چاکرای باز و عقل بسته

باشگاه خبرنگاران جوان - دوربین گوشی روی پایه ثابت است تا لایو اینستاگرام با بالاترین کیفیت پخش شود. در کادر تصویر، مردی میانسال روی زمین افتاده و بدنش با حرکاتی تشنجگونه و غیرارادی به هم میپیچد. موسیقی مرموزی با فرکانسهای خاص و ترکیب شده با صداهای طبیعت در پسزمینه در حال پخش است. فردی که خود را «استادِ درمانگر» مینامد، دستهایش را با فاصلهای چند سانتیمتری از سر بیمار در هوا میچرخاند، تکه سنگی آبیرنگ را روی پیشانی او میگذارد و با دستوری قاطع میگوید: «انسداد باز شد؛ تاریکیها را رها کن!» ناگهان سر بیمار به عقب میجهد! هزاران نفر بهصورت زنده در حال تماشای این صحنه و ارسال کامنتهای حیرتزده هستند. برای کسی که از بیرون نگاه میکند، این صحنه ترکیبی از یک معجزه و جنگیری مدرن است، اما برای بیماری که چند ده میلیون تومان بابت این «پکیج درمانی» پرداخت کرده، لابد این آخرین امید برای رهایی از یک بیماری لاعلاج است.
سالها پیش اخبار حوادث پر بود از گزارشهای مربوط به دخمههای زیرزمینی و رمالهایی که در شهرها با ادعای انرژیدرمانی و احضار ارواح، فجایع غیرقابلجبرانی رقم میزدند. اما امروز با گسترش شبکههای اجتماعی، آن دخمههای تاریک جای خود را به صفحات پرزرقوبرق اینستاگرامی، کلینیکهای ثبتشده تحت عنوان «مؤسسات فرهنگی» و وبسایتهایی با درگاههای پرداخت مستقیم دادهاند. تقریباً اغلب صفحات فعال در حوزه توسعه فردی، طب مکمل یا حتی بلاگرهای سبک زندگی، در حال تولید محتوا درباره معجزات «انرژیدرمانی»، «چاکرا تراپی» و «هیپنوتیزم درمانی» هستند. آنها معتقدند ریشه تمام بیماریهای جسمی و روانی، از افسردگیهای حاد تا تومورهای بدخیم، در انسداد جریانهای انرژی و گرههای ناخودآگاه نهفته است و راه نجات، خرید دورههای آموزشی یا رزرو وقت ویزیت از این اساتید خودخوانده است. میتوان گفت یک موج شبهعلمی در فضای مجازی راه افتاده است که با دستکاری باورهای عمومی، تقاضایی کاذب برای درمانهای اثباتنشده ایجاد میکند. ذینفعان این ماجرا، با بهرهگیری از خلأ آگاهی عمومی و ضعف مفرط نهادهای نظارتی، تجارتی چندمیلیاردتومانی را بر پایه امیدها و استیصال بیماران بنا کردهاند. بررسیهای میدانی و تحلیل فکتهای علمی نشان میدهد آنچه تحت عنوان انقلاب در پزشکی تبلیغ میشود، در واقع بازتولید خرافات چندصدساله با روکشهای مدرن است.
پروژه «فرا دانشگاهی» و پکیجهای نجومی
در سالهای اخیر تعداد زیادی صفحه فعال در اینستاگرام و ایکس و همچنین چندین کانال در تلگرام ادعاهای مشترکی را مطرح میکنند. از وعده درمان امراض روحی و جسمی بهوسیله پاکسازی چاکراها تا آموزش انرژیدرمانی در چند جلسه. در این میان فعالیت مجموعههایی تحت عنوان «انرژیدرمانی به سبک ریکی» قابلتوجه است. بر اساس بررسیهای صورت گرفته توسط خبرنگار «فرهیختگان»، این مجموعه تنها به ویزیت بیماران اکتفا نمیکند، بلکه مدل اقتصادی خود را بر پایه فروش یک سیستم درآمدزایی بنا کرده است. آنها پکیجهای آموزشی خود را با قیمتهای گزافی در حدود ۱۷ میلیون تومان به فروش میرسانند. وعده اصلی این پکیجها، آموزش تکنیکهای «خود هیپنوتیزمی و دگر - هیپنوتیزمی» به خریداران است. به این معنا که این مؤسسات ادعا دارند هر فردی با پرداخت این مبلغ و گذراندن چند ساعت دوره آنلاین، نهتنها قادر به حل مشکلات روانی خود و دیگران خواهد بود، بلکه میتواند با هیپنوتیزمکردن دیگران، کسبوکار درمانی مستقلی راه بیندازد.
