
باشگاه خبرنگاران جوان - امروز هشتم شهریور ماه سالروز شهادت حجت الاسلام دکتر محمدجواد باهنر است. در تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی ایران، نامهایی ثبت شدهاند که هر یک به سهم خود، ستونهای این بنای عظیم را استوار کردهاند. حجت الاسلام دکتر محمدجواد باهنر، نه تنها یک روحانی و یک سیاستمدار متعهد بود، بلکه ادیبی خوشقلم و شخصیتی چندوجهی بود که با تلاشی بیوقفه و اخلاصی بیبدیل، عمر خود را وقف آرمانهای انقلاب و خدمت به مردم کرد.
حضرت آیتالله خامنهای درباره او میگویند: ««دکتر باهنر خصوصیات اخلاقی داشت که نظیر آن را ما خیلی کم داریم؛ مرحوم شهید مطهری و بیش از ایشان شهید بهشتی بسیار شیفته خصوصیات اخلاقی دکتر باهنر بودند مهمترین خصوصیات ایشان این بود که کار زیاد و مفید و جمع و جور را بدون هیچگونه تظاهر و هیجان ظاهری انجام میداد.مردی عمیق، صبور و بردبار، کم حرف، متین، پرکار، جدی، صمیمی، صدیق و با صفا بود. ایشان در نوشتن خوش ذوق، ادیب و دارای نوشتهای آهنگین و زیبا بود.»
پیوند حوزه و دانشگاه
شهید باهنر از جمله معدود طلاب و دانشآموختگان حوزه علمیه قم بود که به تحصیلات حوزوی اکتفا نکرد و برای تحصیلات آکادمیک راهی دانشگاه شد. این رویکرد پیشرو، نشان از درک عمیق او از نیازهای جامعه و ضرورت تلفیق دانش دینی و علوم جدید داشت. پیش از او، بزرگانی چون امام موسی صدر، دکتر بهشتی و آیتالله مفتح نیز این مسیر را پیموده بودند. این سه شخصیت بزرگ، که از حلقه درسی آیتالله سید محمد محقق احمدآبادی (داماد) بودند، با ورود از حوزه به دانشگاه، منشأ حرکات و برکات بسیاری شدند و اهداف مشترکی را در راستای توسعه فکری و فرهنگی جامعه پیگیری میکردند. هماهنگی و همراهی بین این بزرگان، نشان از یک دیدگاه استراتژیک و یکپارچه برای ترویج معارف اسلامی و پاسخگویی به چالشهای روز بود.
دکتر محمدجواد باهنر حدود سال ۱۳۳۷ دوره لیسانس خود را به پایان رساند و در ادامه تحصیلات دانشگاهی، دوره فوق لیسانس رشته امور تربیتی و دکترای الهیات را با موفقیت پشت سر گذاشت. این ترکیب بینظیر از تحصیلات حوزوی و دانشگاهی، به ایشان بینشی جامع و عمیق بخشیده بود که در فعالیتهای فکری و تشکیلاتیشان بسیار مؤثر افتاد.
شهید باهنر با درک عمیق از ریشههای مذهبی و فرهنگی انقلاب اسلامی، همواره بر نقش محوری سیره اهل بیت (ع) و به ویژه نهضت عاشورا در شکلگیری و تداوم حرکت انقلابی ملت ایران تأکید داشت. او در سخنرانیها، مقالات و کتابهایش، سعی عمدهای در انتقال این پیام به مخاطبان جوان داشت که برای فهم ریشههای انقلاب، باید به نهضت حسینی رجوع کرد. دکتر باهنر با اولویت دادن به بعد حماسی نهضت کربلا، بحث الگوپذیری از این نهضت مقدس را مطرح میکند و میگوید: نهضت حسین بن علی (ع) باید برای همیشه در تاریخ اسلام آن خاصیت اصیل خود را که خاصیت حماسی و انقلابی است حفظ کند و نیز چنین خاصیتی را مردم فراموش نکنند و بدانند که فداکاری حسین بن علی (ع) یک نهضت مقدس و خونین در برابر ظلم و بیعدالتی بود.
مؤلف کتاب گسترش نهضت حسینی با اشاره به الگوپذیری انقلاب از قیام حسینی (ع) و نیز از شعارها و حرکتهای این نهضت مینویسد: نهضت ما بیش از هر چیز از حادثه کربلا جان گرفته و از آنجا مایه گرفت و تغذیه و هدایت شد.
آزادی و مردمسالاری دینی
دکتر محمدجواد باهنر ضمن اشاره به این مسئله که عقیده، صرفاً یک سنت و تشریفات نیست، از آن به عنوان یک اصل زیربنایی و مبدأ انرژی و تحرک یاد میکند.باهنر با بررسی تاریخ انقلابهای جهان معتقد بود آزادی که به برکت انقلاب اسلامی به وجود آمده استثنایی است. او با اشاره به آزادیهایی که در انقلاب اسلامی حتی به مخالفان داده شده، میگوید: چنین آزادی در هیچیک از انقلابهای جهان سابقه ندارد: به خدا، اگر تاریخ انقلابهای دنیا را بخوانید، هیچ نمونهای را نخواهید دید که چهل روز بعد از انقلاب، از مردم بخواهند که در رفراندوم نسبت به نظام خود رأی دهند که جمهوری اسلامی میخواهند یا نه.
