زن، مدیر احساسات و نگهبان آرامش

باشگاه خبرنگاران جوان - در هیاهوی زندگی مدرن و زیر فشار بی وقفه انتظارات اجتماعی و اقتصادی که بر دوش خانوادهها سنگینی میکند زن به عنوان مدیر عاطفی خانه نقشی تعیین کننده ایفا میکند. بسیاری از تنشهای روزمره که در ظاهر ناشی از مشکلات مالی یا ناهماهنگی در برنامههای کاری هستند در ریشه به فقدان یک مرکز ثقل روانی در خانه باز میگردند. مقام رضا که در معارف شیعی به عنوان یکی از ارکان چهارگانه ایمان شناخته شده است در اینجا نه یک مفهوم انتزاعی برای زاهدان گوشه نشین بلکه یک مهارت عملیاتی برای مدیریت بحرانهای خانوادگی است. زنی که به مقام رضا رسیده است به معنای زنی منفعل و تسلیم در برابر مشکلات نیست بلکه او کسی است که میتواند طوفانهای بیرون از خانه را با یک سپر نامرئی که از ایمان و آرامش درونی او سرچشمه میگیرد متوقف کند و فضای داخلی خانه را به دژی امن تبدیل نماید.
برای درک بهتر این موضوع باید بدانیم رضا به معنای چیست. در متون دینی ما رضا به معنای خشنودی قلبی از قضای الهی است. این خشنودی زمانی معنا پیدا میکند که ما با شرایطی خلاف میل خود مواجه میشویم. تصور کنید خانوادهای را که با یک مشکل ناگهانی اقتصادی مانند خرابی وسیلهای ضروری در خانه یا هزینههای غیرمنتظره پزشکی روبهرو میشود. در چنین موقعیتی دو واکنش قابل تصور است. واکنش اول که واکنش رایج جامعه امروز است غرق شدن در اضطراب و سرزنش کردن دیگران و زمین و زمان است. این رویکرد به سرعت فضای خانه را ملتهب میکند. زن در این حالت به جای آنکه مدیریت کننده باشد خود بخشی از تنش میشود. اما واکنش دوم واکنش زنی است که بر رکن رضا استوار است. او میداند که این اتفاق بخشی از تقدیر است که اکنون پیش روی او قرار گرفته و به جای جنگیدن با واقعیت آن را میپذیرد و از درون آن راه حل میسازد. این تفاوت نگاه دقیقا همان مرز میان فروپاشی خانواده و رشد آن است.
در آیه هشت سوره مبارکه بینه خداوند میفرماید رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ که به معنای این است که خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. این پیوند رضایت دو سویه در زندگی خانوادگی نیز خود را نشان میدهد. زنی که نسبت به مقدرات الهی در زندگی خود احساس خشنودی دارد به دیگر اعضای خانواده یعنی همسر و فرزندان نیز سیگنالهای اطمینان و آرامش ارسال میکند. این یک قانون ساده روانی است. وقتی مادر یا همسر یک خانه دچار اضطراب میشود این اضطراب مانند موجی در تمام اتاقها منتشر میشود و همه اعضا را درگیر میکند. برعکس وقتی زن خانه در مواجهه با مشکلات آرامش خود را حفظ میکند و با رضایت به آنچه پیش آمده نگاه میکند این آرامش مانند یک چتر محافظ بر سر تمام اعضای خانواده قرار میگیرد. این زن مدیر احساسات خانه است، زیرا اوست که تعیین میکند فضای خانه در لحظات سخت باید چگونه باشد.