بعد از مواجهه با این فعالیتها پرسشی که برای مشاهدهکنندگان مطرح میشود، این است که چنین آموزشهایی با چه مجوزی، بر اساس کدام پروتکل علمی و از سوی کدام نهاد ارائه میشود؟
خبرنگار «فرهیختگان» در تماسی پوششی و با معرفی خود بهعنوان یک متقاضی، از پشتیبان یکی از این مجموعهها درباره مبنای علمی دورهها پرسوجو کرد. نتیجه این پیگیری، مواجهه با کلیدواژهای مبهم و عجیب بود؛ آنها فعالیت خود را «علم فرا دانشگاهی» مینامند. فروشندگان این پکیجها مدعیاند که مباحث مطرحشده در چهارچوبهای محدود دانشگاههای کلاسیک نمیگنجد و ریشه در دانشهای متافیزیک و نوعی حکمت عملی قابلانتقال دارد. استفاده از پیشوند «فرا» در کنار کلمه دانشگاه، در واقع یک سپر دفاعی برای فرار از پاسخگویی و فرافکنی درباره ماجراست. این جریان با الصاق برچسب «فرا دانشگاهی» به فعالیتهای خود، نظامپزشکی، اصول تحقیقوتوسعه و مراجع علمی را دور میزند و منتقدان را به عدم درک ابعاد بالاتر هستی که در سطح جهان نیز موردتأییدند متهم میکند.
تجارت سنگ و کالبدشکافی «چیکونگ پزشکی»
بخش دیگری از این بازار، ادغام مفاهیم شبهعلمی وارداتی با فروش محصولات فیزیکی است. بررسی صفحه فردی به نام «میم. ح» تحت عنوان استاد «چیکونگ پزشکی»، نمونه بارز این رویکرد است. در این روش که وامگرفته از سنتهای کهن چینی است، ادعا میشود که یک نیروی نامرئی به نام «چی» در بدن جریان دارد. فروشندگان این دورهها مدعیاند که با یادگیری تکنیکهای تنفسی و حرکتی مخصوص، میتوان انسدادهای این جریان انرژی را باز کرد و بیماریهای جسمی را از ریشه خشکاند.
اما مدل درآمدی این دست صفحات صرفاً به جلسات انرژیدرمانی ختم نمیشود. بخش عمدهای از فعالیت اقتصادی آنان، فروش سنگها و کریستالهای خاص است. مثلاً مجموعه سنگهایی با عنوان هفت چاکرا و نیز کریستالی به اسم «آکوامارین راف آفریقایی» در این صفحات به فروش میرسد. عرضهکنندگان ادعا میکنند که این سنگها صرفاً کانیهای طبیعی نیستند، بلکه «شارژ ارتعاشی» شدهاند و قراردادن آنها روی نقاط خاصی از بدن که همان چاکراهاست، مکمل قطعی و ضروری برای درمانهای چیکونگ محسوب میشود. سنگی که در بازارهای گوهرشناسی قیمتی مشخص و نهچندان بالا دارد، با برچسب «تعدیلکننده انرژی آفریقایی» به چندین برابر قیمت واقعی به بیماران فروخته میشود. ایجاد وابستگی درمانی به یک محصول فیزیکی بیاثر، روشی کلاسیک برای تضمین درآمد مستمر در بازارهای غیررسمی سلامت است.
