چرا سلطنتطلبان از کرامت انسانی خود عبور کردهاند؟

اخیرا فیلمی از یکی از بلاگرهای خارج نشین منتشر شده که در آن چهار دست و پا به سمت عکس رضاخان رفته و از وی تمجید میکند، سؤال اساسی این کشور چرا سلطنتطلبان برای حمایت از پهلوی از کرامت انسانی خود میگذرند؟
گروه فارس پلاس: حمایت سیاسی، در یک جامعه سالم، باید بر پایه انتخاب آگاهانه، حق شهروندی و احترام به کرامت انسان شکل بگیرد؛ اما آنچه در بخشی از جریان سلطنتطلب مشاهده میشود، پرسشهای جدی درباره مرز میان هواداری سیاسی و فروکاستن شخصیت انسانی در برابر یک چهره سیاسی ایجاد کرده است.
از دستبوسی و افتادن به پای رضا پهلوی تا نمایشهای تحقیرآمیزی که برخی هواداران در فضای مجازی به نمایش میگذارند، گویی در این جریان، هر روز شکل تازهای از افراطگرایی سیاسی به عرصه عمومی راه پیدا میکند. جالب است که در این میان گویی هر چقدر افراد شخصیت انسانی خود را بیشتر لگدمال کنند بیشتر خود را طرفدار فرقه پهلوی نشان میدهند.
وقتی شهروند به رعیت تبدیل میشود
یکی از مهمترین دستاوردهای تمدن سیاسی جدید، به رسمیت شناختن انسان بهعنوان شهروندی صاحب حق، اراده و شأن مستقل است؛ انسانی که قرار نیست در برابر قدرت سیاسی زانو بزند یا برای اثبات وفاداری خود، لگدمال شدن کرامتش را به نمایش بگذارد.
با این حال، انتشار تصاویر و ویدئوهایی از دستبوسی، افتادن به پای رضا پهلوی، تضرع و زاری در برابر درب منزل وی و رفتارهای مشابه در برخی مراسمها، تصویری متناقض از ادعاهای بخشی از این جریان ارائه میدهد. جریانی که از آزادی، دموکراسی و حقوق شهروندی سخن میگوید، اما در برخی جلوههای هواداری خود، مناسبات ارباب و رعیتی را بازتولید میکند.
در همین چارچوب، نمایش چهار دستوپا رفتن یک بلاگر خارج نشین در برابر تصویر رضاخان نیز به نمادی قابل تأمل از شکلهای افراطی ابراز ارادت سیاسی تبدیل شده است؛ رفتاری که فارغ از نیت شخصی فرد، این پرسش را پیش میکشد که چرا برای اثبات یک گرایش سیاسی باید به نمایشهایی متوسل شد که یادآور مناسبات فرودستی و اطاعت بیچونوچرا هستند؟
مسئله صرفاً یک حرکت عجیب یا رفتار فردی نیست؛ مسئله، تناقضی عمیق میان ادعای آزادیخواهی و بازتولید فرهنگ سیاسی مبتنی بر تقدیس قدرت است.
اگر قرار است شهروند ایرانی از حق انتخاب و آزادی برخوردار باشد، چرا باید پیشاپیش در برابر یک خاندان سیاسی احساس حقارت کند؟
فرقهگرایی سیاسی؛ از تقدیس یک خاندان تا نفی عقلانیت
یکی از نشانههای جریانهای فرقهگرا، تبدیل یک شخصیت سیاسی به معیاری فراتر از نقد و پرسشگری است؛ بهگونهای که وفاداری به آن شخصیت، جای تحلیل عقلانی را میگیرد و هر رفتار افراطی بهعنوان نشانهای از تعهد و سرسپردگی توجیه میشود
در چنین فضایی، بهجای آنکه عملکرد یک چهره سیاسی با معیارهایی مانند استقلال کشور، منافع ملی، عدالت و حقوق مردم سنجیده شود، میزان ارادت نمایشی به او به ملاک وفاداری تبدیل میشود. نتیجه آن است که رقابت سیاسی از عرصه اندیشه و برنامه خارج شده و به مسابقهای برای اثبات وابستگی بدل میشود.
جریانی که در آن، گاهی تحقیر خود، تقدیس یک خاندان و نفی مخالفان، به ابزار نمایش وفاداری تبدیل میشود، باید درباره نسبت خود با آزادی و حقوق شهروندی پاسخگو باشد.
ویرانی طلبی سلطنت طلبان؛ رقص برای بمباران؛ تناقض بزرگ مدعیان آزادی
مسئله زمانی جدیتر میشود که این نوع هواداری افراطی از سطح رفتارهای نمایشی فراتر میرود و به موضعگیری درباره سرنوشت یک ملت میرسد تا جایی که ویرانی طلبی ایران به عنوان یک رقابت در ضدانقلاب تبدیل میشود.
در مواردی، چهرهها و هواداران منتسب به جریان سلطنتطلب از حمله نظامی به ایران حمایت کردهاند، از بنیامین نتانیاهو تشکر کردهاند یا با ادبیاتی تحقیرآمیز از دونالد ترامپ با عنوان «عمو» یاد کردهاند. در برخی نمونههای منتشرشده در فضای مجازی نیز شادی و پایکوبی در ارتباط با حمله نظامی به ایران به نمایش درآمده است.
این رفتارها یک تناقض بنیادین را آشکار میکند؛ چگونه میتوان از آزادی مردم ایران سخن گفت، اما همزمان از اقدامی حمایت کرد که ممکن است جان همان مردم را بگیرد، خانههایشان را ویران کند و زیرساختهای کشورشان را هدف قرار دهد؟
جشن گرفتن برای بمباران سرزمین خود و بیاعتنایی به جان شهروندان، با ادعای دفاع از آزادی و حقوق مردم سازگاری ندارد و نوعی دور شدن از عقلانیت سیاسی به نمایش میگذارد.
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
آخرین تحلیل تحولات روز را در فارس پلاس بخوانید.
#سلطنتطلبان
#پهلوی
#کرامت_انسانی
#مردم
#طرفداری
#بمباران
#ویرانی_طلبی