امروزه فشارهای رسانهای و شبکههای اجتماعی یکی از بزرگترین دشمنان مقام رضا در میان زنان است. تصاویری که از زندگیهای لوکس و موفقیتهای بی وقفه در فضای مجازی منتشر میشود به طور مداوم این حس را به زنان القا میکند که زندگی آنها کافی نیست و آنها در رقابتهای زندگی عقب ماندهاند. این مقایسه دائم قاتل اصلی رضایت درونی است. زنی که دچار دام مقایسه میشود ناخودآگاه تمام توان انرژی خود را صرف جبران نداشتهها میکند و این تلاش مذبوحانه نه تنها آرامش را به ارمغان نمیآورد بلکه باعث ایجاد نوعی نارضایتی مزمن از همسر و فرزندان میشود. بازخوانی مقام رضا در این نقطه بسیار حیاتی است. زن مؤمن باید به این باور برسد که زندگی او یک پروژه منحصربهفرد است که در دستان حکمت الهی قرار دارد. او با درک اینکه هر خانواده مسیر رشد خاص خود را دارد از تله مقایسه رها میشود و به جای تمرکز بر نداشتهها بر داشتههای خود متمرکز میگردد.
در زمینه مدیریت عواطف باید توجه داشت که مدیریت احساسات به معنای سرکوب آنها نیست. زن مؤمن انسان است و غم شادی خشم و نگرانی را تجربه میکند. تفاوت او در نحوه مواجهه با این احساسات است. وقتی خشم ناشی از ناملایمات به سراغ او میآید او به جای آنکه اجازه دهد این خشم بر فضای خانه حاکم شود آن را با ذکر و یاد خدا و با نگاه به مقام رضا کنترل میکند. او میداند که این لحظات گذرا هستند. در زندگی شخصیتهای بزرگی که الگوهای تمدنی ما هستند میبینیم که چگونه آنها در سختترین شرایط مانند از دست دادن عزیزان یا فقر شدید با تکیه بر همین مقام رضا نه تنها فرو نپاشیدند بلکه توانستند کانون خانواده را گرم و پویا نگه دارند. این زنان مدیران بحران بودند، چون پیش از آنکه مدیریت خانه را به دست بگیرند مدیریت قلب خود را به دست گرفته بودند.
یک مثال عینی برای این مدیریت عاطفی در زندگی روزمره واکنش به اشتباهات اعضای خانواده است. همه ما با صحنههایی مواجه شدهایم که در آن کودک یا همسر اشتباهی میکند که باعث دردسر یا هزینه میشود. واکنش زن در این لحظات تعیین کننده است. اگر او با داد و فریاد و سرزنش واکنش نشان دهد ریشههای اعتماد را در خانواده میخشکاند. اما اگر او با نگاه رضا به تقدیر و با نگاه مهربان به خطای انسانی برخورد کند میتواند آن بحران کوچک را به یک درس بزرگ اخلاقی تبدیل کند. او به همسر یا فرزندش یاد میدهد که خطای انسانی بخشی از زندگی است و مهم این است که چگونه از آن عبور کنیم. این رفتار به اعضای خانواده میآموزد که خانه محل امنی است که در آن اشتباهات باعث طرد شدن نمیشوند بلکه محل یادگیری و اصلاح هستند.
نکته دیگر در این بحث پیوند میان مقام رضا و امید تاریخی است. زن در خانه حامل امید است. اگر زن ناامید شود تمام خانواده ناامید میشود. مقام رضا به زن این قدرت را میدهد که در تیرهترین روزها هم چراغ امید را روشن نگه دارد. او میداند که خداوند در پس هر سختی گشایشی قرار داده است. این امیدواری ریشه در عقیده عمیق او دارد که باور دارد دنیا در حال حرکت به سمت یک هدف والا و الهی است. این نگاه کلان به زندگی باعث میشود که ناملایمات کوچک نتوانند کمر همت او را خم کنند. او فرزندان خود را با این روحیه تربیت میکند که فرزندانی امیدوار و فعال بار بیایند نه فرزندانی منفعل و افسرده که با اولین باد مخالف از مسیر منحرف میشوند.