پایه علمی انرژیدرمانی چیست؟
یکی از مهمترین چالشها در مواجهه با درمانگران غیررسمی، مسئله پاسخگویی و تضمین روند درمان است. وقتی بیماری برای درمان افسردگی حاد یا دردهای مزمن به این افراد مراجعه کرده و مبالغ هنگفتی پرداخت میکند، چه حقوقی دارد؟
در جریان دستیابی به پاسخ این پرسش، خبرنگار «فرهیختگان» طی تماس با چندین مدعی انرژیدرمانی و هیپنوتیزم، درخواست تضمین کتبی یا شرط بازگشت وجه در صورت عدم اثربخشی مطرح کرد. پاسخ یکی از چهرههای شناختهشده این حوزه، استفاده صریح از یک مغالطه منطقی برای فرار از تعهد بود. این فرد با فرافکنی اظهار داشت: «مگر پروفسور سمیعی وقتی میخواهد مغز یک بیمار را جراحی کند، به او تضمین صددرصد کتبی میدهد که درمان میشود؟ درمان یک پروسه است و تضمین در آن معنا ندارد.»
این فرد با پنهانشدن پشت نام بزرگان علم، عملاً سعی کرد سطح کار خود را برابر با پیچیدهترین جراحیهای پزشکی جا بزند. هدف از این مقایسه عجیب تنها یک چیز بود: اینکه در صورت نتیجهنگرفتن بیمار، هیچ وظیفهای برای پاسخگویی نداشته باشد و از زیر بار تعهد شانه خالی کند.
برای کالبدشکافی دقیقتر این ادعاها و سنجش آنها با ترازوی علم پزشکی، «فرهیختگان» به سراغ مراجع علمی رفته است. یکی از اعضای انجمن هیپنوتیزم ایران در گفتوگو با «فرهیختگان» اعتقاد دارد پشت پرده این ادعاهایی که با عنوان «فرا دانشگاهی»، به مراجع ارائه میشود نه یک نیروی ماورایی، بلکه یک مکانیزم کاملاً شناختهشده روانشناختی به نام «تلقین» نهفته است.
انرژیدرمانی، خرافهای به قدمت ۳۰۰ سال
برای کالبدشکافی دقیقتر این ادعاها و سنجش آنها با ترازوی علم پزشکی، «فرهیختگان» گفتوگوی مفصلی با دکتر سید محمدکاظم طباطبایی، دکترای روانشناسی و عضو هیئتمدیره انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران انجام داده است. بررسیهای تاریخی نشان میدهد آنچه امروز در اینستاگرام بهعنوان کشفیات نوین انرژیدرمانی تبلیغ میشود، ریشه در ادعاهای رد شده قرون گذشته دارد.
طباطبایی با اشاره به تاریخچه این پدیده میگوید: «حدود سیصد سال پیش، فرانتس آنتون مسمر پدیدهای را تحت عنوان «مغناطیس حیوانی» مطرح کرد. او باورداشت که یک سیال مغناطیسی در سراسر کیهان و بدن انسان جریان دارد و بیماریها ناشی از انسداد این جریان است؛ دقیقاً همان ادعایی که امروز تحت عنوان چاکرا تراپی و چیکونگ مطرح میشود. مسمر در زمان خود تلاش کرد به این مناسک رویکردی فیزیکی بدهد، اما بعدها دانشمندانی چون آنتوان لاوازیه با بررسیهای دقیق ثابت کردند که هیچ سیال یا انرژی مغناطیسی در کار نیست و آنچه موجب تغییر حال بیماران میشود، صرفاً پدیده «تلقین» است. بعدها جیمز برید نام علمی هیپنوتیزم را بر این حالت تلقینپذیری گذاشت.»در مواجهه با ادعای درمانگران امروزی مبنی بر ساطع شدن انرژی شفابخش از دستهایشان، علم پزشکی پروتکلهای مشخصی برای راستیآزمایی دارد. عضو هیئتمدیره انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران با تشریح یک پروتکل استاندارد، پایه ادعای انرژی درمانگران را اینگونه رد میکند: «اساس رواندرمانی و حتی هیپنوتیزم بر پدیدهای به نام «راپورت» (Rapport) یا ارتباط درمانی استوار است. اگر این ارتباط شکل نگیرد، درمانی رخ نمیدهد. اما انرژی درمانگر مدعی است که عامل درمان، ارتباط کلامی نیست، بلکه انرژی ساطع شده از درون اوست. برای سنجش این ادعا، آزمایشهای متعددی طراحی شده است.»
