پایگاههای آمریکایی ابراز خوشحالی میکردند که این یک سرشکستگی بزرگ برای دولتهای وابسته این کشورها بود. طبق گزارشها در بحرین، بین ۲۰ تا ۲۶ ماه مه بیش از ۳۰۰ نفر بازداشت شده و ۳۴ نفر به دلیل انتشار پستهای اینستاگرامی با این تصاویر، به حبسهایی بین ۳ تا ۱۰ سال محکوم شدند. بخش تاریکتر ماجرا، سلب تابعیت است. امری که البته مسبوق به سابقه بوده و در موارد متعددی این مجازات علیه شهروندان دولتهای عربی به کار گرفته شده است. در کویت یک هزار نفر و در بحرین ۶۹ نفر سلب تابعیت شدهاند.
سانسور از فضا
شرکتهای تصویربرداری ماهوارهای از ارائه تصاویر بهروز برخی مناطق منع شدهاند و محدودیت دسترسی به تصاویر ماهوارهای کار تحقیقاتی را دشوار کرده است. این سانسور بهقدری جدی بود که هیچ شرکت آمریکایی تصویری از جنگ منتشر نکرد. در مقابل، اما ایران، چین و برخی کشورهای اروپایی، تصاویری از چند پایگاه را منتشر کردند که حکایت از اصابتهای موفق به آنها داشت؛ این در حالی بود که مقامات آمریکایی و دولتهای میزبان، خسارات و اصابتها را تکذیب کرده بودند. شرکت ماهوارهای «پلانتلبز» آمریکا در حین جنگ درباره این تصمیم، ضمن موقت خواندن آن اعلام کرد چنین اقدامی با هدف جلوگیری از انتشار کنترلنشده تصاویر اتخاذ شده است؛ زیرا احتمال دارد آنها در حملات علیه آمریکا مورداستفاده قرار گیرند.
سانسور از فضا، شرکتهای آمریکایی را خفه کرد؛ اما زورش به همه نرسید. این، اما به معنای بیتفاوتی واشنگتن نبود و این کشور تهدیداتی علیه شرکتهای خارجی ناقض دستور خود مطرح ساخت؛ آمریکا حقی برای اعمال فراسرزمینی قوانین و دستورالعملهای داخلی خود ندارد؛ اما تحمیل آنها، رویهای معمول در واشنگتن است.
آمریکا برای ملزم ساختن دیگران به اعمال سانسور کوشید چین و روسیه را به ارائه اطلاعات برای هدفگیری پایگاههای خود متهم کند. هدف این اتهامزنی متمایل کردن دولت چین به شرکتهای ماهوارهای بود. در خصوص روسیه فشارها متفاوت بودند. روسیه تعدادی ماهواره تصویربرداری به ایران فروخته و آمریکا قصد داشت با متهمساختن این کشور، مسکو را به اعمال فشار و محدودکردن تهران در استفاده از این ماهوارهها سوق دهد.
منبع: فرهیختگان
12303977
مهمترین اخبار وبگردی











