بین‌الملل 10:02 - 26 بهمن 1404
رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیک میان عربستان و امارات از یمن تا سودان و شاخ آفریقا گسترش یافته و مدل‌های توسعه و ائتلاف‌های منطقه ای این دو کشور را در مسیر‌هایی واگرا قرار داده است.

عربستان در برابر امارات: وقتی متحدان به رقیب تبدیل می‌شوند

باشگاه خبرنگاران جوان؛ اعظم پورکند - در حالی که احتمال درگیری مستقیم بین عربستان و امارات متحده عربی اندک است، رقابت نوظهور بین آنها در حال تغییر شکل خاورمیانه است.

با حضور یک ناوگان عظیم آمریکایی در خلیج فارس و هشدارهای تهران، تحلیلگران استراتژیک  با وسواس احتمال حمله آمریکا به ایران را ارزیابی می کنند و پیامد‌های بالقوه آن را ترسیم می کنند. با این حال، بحران دیگری در خلیج فارس در حال شکل‌گیری است که احتمالاً زودتر یا دیرتر بروز خواهد کرد. اگرچه این بحران ممکن است مفاهیم آخرالزمانی رویارویی ایران و آمریکا را نداشته باشد، اما همچنان می‌تواند منطقه غنی از انرژی را بی‌ثبات کند و پیامد‌های عمده‌ای برای سیاست آمریکا داشته باشد.

این بحران قریب‌الوقوع به روابط فرساینده بین دو تن از نزدیکترین متحدان آمریکا در خلیج فارس - عربستان و امارات متحده عربی - مربوط می‌شود. اثرات این بحران نه تنها در منطقه، بلکه بسیار فراتر از آن احساس خواهد شد و بر نگرانی‌های امنیتی آمریکا در منطقه غنی از انرژی، منافع استراتژیک آن در خاورمیانه بزرگتر و قیمت نفت در سراسر جهان تأثیر خواهد گذاشت.

تا همین اواخر، اکثر ناظران سیاست خلیج فارس بدیهی می‌انگاشتند که عربستان و امارات متحده عربی با واشنگتن برای زیرنظر داشتن ایران و نیروهای مقاومت در منطقه و حفظ ثبات تولید و قیمت نفت هماهنگ عمل می‌کنند. در طول دهه ۲۰۱۰، به ویژه پس از ظهور محمد بن سلمان (MBS) به عنوان ولیعهد در عربستان و تثبیت قدرت توسط شیخ محمد بن زاید (MBZ) به عنوان حاکم ابوظبی و رئیس‌ امارات، به نظر می‌رسید این دو کشور در اولویت‌های سیاست خارجی خود همگرایی نزدیک و غیرمعمولی دارند. همکاری آنها در یمن، مقاومت مشترک در برابر اخوان‌المسلمین پس از بهار عربی، و همسویی علیه نفوذ منطقه‌ای ایران، ظهور یک «محور خلیج فارس» جدید را نشان می‌داد که قادر به تغییر شکل ژئوپلیتیک خاورمیانه بود.

با این حال، در زیر این نمای ظاهری انسجام، هر دو کشور به طور همزمان برنامه‌های بلندپروازانه تنوع‌بخشی اقتصادی و ابتکارات سیاست خارجی گسترده‌ای را آغاز کردند که در طول زمان، آنها را در مسیر‌های واگرای فزاینده‌ای قرار داده است. در حالی که روابط دیپلماتیک رسمی همچنان قوی است و رهبری کانال‌های ارتباطی را حفظ کرده‌اند، پایه‌های ساختاری مشارکت سعودی-اماراتی تضعیف شده است. تحلیلگران به طور فزاینده‌ای این رابطه را نه به عنوان یک اتحاد، بلکه به عنوان یک رقابت مدیریت‌شده توصیف می‌کنند - مجموعه‌ای از تعاملات رقابتی که با وابستگی متقابل، محدودیت‌های نهادی و تمایل غالب به حفظ ثبات شورای همکاری خلیج فارس (GCC) تعدیل می‌شود.