او معتقد بود: هیچیک از اقلیتهای پس از انقلاب، به دلیل مذهب و عقیده خود، مورد تعقیب قرار نگرفتند. دکتر باهنر مسئله آزادی را جز مسائل اساسی انقلاب اسلامی میدانست و میگفت: پیام انقلاب ما پیام عدالت، برابری، برادری، خداپرستی، آزادی، پیام شرف و مبارزه با ظلم و طاغوت و آزادی انسانهای مستضعف جهان از زیر ظلم طاغوتیان و استکبار جهانی است.
باهنر در خصوص آزادی و انقلاب اسلامی میگفت: مردم سالیان دراز زیر بار خفقان و زیر بار شکنجه بودند. بعد از پیروزی باید اجازه نفس کشیدن به مردم داده شود. مردم بتوانند اجتماع کنند، سخن بگویند، تشکیل حزب بدهند. انقلاب، آزادی را به ملت انقلابی هدیه کرد.
شهید باهنر اما در مسئله آزادی به بیان مفاهیم کلی اکتفا نمیکرد و آزادی را از ابعاد مختلف مورد اشاره قرار میداد، از جمله در موضوع حق انتخاب و مردمسالاری دینی. او در این باره میگفت: شاید بعضی نگران باشند و بگویند، در حکومت آینده، سهم مردم چه خواهد شد؟ بایستی توضیح بدهم که ما در همه فصلهای قانون اساسی جای پای مردم و حضور مردم و رأی مردم و حق انتخاب مردم را میبینیم. مردم آزادانه رئیس جمهور انتخاب میکنند. نمایندگان مردم طی چهار سال، قدرت قوه مقننه را در دست دارند. این هم یک مورد از حضور مردم در نهادهای حکومتی باز مردم در شوراها برای انتخاب نمایندگان خود در شهر، در روستا، بخش و حتی نمایندگانش در مجلسی که بین ایالات استانها تشکیل خواهد شد، مستقیماً رأی میدهند و نمایندگان خودشان را انتخاب میکنند.
شهید حجت الاسلام باهنر دغدغههای اسلامی و انقلابی خود را در موضوع آزادی به دفعات بیان کرده بود. باهنر در تفسیر مقوله آزادی بر این باور بود که بشر فطرتاً میخواهد آزادانه به آنچه میل دارد عمل کند.
دکتر باهنر در تمایزی که میان آزادی در فرهنگ اسلامی و آزادی به سبک و قرائت غربی قائل میشود، معتقد است: جوامع متمدن حرفی جز حفظ نظام اجتماعی ندارند و قلمرو مقررات آنها هم از حدود اجتماع و مصالح اجتماعی تجاوز نمیکند، ولی محیط فکر و اخلاق و عقیده و روح را آزاد گذاشتهاند و تلاشهای آنها در این موارد، اگر هم باشد از حدود تشریفات نمیگذرد، اما اسلام برای کنترل افراد، محیط وسیعتری را در نظر گرفته است. او میخواهد اجتماع منظم باشد، فکر منظم باشد، اخلاق پاک، عمل صحیح، روح هم متکامل و آزاد باشد، لذا در همه شئون دستور دارد. این نگاه جامع به آزادی، نه تنها آزادی از قید و بندهای بیرونی را شامل میشود، بلکه آزادی معنوی و اخلاقی را نیز در بر میگیرد.
مسئله عدالت
حجت الاسلام دکتر باهنر همراه با توجهی که به آزادی داشت، از مسئله عدالت نیز غافل نبود. چرا که معتقد بود یکی از مطالبات اصلی ملت انقلابی ایران در نهضت اسلامی، عدالت بود. او میگفت: عدالت در هر پست و مقامی متناسب است با آن پست و مقام. مثلاً عدالت قاضی حکم به حق کردن است و عدالت امام و رهبر اجتماعی آن است که هدفش اجرای حقوق عادلانه همه مردم باشد و بسط و گسترش عدالت اجتماعی و اقتصادی و حقوقی در بین تمام امت، لذا عدالت حاکم مفهومی بسیار گسترده دارد. در جامعهای که حکومتش براساس مکتب نباشد، اقتصادش براساس مکتب نباشد، حرکتش براساس مکتب نباشد، این جامعه جامعه مکتبی نیست. هرچند صدها و هزاران مسجد داشته باشد؛ هرچند قرآن به صورتهای مختلف در آن جامعه چاپ بشود؛ هرچند ضریحها و معجرها به صورتهای مختلف بر بالای قبر امامزادهها گذارده شود و هرچند عزاداریهای پرشور در مراسم عزا انجام شود. اما جامعه، جامعه مکتبی نیست، جامعه، جامعه اسلامی نیست، بلکه جامعه سنتی است. این جملات قاطع و روشنگر، خط فکری شهید باهنر را به وضوح نشان میدهد: جامعه اسلامی واقعی، جامعهای است که تمام شئون آن بر اساس مکتب الهی و اصول عدالت شکل گرفته باشد، نه صرفاً ظواهر و شعائر دینی. او به خوبی میدانست که بدون عدالت، حتی عبادات و مناسک نیز نمیتوانند ضامن سعادت جامعه باشند.
منبع: مهر
12221154