در این آزمایشها، تعدادی بیمار با ویژگیهای فیزیکی مشابه (مثلاً یک زخم مشخص روی شانه) در یک اتاق قرار میگیرند. انرژی درمانگر در اتاق مجاور، پشت یک شیشه رفلکس (یکطرفه) قرار میگیرد و بدون اطلاع بیماران، شروع به ارسال انرژی میکند. گروه شاهد نیز در شرایطی مشابه اما بدون حضور انرژی درمانگر بررسی میشوند. نتایج تمام پژوهشهای معتبر نشان میدهد که با حذف فاکتور «ارتباط کلامی و تلقین»، هیچ تفاوت معناداری در سرعت بهبود زخم بین گروه هدف و گروه شاهد وجود ندارد. اثربخشی مدعایی انرژیدرمانی، چیزی جز اثر دارونما (Placebo)، تلقین و مناسک نمایشی نیست که با برچسب فریبنده «انرژی کیهانی» به فروش میرسد.
تلقین بهمثابه نیروی محرکه؛ چرا بدن بیمار واکنش نشان میدهد؟
مشاهده حرکات غیرارادی و تشنجگونه بدن بیماران در ویدئوهای انرژیدرمانگران، این پرسش اساسی را مطرح میکند که ماهیت فیزیکی این پدیدهها چیست؟ آیا این واکنشها نشانهای از خروج «انرژیهای معیوب» است، یا صرفاً بازتاب قدرتمند مکانیسمهای روانی است که علم روانشناسی قرنهاست آن را شناسایی کرده است؟ همانطور که محمدکاظم طباطبایی در تحلیل تاریخی سخنان مسمر و تحقیقات لاوازیه اشاره کرد، آنچه امروز تحت عنوان انرژیدرمانی مشاهده میشود، اغلب نمود بیرونی تحریکات قوی و متمرکز بر سیستم عصبی از طریق تلقین است.
تلقین در روانشناسی به معنای فرایند تأثیرگذاری یک پیام بر فرد است، بهطوری که فرد آن پیام را بدون قضاوت منطقی یا ارزیابی انتقادی میپذیرد و آن را بهعنوان یک واقعیت درونی در نظر میگیرد. این فرایند بهویژه در وضعیتهای خاصی مانند هیپنوتیزم (که نیازمند ورود به حالت خلسه و کاهش فیلترهای منطقی ذهن است) یا در حضور یک مرجعیتِ متقاعدکننده و کاریزماتیک، بهشدت تقویت میشود. انرژیدرمانگران نیز دقیقاً از همین مکانیسم بهره میبرند و در پوشش انرژیدرمانی درواقع از همان فنون تلقین بهره میبرند.
تکنیکهای القای واکنشهای فیزیکی
مدعیان این حوزه، آگاهانه یا ناآگاهانه، از تکنیکهای شناختهشده تلقینی برای تولید واکنشهای فیزیکی در مراجعان خود استفاده میکنند:
ایجاد زمینه ذهنی و اثر انتظارات (Expectation Effect): هیچکس بهصورت اتفاقی وارد جلسه انرژیدرمانی نمیشود. مراجعان از قبل با مشاهده دهها ویدئو از حرکات عجیب دیگران، مطالعه کامنتهای مثبت و شنیدن داستانهای اغراقآمیز، ذهن خود را برای یک تجربه فراطبیعی آماده کردهاند. مغز آنها انتظار یک واکنش شدید فیزیکی را دارد و برای همسو شدن با این انتظار، بدن را وادار به شبیهسازی همان واکنشها میکند. در واقع، فرد نه قربانی یک انرژی ناشناخته، بلکه مجری انتظارات ذهنی خود میشود.
تلقین در محیط نمایشی: محیطی که این «اساتید» خلق میکنند (موسیقی خاص، نورپردازی، استفاده از عود و رایحههای مشخص و مهمتر از همه، حضور دیگران که در حال واکنشهای مشابه هستند) یک فضای تلقینی بسیار قوی ایجاد میکند. این پدیده که به «سرایت هیجانی»(Emotional Contagion) نیز نزدیک است، فرد را ناخودآگاه وارد یک اجرای نمایشی میکند که در آن، بدن او برای همرنگ شدن با جماعت، وادار به واکنشهای شدید میشود؛ واکنشهایی که اغلب در شرایط عادی و خارج از آن اتاق، هرگز تکرار نخواهند شد.
