حلقه گمشده آینده شغلی

سالها هزینه برای درس و دانشگاه، همیشه به شغلی متناسب با تحصیلات ختم نمیشود. اما آینده شغلی به تجربهای هم نیاز دارد که نقطه شروعش میتواند یک کسبوکار کوچک در کنار تحصیل باشد.
گروه زندگی: برای بسیاری از پدر و مادرها، هموار کردن مسیر تحصیل، مهمترین راه حمایت از آینده شغلی فرزندان است. پشت این همراهی، سالها هزینه، نگرانی و حمایت عاطفی قرار دارد؛ با این امید که فرزندشان پس از پایان درس، بتواند روی پای خود بایستد. اما اگر میان آموختههای او و نیاز بازار کار فاصله باشد، آیا مدرک بهتنهایی میتواند این انتظار را برآورده کند؟
محمدرضا دانهکار، پژوهشگر و کارشناس توسعهدهنده کسبوکار، در این گزارش بر ضرورت همراه شدن تحصیل با مهارت عملی و تجربه اقتصادی تأکید میکند. او توضیح میدهد که کسبوکارهای کوچک چگونه میتوانند به فرصتی برای یادگیری تبدیل شوند و خانوادهها چطور میتوانند مسیر این تجربه را برای فرزندانشان باز کنند.
دانهکار معتقد است میان آنچه در کلاسهای درس آموزش داده میشود و آنچه بازار کار نیاز دارد، شکافی وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. به گفته او، وقتی جوانی پس از سالها تحصیل وارد کاری نامرتبط میشود، باید درباره جای خالی مهارتآموزی در مسیر آمادهشدن او برای زندگی شغلی تأمل کرد.
این پژوهشگر، سهم فارغالتحصیلانی را که در رشته تحصیلیشان مشغول به کار نیستند، «۹۰ درصد» عنوان میکند و این پرسش را پیش میکشد که آیا فرزندانمان را برای زندگی آماده کردهایم یا صرفاً برای گرفتن گواهینامه؟
او هشدار میدهد که حتی دوازده سال سرمایهگذاری آموزشی، اگر با مهارت عملی و اقتصادی همراه نباشد، ممکن است نتیجه مورد انتظار خانواده را نداشته باشد. در این نگاه، مسئله کمارزش دانستن تلاش والدین یا کنار گذاشتن تحصیل نیست؛ مسئله این است که حمایت مالی و عاطفی، بدون توجه به مهارتمحوری، لزوماً امنیت شغلی ایجاد نمیکند. تحصیلات یکی از ستونهای این مسیر است، نه تمام آن.
راه پیشنهادی دانهکار، قرار گرفتن سه موضوع در کنار یکدیگر است؛ تحصیل، کسبوکار کوچک و مسئولیتپذیری سازنده.
ضلع نخست، تحصیل و دانش علمی است که به تقویت تفکر و شکلگیری ساختار ذهنی کمک میکند. ضلع دوم، تجربه یک کسبوکار کوچک است تا نوجوان یا جوان، چرخه پول و سازوکار بازار را بشناسد. ضلع سوم نیز مسئولیتپذیری است؛ تجربهای که به او کمک میکند فقط مصرفکننده نباشد و ایجاد ارزش را هم یاد بگیرد.
این کارشناس برای توضیح موضوع، درآمد ماهانه ۳ تا ۵ میلیون تومان از یک فعالیت کوچک را مثال میزند. تأکید او بر بزرگی درآمد نیست؛ مهم این است که نوجوان بفهمد چگونه میتوان با یک فعالیت، ارزش افزوده ایجاد کرد و به درآمد رسید.
به گفته دانهکار، چنین تجربهای شناخت فرد از کار را به دریافت حقوق محدود نمیکند؛ او بهتدریج یاد میگیرد پول چگونه به دست میآید و فعالیت اقتصادی چه مسیری دارد.
دانهکار به وضعیتی اشاره میکند که در آن، تمام وقت فرد یا صرف درس خواندن میشود یا در سالهای بعد، به اضافهکاری برای پرداخت اقساط میگذرد. او معتقد است میان این دو وضعیت، میتوان مسیری برای آموختن مهارت و ترکیب آن با دانش روز پیدا کرد.