برای پیاده سازی این مقام در زیست روزمره نیاز است که تمرینهای کوچکی انجام شود. یکی از این تمرینها تغییر لحن گفتار در هنگام بروز مشکلات است. به جای استفاده از جملات منفی و ناامیدانه مانند اینکه همه چیز تمام شد یا ما همیشه بدشانس هستیم میتوان از جملاتی استفاده کرد که نشان دهنده توکل و رضا باشد. جملاتی مانند اینکه خدا بزرگ است این هم یک تجربه بود یا ان شاء الله که در پس این ماجرا خیری نهفته است. این تغییر لحن شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما تاثیرات عمیقی بر ذهنیت اعضای خانواده دارد. کلمات بار انرژی دارند و وقتی زن خانه با آرامش و رضایت سخن میگوید فضای خانه را سرشار از انرژی مثبت میکند. این همان کاری است که یک فرمانده کارکشته در میانه میدان نبرد انجام میدهد تا سربازانش روحیه خود را نبازند.
بسیاری از زنان که درگیر کارهای بیرون از خانه و مدیریت همزمان شغل و خانواده هستند دچار فرسودگی شدید میشوند. آنها فکر میکنند باید همه کارها را به صورت بی نقص انجام دهند. مقام رضا در اینجا به معنای پذیرش محدودیتهای انسانی است. زنی که به مقام رضا رسیده است میداند که او یک موجود بی نهایت نیست و قرار نیست همه مشکلات دنیا را حل کند. او با این پذیرش از بار سنگین کمال گرایی رها میشود. او یاد میگیرد که بهترین تلاش خود را بکند، اما اگر نتیجه آن چیزی نشد که میخواست با دلی آرام بپذیرد که آنچه باید میشد شد. این آرامش درونی باعث میشود که او در خانه خسته و بداخلاق نباشد و بتواند در همان زمانهای محدود حضور در کنار خانواده انرژی و محبت واقعی نثار آنها کند.
مدیریت عواطف توسط زن در چارچوب مقام رضا همچنین تاثیر مستقیمی بر سلامت همسر دارد. مردان در دنیای خارج از خانه با فشارهای سنگینی مواجه هستند و خانه باید محلی باشد که آنها بتوانند در آن بازسازی روحی شوند. اگر زن خانه خود دچار تنش و نارضایتی مداوم باشد مرد در خانه هم آرامش نمییابد و این چرخه تنش دائم بازتولید میشود. اما وقتی مرد وارد خانه میشود و با زنی مواجه میشود که با وجود همه مشکلات زندگی را با رضایت و آرامش مدیریت میکند او احساس میکند که در جای امنی قرار گرفته است. این انرژی مثبت زن مانند اکسیژنی است که خستگی را از تن مرد بیرون میکند و او را برای تلاش بیشتر در روزهای آینده تقویت مینماید.
در نهایت باید گفت که مقام رضا یک انتخاب آگاهانه و مستمر است. اینگونه نیست که یک بار آن را به دست بیاوریم و تا آخر عمر همراه ما باشد. هر روز و هر لحظه با مواجهه با اتفاقات کوچک و بزرگ ما در حال آزمایش هستیم. اینکه در مقابل ترافیک شلوغ در مقابل دیر رسیدن به یک مهمانی در مقابل بدقولی یک دوست یا در مقابل یک بیماری ساده چگونه واکنش نشان میدهیم عیار رضای ما را مشخص میکند. زنانی که این مسیر را انتخاب میکنند نه تنها خود به تعالی میرسند بلکه خانواده را هم به سطحی از امنیت روانی میبرند که در دنیای امروز بسیار کمیاب است. این همان رازی است که باعث میشود برخی خانوادهها با وجود کمبودهای مادی احساس ثروتمندی کنند و برخی دیگر با وجود رفاه کامل در فقر عاطفی غوطه ور باشند. زن مدیر احساسات خانه با نگاه رضا به هستی ثروتی را در خانه تولید میکند که هیچ ارزشی با آن قابل معاوضه نیست.
منبع: خبرآنلاین
12304034
مهمترین اخبار وبگردی