چشم‌انداز ۲۰۳۰ در برابر مدل ابوظبی: میدان‌داری اقتصاد

پس از سال ۲۰۱۵، هر دو کشور دستخوش تحولات داخلی عمیقی شدند. عربستان چشم‌انداز ۲۰۳۰ را راه‌اندازی کرد، طرحی بلندپروازانه برای جهت‌دهی مجدد اقتصاد خود به دور از نفت، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تبدیل ریاض به یک مرکز تجاری جهانی. هم‌زمان، امارات متحده عربی مدل دیرینه خود را به عنوان یک مرکز تجارت و خدمات فوق‌متصل، به ویژه با محوریت دبی و ابوظبی، عمیق‌تر کرد. در ابتدا، به نظر می‌رسید این مسیر‌ها مکمل یکدیگر هستند. با این حال، تا سال ۲۰۲۰، تضاد‌های بین این دو چشم‌انداز آشکار شد. هر دو، هدف انحصار کردن دفتر مرکزی منطقه‌ای شرکت‌های چندملیتی، عمل به عنوان مراکز اصلی ترافیک هوایی جهانی و تبدیل شدن به کریدور‌های لجستیکی اتصال اروپا به آسیا و آفریقا را داشتند. در حالی که هر دو تا درجات مختلف همچنان وابسته به اقتصاد نفتی بودند، به دنبال تنوع‌بخشی به بخش‌های انرژی خود بودند. از آنجا که هر دو کشور به دنبال ساخت اقتصاد‌های رقابتی جهانی بودند، مسیر‌های آنها از همسویی به رقابت ساختاری تغییر کرد. حوزه اقتصادی به میدان اصلی رقابت تبدیل شد.

آشکارترین نقطه تنش اقتصادی در سال‌های ۲۰۲۱-۲۰۲۲ ظهور کرد، زمانی که عربستان اعلام کرد قرارداد‌های دولتی فقط به شرکت‌های خارجی اعطا می‌شود که دفتر مرکزی منطقه‌ای خود را به خاک عربستان منتقل کنند. این به طور گسترده به عنوان یک چالش مستقیم برای دبی، به ویژه، که مدت‌ها پایگاه منطقه‌ای بی‌مناقشه برای شرکت‌های چندملیتی فعال در خاورمیانه بود، تفسیر شد. امارات متحده عربی به طور کلی این سیاست را تضعیف مزیت رقابتی خود در امور مالی، لجستیک و خدمات تجاری تلقی کرد. عربستان به وضوح قصد خود را برای پیشی گرفتن از امارات به عنوان مرکز مالی اصلی خلیج فارس نشان داد.

علاوه بر این، ایجاد هواپیمایی ریاض ایر و توسعه چند میلیارد دلاری فرودگاه توسط عربستان به طور مشخص برای رقابت با خطوط امارات، اتحاد و فلای‌دبی طراحی شده بود. مشخص شد که هدف عربستان تبدیل ریاض و جده به ابرمراکز هوانوردی اتصال آسیا، اروپا و آفریقا است - نقش‌هایی که از نظر تاریخی توسط دبی ایفا می‌شد. به طور مشابه، پروژه‌های بزرگ گردشگری جدید - نئوم، لاین، پروژه دریای سرخ و توسعه علا - برای بازآفرینی عربستان به عنوان یک مقصد گردشگری جهانی طراحی شده‌اند که مستقیماً تسلط امارات در بخش گردشگری، به ویژه گردشگری لوکس را به چالش می‌کشد.

از یمن تا سودان و شاخ آفریقا: جغرافیای گسترده رقابت

واگرایی در میدان نبرد: داستان دو راهبرد در یمن

تفاوت‌های بین عربستان و امارات متحده عربی در حوزه امنیت منطقه‌ای مشهود بود، جایی که استراتژی‌های ژئوپلیتیک آنها به شدت از هم فاصله گرفت. آشکارترین جلوه این واگرایی در یمن قابل مشاهده بود. در ابتدا، عربستان و امارات یک سیاست هماهنگ تنگاتنگ در قبال جنگ داخلی یمن دنبال می‌کردند. آنها در سال ۲۰۱۵ به طور مشترک عملیات طوفان قاطع را برای بازگرداندن دولت مستعفی یمن راه‌اندازی کردند.

با این حال، تا سال‌های ۲۰۱۷-۲۰۱۹، هر دو شروع به دنبال کردن اهداف متفاوتی در یمن کردند. اولویت‌های اصلی عربستان شامل حفظ امنیت مرز‌ها در امتداد مرز شمالی یمن، حفظ یکپارچگی قلمرو یمن تحت یک دولت مرکزی، مقابله با حملات موشکی و پهپادی انصارالله و جلوگیری از استقرار ایران بود. در حالی که برخی از اهداف امارات با اهداف عربستان همپوشانی داشت، امارات همچنین به دنبال تأمین امنیت گلوگاه‌های دریایی (باب‌المندب، عدن، المکلا)، توانمندسازی متحدان محلی خود مانند شورای انتقالی جنوبی (STC) و مقابله با حزب اصلاح وابسته به اخوان‌المسلمین بود. در نتیجه، در حالی که امارات نفوذ خود را در جنوب و امتداد ساحل تثبیت می‌کرد، عربستان در یک درگیری طولانی با انصارالله در شمال یمن گرفتار شد. 