تلقینات کلامی و غیرکلامی مستقیم: جملاتی مانند «حس کن که انرژی در بدنت جریان پیدا کرده»، «الان سبکی را حس میکنی» یا «بگذار تمام انرژیهای منفی به شکل لرزش خارج شوند» دستورات مستقیمی به ناخودآگاه فرد هستند. حرکات دست درمانگر دور سر بیمار نیز نوعی تلقین غیرکلامی است که ذهن را متمرکز کرده و آن را برای پذیرش دستورات آمادهتر میکند. این دقیقاً همان کاری است که یک هیپنوتراپیست بهصورت علمی و کنترلشده انجام میدهد، با این تفاوت که انرژیدرمانگر آن را به یک نیروی ماورایی نسبت میدهد.
تفاوت هیپنوتیزم بالینی و نمایش انرژیدرمانی
محمدکاظم طباطبایی تأکید میکند که هیپنوتیزم بالینی نیز بر اساس تلقین است، اما تفاوت حیاتی آن در شفافیت، هدف و چهارچوب اخلاقی است. در هیپنوتیزم بالینی، درمانگر بهصراحت اعلام میکند که از ابزار تلقین برای کمک به بیمار جهت تغییر الگوهای فکری مخرب (مانند ترک سیگار یا مدیریت فوبیا) استفاده میکند. این فرایند هدفمند، ساختاریافته و تحت نظارت تخصصی است.
در مقابل، در انرژیدرمانی، مکانیسم اصلی یعنی «تلقین» پنهان شده و بهجای آن، یک «انرژی» مرموز و اثباتنشده معرفی میشود. هدف در اینجا نه درمان ساختاریافته بیمار، بلکه اجرای یک نمایش برای القای یک توانایی فراطبیعی به درمانگر و در نهایت، فروش محصول (سنگ، دوره یا پکیجهای درمانی) است؛ بنابراین، واکنشهای فیزیکی مشاهدهشده، نه شاهدی بر وجود انرژیهای شفابخش، بلکه گواهی بر قدرت شگفتانگیز تلقین بر ذهن و جسم انسان هستند؛ قدرتی که اگر از مسیر علم خارج شود، به ابزاری برای فریب و سودجویی تبدیل میگردد. همانطور که آزمایش فرضی دکتر طباطبایی (ایجاد زخم و تلاش برای درمان از پشت شیشه یکطرفه) نشان میدهد، با حذف ارتباط و تلقین، این «انرژی» ادعایی کاملاً بیاثر میشود.
هیپنوتیزم ابزار است، نه شغل مستقل
یکی دیگر از ابعاد خطرناک این تجارت، تقلیلدادن علوم پیچیده روانپزشکی به چند تکنیک ساده و فروش آن در قالب پکیجهای آموزشی است. تبلیغاتی که وعده میدهند افراد عادی میتوانند با پرداخت مبالغی به قیمت چند ده میلیون تومان تبدیل به «هیپنوتیزمدرمانگر» شوند، در تضاد مطلق با استانداردهای جهانی سلامت روان قرار دارند. دکتر طباطبایی در تشریح جایگاه علمی هیپنوتیزم به تصمیمات مراجع بینالمللی استناد میکند: «از سال 2013، انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) هیپنوتیزم را به طور رسمی وارد تکستبوکهای اصلی روانپزشکی کرد و آن را از بخش پزشکی جایگزین (که شامل عطر درمانی، انرژیدرمانی و… بود) خارج ساخت و در فصل رواندرمانی قرار داد. اما نکته کلیدی این است که علم، هیپنوتیزم را تنها یک «ابزار درمانی» میداند، نه یک شغل مستقل.»
برای درک بهتر این موضوع میتوان از یک تمثیل استفاده کرد؛ در نظام سلامت، شغلی به نام «سرنگدرمانگر» یا «چاقودرمانگر» وجود ندارد. پزشک یا جراح است که از سرنگ و چاقو بهعنوان ابزار کار خود استفاده میکند. هیپنوتیزم نیز منحصراً ابزاری در دست درمانگر متخصص است.