در این مسیر، مهارتهای سنتی و فنی از فناوریهای جدید جدا نیستند. این پژوهشگر، هوش مصنوعی و دانش مرتبط با آن را قابل ترکیب با حوزههایی مانند تعمیر موبایل، کامپیوتر و لوازم خانگی، کشاورزی مدرن، دامپروری و هنرهای فنی میداند.
از نگاه او، پیوند مهارت تخصصی با دانش جدید میتواند زمینه فعالیت فرد را در جایگاه یک پیمانکار متخصص فراهم کند. دانهکار یادآور میشود که بسیاری از کارآفرینان موفق نیز کار خود را از همکاری پروژهای با شرکتهای بزرگ و فعالیت پیمانکاری آغاز کردهاند.
نقش خانواده در این مسیر، فقط تأمین هزینه آموزش نیست. دانهکار از والدین میخواهد به جای محدود کردن انتظارشان به «فقط درس بخوان»، فضایی فراهم کنند که فرزندشان بتواند ایدههایش را در آن امتحان کند.
منظور او شروع یک فعالیت بزرگ و پرریسک نیست. تجربههای کوچک نیز میتوانند فرصتی برای آشنایی با کار، پذیرفتن مسئولیت و شناخت بازار باشند؛ تجربههایی که در محیط امن خانواده شکل میگیرند.
این کارشناس، دو نمونه از چنین فرصتهایی را مطرح میکند؛ تجربه یک دادوستد کوچک در سفر و جدی گرفتن فعالیتهای پارهوقت و خانگی.
به پیشنهاد دانهکار، سفر زیارتی یا تفریحی میتواند فرصتی برای تجربه محدود یک فعالیت اقتصادی باشد؛ برای مثال، خریدوفروش یک محصول مشخص یا امتحان کردن بستهبندی و بازاریابی آن.
در این مثال، فرزند خانواده فرصت پیدا میکند ریسک کوچکی را تجربه کند و ایدهاش را از حد فکر به مرحله عمل برساند. این همان آزمون و خطایی است که دانهکار بر فراهم شدن فضای آن در خانواده تأکید دارد.
به گفته این پژوهشگر، کسبوکارهای پارهوقت و خانگی نیز نباید نادیده گرفته شوند. ارزش این فعالیتها فقط به درآمدشان محدود نیست؛ آنها میتوانند هوش مالی و اعتمادبهنفس فرد را تقویت کنند.
در چنین نگاهی، کوچک بودن یک فعالیت، دلیل بیاهمیت بودن آن نیست. فرزند خانواده در همین تجربههای محدود، فرصت پیدا میکند مسئولیتی بپذیرد، کاری انجام دهد و نتیجه تلاش خود را ببیند.
دانهکار تأکید میکند که تشویق نوجوانان و جوانان به کسبوکارهای کوچک، قرار نیست وعده ثروتمند شدن ناگهانی باشد. هدف، پرورش افرادی است که در کنار مصرف کردن، توان تولید و ایجاد ارزش را هم داشته باشند و پیش از گرفتار شدن در فشار کار و بدهی، با هوش مالی و ارزش کارآفرینی آشنا شوند.
از این منظر، توجه به آینده شغلی فرزندان به معنای انتخاب میان درس و کار نیست؛ میتوان تحصیل را حفظ کرد و در کنار آن، جایی هم برای تجربههای کوچک اقتصادی باز گذاشت. خانواده با فراهم کردن همین فرصت، به فرزندش کمک میکند پیش از ورود جدی به بازار کار، ساختن، مسئولیت پذیرفتن و به دست آوردن درآمد را تجربه کند.
مطالب مشابه را از صفحه زندگی خبرگزاری فارس دنبال کنید.
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافهبازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
#آینده_شغلی_فرزندان
#کسبوکارهای_کوچک
#مهارتآموزی
#هوش_مالی
#کارآفرینی