این درگیری‌ها اخیراً زمانی به منصه ظهور رسید که شورای انتقالی جنوبی مورد حمایت امارات به قیمت از دست دادن نیروهای تحت حمایت عربستان، پیشروی‌های سرزمینی عمده‌ای در جنوب یمن انجام داد. سعودی‌ها مجبور به مداخله مستقیم برای معکوس کردن این پیشروی‌ها شدند و در این فرآیند، به محموله‌های تسلیحاتی امارات که برای تقویت قدرت نظامی شورای انتقالی جنوبی ارسال شده بود، حمله کردند. امارات سپس اعلام کرد که از صحنه یمن خارج می‌شود و سرمایه‌گذاری مشترک سعودی-امارتی را به هم ریخته رها کرد.

داستان دو نگاه به اسرائیل

اما یمن تنها جایی نیست که رقابت بین عربستان و امارات در آن جریان دارد. امارات روابطی با اسرائیل در هر دو حوزه استراتژیک و اقتصادی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، سعودی ها، در عین حال که مخفیانه با اسرائیل معامله می‌کند، از رابطه آشکار با رژیم یهود که می‌تواند به آرمان‌های رهبری آن در جهان عرب و اسلام آسیب برساند، بیم دارد. در حالی که امارات روابط دیپلماتیک با اسرائیل را حفظ می‌کند، عربستان در غیاب یک مسیر روشن برای تشکیل دولت فلسطین، پیوسته از انجام این کار خودداری می‌کند.

این واگرایی را می‌توان تا حدی با ترکیب جمعیتی دو کشور توضیح داد. تقریباً ۹۰ درصد از جمعیت امارات متحده عربی از اتباع خارجی هستند، در حالی که در عربستان، این نسبت بین ۴۲ تا ۴۴ درصد است. این بدان معناست که امارات از نظر واکنش داخلی به همسویی خود با اسرائیل چیز زیادی برای ترس ندارد، در حالی که عربستان باید در این مورد به ویژه با توجه به اهمیت نهاد مذهبی وهابی در ساختار حکومتی عربستان، نسبت به افکار داخلی بسیار حساس باشد.

اختلافات در خصوص سودان

سودان یکی دیگر از نقاط اصطکاک عمده بین عربستان و امارات است. در حالی که عربستان به همراه مصر از حامیان اصلی دولت نظامی سودان است، گزارش‌های موثقی وجود دارد که امارات مخفیانه برای رقیب آن، نیرو‌های واکنش سریع (RSF)، تسلیحات ارسال می‌کند. دلایل اقتصادی و سیاسی متعددی برای واگرایی در سیاست‌های آنها در قبال جنگ داخلی سودان وجود دارد، اما در نهایت، آنها به ترجیح کار با انواع مختلف بازیگران در دو سوی دریای سرخ، از جمله یمن، شاخ آفریقا و ساحل خلاصه می‌شود.

عربستان ترجیح می‌دهد از دولت‌های به رسمیت شناخته شده بین‌المللی حمایت کند، در حالی که امارات ترجیح می‌دهد از شبه‌نظامیان و گروه‌های شورشی حمایت مالی کند، به ویژه اگر بتوانند به آن دسترسی به بنادر بدهند. این مورد در شاخ آفریقا نیز صادق است، جایی که عربستان از دولت سومالی حمایت می‌کند در حالی که امارات مخفیانه از نهاد جداشده سومالی‌لند با همکاری اسرائیل حمایت می‌کند.

تهدید مشترک اما رویکردی متفاوت به ایران

در حالی که هر دو رژیم در ضدیت با ایران اشتراک نظر دارند، رویکرد‌های آنها نسبت به ایران بسیار متفاوت بوده است. تا همین اواخر، عربستان ایران را تهدید اصلی برای آرمان‌های خود در منطقه می‌دید. از سوی دیگر، امارات متحده عربی جمعیت قابل توجه ایرانی، به ویژه در دبی، دارد و روابط دیپلماتیک با تهران و یک رابطه تجاری مبادله‌ای را حفظ کرده است که برای هر دو کشور از نظر اقتصادی سودآور است.

رفع اختلافات عربستان با ایران در سال ۲۰۲۳، با میانجی‌گری چین، نشان‌دهنده یک تغییر استراتژیک از سال‌ها تقابل است، اما بدگمانی‌ها در هر دو طرف باقی است. امارات عادی‌سازی روابط عربستان و ایران را با خوش‌بینی محتاطانه، اما همچنین با نگرانی از اینکه ممکن است نفوذ اماراتی را به حاشیه براند، می‌نگرد.