بر اساس قوانین کشور، تنها افرادی مجاز به مداخله درمانی و استفاده از این ابزار هستند که دارای تحصیلات آکادمیک پایه در رشتههای پزشکی، دندانپزشکی یا روانشناسی بوده و از سازمان نظامپزشکی یا سازمان نظام روانشناسی پروانه فعالیت دریافت کرده باشند. ورود افراد غیرمتخصص به این حوزه، عواقب جبرانناپذیری در پی دارد. بیماری افسردگی در بسیاری از موارد ریشههای بیولوژیک (ژنتیکی و سوختوساز مغزی) دارد که نیازمند مداخله دارویی است، یا دارای ریشههای پیچیده سایکولوژیک و سوشیال (اجتماعی) است. فردی که با خرید یک پکیج مجازی، بدون کمترین شناخت از آناتومی روان و فیزیولوژی مغز دست به مداخله هیپنوتیزمی میزند، در واقع بیمار را از دریافت درمانهای استاندارد و حیاتی محروم میکند.
توهم اعتبار مدارک آسیایی و آلمانی
گشتوگذاری در صفحات اینستاگرامی فعالان این حوزه، مخاطب را با انبوهی از گواهینامههای رنگارنگ مواجه میکند. مدارکی با متون انگلیسی یا آلمانی، مهرهای برجسته و بارکدهای مختلف که ادعا میشود فرد از «آکادمی بینالمللی فلان در آلمان یا اندونزی» مدرک مستر دریافت کرده است. این تکنیک، شباهت زیادی به ترفند فروشندگان داروهای تقلبی در بازار سیاه دارد که با برچسب «وارداتی بودن مسافرتی»، به کالای خود مشروعیت میبخشند.
ارزش حقوقی و علمی این مدارک در نظام سلامت ایران دقیقاً چقدر است؟ نظام بهداشت و درمان در سراسر جهان دارای مرزبندیهای سختگیرانهای است. حتی اگر یک فوقتخصص جراحی قلب از ایران قصد مهاجرت و طبابت در کشوری مانند کانادا را داشته باشد، سیستم بهداشت آن کشور بهسادگی مدرک او را نمیپذیرد و فرد ملزم به گذراندن دورههای تطبیقی و امتحانات دشوار است. دکتر طباطبایی دراینخصوص تصریح میکند: «وقتی مدارک رسمی بالاترین دانشگاههای دولتی برای عبور از مرزها نیازمند ارزیابیهای دقیق وزارتخانههای بهداشت هستند، چگونه یک گواهینامه صادره از یک مؤسسه خصوصی نامعلوم در هند یا آلمان، میتواند مجوز طبابت در ایران باشد؟ مؤسسات خارجی نهایتاً یک شرکت ثبتشده در کشور مبدأ هستند. هیچ نهاد بینالمللی یا مؤسسه خارجی حق صدور مجوز مداخله درمانی برای شهروندان ایرانی را ندارد. مرجع انحصاری تأیید صلاحیت درمانی در کشور، تنها وزارت بهداشت، سازمان نظامپزشکی و سازمان نظام روانشناسی است و این مدارک پرطمطراق، فاقد هرگونه ارزش قانونی برای دایر کردن مطب یا کلینیک هستند.»
حفرهی قانونی «ثبت شرکت» و کمکاری انجمن
پرسش نهایی که ذهن هر ناظری را به خود مشغول میکند این است که با وجود غیرقانونی بودن این رویهها، چگونه این بازار سیاه بهصورت کاملاً علنی و با درآمدهای میلیاردی در حال گسترش است؟ نهادهای نظارتی دقیقاً در کجای این معادله قرار دارند؟
بررسی ساختار فعالیت این افراد پرده از یک خلأ نظارتی خطرناک برمیدارد. درمانگران غیرمجاز برای فرار از رصد بازرسان وزارت بهداشت، از یک حفره قانونی استفاده میکنند: دورزدن سازمانهای متولی درمان از طریق «اداره ثبت شرکتها». یک پزشک یا روانشناس دارای پروانه، به طور مستمر زیر ذرهبین بازرسان معاونت درمان، بررسی پروندهها و کنترل تعرفهها قرار دارد. اما کلاهبرداران این حوزه، بهجای اخذ مجوز درمانی، شرکتی با عناوین کلی مانند «مؤسسه روانشناختی یا فرهنگی فلان» ثبت میکنند. با این ترفند، ماهیت فعالیت آنها از یک مرکز درمانی به یک مؤسسه تجاری/فرهنگی تغییر میکند. در نتیجه، تنها نهادهایی که ممکن است به آنها مراجعه کنند، اداره مالیات برای بررسی دفاتر مالی و اداره اماکن برای بررسی تخلفات صنفی عمومی است. ازآنجاکه این مکانها در سامانه وزارت بهداشت بهعنوان مرکز درمانی ثبت نشدهاند، بازرسان پزشکی اصلاً سراغ آنها نمیروند. این چرخه معیوب تا زمانی که یک شاکی خصوصی با آسیبهای شدید جسمی یا روانی به مراجع قضایی مراجعه نکند، به کار خود ادامه میدهد.
اما سهم نهادهای متولی تخصصی در این آشفتهبازار چیست؟ انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران بهعنوان بازوی علمی و قانونی این حوزه تحتنظر وزارت بهداشت و درمان، چه اقدامی برای مقابله با این سونامی خرافات انجام داده است؟ در جریان مصاحبه، با طرح این پرسش چالشی، دکتر طباطبایی بهصراحت به وظیفه مهم انجمن دراینخصوص اذعان کرد. وی اظهار کرد که این انجمن بهعنوان متولی قانونی، تاکنون در ایجاد یک سامانه یا پلتفرم منسجم، شفاف و در دسترس برای ثبت «گزارشهای مردمی» موفق نبوده است. درحالیکه وظیفه ذاتی چنین انجمنهایی ایجاب میکند تا با ایجاد بسترهای ارتباطی، امکان گزارشدهی سریع تخلفات شیادان مجازی را برای مردم فراهم کنند و با ارجاع مستندات به مراجع قضایی، مانع از فعالیت آنها شوند؛ اقدامی که تاکنون مسکوت مانده و تنها به برنامههای آینده موکول شده است.
تجارت با بیماری نیازمند ورود دستگاه قضایی است
صنعت بهوجودآمده از عرضه پکیجهای نجومی آموزش هیپنوتیزم و فروش سنگهای شارژشده تحت لوای طب مکمل، توانسته است در مدت زمان کوتاهی بازار سیاه پرسودی را بهدوراز چشم نهادهای متولی راه بیندازد. با گشتوگذاری در اپلیکیشنهایی همچون دیوار با انبوهی از تبلیغات مربوط به پکیجهای آموزشی، کتابهای انرژیدرمانی و چاکراتراپی و ابزارآلات اجرای فنون بیپایهواساس این شبهعلم مواجه میشویم.
نکته مهم در حاشیه این بازار سیاه این است که امید واهی به بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی و دردهای مزمن، تنها به هدررفت منابع مالی خانوادهها ختم نمیشود، بلکه با ایجاد تأخیر در روند درمانهای استاندارد پزشکی، جان بیماران را به خطر میاندازد.
پروپاگاندا و اقتصاد سیاسی نهفته در این ماجرا نشان میدهد که سوءاستفاده از کلمات تخصصی، استفاده از ضعف آگاهی جامعه و از همه مهمتر خلأهای قانونی در ثبت مؤسسات، بستر امنی برای سودجویان فراهم کرده است. سؤال اینجاست که چه زمانی وزارت بهداشت و نهادهای قضایی برای مسدودکردن حفره قانونی فعالیت درمانی تحت پوشش «شرکتهای تجاری» اقدام جدی صورت خواهند داد؟ و مهمتر از آن، تا زمانی که مراجع تخصصی مانند انجمن هیپنوتیزم در ایجاد سامانههای نظارتی کُند عمل میکنند، چند بیمار دیگر باید قربانی القائات کاذب صفحات مجازی و پکیجهای میلیونی شوند؟
منبع: فرهیختگان
12260770
مهمترین اخبار وبگردی