به نظر می‌رسد پویایی شخصی بین رهبران سعودی و اماراتی محمد بن سلمان و محمد بن زاید،  نیز تأثیر عمده‌ای بر روابط دوجانبه آنها داشته است. بین سال‌های ۲۰۱۵، زمانی که محمد بن سلمان کنترل سیاست عربستان را به دست گرفت، و ۲۰۱۸، بسیاری محمد بن زاید را به عنوان مربی محمد بن سلمان جوان‌تر می‌دانستند. با این حال، از سال ۲۰۱۹، محمد بن سلمان به عنوان یک بازیگر مستقل و با اعتماد به نفس با جاه‌طلبی‌های بزرگ‌تر برای رهبری منطقه‌ای عربستان، به ویژه از طریق چشم‌انداز ۲۰۳۰، ظهور کرده است. این تغییر اصطکاک زیادی ایجاد کرده است. هر دو رهبر آرزوی تبدیل کشور خود به قدرت برتر خلیج فارس را دارند - شرایطی که ذاتاً رقابت ایجاد می‌کند.

علیرغم تنش‌های فزاینده و رقابت اقتصادی و سیاسی، به نظر نمی‌رسد در حال حاضر هیچ یک از این کشور‌ها علاقه‌ای به رساندن رابطه به نقطه شکست داشته باشند، که این امر به دلیل وابستگی متقابل اقتصادی و نگرانی‌های امنیتی مشترک است. علاوه بر این، با توجه به اشتراک در شکل حکومت سلطنتی، هر دو به حفظ ثبات اقتدارگرایانه علاقه‌مند هستند. هر دو بر تضمین‌های امنیتی آمریکا تکیه می‌کنند که به عنوان چسب استراتژیک عمل می‌کند و از اختلاف آشکار بین عربستان و امارات جلوگیری می‌کند.

علاوه بر این، بر خلاف رابطه عربستان و ایران، قطبی‌سازی ایدئولوژیک به عنوان عاملی در روابط رقابتی بین عربستان و امارات مفقود است. درگیری منافع آنها مبتنی بر عوامل مادی است که رقابت را قابل مدیریت‌تر می‌کند. با این وجود، خطر یک بحران، به ویژه در چارچوب جنگ داخلی یمن، نباید نادیده گرفته شود. اگر چنین بحرانی رخ دهد، وضعیت از قبل پیچیده و بی‌ثبات خلیج فارس و خاورمیانه بزرگتر را پیچیده‌تر خواهد کرد.

منبع: نشنال اینترست


12259327
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار بین‌الملل

بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» مذاکره‌ای که به رفع تحریم‌ها منجر نشود، به هیچ عنوان ارزش راهبردی ندارد. این اصل نه از سر لجاجت، بلکه بر پایه محاسبه‌ای عقلانی است. تحریم‌ها ابزار اصلی فشار آمریکا هستند و تا زمانی که این ابزار به‌طور مؤثر کنار گذاشته نشود، تهدید نیز به اشک...
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد دولت ترامپ ۹ مهاجر را که تابعیت کامرون را نداشتند، به این کشور اخراج کرده است.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» سخنگوی ریاست جمهوری روسیه گفت که کودتای خونین در اوکراین توسط غرب سازماندهی شد و مهم است که این را فراموش نکنیم.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیک میان عربستان و امارات از یمن تا سودان و شاخ آفریقا گسترش یافته و مدل‌های توسعه و ائتلاف‌های منطقه ای این دو کشور را در مسیر‌هایی واگرا قرار داده است.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» سوئیس اعلام کرد که عمان هفته آینده میزبان مذاکرات آمریکا و ایران در ژنو خواهد بود.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» وزیر خارجه دولت موقت سوریه می‌گوید که مذاکرات با رژیم صهیونیستی با هدف توقف مداخله و نه پذیرش شرایط تحمیل شده با زور در جنوب انجام می‌شود.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» اوباما یورش‌های ماموران اداره مهاجرت در مینه‌سوتا را محکوم کرد و تاکتیک‌ها را شبیه «دیکتاتوری‌ها» خواند.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» وزیر امور خارجه تایوان در رد اظهارات دیپلمات ارشد چین در کنفرانس امنیتی مونیخ مدعی شد که چین تهدید واقعی برای امنیت است.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» نشریه راهبردی «هیل» با اعتراف به بن‌بست واشنگتن، قدرت بازدارندگی و اراده پولادین جمهوری اسلامی ایران را عامل اصلی شکست نقشه‌های آمریکا دانست.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» منابع آمریکایی می‌گویند که ترامپ و نتانیاهو در دیدار اخیر خود توافق کرده‌اند که فشار بر ایران به ویژه در زمینه فروش نفت آن به چین افزایش یابد.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است